The first 200 lines.
اموال شرکت رو دزدیدی.
کاری میکنم تا آخر دنیا دنبالت کنن.
شرکت، زن و دخترش رو کشت.
ناتیلوس مال تو میشه، اما بعد از اینکه کار من تموم شد.
و اون هدف چیه؟
قراره کل شرکت رو با خاک یکسان کنم.
کاپیتان میله اینجا داوطلب شده تا تو شکار نمو به ما ملحق بشه.
میتونم بهت اعتماد کنم که نمو رو بکشی.
بیلی. بهترین رفیقم.
یکی دیگه همیشه تاوان بیاحتیاطیهای اونو میده.
زندگیم رو نابود کردی!
ولی این نیاز به انتقام، تو رو نسبت به همه چیز کور کرده.
مسیر رو مشخص کن!
هیچوقت فکر نمیکردم به هیچ کدوم از شماها اهمیت بدم. ولی دادم.
من بدون شماها نمیتونم این کار رو بکنم.
اون این کار رو برای ثروت شخصی انجام نمیداد.
بلکه برای اجرای عدالت، برای انتقام خون خانوادش.
این قضیه در مورد ماست. همه ما.
این در مورد سرنگونی شرکته.
نمو فکر میکنه میتونه با ما دربیفته؟ بذار بیاد و امتحان کنه.
کراولی منتظره ما به شرکت حمله کنیم.
سربازاش منتظرن.
نمیتونیم تو نبرد شکستش بدیم، پس باید با فکر ازش پیشی بگیریم.
دِرِدنات به لندن رسیده.
پس لرد پیت به شهر برگشته.
و حالا، دست به کار میشیم.
از اسکلهها تا شهر،
شایعه پخش میکنیم که شرکت تو دردسره.
اونا میگن شرکت هیچوقت شکست نمیخوره.
برادران، یه چیزی هست که باید بدونید.
کاراجان.
این مردم بودن که قیام کردن و ستمگرشون رو کنار زدن.
فقط مسئله زمانه تا به هند برسه.
شایعات شرکت رو شنیدی؟
خب که چی؟
از زمان حباب دریای جنوب و قضیه لاله، همچین چیزی ندیدیم.
شرکت ما داره سقوط میکنه.
قیمت سهاممون داره به سرعت میریزه، قربان.
چقدر اوضاع بده؟
باید از روزنامهها دور نگهش داریم.
هند قیام میکنه، یوغ شرکت رو از گردنش بیرون میندازه،
چون بدون هند، شرکت هیچی نیست.
چی داری میگی؟
من سریعتر از برق در میرم.
هر سهمی که داری رو نقد کن، آقا.
قبل از اینکه به خودت بیای، مثل من زانو میزنی و کفش واکس میزنی.
خب، کی آمادهست؟
آقای رئیس. -کل لندن خبردار شده.
مردم دارن ثروتاشون رو از دست میدن، کراولی.
چه خبره اینجا؟
نمو.
همون محکوم فراری؟ - آره.
اون اینجاست، تو لندن؟ - و داره تلاش میکنه هرج و مرج به پا کنه.
تلاش میکنه؟
داره جواب میده.
برای اینکه نقشه جواب بده،
باید یه جلسه سهامداران رو اجباری برگزار کنیم.
هرچیزی که لازم داریم.
همونطور که قیمت سهام شرکت سقوط میکنه،
ما سهامداران اصلیش رو هدف قرار میدیم،
جریکو بیکر، دکتر آمبروز اسکین،
و از همه مهمتر، دوست قدیمیمون پیت.
آره. بزن بریم.
در نهایت، باید آماده باشیم بریم مخفیانه.
به لباس و تغییر قیافه نیاز داریم.
باشه. همه پایهایم.
سلام!
میخوای باهاش چیکار کنی... - جلوی وحشت رو بگیرین!
اگه مردم باور کنن یه چیزی بیارزشه، اون بیارزش میشه.
سهامداران رو به یک جلسه عمومی فوقالعاده احضار میکنیم.
ما این شایعات رو با حقیقت از بین میبریم.
شرکت بازرگانی هند شرقی به سادگی بیش از حد بزرگه که شکست بخوره.
جلسه برای امشب ساعت ۷ فراخوانده شده.
کمتر از سه ساعت تا جلسه وقت داریم.
تا اون موقع، باید سهام اون افراد رو بدست بیاریم.
باید تا یک ربع به ۷ تو خیابون مارکزبری باشیم.
جایی که رانبیر و من منتظریم.
اگه اون جلسه سهامداران رو از دست بدیم،
همه چیز دیگه بیهوده خواهد بود.
و سر از زندان در میاریم.
زندانی در کار نخواهد بود.
به اونجا نمیکشه.
همینه.
موفق باشی.
اِم، اِ...
مواظب باش.
پیت یه احمقه، ولی خطرناک.
تو هم مواظب باش.
امشب میبینمت.
روش حساب کن.
مدیر کراولی، اینجا چه خبره؟
دوستت داشته شایعه پخش میکرده، همین.
نمو؟
من خبر دادم که اون به لندن میره.
من بهت گفتم کشتی بفرستی تا جلوش رو بگیری.
