Release info

 Legend of Chu and Han E13 🌹AsianMoviee ir🌹
A Commentary by asiamovie
🌹AsianMoviee.ir ترجمه از🌹

Tags

other
Published on: 2020-11-10
Downloads: 24
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مردم ، هم لباس دارن که بپوشن هم غذا دارن که بخورن

اونا بهترین لباس ها رو می پوشن و بهترین غذاها رو میخورن

بهتر بگم ، چرا باید یک نفر این زندگی راحتش رو ول کنه

و دست به شورش بزنه؟

به نظرتون احمقانه نیست؟

احمقانه ست ، خیلی احمقانه ست

مگه نگفتم شورشی در کار نیست؟

با حرفایی که گفتم

موافقین؟

یا نظر دیگه ای دارین؟

درسته

نظر دیگه ای دارین؟

منم با شو سون تونگ موافقم

اون دزدا فقط دارن دزدی می کنن ، نه؟

بله ، بله

کسی دیگه ای که نیست بخواد علیه امپراطوری شورش کنه؟

نه ، نه ، نه

شما محقق های بی عرضه هنوز راست و دروغ رو نمی تونین از هم تشخیص بدین

شو سون تونگ ، بیا اینجا

الان چه مقامی داری؟

اعلی حضرت ، من فقط یک دستیارم

مقامم پایین تر از این حرفاست که بخوام صحبت کنم

نه ، اینقدر خودت رو دست کم نگیر

من از حرفات خوشم میاد ، خوشم میاد

تو ! تو ! بیا اینجا

چه مقامی داری؟

من رییس محقق ها هستم ، و از این بابت شرمگینم

بایدم باشی

خوب

باید مقامتون رو عوض کنین

امروز ، شو سون تونگ مقامش رو نادیده گرفت

و جرئت کرد که حرف بزنه

خودش رو به خطر انداخت

که حقیقت رو

از دروغ تفکیک بده

باید به خاطر شجاعتش بهش پاداش بدم

عالیه ! عالیه

و تو رییس

بهتره که بیشتر فکر کنی ! بیشتر فکر کن

چطور جرئت می کنی

اینقدر بی مهابا جلوی من حرف بزنی

به شو سون تونگ پنج کیلو طلا و صد طاقه ابریشم هدیه بدین

ممنون ، اعلی حضرت

تمومه ، می تونین برین

برین! برین

صبر کنین

امروز بهتون هشدار میدم

دفعه بعد ، باید قبل از اومدنتون

بهم اطلاع بدین

مثل همیشه ، کشورمون قدرتمنده

اونا فقط یک مشت دزد معمولی ان

ولی خودتون رو ببینین

از همچین چیزی برای خودتون کوه درست کردین

اگه به خاطر شو سون تونگ نبود

من ، من فریب حرف های شما رو می خوردم

برین ! برین

لعنت به این کشور

آقایون ، آقایون ، آقایون

چقدر تو دو رویی

میخواستیم به امپراطور حقیقت رو بگیم

ولی درست وقتی که امپراطور داشتن راضی میشدن

به همه مون خیانت کردی

همه می دونن که شورشیا همه جا هستن

ولی تو به امپراطور گفتی که

اونا فقط یه مشت دزدن

چطور تونستی تو چشمای امپراطور نگاه کنی و همچین دروغ هایی رو بهشون بگی؟

وجود همچین محقق هایی که

هیچ شرفی ندارن

باعث بدبختی کشوره

تموم شد؟ حرفاتون تموم شد؟

میخواستم این طلا ها و ابریشم ها رو باهاتون شریک بشم

که بتونم

اینکه سرتون هنوز رو بدنتونه رو بهتون تبریک بگم

ولی الان که می بینم فقط یک مشت احمقین

چیزی بهتون نمی دم

همه تون داشتین می گفتین که حاضرین برای کشور بمیرین

ولی آخرش

کدوم یکی تون سر حرفش موند؟

هیچ کدوم

الان سه ماهه که امپراطور رو ندیدین

سه ماه کامل

هنوز نمی تونین اینو بفهمین که

امپراطور نمیخوان حقیقت رو بشنون؟

همه تون فکر می کنین که چرندیات من

فقط به خاطر ثروت و مقام بوده

نه

جائو گائو الان تو یه دستش مهر امپراطوری

و تو دست دیگه ش شمشیر داره

همه تون الان سر حال اینجا وایسادین که

منو سرزنش کنین

فکر می کنین اگه به خاطر حرفای من نبود الان اینجا بودین؟ نه

الان خانواده هاتون داشتن بدن بی سرتون رو می بردن

برای چی اینقدر ناراحتی؟

امپراطور جدید

یه نفهمه

