The first 200 lines.
قسمت یازدهم برنج سرخ شده با مرغ ترش
این یکی مرغ سرخ شده است
این یکی مرغ ترشِ مرغ ترش: مرغی که در آب نمک، سرکه، شراب و ادویه خوابونده شده
تربچه و کلم هم اوردم
مشتری به صاحب رستوران، غذا میده
اون، اولین کسی بود که همچینکاری کرد
شما مرغ سرخ شده دوست دارید
چرا مرغ؟
تازه نیستن
دست نخورده اند اما از قبل باقی موندن
آخه اصراف میشه
تقریباً تازه ان
یکم سرد شدن اما هنوز هم مزه شون عالیه
اگه مشکلی نداری میتونی از باقیمونده ها استفاده کنی
معلوم بود که خیلی تازه ان
اینجوری شرمنده مشتری هایی میشدم که قرار بود این غذاهارو بخورن
واسه همین مخالف بودم
ولش کن. من میبرمشون
این نهایت خوش شانسیه
باید این رو با خاله ها تو مغازمون بخورم
یه دقیقه صبر کن
این مرغ ترشِ؟
یکم از اون سس میخوام
... مرغ ترش، به همراه سبزیجات، پیازچه چاشنی دار
و تیکه های جلبک دریایی خشک شد، غذایی بود که سفارش داد
و یکم گوشت خواست
یه مقدار سینه مرغ
بابت غذا ممنون
اسم این مشتری، گوانگ جوإ
اون مدیر برنامه های یه آدم مشهوره
عذر میخوام، میشه یکم بیشتر برنج رو واسم سرخ کنی؟
اینطوری یکم چسبناک تر میشه
عذر میخوام
از غذاهای سوخته و تلخ خوشم میاد
میگفت طرفدارها واسه ادای احترام، به شبکه، مرغ فرستادن
گفت دست نخورده هاشون رو اورده
خوشمزه بنظر میاد بفرمایید
گوانگ جو، سریع بیا
زود باش بیا
بابت مرغ، خیلی ممنون ممنون گوانگ جو
بیا تو سلام
خیلی وقت ندیدمتون
به سلامتی
... به لطف اون، تو روزهایی که می اومد به رستوران
واسه همه مرغ رایگان سرو میشد
خوشمزه بنظر میاد من پاش رو میخوام
باشه
مزه اش خوبه
عالیه
... حتی اگه این روش قدیمی هم باشه
اینجوری همه روغنش کشیده میشه
و فکر کنم عالیه
واقعاً نباید اینکارو بکنم
همه نودلها رو خوردم و سیر شدم
اما این مرغ رو هم میخورم
باید به ترکیب مرغ و آبجو جایزه نوبل بِدَن
باید به بچه هات تو خونه از این بدی
مطمئنم اگه از این ببری خونه، خانمت هم خوشش میاد
بچه ای در کار نیست که بهش غذا بدم
من فقط یه مادر پیر دارم که اونهم بیماری گوارشی داره
چند سالته؟
چهل و شش سال
فکر کنم چون همش آدمهای مشهور خوشکل دیدی استانداردهات خیلی بالا رفتن
اینطور نیست
نتونستم ازدواج کنم چون استطاعتش رو نداشتم
شنیدم سلیبریتی هایی که واسه آژانس ها کار میکنن، وحشتناک پولدارن
اینجور موارد فقط چندتایی هستند اونهم تو آژانس های بزرگ
بیشترشون زمان سختی رو سپری میکنن
اگه اینقدرها بد نبود، آدمهایی که تو این فیلد کار میکنند همچین حرفی میزدند؟
اگه فقط پول پرداخت اجاره رو داشته باشم این کار رو میزارم کنار
واسه همین بهش میگن یه شغل متضاد؟
بله
تا وقتی به مقام کارگردانی برسی، دونه پایه تر از سگ محسوب میشی
اما وقتی درمورد درآمد سلبریتی های واقعی از شبکه اشون شنیدم
پاهام دیگه توان ایستادن نداشتن
اگه همچین چیزی بخوام من هم باید یه سلبریتی تو جایگاه اول باشم
چو سونگ بین
اون چو سونگ بینِ
چو سونگ بین
اون واقعاً چویی سونگ بینِ
ساکت
راستش بدون من از عهده هیچکاری برنمیاد
سونگ بین
بهش گفت سونگ بین
بیا همرو ببینیم و یه نوشیدنی بزنیم
بیا به دیدنمون
همین الآن یه قرارداد مهم در جریانِ
هیونگ
تو تماس نویسنده لی رو جواب دادی و بهش گفتی من تو اون شو شرکت میکنم؟
نه
بهش گفتم باید اول از تو بپرسم
اون همچین حرفی زده؟
برنامه ای که روش کار میکنم توش وقفه افتاده
و با برنامه نویسنده لی در حال رقابت
اینطوریاست؟
همه چیز رو واست تعریف کردم منظورت از اینجوریاست، چیه؟
گوانگ جو، حواست به برنامه ای که دارم روش کار میکنم باشه
باشه، عذر میخوام
