The first 200 lines.
خيال نميکنم يکي داره نگاهم ميکنه
فکر کردم متوقفش کردم
هرچه زودتر از اينجا برم بهتره
ميتوني بياي؟
فراموشش کن بايد برم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مرسي که رسونديم هري- اوه، خواهش ميکنم-
توي جنگلهاي اين دور و برها شکارهاي خوبي هست
من و شيلا ميخوايم چندتا قرقاول بزنيم مگه نه؟
چيز جديديه که توي گوس امتحانش ميکنم
با منبع محلي
گلن رفيق؟ منظورت شيباست؟
آره، شيبا قطعا يک سگ شکاري نيست گلن
...بخاطر همينه که خوب شد
که شاتگانمو خريدم، نه؟
گلن نه، نه! اينجا نه
کليسا
خيلي خوب
بيان انجامش بديم
!يالا شيلا
شيبا، گلن، شيبا-
بايد واسش کمک هزينه پرستاري بگيريم
دربارهش بگو
زن زيباييه
و کارش چيه؟
نويسنده است
هفته پيش مفقود شده؟
جمعه شب توي روستا ديده شده
!و بعد... پوف
وقتي پايين اومدم به نظر ميومد
کلبه تازه متروکه شده
و با پليس ويکلو تماس گرفتي؟
آره. اونها همش ميگند که احتمالا سرو کلهش پيدا ميشه... اما
فکر ميکنند اون رفته و کار احمقانهاي انجام داده
چرا بايد همچين فکري بکنند؟
خواهش ميکنم زياد از توي اون نخونيد
اما دکتر آليس براي افسردگي داشت درمانش ميکرد
اما اون فقط بخاطر اينکه
نميتونه اينجا رو بفروشه خيلي نااميد و ناراحت بود
چرا؟
اين کلبه.. ميدوني اينجا خونه قديمي خانوادگي
مامانمه و اون به دوبلين رفته
بابا چند سال پيش مرد بنابراين پارسال که مادر مرد
خونه دوبلينو براي من به ارث گذاشت
خوشحال بودم، چون دفترم نزديک اونجاست
اوه، کارت چيه؟
وکيل املاک هستم
به هرحال مامان اينجا رو براي آليس گذاشت
اون فقط ميخواست منصف باشه
اما اين روستا هميشه ما رو ميترسونده
چي ترسناکش ميکنه؟
ويکلو وي... هميشه خاموش و ساکت بوده
و آخرين باري که با آليس صحبت کردم
اون گفت اتفاقات عجيبي داره ميفته
تمام ساعتها، تماس تلفني دريافت ميکرد
احساس ميکرد دارند نگاهش ميکنند
بعد چيزهاي عجيب و غريبي توي ايوان بود
مثل پرهاي خوني و ...دم موش
!ياخدا
ببخشيد، چرا کسي بايد بخواد اونو بترسونه؟
بايد يک چيزيو نشونتون بدم
آليس داشت دربارش يک کتاب مينوشت
درباره شيطان؟
درباره پرستش شيطان اينجا در ويکلو وي
انتظارشو نداشتم
من هم نداشتم
فرگوس تا میتونی عکس بگیر
بعدا بايد به اين قضيه رسيدگي کنيم
هري! هري
اون گلنه؟- آره-
!هري
هري؟- چيه، گلن؟-
يک جسد، توي جنگله
!يک مرده! يالا
وسط جريان آب اينجا پيداش کرديم
اون آليسه؟
!اونجا
رسیدیم
شوخيت گرفته؟
!گلن، تو محشري
!خوب، يک روزي جسد بوده
اوه، نکن
هنوز به پليس نياز داريم
يعني، نبايد اسکلتي وجود داشته باشه که اينطوري روي زمين خوابيده
!جهنم لعنتي
من الان رفتم و سگه رو گم کردم
!شيلا
!پترا ميکشتم
!شيلا
يک اسکلت؟
جهنم لعنتي، مامان؟
اين پروندههاي سرد، مزخرفند
بچههاي محليو روش ميگذارم
خوب، اون قطعا آليس نيست
اون چيه؟
اون حلقه روي انگشت
ميخوام از گراهام گري دربارهش سوال کنم
اون مرد، پيشينه اونو ميدونه
سم؟
اونها چيزهاي شيطانياند نيستند؟
و آليس کتابي درباره پرستش شيطان مينوشته
