The first 200 lines.
«« در قفســــي شيشــــهاي »»
"... پدر و مادرِ عزيزم"
،پس از تصادفي که برايِ «کلاوس» رُخ داد" ".اوضاع همچنان رو به وخامت گذارده است
"... او عملاً قادر به صحبت نيست"
،و من بيش از آنکه همسرش باشم" ".گويي به بردهاش تبديل گشتهام
پس از تفکرِ بسيار در اين خصوص، نهايتاً به اين نتيجه رسيدهام که" ".لزومِ استخدامِ پرستار برايِ تيمارداريِ وي به شدت احساس ميشود
و مايل هستم که آن پرستار" ".اهلِ کشورِ خودمان باشد
چرا که با مردمانِ اين سرزمين" ".هيچگونه سازگاري ندارم
ميتوانيد در اين مورد" "،با دکترِ سابقِمان رايزني نماييد
همان کسي که به ما برايِ آوردنِ دستگاهِ" ".تنفسِ مصنوعي به اين کشور مساعدت نمود
وي هنگامِ جنگِ جهاني، در انجامِ آزمايشات" ".بر رويِ کودکان، دستيارِ «کلاوس» بود
.او به «کلاوس» بسيار مديون است" ".بنابراين دستِ ما را پس نخواهد زد
".من به شدت محتاجِ کمک هستم"
«عليرغمِ فلجشدگياي که «کلاوس" "... در اثرِ سقوط به آن دچار شده است
وي همچنان قادر ميباشد برايِ" "،ساليانِ طولاني زنده بماند
مشروط بر آنکه همواره" ".به دستگاه متصل باشد
من بايد زمانِ بيشتري را" ".به خودم و دخترم اختصاص دهم
«وضعيتِ «رِنا" ".مرا بسيار نگران ميسازد
زيرا ضروريست که او" ".همچنان به مدرسه برود
حال آنکه از هنگامِ تبعيدمان" "... در 8 سال پيش
".دائماً در اين خانه محبوس بودهايم"
".هرگز احساسي بدتر از اين نداشتهام"
حتي گاهي اوقات با خود ميانديشم" ".بسيار بهتر ميشد اگر «کلاوس» فوت مينمود
.از بابتِ پولي که برايِمان فرستاديد سپاسگزارم" ".پرستار فراموشِتان نشود
".«دوستدارِ شما، دخترتان، «گريسِلدا"
.مامان
!خانم! خانم !بياييد اينجا
!هي، داري کجا ميري؟
!خانم
چي شده؟ - !عيهنو خودِ شيطون ميمونه -
کي؟ - .همينطور هُل داد رفت داخل -
کجا رفت؟ - .رفت تويِ اتاقِ شوهرتون -
.«رِنا»
.برو چند نخ سيگار واسم بيار
کلاوس»؟»
حالت خوبه؟
به جايِ گريه کردن بگو ببينم کي داخله؟
.نميدونم - حداقل بگو بدونم مَرده يا زن؟ -
.نمي ... نميدونم
.ميرم اون يکي کليد رو بيارم
.وقت داره ميگذره .بايد تصميمت رو بگيري
استخدام شدنِ من .به تو بستگي داره
،بعد از اون چيزي که بهت گفتم .بايد منو استخدام کُني
خُب، بگو ببينم کي هستي؟ اينجا چکار داري؟
.من پرستار هستم
،شنيدم شوهرتون بيماره ... به همين خاطر اومدم
.تا ازش مراقبت کُنم
فکر نميکُنم اين طرزِ صحيحي !برايِ درخواست کردنِ شغل باشه
،در هر صورت .ما به هيچکسي نياز نداريم
ولي گمون ميکُنم شوهرتون .به من نياز داشته باشه
،ما تويِ بيمارستانِ شهر با همديگه آشنا شديم .قبل از اينکه شما به اينجا بياييد
.متأسفم، اما امکانش وجود نداره
.«گريسِلدا»
ميخوام اين پسر .پيشم بمونه
... ولي آخه فکر نميکُنم که
.لطفاً يه لحظه ما رو تنها بذاريد
جريان چيه؟
دوست دارم همين پسر .ازم پرستاري کُنه
ولي فکر نميکُني برايِ همچين کاري بيش از حد کم و سن سال باشه؟
