The first 142 lines.
،ست بالاخره تونست داخل قلعهی کاسلین مارلین بشه
،ولی وقتی داشت از دست نگهبانا فرار میکرد داخل جای عجیبی شد
.اون داخل یه دستگاه مرموز به دام افتاد
،همون موقع شوالیههای جادوگر پیام ورود نمسیس روحی دریافت کردن
.و برای شکست دادنش راهی حومه شهر شدن
،اوچو در تلاش
،و میلی که میخواست قدرتش رو ثابت کنه
.اونا وقتی دیدن که نمسیس شبیه سته غافلگیر شدن
!ست
ها؟
نبرد روحی روحی
"نبرد روحی"
وسط هوا منجمد شد؟
.این باید از دعای خیر مارلین بزرگ باشه
...الان شانس ماست که
...یعنی که
!شوالیه جادوگرا
دوتا ازشون اونم الان، عه؟
مثل همیشه، هفت تا از شما !روحی رو محاصره کنین تا نتونه فرار کنه
!بقیه تون برای یه حملهی همه جانبه آماده شید
!ما همه چیزمون و روی این حمله میذاریم
!اطاعت
!بریم تو کارش! هماهنگی
...جیزو
!نه
!نمیتونیم حمله کنیم
!لطفاً حمله نکنین
...چرا شما
!لرد برانگور، لطفاً به حرف مون گوش بدین
!اون نمسیس نیست
!خرا
!اولاً،من اونیم که دستور میده
...دوماً ... عه... دوماً
!من اینو تحمل نمیکنم
...التماستون میکنم! فقط گوش کنین
!شما از این حمله محروم میشین
!برگردین به قلعه !بعداً میرسم بهتون
!وایسا، لطفاً
!بریم تو کارش! هماهنگی
!جیزونی
!جیزونی
!نه... لطفاً، وایسین
!لطفاً این کارو نکنین
!دارم بی حس میشم
...خیلی بده! دارم
...من باید
.یه جوری از اینجا برم بیرون
به حرکت واکنش نشون میده؟
!هی، تو یکم ضعیفی
ازم میترسی، نه؟
...تو حتی
!روحی حرکت کرد
...ست
!حرکت تموم کنندم...حرکت قفل کننده نهایی
.برام سخته هیچ حسی ندارم
.باید از اینجا بیام بیرون، اونم سریع
.یه لوله اونجاست
یعنی خارج از محدوده ی جادوی پروژکتوره؟
...اگه بتونم بپرم اونجا
...بدنم ... نمیتونه
!نه! اینجا آخر کارم نیست
!فرار کرد
!سریع، کارش و تموم کن
.چیزی نیست، دیابال
!اون دیگه کارش تمومه
...من
...نمیخوام
روحی ناپدید شد؟
!چه خبره؟ ما که هیچکاری نکردیم
...آه، مارلین بزرگ
.این باید یکی از معجزات مارلین بزرگ باشه
!آروم باشین .اولین کاری که باید بکنیم اینه که باید آروم باشیم
.ما که نمیدونیم روحی برای همیشه رفته یا نه
.نصفتون اینجا با من میمونین تا مراقب اوضاع باشیم
.اطاعت
.نصف دیگه هم، برگردین به قلعه و تو حالت آماده باش بمونین
.لرد برانگور
چیه؟
!چندتا از رفیقامون وقتی روحی داشت حمله میکرد سقوط کردن
چی؟
پس، ام ...دومین ... ام ... دومین
.ناپدید شدن
.انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده
!اوه،لعنت بهش !به سرعت بفهمید الان چه اتفاقی داره میافته
مشکل چیه؟
.اطاعت
.من حس خیلی بدی دارم
عه؟
،تا وقتی که ناپدید نشده بودن متوجه نشدم
.ولی اتصالم با ست از بین رفته
چی؟
.یکی اونجاست
شوالیه جادوگر؟
.آره، احتمالا بخاطر جنگ سقوط کردن
مُردن، نه؟
.و اولویت اصلی ما جادوگر شاخ داره
.میدونم، اونا هنوز زندهن
کسی که اونا رو نجات داده .خوابوندتشون
ولی کی؟
...اون جادوگری که پانسمان
.همونی که تو شهر رامبل بود
.اره
یکی از دوستای پسره شاخ داره؟
.احتمالشزیاده
،ای پدر تفتیش افکار
...کسی که معجزه رو بنیانگذاری کرد
!این شیطان را مجازات بفرما
!این فاصله رو پاک کن
دو تا تردست، عه؟
.خوب نیست
.چه شمشیرای تیزی
،اگه گیریم توسط درخت از پشت محافظت نمیشد
.گیریم هیچ شانسی نداشت
،بهتر از همه، اگه این مرد مردد نبود
.گیریم چارهای جز ضد حمله زدن نداشت
دراگانو! واسه چی وایسادی؟
،اگه اون دوست جادوگر شاخ دار باشه
.پس جون کلی آدم و تو شهر رامبل نجات داده
!تسلیم شو، جادوگر باندپیچ
ها؟
!نوبه
!نذار این چیزا نزدیک بشن
.جادوگر احتمالا داخل یکی از اونا قایم شده
رفته؟
.نه، اون از نقطه کور ما برای فرار استفاده کرد
.اونجاست
خطا زد؟
.ولی یکی با مهارت اون نمیتونه خطا بزنه
!نمیتونی فرار کنی، همین الان تسلیم شو
اون میتونه به جایی که توش بیوفته تلپورت کنه؟
...هیچ راه فراری نیست
.گیریم چارهای نداره
بالاخره از کمونت استفاده کردی؟
.آره
.ولی خیلی دیر استفاده کردی
.رفته
.خون
...خون با ارزش گیریم
!لئوگون
!جرئت نکن به گیریم دست بزنی
!من جرئت نمیکنم به ارباب گیریم دست بزنم
هرگز! فهمیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.