يعني، تو تنها کسي نیستی که به تصادف، اعتقادي نداري
بابت وقتي که گذاشتي ممنونم آقاي مک گيولا بوين
مرسي
اون کي بود؟
داشت کمي تحقيقات ميکرد
تو اينجا چيکار ميکني؟
ميشه حرف بزنيم؟
داخل؟
تا وقتي که مالکي اينجا نيست
دا؟
مالکي؟
حس عجيبي داره
ياخدا، هيچي عوض نشده
ميخواي درباره چي حرف بزني؟
بايد ليبرتيو ببينم
و ميدونم براي اين کار بايد براي مالکي جبران کنم
چطوري ميتونم براش جبران کنم؟
خوب، بايد کمي زمان بهش بدي
بايد به هممون کمي زمان بدي
!اينو ميدونم
و هنوز هم الان اينجايي
نکتشو گرفتم
من ميرم
ميشه سريع از دستشويي استفاده کنم؟
...بالاي
خودت ميدوني کجاست
اوه، لعنت
خيلي خوب. مرسي
به زودي ميبينمت؟
خيلي خوب
حق با تو بود
يک بار ديگه براي نوار
حق با من بود، ديدي؟
چيزي به نام تصادف وجود نداره
خيلي خوب. ما گراهامو
توي خرابه هايي نزديک جنگل ميبينيم
سلام مامان بزرگ
تو از من دوري ميکني
!نميکنم- آره، آره ميکني-
چون همش ميپرسم اوضاع با مادرت چطوره
و متوجهم اما مامان برام ديدن تو رو قدغن کرد
بهت نگفتم و باهم حرف نزديم
و اين بهمون کمکي کرد؟
نه، نکرد
عزيزم، راستش داريم روي يک پرونده کار ميکنيم
ببين، من ميخوام باهات حرف بزنم خيلي خوب؟
اما الان فقط دارم سعي ميکنم يک چيزهاييو توي ذهنم مرتب کنم
واقعا داريم اين کارو ميکنيم؟
ببين، من بهت قول ميدم هروقت آماده بودم
اولين نفري که ازش ميپرسم، تويي
فريبنده است
...منظورم اين نبود که- ميدونم منظورت نبود-
و حق با لولاست
و من بخاطر تو هم اينجام هروقت بخواي حرف بزني
لولا، وقت رفتنه
نگفتم؟ من باهاتون ميام
من به سختي با فرگوس وقت ميگذرونم
وقتي شما دوتا روي يک پرونده کار ميکنيد
...خوب
سفر جادهاي
!يکي از اون خوبهاش
خداي بزرگ خوب، اگه اصرار داري که بياي
حداقل ميتوني توي مسير آموزش ببيني
موسورگسکي، همگي؟
!پرستش شيطان
! و همهچيز از اينجا شروع شد
اين روزها چه جور رازهاييو
حل ميکنيد بچهها؟
ادامه بده گراهام
ميدونم داري ميترکي تا چيزي که ميدونيو بهمون بگي
واقعا هري! دارم ميترکم
ميدونيد... هشتاد سال پيش
خيلي از افراد مسن ويکلو وي
يک جور گروه جمعي شکل دادند
اونها توسط موريس لهان رهبري ميشدند
که در جنگ استقلال جنگيده بود
بريتانياييها رفته بودند
اما خيليها کليساي کاتوليکو
به عنوان ستمگران جديد ميديدند
چي؟ محافظهکاري کليسا؟
!واقعا
اما اين گروه مردان تحت رهبري موريس
نفوذ کليسا رو خنثي کردند
ويکلي وي خيلي مترقي بود
جوونها اونجا ميرقصيدند
نوشيدن الکل و قمار اونجا مجاز بود
مردم ديگه به عشاء رباني نميرفتند
اون مردها همينجا همديگه رو ملاقات ميکردند
و بعد از يک مدتي يک نفر شايعاتي درست کرد
ميگفتند يک شب
اون مردها درو باز کردند
و شيطان اونجا بود و از کارشون تعريف و تمجيد ميکرد
شيطان واقعي؟
اوه، محض رضاي خدا، فرگوس؟
شايعات شروع شده بودند تا اين بچهها رو بيآبرو کنند
!دقيقا
...اين يک دروغ بود
و اون مردها اولش ناراحت نشدند
No comments yet. Be the first to leave one.