The first 200 lines.
ماه مي
...هارلي، بابات پشت خطه
و ميگه کارش ضروريه
اون پيش يه جراحـه؟ - فکر کنم گفت خاويار -
کم، گفتي جراح يا خاويار؟
به محظ اينکه رفتم خونه ميزنم اين سيم کشيهاي دندونمو پاره ميکنم
فيل، صبر کن. ميخوام بذارمت روي بلندگو، باشه؟
!اندي ميخواد بره از بث خواستگاري کنه
!ما نميتونيم چيزي بشنويم
فقط گوشي رو برام پرت کن
نه! نه، نه - نه، حق با توئه -
نه، راست ميگين ما همه استعداد خودمونو داريم من فقط خوب پرتاب ميکنم
بده بياد، کم - اوه -
بابا؟
!اندي، ميخواد بره از بث خواستگاري کنه
!آه
!اين خيلي خوبه - !اصلا هم خوب نيست -
!هيلي و اندي همديگه رو دوست و اينو نميدونن
واي - راست ميگه، عزيزم؟ -
بابا، چي باعث شده فکر کني اون عاشق منه؟
طوري که بهت بغل خداحافظي داد
فيل، از اين مطمئني؟
کلير، فکر کنم بتونم عشق رو از توي چشماي يه مرد ديگه تشخيص بدم
.اين ديوونگيه بايد بهش زنگ بزنم؟
موبايلش خاموشه اما گفت ميره ساحل
ميدونم از کدوم ساحل خوشش مياد
فکر کردم تو ساحلي هستي که اون دوست داره
اوه، خداي من، اونجان
بايد اينکارو بکنم؟ نبايد اينکارو بکنم
ميرم اينکارو بکنم
عزيزم، عزيزم صبر کن، صبر کن، صبر کن
تو بايد از اين کار خيلي مطمئن باشي
تو ميخواي بري اونجا و اونا رو واسه چي از هم جدا کني؟
که باهاش بري بيرون و تا وقتيکه يه آدم ديگه بياد باهاش قرار بذاري؟
مطمئن نيستم
ولي نبايد يه شانس رو امتحان کنيم که بدونيم رابطهمون چطوريه؟
فقط حرفم اينه که يه خورده پايين جاده رو هم نگاه کن
تو فقط 21 سالته ...و اون يارو مثل کسايي که
آمادهي خواستگاري کردنه
...خب، ام
فکر کنم واسه من تموم شد
احساس ميکنم خيلي احمقم
نه، عزيزم، نه، نه، نه، نه
نبايد از هيچي خجالت بکشي
!اوه، خداي من !دارن ميان! قايم شو
...فقط
« ترجمـه از عـرفان و صادق » Notion & Sadegh.Db
ماه ژوئن
اوه، خداي من. اوه
بابا انگار عصبي مياد
اون فقط داره قبضهاش رو پرداخت ميکنه
همچي مرتبه، عزيزم؟
اوه، بالاخره اومدي اينجا
فکر کردم شايد اينجا رو گم کردي
خيلي خب - خيلي خب، بايد نفس بکشم -
اين هنوز رايگانه، درسته؟
ميتچل، اونقدار هم بد نيست
واقعا؟ چون من يک هفتهاس که کار نکردم
من هيچ آيندهاي ندارم
ما قبلا توي باشگاه معلمين زندگي ميکرديم
و من يه جورايي بهت اجازه دادم
در مورد فروش طبقهي بالا باهام حرف بزني
چي شده؟ ما فقير شديم؟
نه، تا وقتيکه باباي ديگه دنبال کار ميگرده
من ميخوام يه خورده کار کنم
و رانندهي سفر تابستوني معلمين بشم
چقدر بهت ميدن؟
هر چقدر باشه کمک ميکنه
و ضمنا، ميتچل، قبل از اينکه بفهمي
برميگردي به دفترت
با چندتا وکيل ديگه
و اميدوارم اين دفعه يه خورده به فکر منفعت خودت باشي
درست ميگم؟
خب، اين چيزا به من نمياد
...دقيقا، پس چرا از اين فرصت استفاده نميکني
که يه کار باحال انجام بدي؟
ميدوني، هر وقتيکه ما ميريم گالري هميشه ميگي
منم ميتونم اين چيزاي احمقانه رو نقاشي کنم
خب، ثابتش کن
.ميدوني چيه؟ ميگفتم من هميشه ميخواستم نقاشي کنم
و طبقهي بالا قراره يه جاي خوبي واسه اجاره بشه
وقتي که رنگش کنيم، مرتبش کنيم و کاراي برقيش رو تعمير کنيم
و دوباره لوله کشي کنيم
و بفهميم که چرا يه گياه توي اون بالا بدون بيماري رشد نميکنه
داره رشد ميکنه؟
واي، واقعا شماها تمام روز رو مشغول خياطي کردن بودين؟
ما خيلي بهمون خوش گذشت، درسته، عزيزم؟
من ديگه گريه نميکنم
واسه اينکه کمکش کنم از فکر اندي بياد بيرون
...هارلي و من مجبور شديم
کلي از لباساي قديمي رو پاره کنيم
و يه خورده از لباساي که ديگه دوست نداشتم فيل اونا رو بپوشه
اوه، باحاله. اون مربعي مثل کلاه لبهدار منه
ميتوني باور کني اون بيرون چقدر عاليه؟
و حالا توي خونه هم عاليه
.چون تو توي خونه هستي ضايع نبود؟
هي، ميخواي از جدول تناوبي ازم کويز بگيري؟
اکسيژن؟
اوه، اون الآن براي گفتن باشه از عنصرها استفاده کرد
اوه، خب، خيلي حال کردم
