The first 184 lines.
بابا لنگ دراز قسمت بيست و سوم
...من در بيان احساساتم ناتوانم
حتي اگر سرشار از احساسات عاشقانه باشم
ولي اين اشك ها دروغين نيستند
اين يک واقعيت غيرقابل انکاره
عشق من به تو که الان در خاطرم زنده شده
را نمي توانم در يک نامه خلاصه کنم
من دارم به سوي تو مي آيم
اين گيج کننده است که هنوز نمي توانم درباره آن صحبت کنم
داره شروع ميشه، هميشه از اين لحظه به بعد
حالا من آماده ام که بانوي عشق باشم
کريسمس متفاوت ما
هورا... بعد از امتحاناتمون تعطيلات کريسمس شروع ميشه
اقيانوس آبي رنگ فلوريدا در انتظارمونه
جوليا تو هم قاعدتاً بايد جايي رو مد نظر داشته باشي نه؟
مثلاً خونه تفريحي خودتون تو حومه شهر
من از حومه شهر متنفرم
...بزار ببينم
فکر مي کنم کل زمستون رو تو نيويورک با رفتن به مهموني بگذرونم
پدر و مادرم گفتن که مي خوان منو براي ورود به اجتماع آماد کنند
!واي! چه جالب
تو چي جودي؟
من؟
آره
من مي خوام تو خوابگاه بمونم
اوه، آخه چرا؟
يعني نمي خواي بري خونه؟
...خُب
اوه، من مي خوام در زمان تعطيلات، چند تا داستان کوتاه بنويسم
چي؟
!راست ميگي؟
فکر خوبيه
باشه
آره. خواهش مي کنم بعد از اين که تموم شد بخونيدش
يه لحظه گوشي. به موقع زنگ زدي همين الان خودش اومد
ميگم جودي
گفتي امسال هم مي خواي تو خوابگاه بموني درسته؟
چي؟ درسته
داداشم ميگه اگه اينجوريه چرا نمياي پيش ما تو خونه تفريحيمون؟
چي؟
داداشت؟ جيمي پشت خطه؟
آ...آره
اون مي خواد خانواده هاي کارگراي کارخونه مونو دعوت کنه و يه مهوني تدارک ببينه
...بعدش هم
الو؟ جوليا هستم
درباره دعوت از ما براي مهموني چيزي گفتي؟
چي؟
اوه، جوليا
راستش، همچين هم نميشه اسمشو گذاشت مهموني
در ضمن، درسته ما تو ماساچوست زندگي مي کنيم
ولي اون خونه امون تو حومه شهره
فکر کنم برات کسل کننده باشه
معلومه که اينطور نيست
من عاشق حومه شهرم
راستي واسه مهموني چه لباسي بايد بپوشم؟
چي؟ جودي؟
جودي تو نمي توني بياي چون داري يه داستان مي نويسي مگه نه؟
!!!چي؟
نه من مي تونم تو حومه شهر رو داستانم کار کنم اصلاً دلم مي خواد برم اونجا
اوه، فهميدم
جودي ميگه با ما مياد
خداحافظ
معذرت مي خوام خانم سلوان
مي تونم يه تماس راه دور بگيرم؟
اوه، مشکلي نيست
مچکرم
پس اونوقت، هر دوتاتون مياين نه؟
چه خوب
مثل اينکه امسال کريسمس باحالي رو پيش رو داريم
نيويورک رو برام بگيريد
خيابان پارک
هزينه اش به حساب دريافت کننده مکالمه است
خُب چه جور مهموني هست؟
قراره با هم خوش بگذرونيم
اولش ميريم کوه
و همونجا يه کاج کريسمس درست مي کنيم
چي؟
همه تو مراسممون شرکت مي کنن
همشون هم غذاهاي خونگي همراشون ميارن
!وااي
من عاشق همچين مراسم هايي هستم
الو؟
اوه، مامان
منم
در باره تعطيلات کريسمس مي خواستم صحبت کنم
خانواده سالي منو به يه مهموني تو خونه تفريحيشون دعوت کردن
خُب پس، نمي خواد واسه تزئين درخت کريسمس چيزي آماده کنم؟
اوه، فکر خيلي خوبيه
چي؟
...ولي
ولي نميشه سال ديگه بعد از فارغ التحصيلي برم مهموني هاي عمومي؟
ازتون خواهش مي کنم مامان
!آخه اينجوري که نميشه
من واقعاً دلم مي خواد برم مهموني سالي
همه چي روبراهه؟