حواسم بهش هست پس تو نگران نباش
نمیتونید اینجا صحبت کنید؟
میخوام با چو سونگ بین تلفنی صحبت کنم
چی شد؟ چی گفت؟
... گفت با دوستای جون جونیشِ
و گفتم اشکال نداره من هم بهشون ملحق شم
با کیا بود؟
خُب با افرادی مثل جو این سونگ
اینارو باش
سلام تهیه کننده یانگ
گوانگ جو! خیلی وقت ندیدمت بله
لطفاً هوای سونگ بین رو داشته باشید حتماً
به تلاشتون ادامه بدید
سلام
تهیه کننده کیم، اگه این کار شماست اونوقت ما باید حتماً کمکتون کنیم
اما تو برنامه امون زمان (خالی) نیست
متاسفم
از این به بعد خودت به اینجور چیزها رسیدگی کن
باشه
خیلی باحالی رئیس پارک
این روزها کار افرادت عالیه
از این بابت خوشحالم بله
میتونی بری
چرا اون یارو هنوز داره اون چیزها رو اینور اونور میکشه؟
واسه همینه که با این سن و سال داره ول میگرده و یه راننده ساده است
حتی اگه آدم خوب و مهربونی هم باشی، بی کفایت بودن خودش یجور گناهه
شرکتمون داره سعی میکنه چویی سونگ بین رو بیاره؟
اما اون پیشنهادشون رو رد کرده چون میگه میخواد اون یارو رو هم با خودش بیاره
چرا وقتی خودمون کُلی کارمند داریم همچین پیرمردی رو میخوان بیارن؟
دیوونه شدن؟
اون باید از سر راه سونگ بین بره کنار
عذر میخوام
خواهشاً یکم بیشتر سرخش کنید
لطفاً یه بطری نوشیدنی دیگه بهم بدید
من به هر نفر فقط یه شیشه مشروب میدم
درسته
از مشروب بقیه مشتری ها چیزی مونده؟
وقتی پای همچین چیزهایی وسط باشه یه پا استاد به حساب میام
من کسی ام که خرده نون هایی که از میز صاحبم میریزه، میخورم
لعنتی
امروز هم یه لیوان میخورم
خوبه
من پول تنقلات همراه مشروبتون رو حساب میکنم
چی دوست دارید. انتخاب کنید
نه راستش، میتونم اونکارو بکنم
واقعاً میخوام همین حالا استعفا بدم
فقط ببین چه میکنم
نمیخوام دیگه خودم رو به کسی تحمیل کنم
... بعد از اون
واسه یه مدت ندیدمش
اتاق گریم
بگم این قسمت رو حذف کنن؟
فکر نکنم به شخصیت تو بخوره
نگران نباش. من میشم آدم بده
پس اگه از چیزی خوشت نمیاد، کافیه بهم بگی
تحویل مرغ
بزارش اینجا
... احتمالاً چی؟
قبلاً جایی همرو ندیدیم؟
چرا. تو استودیو تو شبکه
از دیدنتون خوشحالم
... گفتی 3 سال پیش تو شوءِ استعدادها بوده
و اخیراً دوباره همدیگرو دیدید؟
چطور اینجوری همرو دیدید؟
خودم هم سورپرایز شدم
حول و حوش 3 سال پیش بود. قبل از رفتنم به ارتش
اما اون فوراً منُ شناخت
ذاتاً چشمهای تیزی دارم
... حتی اگه از پشت سر هم میدیدمت، میشناختمت
فکر میکردم استعداد داری و واقعاً میتونی از پسش بربیای
باید بهم یاد میدادی تا
تو دردسر نیفتم
نودل با سوپ سویای سرد
بفرمایید
ممنون
این شکرِ این هم نمکِ
بابت غذا ممنون
... نمیدونم شاید بخاطر تازه بودنش باشه
اما خیلی خوش طعمه
بهت گفتم یه غذای بهتر بخور
... واسه خواننده شدن
احتمالاً کُلی دردسر میکشی
... چون با یه شرکت تولیدکننده اشتباهی آشنا شدم، پول از دست دادم
و کاری از دستم برنمیاد چون پابند قرارداد شدم
از اونجا که اینجوری همرو دیدیم بیا یه دردسر واقعی درست کنیم
میگه میخواد از مدیر بودن استعفا بده و تهیه کننده شه
تمام زندگیم رو روت شرط میبندم
باید کارت رو عالی انجام بدی
من هم فقط به تو اعتماد میکنم
لطفاً آموزشم بدید تا مثل چو سونگ بین شم
اونرو هم شما آموزش دادید
من که کاری نکردم، والدینش اونرو بزرگ کردند
چو سونگ بین گفت که شما آدم بزرگی هستید
... گفت به لطف شما مشهور شده
و اگه کاری داشته باشید حتماً کمک میکنه
خوبه
بیا رو زندگیمون ریسک کنیم و حسابی تلاش کنیم
باشه
فایتینگ
لطفاً کمکم کنید
تمام تلاشم رو میکنم
من اول میرم باشه
No comments yet. Be the first to leave one.