ترجيح ميدم يه جوونِ کم و سن و سال .اين کارو انجام بده
مشخص نيست اونها قراره .چه جور آدمي رو برامون بفرستن
،هر کسي رو هم که بفرستن !مطمئناً بهتر از اين ابلهه
به علاوه، من ديگه تويِ نامه .از پدر و مادرم درخواستِ پرستار کردم
.همين امروز براشون تلگراف بفرست
،معلومه که همچين کاري نميکُنم .اگه قرار بر استخدامِ اين پسر باشه
،گريسِلدا»، خواهش ميکُنم» .اين منم که بيمار هستم
!نه! اصلاً سر در نميارم
!«گريسِلدا» - اسمش چيه؟ -
آنجلو»؟»
.مامانم ميگه بيا شام بخور
!چقدر قشنگه - .صدايِ ساعتِ مامانه -
ابرو-ت چي شده؟
.هيچي
.تويِ يخچال هميشه غذا هست
خدمتکار هفتهاي سه بار مياد .و ترتيبِ همهيِ کارها رو ميده
.فقط کافيه گرمش کُني
،ميتوني هر وقت بخواي و هر چي دلت بخواد بخوري .مادامي که اينجا مشغولِ کار هستي و کارِت رو درست انجام ميدي
.همهچيز بايد مرتب و پاکيزه باشه
.بايد روزي يک بار شوهرم رو شستشو کُني .و در صورتِ نياز، بيش از يک بار در روز
متوجه هستي چي ميگم؟
و مهمتر از همه اينکه .بايد سرگرمش کُني
!بخور، بخور
دستگاه بدونِ اينکه نياز به هيچ دخالتي باشه .کارِ خودش رو انجام ميده
فقط بايد حواست رو جمع کُني که هميشه .به برق وصل باشه و شارژِ باتري پُر باشه
يه کپسولِ اکسيژنِ کوچيک .همون زير قرار داده شده
،در صورتيکه برايِ دستگاه مشکلي پيش بياد .بهش تنفسِ دهان به دهان بده
و رويِ قفسهيِ سينهاش .فشار بيار
به هر حال، قطعاً خودت تويِ بيمارستان .تجربهيِ چنين کاري رو داشتي
بقيهيِ جزئيات رو هم .فردا برات توضيح ميدم
.شب بخير
رِنا»؟»
.ديگه برو تويِ تختخوابت
،حتماً خوابيدن تويِ اين دستگاه .برات حسابي کسلکُنندهست
مثلِ اين ميمونه که .تويِ يه ويترين باشي
.اما نگران نباش
من خيلي کارها ميتونم .برات انجام بدم
ميتونم برات از قدم زدنهام .تويِ محوطه تعريف کُنم
ميتونم برات هر مأموريتي .داشته باشي انجام بدم
ميتونم برات از .فيلمي که ديدم تعريف کُنم
... ميتونم برات هر کاري انجام بدم
.غير از اينکه بهجات فکر کُنم
امروز آفتاب .درخششِ خيلي زيبايي داره
.دريا آروم شده
... و اونجا نزديکِ درختها
.يه سگ نشسته
... و يه کم دورتر
... و باز هم دورتر
مردي که پالتويِ تيره تنش کرده .داره با يه پسر بچه قدم ميزنه
پالتو تنش کرده؟ اون هم تويِ همچين گرمايي؟
... مردم خيلي
.خيلي عجيب هستن
الان داره به اون پسر بچه .سيگار تعارف ميکُنه
... و پسر بچه
... آره
.اونو ميگيره
به نظر ميرسه که اونها .با همديگه دوست شدهان
.حالا دارن ميرن
.خُب، بهتره اصلاحِ صورتت رو تموم کُنم
.نگاه کُن
.خون
آنجلو»؟»
ميشه يه لحظه همراهم بياي؟
بايد به خدمتکار .آمپول تزريق کُني
اما اصلاحِ همسرتون رو .هنوز تموم نکردم
.اونو ولش کُن .بعداً انجامش ميدي
.برگشتنت زياد طول نميکِشه
.اما بايد شستشوش کُنم
!گفتم که بعداً
آمپول رو گذاشتم .تويِ آب تا بجوشه
،اول ميخواستم خودم انجامش بدم .اما بعد يادِ تو افتادم
.آخه شغلِ تو همين کاره
.نه، نه، خودتون انجامش بدين
