The first 200 lines.
تانگ یی چون"؟"
تو تقریبن خودتو از شرش خلاص کردیو داری خوب میشی
مگه خلی باز میخوای به گذشته برگردی؟
اون باعث ناراحتیه تو شده نه تو
بخاطر کسایی که تو گذشته بهت صدمه زدن سرجات درجا نزن
تو باید راه خودتو به جلو پیش بری
از روش حرفه ای و دانشت بعنوان یه منشی استفاده کن
که بتونی در آینده با همکارمون روبرو بشی
مدت زیادیه ندیدمت
گوانگ کوانگ" صد در صد صداقت خودشو نشون میده"
که شانس کار کردن با شما رو داشته باشه
این گردنبند برای اون لیدی که اونجا نشسته خیلی مناسبه
میخوام که برا اون بخرمش
سیصد هزار دلار
گردنبند رُز برا میس رُز برازندست
سی یی" ، من برگشتم"
با "ژیانگ ژیانگ "ازج نکردم
بیشتر ازین چیزی نگو
فقط روی موزیک تمرکزکن.وانمود کن هیچ کس دیگه ای اینجا نیست
انگار فقط مادوتا اینجاییم
"یون بیائو"
اگه میخوای بخوابی برو بالا/اینجا چرت نزن
نگفتم که میخوام بخوابم
خودتو مجبور نکن
برو بخواب
وقتی "سی یی" برگشت بیدارت میکنم
ساعت ده و نیمه.هنوز برنگشته
"مِی نو"
برو بالا چک کن ببین نیومده- احتیاج به چک کردن نیس-
یالا
من واقعن نمیتونم با تو سرو کله بزنم
اشکهاتو پاک کن
من دارم به جلو پیش میرم
واقعن دارم تلاشمو میکنم که به جلو پیش برم
ولی وقتی دیدمش. فهمیدم تمام این مدت اون از من جلوتر بوده
فکر میکنم خیلی بی مصرفم
تو از چشمات برا لبخند زدن استفاده میکنی
اینموضوع اونقدر ارزش نداره که برای اشک ریختن ازش استفاده کنی
"لو سی یی"
اگه فقط سرِجات بمونی //میگه اگه فراموشش نکنی//
پس هرگز نمیتونی از شرش خلاص شی و خوب شی
معاون. من خیلی زیاد تلاش کردم
واقعنی سعیمو کردم
واقعنِ واقعن
من باورت دارم
این هدیه ی منه برا تو. که امروز تو حراجی منو همراهی کردی
دستمال کاغذی؟
وقتی ناراحتی، ازین دستمالا استفاده کن
فکر کنم بعد ازینکه همه ی اینها رو تموم کردی خوبِ خوب میشی
اگه با اینها بهبود پیدا نکردی.پس...ِ
دیگه خیلی بد میشه
ممنون
متاسفم معاون
شما تموم شب رو صرف دلداری دادن به من کردی
معاون
تو عاشق "ویویان" هستی؟
ربطی به عاشق بودن یا نبودن نداره
رابطه ی هرکس...َ
ممکنه...َ
چیزی نباشه که خودش بتونه برا خودش تصمیم بگیره
معاون
معلومه که میخواستی منو دلداری بدی
اما آخرش به جاش خودت مست کردی
"لو سی یی"
تو باید خوشبخت شی
تو باید خوشحال باشی
"لو سی یی"
پییش به جلو
معاون .رسیدیم خونه
کلیدت کجاست؟
همینجا وایستا
معاون
کلید آپارتمانتو کجا گذاشتی؟
من افسرده بودما.آخه تو چرا مست کردی؟
خانم.شما...َ
داشتم دنبال کلید میگشتم که درو باز کنم
عه.من مادر چنگ کوان هستم
سلام خانم گائو.من "لو سی یی" هستم.منشیِ معاون
قبلن شما رو جلوی رستوران ملاقات کردم
اوووه.درسته
تو خیلییی خوشکلی
چنگ کوانَم قبلن در موردت گفته بود
واقعن؟
ممنون، خانم گائو
منو ببخش.من باید برم بیرون
دخترِ دوستم داره زایمان میکنه.من میخوام برم کمکش
تا دیروقت تر بیرون میمونم
لطفن مراقب چنگ کوانَم باش
مراقبش باشم؟
مشکلی نیست.بگذاریدش بعهده ی من
یالا معاون
بیا بریم
آرومتر.مواظب باش.بچرخ
دراز بکش
مثل یه بامبو لاغریا.چطور اینهمه سنگینی؟
شانس آوردی من مثل یه گاو نر قویم
یک ونیم؟؟؟؟
خیلی دیره
بخاطر امروز ممنون
"گائو چنگ کوانگ"
چطوری دیشب اومدم خونه؟
لو سی یی" منو رسونده خونه"
دستمالها رو با خودش نبرده؟
یعنی زیاده رویه روز تعطیلی به کارمندم بزنگم؟