جائو گائو هم داره ازش استفاده می کنه

مردم رو دارن بدبخت می کنن

به عنوان یک مرد تحصیل کرده

همچین حرفایی رو به زبون آوردم

مگه بهمون پاداش

و مقام ندادن؟

الان میفهمم که

کشورمون از ریشه خرابه

نمی تونیم دیگه کشور رو نجات بدیم

مردم نباید اینطوری زندگی کنن

چرا شورش نکنن؟

منم نمی تونم این مقام رو قبول کنم

پول خوبه ولی

اگه اینجا بمونیم

جائو گائو منو میکشه

و یا ازم سو استفاده می کنه

اگه اینطورم نشه ، شورشیا حتما منو میکشن

وسایلت رو جمع کن ، زن

باید فرار کنیم

باید از اینجا دور شیم

کجا می تونیم بریم؟

درسته ، کجا بریم؟

اول یه جای خوب پیدا می کنیم که مخفی بشیم ، و بعدش

باید گروهی رو پیدا کنیم که بتونیم بهشون ملحق شیم

یعنی به کشور خیانت کنیم؟

نه زن، اینطوری فکر نکن

همه مردای خوب ، الان مجبورن که شورش کنن

کار دیگه ای از دستمون بر نمیاد

حتی یه پیر خرفت مثل من

مجبوره که از کشور فرار کنه

لیانگ

امروز که تو فرمانداری بودم

یکی رو دیدم که لباس مقامات رو پوشیده بود

و داشت با دادستان حرف میزد

از حرفاش و ظاهرش میشد حدس زد

که آدم عادی نباشه

فکر کنم قرار یه اتفاقایی بیفته

برای همین پرس و جو کردم

و فهمیدم که اونو

جائو گائو

اینجا فرستاده

میخواستم بدونم چی می گن

ولی از بدشانسی

دادستان ازش خواست که یه جای دیگه حرف بزنن

برای همین نفهمیدم قراره چی کار کنن

فکر می کنم که دیگه باید از اینجا بریم

از چی باید بترسیم؟

می تونیم اونا رو بکشیم

موافقم تا کی باید فرار کنیم؟

همین الان باهاشون میجنگیم

صداتو بیار پایین ، پسر نفهم

کشتن دادستان به این آسونیا نیست

تو و یو آر

چطور میخواین دادستان و فرستاده رو بکشین؟

می دونین کیا از

مرکز فرمانداری محافظت می کنن؟

اگه بتونیم دادستان رو راضی کنیم

که تو شورش به ما ملحق بشه

همه چیز به خوبی تموم میشه

لیانگ

اون یه مقام دولتیه

و دولت ازش حمایت می کنه

چرا باید به کشورش خیانت کنه؟

امکان نداره

اگه نپرسیم ، از کجا بدونیم موافقه یا نه؟

باشه امتحان می کنیم

ولی بهش فکر کن

مرکز فرمانداری شدیدا تحت حفاظته

نمیشه به راحتی واردش شد و حتی فرار کردن ازش سخت تره

می تونیم از زور استفاده کنیم

ولی اگه قبول نکنه ، مجبوریم مردای بیشتری رو بفرستیم

و هر چقدر افراد بیشتری رو بفرستیم

نقشه مون هم بیشتر لو میره

خودم تنها میرم

نه عمو ، منم باهاتون میام

ممکنه بمیری، می تونی باهاش کنار بیای؟

می تونم

چقدر مونده؟- بزودی میرسیم-

لیو جی کجاست؟

اونجاست

جناب شیائو

لیو جی

لیو جی- جی-

لیو جی- جی-

جناب شیائو- لیو جی-

می تونیم برگردیم؟

جی ، بخشدار می دونست که رابطه ت با جناب شیائو خوبه

برای همین میخواست جناب رو هم دستگیر کنه

چی؟- خوشبختانه اونجا بودیم-

جی ، ارابه مون شکسته

لیو جی ، نمی تونیم برگردیم

بخشدار الان دروازه ها رو بسته

همه مردم رو جمع کرده که

از دروازه محافظت کنن

شما خیلی وقته که اینجایین

اگه برگردین ، همه تون میمیرین نباید برگردین

یه راه دیگه باید پیدا کنین

جی

بچه ها ، چی کار باید بکنیم؟

نمی ریم

حق با یونگ چیه

اگه بریم ، تو تله شون میفتیم و ما رو میکشن

بهتره به کوهستان برگردیم

اگه اینجا بمونیم میمیریم- درسته-

جی ، بهتره نریم ، می تونیم اینجا مخفی بشیم

King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for King's War (Legend of Chu and Han / Chu Han Chuanqi / 楚漢傳奇)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left