.ميخوام تو اين کار رو بکُني
.آب جوش اومده - .پس خم بشو اينطرف -
!جداً درد هم داره؟ - .نگران نباش -
اول نميخواي الکل بزني؟
حبابهايِ هوا رو هم خارج نميکُني؟
.خودت تمومش کُن .من حالم زياد خوب نيست
تو هيچوقت تويِ بيمارستان کار نکردي، درسته؟
!راستش رو به من بگو
ميدونم که هيچوقت تويِ !بيمارستان کار نکردي! مطمئنم
مثلِ روز روشن بود که تا حالا !به هيچکس آمپول تزريق نکردي
.من فقط عصبي بودم
به علاوه، کارِ من تويِ بيمارستان .آمپول تزريق کردن نبود
.من فقط دستيارِ پرستار بودم
حالا از اين حرف چه منظوري داري؟
.هيچي
.«آنجلو»
چرا شوهرم اينقدر دوست داره تو اينجا پيشش بموني؟
چون تويِ بيمارستان .من خيلي خوب ازش مراقبت ميکردم
... حتي بهم گفتن که
کافيه! نميتونم هيچکدوم از !دروغهات رو باور کُنم! تمومش کُن
نميدونم. ولي من .نياز به کار کردن دارم
!پس چي شد؟ !بهم آمپول ميزني يا نميزني؟
!از اين پسره حالم به هم ميخوره !ميخوام بندازمش بيرون
.تو نميتوني منو مجاب کُني !اون هيچوقت تويِ بيمارستان کار نکرده؛ هيچوقت
اصلاً چرا تو اينقدر بهش علاقه داري؟
،ديگه از اين زندگي ،خسته و دلزده شدم
!از اين زندگيِ منزويِ دور از چشمِ مردم !از اين تنهاييِ هميشگي! همهاش بخاطرِ توئه! فقط بخاطرِ تو
،ديگه طاقتِ اين زندگي رو ندارم !چه برسه به تحملِ اون پسره
متوجه حرفم نيستي؟
گريسِلدا»، من ميخوام» .اون اينجا پيشم بمونه
!آخه چرا؟
!صحيح
تو پسرهيِ احمقي رو ترجيح ميدي که ... به هيچ وجه قادر نيست از شخصِ بيماري
با اين وضعيتِ تو .پرستاري کُنه
!که اينطور
من ميخوام اون اينجا !پيشم بمونه. روشنه؟
!روشنه
چه اتفاقي افتاد؟
صدايِ موتورِ دستگاه .شنيده نميشد
رِنا»، ميشه کمکم کُني؟» - .آخه دستم نميرسه -
،عجله کُن !وگرنه ميفتيم زمين
.چه خوشبوئه
.اول بذار خُشکش کُنم
.«مراقب باش، «رِنا
،«خواهش ميکُنم، «آنجلو حالا ميشه بازي کُنيم؟
.خيله خُب
.تو و بابا، روبرويِ من
.نه، نه. من روبرويِ شما دو نفر - .باشه. پس شروع ميکُنيم -
.اين يکي، ميپره اينجا
.من مخفي شدم
،و حالا اين يکي .مياد که شما رو بگيره
،خُب اين يکي .به اون يکي کمک ميکُنه
.نه، حالا قطعاً اون ما رو ميگيره
!کيش و مات .من بُردم
رِنا»، اين مسخرهبازيها رو» .تموم کُن و برو به اتاقت
.خودم هم پُشتِ سرت ميام
!ولي آخه مامان - !گفتم برو به اتاقت -
،هر وقت داره بهم خوش ميگذره .تو جلوم رو ميگيري. اين منصفانه نيست
!حالا متوجه شدي؟
!حرف نباشه
!اين بساط رو جمع کُن !اصلاً خوش ندارم شاهدش باشم
".شب شده بود"
صبحِ همان روز، طبقِ معمول" "... قطاري پُر از
پسراني مابينِ 6 تا 12 سال را" ".آورده بودند
قرار بود از آن بچهها" "... آزمايشِ خون به عمل آورده
و ايشان را طبقِ گروه خونيِشان" ".طبقهبندي نماييم
با اين وجود، اکثرِ آنها به همين زودي" ".تدريجاً علائمِ اپيدمي را از خود ظاهر ميساختند
چنين افرادي را به راحتي" ".امحاء مينموديم
No comments yet. Be the first to leave one.