The first 200 lines.
تقديم ميکند Opus Sub تيم ترجمه «خاطرات الحمرا»
«قسمت پانزدهم»
ترجمه و زيرنويس OpusSub Team
ممنون
چه بوي خوبي داره
تو غذا نميخوري؟
تمام روز کجا بودي؟
تو که يه وقت نرفته بودي ديدن يو جينو که کمکش کني قايم بشه، نه؟
کار احمقانه اي نکن
اگه پليس بفهمه ممکنه پاي تو هم به اين قضيه کشيده بشه
ميخواي اسمت بره تو اخبار؟
الو؟ هي، چه خبر شده؟
خيلي وقته بهم زنگ نزدي حالت خوبه؟
هيجو؟
شمارهي هيجو رو نداشتم اين بود که به تو زنگ زدم
شمارهي هيجو واسه چي؟
شنيدم سه جو ديروز اينجا سر و کله اش پيدا شده
چي؟
خوش اومدين
يه ميز براي يه نفر؟
از اين طرف بفرماييد
صبر کن بببينم تو برادر هيجو نيستي؟
چرا خودتي. تو برادر هيجويي، درسته؟
هي، ببين! برادر هيجو اومده
شنيدم سه جو ديروز تو کافه آلکازابا پيداش شده
کجا بودي؟
هيجو خيلي دنبالت گشت
رفتم خونه، ولي اونجا خالي بود
خانواده ـت برگشتن کره نميدونستي؟
اين پرواز خوبه؟
من فقط آدرسش تو کره رو دارم
بايد قبل از اينکه بري بهش زنگ بزني
حتي خبر نداشته خانواده ـش برگشتن کره
خوزه براش يه بليت هواپيما گرفته
منم الان اينا رو شنيدم
خوزه ميخواد بدونه سه جو به سلامت رسيده خونه يا نه
با هواپيما اومده؟
کِي؟
،خوزه براش يه بليت گرفته ولي نميدونه واقعا سوار هواپيما شده يا نه
فکر ميکنه بايد تا الان رسيده باشه
نه، هنوز نرسيده
من الان خونهي هيجو ام
ولي واقعا خودِ سه جو بوده؟ مطمئنه سه جو بوده؟
!هيجو
!هيجو، بيا بيرون
من به هيجو خبر ميدم آره، بهش ميگم بهت زنگ بزنه
ممنون خبر دادي خداحافظ
هيجو. اونجا رو ببين
اون سه جو نيست؟
چه خبر شده؟
اون ديگه کيه؟
سه جو
هي، سه جو
!مادربزرگ، سه جوئه. سه جو اومده
...واي خدا، چي
الان چي گفت؟
هي، چي شد؟
واقعا که
واقعا سه جوئه
مادربزرگ، واقعا سه جوئه
واي خدا، پسره
...خدايا
پسرهي بي فکر
آخه تو کجا بودي؟
پس تو زنده بودي زنده بودي
چرا حالا مياي؟ کجا رفته بودي؟
خدا رو شکر که زنده اي
هنوز ازشون خبري ندارين، نه؟
...من شنيدم جينو
از دست پليس فرار کرده
بالاخره که دستگير ميشه
وقتي دستگير بشه
ميخواين چيکار کنين؟
جينو از همون پارسال داشت ميگفت بايد جلوي توسعهي بازي رو بگيريم
ولي ما تا اينجا اومديم
به جينو اعتماد نکرديم هيچ کدوممون
...يه نفر
بايد مسئوليت اين اوضاعُ به عهده بگيره
...پروفسور، شما و من
بايد مسئوليتشُ به عهده بگيريم
جونگ هيجو
الو، هيجو خانم
نه، جينو هنوز تماس نگرفته
...شما خبري ازش
بله؟
برادرتون برگشته؟
بله، برگشته چند دقيقه پيش
بله، صحيح و سالمه
کجا بوده؟ چه اتفاقي افتاده بوده؟
انقدر دستپاچه بودم که هنوز ازش نپرسيدم
انگار ديروز تو گرانادا سوار هواپيما شده
حتما جينو جستجو رو کامل کرده
اون راست ميگفت که سه جو برميگرده
منم همين فکرُ ميکنم شمام موافقين؟
پس اگه الان همه چيز تموم شده جينو هم به زودي برميگرده
کافيه يه کم ديگه صبر کنيم
ببينم، برادرتون ازش خبري نداره؟
نه، يه لحظه
من الان ميام خونه ـتون
بله، همين الان راه ميفتم - باشه -