یادت هست درجهت چیه، آقا؟
تو به من نمیگی چیکار کنم.
من تصمیم گرفتم بذارم نمو ناتیلوس رو برام بیاره.
پس تو یه احمقی.
وظیفه شما محافظت از شرکته، قربان.
که نذارن نمو از رازهای کثیفتون باخبر شه.
فکر میکنی نقشهٔ کامل نمو فقط کاهش ارزش سهام شرکته؟
قصدش اینه که قبل از حمله، حواسمون رو پرت کنه، اما ما رو آماده پیدا خواهد کرد.
اسکلهها با زنجیرهای آهنی محافظت میشن. این ساختمون، به شدت محافظت شدهست.
شما هنوز هیچ ایدهای ندارید که با کی طرفید، نه؟
هیچی اینجا امن نیست.
فکر میکنی کجا میری؟
تا قبل از اینکه خیلی دیر شه، نمو رو متوقف کنم.
اووه!
هاملین؟
مادر. - فروتنی.
این دیگه چه وضعیه...
چی؟ کجا بودی؟
سر راه بهت میگم.
سر راه؟ کجا؟
من و دوست عزیزم لوتی توی یه ماموریتیم.
و به کمکت نیاز داریم.
نواب، به باشگاه اصلاحات خوش اومدین. از آشناییتون خوشبختم.
جای خصوصیتری هست؟
اوه، اون عین چوب کَره. بشینین.
حواسم به دردسرها هست. موفق باشین.
این همون معدن مورد نظره؟
الماسهای استخراج شده سایز خوبی دارن. - و شفافیت عالی.
روزنامهتون، قربان.
مطمئنم نمونه آوردین.
پنج قیراط.
این نشون دهنده کیفیت کلی سنگهاست؟
این معدن گنجهای بیشماری داره.
بریم سر جلسه.
چرا میفروشید؟
باید قبل از اینکه امروز ساعت ۷ عصر به سمت هند حرکت کنم، بدهیهامو پرداخت کنم.
و معدن باید تا اون موقع فروخته شه؟
من باید قیمت منصفانهای براش داشته باشم.
لرد پیت،
چه لطفی کردید که با این وقت کم ما رو دیدین،
مخصوصاً اینکه تازه برگشتین.
خب، میبینم که من تنها نیستم.
ناتیلوس کجاست؟
بعداً برای با هم بودن و گپ زدن وقت زیادی خواهید داشت.
دخترم اشتباهاتش رو فهمیده.
و با تو ازدواج میکنه.
پس حالا میفهمی که با رد کردن من چه اشتباه وحشتناکی کردی.
بله.
پس باید اینطور برداشت کنم
که یه نفر بالاخره کمی فروتنی یاد گرفته؟
بله.
اووم. - بله، یاد گرفتم.
مسئله اینه که، مطمئن نیستم دیگه علاقهای داشته باشم.
ارزش این معدن ۵۰۰ هزار پونده.
اما چون وقت ندارید، ارزشش فقط همونیه که من بابتش پرداخت میکنم.
۳۰۰ هزارتا رو قبول میکنم.
صد هزار.
از شرایط من سوءاستفاده میکنید؟
چقدر خوب متوجه شدید، بله همینطوره. - کافی نیست.
هفتاد و پنج هزار. این پیشنهاد منه. قبول کن یا بیخیالش شو.
بفرما.
چیه؟
گرفتمشون.
شما کی هستید؟
پرتقال.
پرتقال نیست.
کلروفرم.
تو زبان منو حرف میزنی؟
یادته؟
تو منو میشناسی؟
تو یکی از سربازهایی هستی
که به دستور من آموزش دیدن.
اونا میدونن ما اینجاییم.
ما حرفهای زیادی برای زدن داریم...
همینجا بمون و من همه چیز رو بهت میگم...
من کی هستم؟
باید از اینجا بریم.
من کی هستم؟ من کی هستم؟
باید از اینجا بریم.
ما خانوادهایم.
ببخشید. - به کار خودت برس.
کسب و کار، کار منه، مرد جوان.
من برای معدنتون ۳۰۰ هزارتا میدم.
من قول دادم که این آقا اول پیشنهاد بده.
بله. - و اون پیشنهادش رو داد.
دومی مال منه.
شما مهمان من اینجا هستید. - مرد رو تنها بذارید.
دویست هزار.
این آقا خیلی بیشتر پیشنهاد میده.
اما توافق ما چی؟
لعنت بهت!
نگران اون نباشید.
یا اونا.
نتونستم نشنوم که
شما امروز سفر میکنید. - مشکلی هست؟
فقط به این معنیه که من وقت ندارم اینقدر پول نقد جور کنم.
اما در عوض یه چیزی دارم که میتونم بهتون پیشنهاد بدم.
چی؟
سهامم در شرکت بازرگانی هند شرقی.
جریکو بیکر در خدمت شماست.
شرایط اصلی ما دیگه اعمال نمیشه.
۲۵ درصد تخفیف از قیمت توافق شده.
انتظار دارید من معامله کنم؟ اون دخترمه.
۱۵ درصد.
هوم.
No comments yet. Be the first to leave one.