1923

1923

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

1923 S01E01 WEBRip x264-ION10
1923 S01E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
1923 S01E01 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
1923 S01E01 1923 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
1923 S01E01 1923 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
1923 S01E01 2160p WEB H265-GLHF
1923 S01E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
1923 S01E01 720p WEBRip x265-MiNX
1923 S01E01 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
1923 S01E01 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Published on: 2022-12-18
Downloads: 190
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫وایستین!

‫وایستین، یه لحظه وایستین.

‫اگه چنین کاری بکنین، ‫می‌رین جهنم خانم.

‫خب؟ من رو ببرین نزدیک‌ترین کلانتری...

‫که خودشون اعدامم کنن.

‫این‌جوری هم خودتون ‫عدالت رو اجرا کردین،

‫هم در بهشت رو روتون نمی‌بندن.

‫تو از بهشت چی سرت می‌شه؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫این خانواده همیشه به خاطر خشونت عذاب کشیده.

‫خشونت از ارتفاعات اسکاتلند ‫و زاغه‌های دوبلین...

‫دنبالمون اومده.

‫تو کشتی‌های مهاجران ایرلندی ویرانمون کرد.

‫باعث شد تو سواحل نیوجرسی سرگردان بشیم...

‫و تو میادین نبرد شایلو...

‫و آنتی‌تام ما رو بلعید.

‫بعدش هم تا اینجا دنبالمون اومد...

‫و زیر درختان نخل و تو رودها مخفی شده.

‫هر جایی هم که دنبالمون نیاد، ‫خودمون دنبالش می‌ریم.

‫خودمون خواستارشیم.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫آهای.

‫آره.

‫خودشه؟

‫همونیه که ردش رو گرفته بودیم.

‫خودشه.

‫پدر من سه فرزند داشت.

‫فقط یکیشون تونست اون‌قدر عمر کنه ‫که شاهد بزرگ شدن بچه‌های خودش باشه.

‫فقط یکیشون سرنوشت این خانواده رو...

‫در طول رکود و کلی بدبختی دیگه...

‫که قرن بیستم نصیبشون کرد، ‫رقم می‌زنه.

‫بعد از مرگ پدرم،

‫مادرم به برادرش نامه‌ای نوشت...

‫و التماس کرد خانواده‌اش رو...

‫به این سرزمین وحشی بیاره ‫و خانواده خودش رو نجات بده.

‫بهتره جابه‌جاشون کنیم.

‫کجا ببریمشون؟

‫یه سال بعدش از راه رسید ‫و دید مادرم...

‫زیر توده برف یخ زده،

‫و دو پسرش از گرسنگی رو به موتن ‫و به زور صحبت می‌کنن.

‫عین پسر خودش بزرگشون کرد،

‫بعدش آرزوی پدرم رو در پیش گرفت ‫و به قلمروی بدلش کرد.

‫ولی بعدش قلمروش فرو ریخت.

‫ممنوعیت الکل رو برقرار کنین! ‫ممنوعیت الکل رو برقرار کنین!

‫نرین تو جناب. ‫نوشیدنی شیطان رو نخورین.

‫ممنوعیت الکل رو برقرار کنین! ‫ممنوعیت الکل رو تو مونتانا برقرار کنین.

‫به جنبشمون بپیوندین خانم‌ها.

‫کاش اومده باشین ‫این لونه فساد رو تعطیل کنین.

‫- رو تابلوش نوشته «شربت‌خانه». ‫- اوهوم.

‫رو تابلوی روسیپی‌خانه هم نوشته «سالن رقص».

‫نه بابا؟

‫اگه برین تو، همسرتون...

‫خبردار می‌شه کمیسر.

‫خبردار می‌شه جناب!

‫سلام.

‫گمون نکنم از وقتی اومدم اینجا، ‫بارون اومده باشه.

‫فقط آفت ملخ داره ‫عین بارون رو سرمون می‌باره.

‫ماءالشعیر میل دارین؟

‫گمون کنم نوشابه بخورم.

‫اگه بخوام ماءالشعیر واقعی بخورم چی؟

‫خب، اِم، در اون صورت ‫می‌گم برین داروخانه.

‫پس مال خودتون رو بده.

‫چوپان‌ها دارن خیلی عصبی می‌شن.

‫تقصیر خودشونه و بس.