خیلی مزاحمی
در مورد چی میخوای بگی؟
هیچ کارمندی خوشش نمیاد روز تعطیلی رییسش بهش بزنگه
مهم نیست/بهرحال منکه در مورد کار نمیخوام چیزی بگم
پس چی؟
میخوام درمورد سلامتیش بپرسم این روزا خیلی غمگین بوده
پس چرا عجله نمیکنی و بپرسی؟
من منتظر تلفنتم
چه غلطا ::به ژاپنی میگه::
چه چندشی.اصلن نمیبینمت- احمق-
"لو سی یی"
همین بعدازظهر یه جشن تو پرورشگاه :چوإن هه:هست
به من ملحق شو
حالا چمه ایقد خوشحالم؟
پسرم
بلند شدی؟
داری میری بیرون؟
منظورت چیه دارم میرم بیرون؟تازه برگشتم خونه
عروسِ خاله چِن دیشب درد داشت اما تا امروز صبح زایمان نکرد
تموم شب رو اونجا بودم خیلی خسته و کوفتم
پس برو بخواب
هوشیار شدی؟چرا دیشب اینقدر مست بودی؟
راستی.ویویان زنگ زد و گفت برا تعطیلات رفته ژاپن
چرا برا نامزدی آماده نمیشه؟بجاش بلند میشه میره ژاپن؟
کی میدونه؟
اوکی.دیگه اینقدر نوشیدنی نخور
باز... بسته...َ
بابا ،دیشب بخاطرت کلی وقت بیدار بود
چرا تا دیروقت بیرون موندی؟
با معاون بودم رفتیم نوشیدنی بخوریم...َ
قهوه
قهوه خوردین//چه رمانتیک
امروز یکشنبه هس.چرا یه قرار با هم نمیگذارین؟
هوا خیلی خوبه.باید برید بیرون
کدوم مامانی دخترشو تمومِ روز هل میده بیرون از خونه؟
هیچوقت در مورد امنیت دخترت نگران نیستی
من سی سال بزرگت کردم.وقتی تموم روزو تو خونه ای بیشتر نگرانت میشم
خیلی تنبلی.مگه یه ذره بیشتر ورزش کردی اینجوری به نفس زدن افتادی
مثل مامان بزرگا میمونی
منو ببین.چقدر نرم.چقدر انعطاف
من تو اداره همش نشستم
کی وقت میکنم تمرین کنم؟
چیه؟؟
به کمرم فشار اومد
واقعن بدی
"لو سی یی"
اینجوری نکن.تو خیلی جوونی.اما اینقدر استایلت بده
اگه الان تمرین نکنی.چطوری فردا که ازج کردی میخوای زایمان کنی
زایماااان؟؟؟؟
کیو دارم که یه بچه بیارم؟
فکر کنم معاونتون یه نمونه ی خوبه
خیلی کمیابه
مامان به چه جیزا فکر میکنی؟
تازه به اسمِ نی نی هم فکر کردم
گائو ژینگ" ، اگه دختر بشه" ::به معنیِ شادی::
اگه پسر باشه چی؟
ببین کیه- اوکی-
لو سی یی، همین بعدازظهر یه جشن تو پرورشگاه :چوإن هه:هست .به من ملحق شو
کیه؟ما یکشنبه ها تعطیلیم
اگه میخوای لباستو ببری.باید قبلن زنگ میزدی.درست؟
"تانگ یی چونگ"
خانم لو
نه . به من سلام نکن
من نمیتونم قبولش کنم
ما بهت خوشامد نمیگیم
از همون راهی که اومدی برگرد برو
خانم لو، میتونید یه شانس به من بدین که توضیح بدم؟- نمیخوام چیزی بشنوم-
هنوز که نرفتی؟
هنوز نرفتی؟دارم عصبانی میشما
چه حیف که آقای لو اینقدر باهات خوب بود
تو آدم بی چشم و رو و بی عاطفه
برگرد آمریکا..بیشتر ازین آرامش سی یی رو بهم نزن
هنوز نرفتی که؟برم جارو بیارم بندازمت بیرون
جارو.جارو...َ
سی یی، 2 بعداز ظهر.اینجا میبینمت
لطفن بیا
اگه جرات داری وایستا
خداحافظ خانم لو
حقیرِ پست
لو سی یی،باهاش خوب نباش
بیا بالا.من حواسم بهت هست
ممنون
خوشحالم که اومدی
چاییِ رُزِ مورد علاقته
فنجوناشم همونه که همیشه دوست داشتی
من الان همه رو برا تو آماده کردم
سی یی
اینجا رستوران مورد علاقمون بود
قبلنا همیشه پشت این میز می نشستیم
چون دوست داشتی ازینجا آرامش شهرو ببینی
من...َ- من...َ-
اول تو بگو- اول تو بگو-
اول تو بگو
من فکرمیکنم...َ
دنیای من خیلی کوچیکه
اینقدر کوچیک که اگه بچرخم میتونم به یکی برخورد کنم
No comments yet. Be the first to leave one.