مشکلي نيست
چيز مهمي نيست حالا چه کادويي بايد واسه جيمي بخرم؟
بياين بعداً بريم خريد
تو مي توني بياي جودي؟
آره مشکلي نيست
فقط بايد يه نامه واسه بابا بنويسم
بگو ببينم سالي، چه کادويي واسش مناسبه؟
راستش... داداشم در مورد کادو خيلي سخت گير نيست و هر چي باشه خوشحال ميشه
با اين حرفت کار من مشکل تر ميشه
اوه، اون کفش بايد خوب باشه
!واي! پنجاه و پنج دلار
براي يه جفت کفش؟
!فوق العاده است
اوه، اينجوري ها هم نيست
راستي جودي، تو مي خواي چي بخري؟
من تصميم خودمو گرفتم
اوه... چي هست؟
واسش يه چيزي مي بافم
براش مي بافي؟
هر چند که هنوز تصميم نگرفتم چي براش ببافم
بعضي چيز ها که وقتشو ندارم ببافم
فکر کنم جوراب، دستکش يا شايد هم يک شال گردن ببافم
اوه، نمي خواي زياد پول خرج کني نه؟
خُب حتي زمان بچگيم هم همه کادو که بهم ميدادن کارِ دست بود
ولي آدم خودش کادو آماده کنه خيلي جالبه نه؟
نمي دونم من هم مي تونم خودم يه کادو يا نه؟
چي؟
جوليا اصلاً چرا تو هم خودت يه دونه کادو آماده نمي کني؟
همين مونده که بخوام خودم يه چيز درست کنم
براي من زشته که بخوام يه کارِ دست خودم بهش هديه بدم
لطفاً شما برگردين خوابگاه
مي خوام خودم تنهايي دنبال يه کادوي خوب بگردم
وقتي بحث پول پيش مياد واقعاً سختگير ميشم
به درد نمي خوره
اين چيزي که مي خوام نيست
دنبال چيز خاصي مي گردين؟
اين پالتو ها نسبتاً گرون هستن
حالا که اينطور شد اين يکي رو بر مي دارم
اينو هم مي خوام، همينطور اون يکي
پولش هم نقد ميدم
واقعاً رنگ قشنگيه
کاملاً به داداشم مياد
واقعاً به نظرت همينطوره؟
مطمئنم خوشحال ميشه
بگو ببينم، بايد با اين چکار کنم؟
اوه اينجوري.... اولش اينو درست مي کني بعدش گره ها رو يه رديف مي کني
من برگشتم
خوش اومدي
!واي! حسابي خريد کردي
اين همه چيز خريدي؟
چيز مناسبي پيدا نکردم
پس اونا چي هستن؟
کفش و دستکشم
و همچنين کاپشنم
حالا که نمي توني کادوت رو انتخاب کني چرا سعي نمي کني با جودي يکي درست کني؟
خيلي باحاله
من که باورم نميشه شما مي خواين اين همه
خودتون رو واسه درست کردن چيزي به زحمت بندازيد که مي تونيد به راحتي تو يه مغازه بخريد
تازه، داريد از پشم هاي خيلي ارزون قيمتي استفاده مي کنيد
بد خُلق و بي حوصله شده
آره
!به جواب رسيده بودما
!تموم شد
فقط دو امتحان ديگه مونده
دلم مي خواد هر چه زودتر تعطيلاتمون شروع بشه
واو! چقدر دستت سريعه
امتحان چطور بود؟
اصلاً خوب نبود
کاش شيمي رو برنداشته بودم
منم همينطور
اوه، چکار کردي جوليا؟
بدک نبود
ما منتظر تو بوديم
چرا نمياي با هم بريم ناهار؟
من دارم ميرم خريد
بيزحمت اينا پيشت باشه سالي
جودي
چه خوشگله
داري واسه دوست پسرت يه چي واسه کادو مي بافي؟
اوه، نه اصلاً
مي خوام بدمش داداش بزرگ سالي
داداش سالي هموني نيست که تو دانشگاه پرينستون درس مي خونه؟
خُب پس اين يه کادو واسه دوست پسرته
اون واقعاً پسر خوبيه
چي؟
!برداشتتون کاملاً اشتباه بوده
لابد داري براي بافتن کادو واسه آقاي کوارتر بک از دل و جون مايه مي زاري نه؟
گفتم که برداشتتون کاملاً غلطه
!خداي من، بس کنيد ديگه
No comments yet. Be the first to leave one.