‫نباید گوسفندهاشون رو ‫تو زمین بقیه بچرونن.

‫شانس آوردن که چوپان‌ها رو هم نکشتن.

‫سعی کن نظرت رو تو شهرداری ‫ملایم‌تر بیان کنی جیک.

‫چندتا سرکار داری؟

‫تعدادشون کافی نیست.

‫سیصدتاشون دارن تو خیابون...

‫مسابقه بوکس رو تماشا می‌کنن.

‫دارن یاد می‌گیرن.

‫من نگران درگیری بوکس نیستم.

‫نگرانم تیر بخورم.

‫ای قلدرها.

‫مشتی قلدرن که بابت عواقب...

‫قوانینی که خودشون ‫زیر پا گذاشتن غر می‌زنن.

‫بیا.

‫بریم تمومش کنیم.

‫خیلی‌خب بچه‌ها، بریم.

‫گوسفندهامون رو عین سگ کشتن.

‫جسدشون رو تو جنگل پخش کردن.

‫همین‌جوری ولشون کردن که بپوسن.

‫اون‌وقت شما چیکار کردین؟

‫هیچ‌کاری نکردین!

‫ما که نمی‌دونیم کار کی بوده.

‫همه می‌دونن کار کی بوده.

‫کار همین حرومزاده‌های ایرلندی بوده.

‫بیا ببینم چند مرده حلاجی ‫اسکاتلندی پدرسوخته.

‫میام خوک ایرلندی.

‫داره خوب پیش می‌ره.

‫بشینین!

‫وگرنه امشب تو بازداشتگاه می‌خوابین.

‫بشینین.

‫حق دارم جوابم رو بدین.

‫خودتون می‌دونین کدوم حرومزاده‌ها ‫گوسفندهام رو به قتل رسوندن،

‫چون می‌دونین قول‌نامه ‫محل اجسادشون به نام کیه.

‫پس خودت اعتراف می‌کنی ‫وارد زمین کس دیگه‌ای شده بودی.

‫گوسفندها واسه خودشون می‌چرخن دیگه.

‫اون‌ها که نمی‌فهمن قول‌نامه ‫فلان زمین به نام کیه.

‫پس اصلا واسه چی قول‌نامه داریم؟

‫گوسفندها چمن رو از ریشه می‌خورن.

‫چمنی واسه گاوها ‫یا باقی دام‌ها باقی نمی‌ذارن.

‫می‌شه گفت تو هم دام‌هاشون رو کشتی،

‫فقط مرگشون بیشتر طول می‌کشه.

‫تا بارون نیاد، تو دره از چرا خبری نیست.

‫فقط چمن کوهستان برامون باقی مونده.

‫اگه تعداد گوسفندهات با وسعت زمینت ‫سازگار نیست، یه سریشون رو بفروش.

‫یه سریشون رو بفروشم؟

‫به کی بفروشم؟

‫جنگ تموم شده. ‫دیگه کسی خریدارشون نیست.

‫شرایط همه‌مون یکسانه.

‫پیشنهاد می‌کنم با هم همکاری کنیم، ‫وگرنه همه‌مون مجبوریم...

‫برگردیم بریتانیا.

‫زمین‌های ما به همدیگه چسبیده...

‫و واسه پیدا کردن چمن جون می‌کنیم،

‫ولی تو واسه خودت یه رشته‌کوه داری.

‫کلی زمین داری، قول‌نامه‌اش به نام خودته، ‫همه‌چی دست خودته.

‫خانواده‌ام پای داراییم جنگیده بودن.

‫تو هم می‌خوای پاش باهام بجنگی؟

‫گمون نمی‌کردم بخوای.

‫اگه زمین بیشتری می‌خواستی، ‫بهتر بود بیشتر قول‌نامه می‌کردی.

‫خیال می‌کردم هدفمون آروم کردنشونه جیک.

‫هدف تو از این قرار بود.

‫هدف من از این قراره ‫که جنگ سر زمین رخ نده.

‫چوپانه بیرون وایستاده.

‫می‌خوای چیکار کنی بنر؟

‫می‌خوای وسط خیابون دعوا کنیم؟

‫گوسفند هم دام محسوب می‌شه، ‫یادت بمونه.

‫من هم عین گاودارها ‫عضو هستم...