تندتر برو - چشم -
پروفسور چا بيونگ جون
پروفسور چا بيونگ جون
پروفسور، اون پسره که بازي رو توليد کرده بود برگشته خونه
همهي حرفاي جينو راست بود
من الان دارم ميرم ديدن اون پسر
رئيس چوي جونگ هيوک
الو؟
رئيس، منم
بله، سلام
نه، بفرماييد
احيانا از پروفسور چا چيزي شنيدين؟
راجع به چي؟ - ...خب راستش -
اتفاقي افتاده؟
راجع به رئيس يو جينوئه
شما از هيچي خبر ندارين؟
دربارهي چي حرف ميزنين؟
...خب، راستشُ بخواين
من ديروز با رئيس يو بودم
منظورتون چيه؟
ديروز بعد از ظهر يه شمارهي ناشناس بهم زنگ زد
...اِوا
اين کيه؟
!آقا! بيدار شو
واي خدا، چه خاکي به سرم کنم؟
رئيس يو تو دستشويي رو زمين از حال رفته بوده؟
بله، صاحب رستوران بهم زنگ زد
امروز رستورانم بسته بود
واسه همين روحم هم خبر نداشت يکي اينجا از حال رفته
ميخواستم آمبولانس خبر کنم
ولي بهم گفت به جاي آمبولانس زنگ بزنم به اين شماره
شما دکترين؟
زودتر بياين ببرينش حالش به نظر اصلا خوب نيست
واي خدا چيکار کنم؟
واسه همين من رفتم اونجا
تو اخبار ديدم پليس دنبالشونه
واسه همين نبردمشون بيمارستان
شما دکترين؟ - بله -
اينجاست. عجله کنين - باشه -
دور بزن
بله؟ - بايد برم يه جايي -
زود باش دور بزن
فعلا به اسم خودم تو هتل براشون اتاق گرفتم و بردمشون اونجا
چرا اتفاقي که ديروز افتاده رو الان دارين به من ميگين؟
با پروفسور چا تماس گرفتم
نميدونستم بايد چيکار کنم
واسه همين همه چيزُ به پروفسور چا گفتم ايشون هم اومدن هتل
پروفسور؟
بله، ديشب
انگار يه سري از نشانه هاي شوکُ دارن
شوک؟ - بله -
بازم مطمئن نيستم
براي اينکه بيشتر بدونم بايد بشنوم چه اتفاقي افتاده
خسته نباشيد
کاري نکردم
راستي، انگار پليس دنبالشونن
مشکلي واسه ـشون پيش نمياد؟
من حواسم به اونا هست
هرچي نباشه من درخواست تحقيقاتِ مجددُ دادم
که اينطور - شما ديگه بريد -
اينجا موندن ممکنه شما رو هم توي دردسر بندازه
اشکالي نداره به هرحال من دکترشونم
ديگه بريد
...همينطورم
اين موضوع بين خودمون بمونه
چشم
خداحافظ
واسه همينم شب رفتم خونه
امروز از صبح دارم با رئيس و پروفسور تماس ميگيرم
اما هيچ کدومشون جواب نميدن
چون خيلي نگران بودم با شما تماس گرفتم
اتاق 2020 هستن
جينو
جينو، منم در رو باز کن
پروفسور، داخل تشريف دارين؟
يو جينو
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش ميباشد ...لطفا پيغام بگذاريد
پروفسور چا بيونگ جون
پروفسور، منم کجاييد؟
همين الان از بيمارستان دراومدم
سوجين خانوم چطوره؟
زنده ميمونه
که اينطور، خدا رو شکر
ولي جينو هنوزم تماس نگرفته
حتما اتفاقي واسه ـش افتاده ...بايد
احتمالا گم شدن بهتر از دستگير شدنه
بله؟
براي مرتب کردن اوضاع واسه ـمون زمان ميخره
آها، بله
تشريف مياريد شرکت؟
...ميخوام باهاتون در موردِ
بايد به يه کاري رسيدگي کنم
بعدا باهات تماس ميگيرم
بله
بايد به يه کاري رسيدگي کنم
بعدا باهات تماس ميگيرم
سلام
بله، سلام
رئيس پارک سونهو
به کمکتون احتياج دارم
No comments yet. Be the first to leave one.