The first 200 lines.
Forums.AnimWorld.net presents:
Blood winE
Production
ترجمه و ویرایش
elfelfelf
اون روز که برسه ، روزی که تمام اشتیاق هام برای فوتبال به حقیقت برسه ،
در برابر تماشاگران نیو کمپ بارسلونا قرار میگیریم .
اونجا ، فوتبال بی نظیر خودمون رو بازی میکنیم ،
و کاری میکنیم که تمام دنیا انگشت به دهن بمونن !
تمام اشتیاقی که دارم ، نگاه به دور دست هاست
که مسیر آینده رو برام روشن میکنه
مهم نیست چقدر فریاد بزنم ، زمان در حال گذره
مهم نیست چقدر مبارزه کنم ، همچنان باید خودم رو محک بزنم
کافیه این روزهای سخت رو تحمل کنی
بالاخره ، با همدیگه ، اونو به فردا میرسونیم
با همین دستهام ، دنیا رو فتح میکنم
آینده ی تو هم فرا میرسه
و اون زمان ، دنیا تازه برات شروع میشه
خودت رو در آغوش بگیر
اگه حتّی تمام دنیای تو تاریکه ، به باریکه ای از نور چنگ بزن ، و راهت رو ادامه بده
بالاخره روزی میرسه که به خودت افتخار کنی
مطمئنّم
این چه رویاییه ؟
تیم کلاس ششمی ، مویویاما پرداتور ،
" مترجم : پرداتور معنی درنده میده ، یعنی میشه مویویامای درنده " " که از این به بعد بهش میگیم : مویویاما "
از امروز منحل میشه !
خواهش میکنم ، مسابقات مقدماتی بزودی شروع میشه !
کاری از دست من بر نمیاد ، تو تنها کسی هستی که تو تیم مونده .
فقط تیم های کلاس پنجم به بالا حق دارن تو مسابقات شرکت کنن .
نه ! من برای تیم اعضای جدید پیدا میکنم !
شرمنده ، ولی دیگه تصمیمش گرفته شده !
مدیر ، پس خواهش میکنم بهم اجازه بدید عضو تیم کلاس پنجم بشم .
برای نیمکت گرمکنی مثل تو امکان نداره .
صبرکنید !
من که از عمد اون کار رو نکردم .
قبول دارم که دریبل زدنم خوب نیست .
رویارویی
و تا حالا تو یک مسابقه ی واقعی نبودم .
ولی این چیه ؟ حتّی نمیتونم تمرین کنم ؟
عالیه ، زاک !
چکار باید بکنم ؟
این دفعه میخوام دریبل بزنم !
وای !
سرعتم رو زیاد میکنم !
بریم !
خیلی سریعه !
چی شد ؟ کم آوردی ؟
عمراً ! اگه نتونی توپ رو ازم بگیری ، باهت بازی نمیکنم !
بیا !
هوی ، تو !
خیلی عالی دریبل میزنی !
اون چرخش هم خیلی سریع بود !
خیلی وقته فوتبال بازی میکنی ؟
عضو تیمی هستی ؟
هوی ، قبل از اینکه اینقدر سوال کنی ، باید اوّل خودت رو معرّفی کنی .
ببخشید .
من اُتا شو ، هستم ، شما ؟
تاکاتو اِریکا .
تاکاتو - سان ؟ سال چندمی ؟
امسال میرم شیشم .
هه ؟ مثل من .
منحرف !
ن - نه ! فقط داشتم اسم تیمت رو نگاه میکردم .
داندلین ؟
داندلایون !
لایون ؟ اسم خفنی بنظر میرسه !
لایون رو به معنی شیر تلقی کرده .
احمق خان ! داندلایون اسم یک گُله !
چی ؟
نامبا داندلایون مشهور ترین تیم اُساکاست !
چقدر سر و صدا میکنن .
به هرحال ، اجازه بده باهات تمرین کنم !
چی ؟ تو هم فوتبال بازی میکنی ؟
آره ! من عضو تیم مومویاما بودم ....
چی شد ؟
چیزی نیست !
خوب نیست ؟
حتماً ، ولی ...
واقعاً ؟
قبل از اون ، با زاک مسابقه بده .
زاک ؟
بهت گفته باشم ، دست کم نگیرش .
برو !
برای چی ایستادی ؟
داره میگه بیا توپ رو بگیر .
میدونم !
موفق باشی !
مال منه !
آخ مادر ...
لعنتی !
سمت عوض کن !
حالا نوبت منه .
آه لعنتی !
