The first 200 lines.
سايه
فيلمنامه
کارگردان
فيلمبردار
موسيقي
بازيگران
!ابله !اين چه طرز رانندگيه؟
!همهش تقصير توئه - !بذار بوسِت کنم -
!فقط يکي !روي شونه
!صبر کن
!اگه بزني کنار، هواتو دارم - !نميخوام -
نميخواي؟
!بس کن، استفان
!فقط يه بوس، بعد ميتوني بروني
!ميدونم منظورت از يه بوسه چيه
.الان نه
!اون ميبينه
!نگاه کن داره چيکار ميکنه؟
!ميخواد بپره
!سريعتر! سريعتر
!داري چيکار ميکني؟
!آهاي، آقا
داري چيکار ميکني؟
!نپر
!اين کارو نکن، مرد
!يا خدا
!يا خدا صورتش چي شده؟
صورتش چي شده، استفان؟
!هنوز زندهست !بايد ببريمش بيمارستان
آخه چجوري؟
!برو به اون خونه
!احتمالا ميخواست بره اونجا !به خاطر همين پريد بيرون
!مادر
منتظر کسي بودين؟
.نه، من کاملا تنهام
...ولي
!ميتونين همراه من بياين؟ - .نه، واقعا -
کسي منو ميبينه؟
منو ميبينه؟
.فقط همينو ميدونيم
.اونجا متروکهست
.فقط اون يکي خونه
.دليلي واسه عجله نداشت
.آره، درسته
.شايد حق با تو باشه
.خواهيم ديد .شايد چيزي فهميديم
.البته نه از اون
چرا؟ نتونستين...؟
به نظرت ميتونم معجزه کنم؟
.تمام صورتش داغون شده
اون مرد سر نداشت، ميفهمي؟
چيز ديگهاي نداشت؟
!جناب افسر .اينها رو از جلوي مردم برداشتم
.دکتر کنيشن شاهد بود
...من از اونها نيستم که
مدارکش چي، کيف پول...؟
!کيف پول، باشه !حتي ژاکت هم نداشت
منظورت چيه؟
،يه پيراهن داشت، يه شلوار ...يه کت، کفش
.ولي ژاکت نداشت
.مزخرفه
همچين کتي داشت و ژاکت نداشت؟
...شايد، رفيق
ژاکتش رو درآورده .تا چروک نشه
بعد بيدار شده و ديده ...که از ايستگاهش رد کرده
!و پريده بيرون !و ژاکتش توي قطار جا موند
،حتي اگه اينکار هم انجام داده باشه .يکي حتما بردش
.خجالتآوره
حتي خود شيطان هم الان .نميتونه اين پرونده رو حل کنه
.داري مزخرف ميگي - !خواهي ديد! همهش بيفايدهست -
.و ديگه چيزي از اون نميفهمين
چرا به اون نياز باشه؟
...حتي مو هم سايهي خودشو داره
.چه برسه به يه مرد
،سايه رو پيدا کني .مرد رو پيدا کردي
.نه هميشه
منظورت چيه؟
.فقط گفتم هميشه اينجوري نيست
منظورت اينه من اشتباه ميکنم؟
...خب، حق با شماست
.ولي يه قاعدهي جهانشمول نيست
اون مُردهها گاهي موارد .خيلي سختي ميشن
،در پزشکي، بله .ولي در کار ما نه
،بهم وقت بدي .همهشون رو حل ميکنم
...فقط يکيشون رو بهت پيشنهاد ميدم
،سيزده سال از اون وضعيت گذشته .وهنوز معلق مونده
.زير نظر يه حرفهاي نبوده
.هميشه دکتر نبودم
.مسئله اين نيست، دکتر
واسه اينجور پروندهها .نياز به يه حرفهاي با قوهي پيشگويي داري
...خب، توي پروندهي من
... ،مهم نيست قوهي پيشگوييت چقدر زياده
.کاري از پيش نميبري
...بايد ببينم
در زمان اشغال در ورشو بودين؟
.نه
!پس از اين حرفها نزنين
چون اين ماجراي مرموز .درست اونموقع رخ داد
.سال 1943
در اون زمان، واحد نگهباني افراد من .پايگاه مخفي خودشون رو داشتن
.توي کارگاه کوچيکي در منطقه پراگا
...محل مناسبي بود
... ،چون از خيابون دور بود
و ميتونستيم در هر زماني بدون جلب توجه .دور هم جمع بشيم
کي ميتونست بين ما و مشتريهاي عادي اختلافي پيدا کنه؟
... :همهچيز رو توي اون کارگاه نگهميداشتيم