‫عضویت دلیل نمی‌شه ‫قوانین رو نادیده بگیری.

‫چمن زمین خودت رو تموم کردی، ‫بعدش گله‌ات رو فرستادی...

‫چمن زمین یکی دیگه رو بخورن.

‫آفت ملخ چمنم رو خورده.

‫آفت ملخ چمن همه رو خورده.

‫همه‌مون بدبخت شدیم. ‫گله‌ات رو ببر ارتفاعات بالاتر.

‫در اون صورت جای گاوچرون‌ها، ‫خرس‌ها می‌کشنشون.

‫چی بگم بنر؟

‫دامداری همین شکلیه دیگه.

‫بیا ببینم.

‫چهار نفر حریف دوازده نفر نمی‌شن جیکوب.

‫من نگران یازده نفر دیگه نیستم.

‫فقط با خودت کار دارم.

‫آهای! امان از دستتون.

‫نمی‌ذارم چنین اتفاقی ‫تو شهر من رخ بده!

‫ایشون مأمور دولته.

‫اگه باز هم تهدیدش کنی، ‫تا یه ماه آب خنک می‌خوری.

‫فهمیدی؟

‫قاپیدن چمن ملت ‫با قاپیدن گاوهاشون فرقی نداره.

‫اگه باز هم گله‌ات رو ‫تو زمین بقیه بچرونی،

‫کل گله‌ات رو می‌کشم. ‫من سر حرفم می‌مونم.

‫قاپیدن چمن.

‫چمن که مال انسان نیست.

‫چمن مال کوهستانه.

‫چمن مال خداست.

‫تو هم خدا نیستی جیکوب داتون.

‫خدا نیستی!

‫دوست دارم ببینم ‫اگه گاوها تو زمین خودش...

‫چرا کنن، چی می‌شه.

‫همون‌جا بهشون شلیک می‌کنه.

‫پول گلوله‌اش رو هم ‫از دامدارشون می‌گیره.

‫مک‌کلاود اکثر اسب‌هاش رو ‫برده کوهستان کریزی.

‫از اینجا تا مایلز سیتی، ‫یه چمن هم باقی نمونده.

‫با این قیمت‌ها که نمی‌شه فروختشون.

‫نمی‌فهمم واسه چی اتمام جنگ...

‫باید چنین تأثیر افتضاحی ‫رو بازار داشته باشه.

‫کل سربازهاشون اومدن خونه دیگه.

‫اینجا غذا نمی‌خورن؟ ‫فقط اون‌ور آب غذا می‌خورن؟

‫گوشت دام خودشون رو می‌خورن. ‫لزومی نداره از ما بخرن.

‫نظرتون چیه تو زمین خودکفایان بچرونیمشون؟

‫مالک اون زمین‌ها الان دیگه بانکه.

‫گمون نکنم براشون مهم باشه.

‫گمون نکنم حتی بفهمن.

‫بانک همیشه می‌فهمه.

‫من زمینش رو دارم. ‫ارتفاعش زیاده.

‫خرس‌ها و گرگ‌ها بدبختمون می‌کنن.

‫باید تا آخر تابستون تحملشون کنیم.

‫من می‌گم با همدیگه گله‌هامون رو ‫جابه‌جا کنیم، ببریمشون همون بالا...

‫و تا پاییز مواظبشون باشیم.

‫می‌دونی مواظبت از چنین گله بزرگی...

‫تا آخر تابستون، ‫چندتا گاوچرون می‌خواد؟

‫خودم می‌دونم.

‫من همین الانش هم گاوچرون کم دارم.

‫اگه گاوهات رو به زمین چمن‌دار نرسونی، ‫گاوهات هم کم می‌شن.

‫زمستون چی می‌خوایم بهشون بدیم؟

‫بیاین اول تا آخر تابستون ‫زنده نگهشون داریم.

‫ازتون اجاره نمی‌گیرم،

‫ولی همگی پول بذارین ‫و مقداری یونجه خشک تهیه کنین.

‫شنیدم اورگن فعلا از شر آفت ملخ خلاص شده.

‫چه بدونم جیک. نصف دام‌های من ‫توان چنین سفری رو ندارن.

‫آروم جابه‌جاشون می‌کنیم.

‫کنار رودخونه می‌چرونیمشون.

More Farsi Persian subtitles for 1923

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left