هوی !
خیلی خیطه .
من نمیبازم !
لعنتی !
تلاش کن ، جوون !
وقتش نیست تسلیم بشی ؟
نه ! عمراً !
But is he really okay?
آروم باش ... رو توپ تمرکز کن !
کم نیار ...
تمرکز !
ههه ؟
گرفتمش ...
حالا برنده شدم ، درسته ؟
نمیدونم .
تو فقط یکبار گرفتیش .
شاید حق با تو باشه ...
ولی یکم حرکت میتونم بکنم که !
نظر تو چیه ، زاک - سان ؟
داری از سگ نظر خواهی میکنی ؟
خواهش میکنم ، باهام تمرین کن !
لازم نیست از این کارها بکنی ...
التماست میکنم !
تا کجا میخوای ادامه بدی ؟ " مترجم : منظور حد التماس کردن "
کاریش نمیشه کرد ، باشه .
واقعاً ؟
بخاطر اصرارت بودها .
ممنونم !
واقعاً قبلاً فوتبال بازی میکردی ؟
منظورت چیه ؟
خوب ، واقعاً وضعت خرابه .
چقدر رُک .
در مورد پیوستن به تیمی فکر کردی ، تاکاتو - سان ؟
آره .
پس ...
بیا یک پاس مستقیم !
ببخشید !
عالیه .
زاک ، صبرکن !
لعنتی !
واقعاً ریده مالی .
وقتشه بریم خونه .
باشه ! خیلی خوش گذشت ! ممنونم !
تا بعد !
خداحافظ !
برای اون که چیزی حساب نمیشد ، خیلی زشت شد !
ولی فوتبال واقعاً عالیه !
نباید بزارم همینجوری بره خونه ، باید به تیم دعوتش کنم !
تاکاتو - سان !
هوی ! اریکا - چان !
یک لحظه ، میخواستم چیزی بهت بگم .
چیه ؟ میخوای اعتراف کنی ؟ " مترجم : اعتراف به عشق "
چی داری میگی ؟
صورتت قرمز شده .
نخیر !
میخوای عضو یک تیم بشی ، درسته ؟
آره .
در این صورت ، بیا تیم من !
دریبل زدنت عالیه !
در حال حاضر دارم دنبال هم تیمی میگردم .
باشه ؟ خواهش میکنم !
بد شد ؟
واقعاً یک چیزیت میشه ها .
اصلاً کم نمیاری نه .
واقعاً ؟ زیاده روی کردم .
خیلی بلند حرف زدم ، در واقع داد زدم .
بنظر میرسه یک جوری تحت تأثیر قرار گرفتم .
ها ؟
ممنون که ازم خواستی .
پس ... ؟
ببخشید ، ولی از بازیت معلومه که تیمت چطوریه .
من میخوام به یک تیم قوی تر ملحق بشم .
تیم ما ، تیم فوق العاده ای بود .
من با این مربّی تمرین نمیکنم !
چه مسخره .
من از تیم استعفا میدم !
والدینم ازم خواستن برای امتحان ورودی درس بخونم .
این تیم داره از هم میپاشه .
میگم .
میدونم از اینکه درخواستت رو رد کردم ، ناراحتی .
ولی اون کیه ؟
اون بچّه کیه ؟
آوتو - کون از دبیرستان بین المللی کاواهارا .
اونا پارسال تو نیمه نهایی بودن .
تیم ما 4 بر 3 اونا رو برد .
که اینطور .
شما تیم اون بچّه رو شکست دادید !؟
نه ، صبرکن ، شما به مسابقات استانی هم رفتید !؟
واقعاً تیمت اینقدر قویه ؟
آره .
آه درسته ! بزار ببینم آوتو - کون یکّمی باهام تمرین میکنه !
ه - هوی ! واقعاً خسته نمیشی !
آوتو - کون !
سلام ، از مسابقات سال قبل خیلی گذشته .
مثل همیشه تکنیکت فوق العادست .
کی باشی ؟
ها ؟ منم ، از مومویاما ، اُتا شو !
قبلاً ندیدمت .
که اینطور ...
خوب ، موقع مسابقه تو تماشاچی ها بودم .
میگم ، میخوای با ما تمرین کنی ؟
نظرت چیه ؟
چشماش آبیه !
هنوز تا غروب کمی وقت داریم .
شرمنده ، ولی برای امروز کافیه ، تا بعد .
خیلی ضایع بود ، نه ؟
واقعاً به درد نمیخوری .
No comments yet. Be the first to leave one.