...سلاح، جزوات، دستورات
.در حال برنامهريزي عمليات بوديم
.در يک کلام، محل امن و بينقصي بود
.صاحبش، آقاي بيسکوپيک بود
!آقاي بيسکوپيک، خجالت هم نميکشين؟ !بايستي ديروز آماده ميشد
.آنفولانزا داشتم
!اون شيرها که تعمير کردين فقط چهار روز کار کرد .من گرما ندارم
اونقدر سرده که !چيزهاي خودتون هم دارن يخ ميزنن
.الان ديگه بهار شده - .ولي يه بهار سرد -
!مي تونم گرمت کنم - .به هرحال گرم هستم -
اون شيرها چي؟
آمادهن، برين روي چهارپايه .که به قفسه برسين
.توي جعبهن
...اگه کسي بياد داخل
.صبح بخير
،درمورد پرداخت هم ...پيشتون برميگردم
...من - .موردي نيست، هروقت شد، شب يا روز -
.من ميرم
...امروز ما داريم - .نميخوام بدونم -
.هيچوقت سوالي نميپرسم
.هرچي کمتر بدوني بهتر ميخوابي
.بدرود - !سلام -
.صبح بخير
.درستش کنين
.درموردشون چيزي نميدونم
.هرچند بذارش .شايد يه کاري کرديم
.ديگه مزاحم شما نميشم
!تو
!اين چيه آوردي تعميرگاه؟
!اون برقکار نيست کي حرفتو باور مي کنه؟
.بيا
اگه بخواي دفعه بعد .يه ماشين بخار ميارم
.يه نگاه بنداز .يه جاروبرقي بزرگ
.از چندتا زن آلماني دزديدمش
.به بيسکوپيک ميفروشمش .کمي پول نقد ضرر نداره
!اينقدر حرف نزن
!خوبه که اينجايي !بايد عجله کنيم
.مطمئن نيستم که ارزششو داشته باشه
!نق نزن !تا يه ساعت ديگه پول رو ميارن
!لعنتش کنن !ريسک کردن واسه يه علت واقعي رو درک ميکنم
،بهم بگو يکي رو از زندان نجات بديم .پلک هم نميزنم
ولي بخاطر پول؟ - !اونها که از آسمون نميان -
!تکنولوژي و سلاح ميخوايم
.از طرفي نگهبانها دارن بيشتر ميشن .خودت اينو ميدوني
.آره، ولي بازهم به خاطر پول انجامش ميديم
.همهچيز به آرومي پيش ميره
.توي خيابون خبري نيست
.گشتيها از اينجا دورن .خودم چک کردم
نگهبانها چي؟
دنبال چي هستي؟ .اين يه اِشغاله
.سيبولکا هم تفنگ داره
!جلوي اون نژاد آلماني به خودت ميلرزي
.به کار گرفتنش سادهست .مثل آب خوردن
.حواست باشه به زانوت شليک نکني
!تفنگهاي مهمتري ديدم ...اگه بخواي کار سيبولکا رو هم خودم ميسازم
.و پول رو ميگيرم - !هفت تير -
!اينقدر حرف نزن .تا حالا توي عمليات نبودي
بررسيش کردي؟ - .آره -
گير نميکنه؟ - .نه -
.صبر کن
!دوباره يادت رفت
.خداي من، غذا آوردي !يکم بهم بده
.الان نه
.هميشه با شکم خالي وارد عمليات ميشي
!عاقل! حکيم - !آقاي کنيشن -
.به افرادت بگو سمت ميدون نرن
.محاصره شده !دور تا دور
.باشه، آقاي بيسکوپيک
!بريم !سريع
!بيست و پنج تا ديگه بهم بدهکاري - !دوشنبه بيا -
!حداقل ده تا بهم بده
،تا جمعکنندهها برسن !چيزي بهت نميديم
،اگه واسه پول اومدي .وقتت رو داري تلف ميکني
.اون پيرمرد اينجا نيست
آقاي سيبولکا اينجاست؟
!اون چيه، آقا؟
!دستهاتو بذار روي گردنت
!پول رو بشمر
.بايد براش رسيد بنويسيم
!مبلغ رو هم به حروف بنويس
!ميرک
!اشتباه کردم
!حق با تو بود
!حالا قراره برام بد بشه
.نفهميدم
کي ما رو غافلگير کرد؟
گشتاپو؟
پليس جنايي؟
و چطور اينقدر سرکشانه پيداشون شد؟
چرا تا آخرين لحظه جنگيدن؟
.مطمئنم تعدادشون بيشتره
خونه رو محاصره کردن؟
!پس چرا کسي شليک نميکنه؟
.مخفي شدن
No comments yet. Be the first to leave one.