مامان، ميشه الآن مشروب بخوريم؟
عزيزم، وقت نهاره - اوه -
اين يعني آره
چرا دارم فکر ميکنم شماها از اين کار لذت ميبرين؟
چي؟ - "هارلي غمگين دوباره به مامانش احتياج داره" -
اوه، خيلي مسخرهاس
...فقط دارم کمکش ميکنم قلب شکستهاش
به يه چيز مثبت ديگه فکر کنه
بيخيال، اين پتوي که دارين ميسازين از ساختن پتوي ايدز هم ناراحت کنندهتره
هارلي داره خود-ترحمي ميکنه و تو داري ازش حمايت ميکني
تو نميدوني داري از چي حرف مزني
مامان، ميخوام برم يکم بخوابم
...اوه، عزيزم، ميخواي
تا موقعي که ميخوابي بقلت کنم؟
خيلي خب، بسه ديگه مهموني ترحم تمومه ديگه
وقتشه که يه خورده از کاراي باحال خانوادهي دانفي بکنيم ميخوايم بريم سينما
آخرين بار کي حموم کردي؟
امروز چندشنبهاس؟
ما صبر ميکنيم
ميدونم که نميتونيد بهم بگين ...اما اون سرسرهها
مال بروس ويليسه، درسته؟
بچهاش مياد اينجا؟
"خب، ما به سياست کاريمون در "داونپورت افتخار ميکنيم
اما ممکنه شما حس ششمتون در اين مورد راست بگه
خدا لعنتم کنه
...اون قيافهاش به کسايي ميخوره که
آدم خيلي دلش ميخواد باهاش يه آبجو بزنه. ميدوني؟
...ما واسه هر چهارتا بچه يه مربي داريم
من يه سوال دارم
من با يکي از فارقالتحصيلان شما توي دبيرستان آشنا شدم
تئودور دارکس
شما اونو تبديل به يه هيولا کردين يا هميشه همينطوري بود؟
اوه، راستش تئودور دارکس رو يادمه
اون پسر دوست داشتني بود
...وقتي دفعه بعدي نوک سينههامو کشيد
بهش ميگم ازش تعريف کردين
!آي، جو، چيکار کردي؟
اوه، تقصير اون نيست
اين خونهها توسط يه پدر و مادر کشاورز بهمون اهدا شدن
کسي که خيال ميکرد يه نجار ماهره
نميتونم بگم کي بود اما حرفم کنايه بود
اون نميتونست از يه چکش استفاده کنه و الآن ما نميتونيم به اين خونهها دست بزنيم
تو مدام ميگي نميتونم بگم اما بازم حرف ميزني
خيلي خوشحال ميشم با پدر و مادر بچهها حرف بزنم
.هي، ما ميمونيم جو رو ميخواي؟ مال خودت
خيلي کار عاقلانهاي کردين که ميخواين واسه سال بعدي ثبتنامش کنيد
سال بعد؟ پس امسال چي؟
اوه، ما حداقل از يه سال قبل ثبتنام رو شروع ميکنيم
و با اين وجود ليست انتظارمون قابل توجهي هم داريم
داري شوخي ميکني؟ - متاسفم، آقاي پريتچت -
...آه
ميتونيد لرنينگ بار رو امتحان کنيد
.اوه، آره بنظر خيلي خوب ميرسه
لرنينگ بار بنظرت خوب ميرسه؟
آره، توي ده ما ...فقط بچههاي که پولدار بودن
حق داشتن اونجا درس بخونن
اميدوارم شما بچهها از دايناسور خوشتون بياد
واسه خودمون بليط قسمت دوم فيلم بهترين هتل مريگولد عجيب" رو خريدم"
ميدونم که دارين شوخي ميکنين
ولي فکر ميکنم قسمت اولش يه فيلم معرکه بود
هيچوقت توجه نميکردم که چقدر از آدما دست همديگه رو توي بازار ميگيرن
حالا اون همجنسگرا ها هم دست همديگه رو ميگيرن
تقريبا همه دست همديگه رو گرفتن
.اوه، عزيزم، من دستت رو ميگيرم بيا اينجا
اون ديلن نيست؟
نه. نه، اون اصلا ديلن نيست
!ديلن
!سلام، خانوادهي دانفي
اينجا چه غلطي ميکني؟
حالت چطوره، رفيق؟
زندگي سخته اما من از پسش برميام
درسته
هارلي، تو مثل هميشه خيلي جيگر شدي
.ممنون چه خبر؟
الآن دارم تي-شرت طراحي ميکنم
دارم سعي ميکنم فروشگاهاي واسه فروشش پيدا کنم
الآن يکيشو پوشيدم
دروغ"؟" - "زندگي" -
گردنش خود وي هستش
بازي با طراحي
آره، و کلي کلمه دارم که حرف "وي" دارن
"عشق" "کبوتر"
"رفتن" - "حاکم" -
واي، فکر خيلي باحاليه
خيلي خوشحالم که ديدمت
بعضي موقعها مياي بريم قهوه بخوريم؟
الآن کاري ندارم
ام، فيلم
تلاش خوبي بود. اما بدون وي کامل نميشه، خانوم دي
به شما دوتا خوش بگذره
"!هي، ديلن"
ماه جولاي
...ميتچل، خبر داري
دخترمون ساندويچ سس کچاپ ميخوره؟
خوبه، يه چيزي پيدا کرده
پس امروز نرفتي فروشگاه خريد کني
ميخوام بعد يوگا برم
هي، هي توئم بايد باهام بياي
چون بنظر خيلي مضطرب مياي
اوه، خب شايد يه کلاس 5 دقيقهاي داشتن
No comments yet. Be the first to leave one.