The first 138 lines.
2000سال پیش
آبوت
! عقب نشینی ، عقب نشینی کنید
! سرورم ، باید از اینجا دور بشیم
حال حاضر
ویتِریپ
کایزارد لیدفارد
فاوارو لِئون
! فــاوارو
! وایسید ببینم
! هوی هوی ، فرار نکنید
! ترسو
! بای بای
! شوخی میکنی ! هوی بیخیال
! داری شوخی میکنی
! فاوارو
! اوه کایزارو ، خوش اومدی
! می بینی اینجا چه منظره ای داره
. دیگه راه فراری ندارید
" دوستت دارم ، ماری "
! کایزار این احساس واقعی من به توئه
! خودم دهنتُ سرویس میکنم
! کایزار ، من فقط یکم نصیحتت کردم
! خفه خون بگیر ، فاوارو
! دیگه نمیخوام به مزخرفاتت گوش بدم
! همین طرز فکرته که آخر کار دستت میده
. با یه دید باز به دنیا نگاه کن
. باید یاد بگیری اطرافتُ بهتر ببینی
. مثلاً پشت سرت
! حیف شد
! ولم کن - ! کمک کنید -
! خفه ، اینقدر جغ و داد نکن ! هچکی نمیتونه کمکتون کنه
! این بده
! واقعاً بده
! هوی
تو کدوم خری هستی !؟
اومدی این زنا رو نجات بدی ؟
! ها ! نیستشون
! مرضُ نیستن ، احمقِ بیشعور
. اوه ، شرمنده اینطوری شد
... اون دستبند
ها ؟ این دست بندُ میگی ؟
تو یه جایزه بگیری ؟
! فاوارو
این کیه ایندفعه اومده ؟
! شاهزاده ای سوار بر اسب سفید
! نه ، اونم یه جایزه بگیره
! وایسا
هوی وقتی داری با من سر و کله میزنی ! پولت داره هی ازت دورتر میشه
خفه شو ، فکر کردی به خاطر حماقت کی ! الان پولام دارن فرار میکنن
... درضمن
! درسته ، همش تقصیر من بود
... تو آدم نمیشی
! " صبر کن " بارینا شال لیدفارد
... بارله شول دورِمیفا
! عجب شراب توپی
! هوی
. نگران دادن پولش نباش
. وقتی اونُ گرفتم حسابش میکنم
. این شراب خوردن داره
ببینم ، جدی گفتی ؟
. جدی گفتم
... خیلی بد شد ، اگه همینطور دست خالی برگردیم
! شکی نیست ، گارث ساما میکُشمون
... آخ آخ - ! اسبا فرار کردن -
هوی ، اون دیگه چه کوفتیه !؟
یه زنه !؟
بگو ببینم ، تو کی هستی !؟
حالا چرا لختی !؟
از آسمون افتادی ؟
احمق ، چرا باید یه دختر از آسمون بیوفته ؟
! به من نگو احمق
هوی ، اصلاً گوش میدی چی میگم ؟
. قطب نمام خراب شده ، دیگه نمیتونم " هلهیم " رو پیدا کنم
چی داره میگه ؟
! مهم نیست
. میتونیم ببریمش برای رئیس
. ولی قبلش بهتره کمی بررسیش کنیم
... من یه دختر میخوام
. رئیس ، توی بار شنیدیم که یه جایزه بگیر پیداش شده
... شاید به خاطر اونه که هنوز دخترا
. برید همین الان پیداش کنید
تحت تعقیب گارث
! نیازی به اینکار نیست
! من همون جایزه بگیرم
! جالبه
. دخلشو بیارید
! ای عوضی
ها ؟ کجا رفت ؟
! زیر پاتون
. کارت بد نبود
" ... شابالو ستارو روگو "
جادوی احضار ، ها ؟
... حالا که اینطوره
! هوی
... اون همه
... آخ دماغم
اون همه هارت و پورتت کجا رفت ، جایزه بگیر ؟
اوه ، به نظرت این عجیب نیست ؟
بارون که نیومده پس این همه آب اینجا چی میخواد ؟
. چه میدونم !؟ یالا دخلشو بیارید
چی شد !؟
! اوه ، شرمنده
قبلاً اونجا خیس بود ولی الان نیست ! آخه اون آب نبود ، مشروبی بود که من ریخته بودم
مرتیکه ، میدونستی اونا چطوری حمله میکنن ؟
... بله ، بزار یه نصیحتی بهت بدم
. به حیوونای دست آموزت یاد بده جلوی دهنشونُ بگیرن
! عوضـــی
... ای حقه باز لعنتی
! حقه نبود ، فقط کمی بدشانسی آوردی
" سیل سو کتون "
! با این شد ، بیستمی
... نگاش کن
! بازم از مستی بیهوش شده
! باکاس
! یالا بیدار شو ، مشتری اومده
ها ؟
هانسا و باکاس
برو گمشو ، اصلاً میدونی من کی هستم !؟
یه خدایی ، درسته ؟
. وقتشه مشروب خوردنتُ کم کنی
. برای سلامتیت ضرر داره
! مثل همیشه از دیدن اینجا متعجب میشم
بدون دعوت اومدی ، طلبکارم هستی ؟
. یالا بگیرش ، شکار امروزمه
. خب بگیرش کله بمبی ، اینم 800 روپیه
! دیگه بهم نگو کله بمبی
درضمن ، چرا 800 روپیه !؟
! جایزش 1600 روپیه بود
... صداتُ بیار پایین ، اصلاً میدونی من کی
... هوی هوی
... بالا نیاری ها ، بالا نیار
نخواب !؟
هر چی در آوردی رو خرج کن ! این سیاست منه
. خیلی خب ، بیاید تا صبح شراب بزنیم
تو حتماً شکارچی قویی هستی !؟
... تقریباً ، امروز تونستم یکی دیگه هم
. با امروزی شد بیستا
No comments yet. Be the first to leave one.