The first 200 lines.
...آنچه در "شلدون جوان" گذشت
تو کی هستی؟ - اسم من پیج ـه -
بچه خاص ممکنه به توجه زیادی نیاز داشته باشه
بهتره بگی تمام توجه رو میخواد
من و بری خیلی وقته جای خوبی نرفتیم
به طرز عجیبی یادآور شامی هست که با خانواده صرف میکنم
فکر میکنی والدین عصر آهن برای همیشه با هم می موندن؟
مجبور بودن که بمونن هیچ وکیلی اون موقع نبوده
فکر میکنم والدینم میخوان طلاق بگیرن - چرا؟ -
همیشه دعوا میکنن
در مورد چی؟ - بیشتر در مورد من -
فکر میکنم من خوش شانسم
چرا؟
من مثل چسبم که تمام خانواده رو کنار هم نگه میداره
قهوه نداریم؟
آخرین فنجونه
خب قصد نداری بازم درست کنی؟
همین الان نشستم
ولی تو قوری رو تموم کردی
جورج، اگر میخواسم یه فنجون قهوه درست کنم
تو خونم میموندم
اممم
یه روزی تو رو تو یه خونه میذارم
و اونجوری که خندیدی بهت میخندم
اشکال نداره
در هر صورت اون موقع نمیفهمم تو کی هستی
حدس بزن کی داره طلاق میگیره
دیر هم شده. تبریک میگم
لیندا و بری اسوانسن
اون کیه؟ میتونی بهم بگی چطور قهوه درست کنم؟
اونا پدر و مادر پیج هستن
کی؟
اون دختر کوچولو باهوش
ظاهرا از این طلاق داره رنج میبره
فکر میکنم تو مدرسه هم مشکل داشته
آ، بیچاره
لیندا فکر میکنم شلدون ممکنه تاثیر خوبی داشته باشه
میدونی، ممکنه یکم به اونم منتقل کنه
چی؟ اون میخواد بچه اش بیشتر شبیه شلدون بشه؟
نمیدونم چی بگم
خب، خبر خوب دارم
پیج قراره آخر هفته رو با ما بگذرونه
سرگذشت من با پیج
احساسات پیچیده ای رو به ذهنم آورد
اون منو به چالش کشید
میدونی چطور
محاسبات هشت تایی تمام رنگی
رو با ماتریس انجام بدی؟
من میدونم که سر جام نشستی
اون مزاحمم شد
!سلام شلدون
اون عصبانیم کرد
مات
همه چیز برای خواهر کند ذهنم ساده تر بود
!ایول
Nobody else is stronger than I am
Yesterday I moved a mountain
I bet I could be your hero
I am a mighty little man
I am a mighty little man.
شلی، یه چیزی برات گرفتم
!کیت علم پرفسور پروتون
یه لحظه صبر کن
،آخرین باری که بدون دلیل بهم کادو دادی
مجبور بودم واکسن بزنم
مثل اون دفعه نیست
داشتم فکر میکردم، ممکنه چیز باحالی برای تو باشه
تا پیج هم باهات سهیم بشه
سهیم شدن؟ بعضی وقتا فکر میکنم منو نمیشناسی
در حال حاضر پیج داره اوقات سختی رو تو خونه سپری میکنه
و فکر میکنم اون واقعا میتونه از داشتن یک دوست بهره ببره
،یک کروکدیل واقعا میتونه از یک وعده غذایی بهره ببره
!ولی به این معنی نیست که من باید بپرم تو دهنش
شلی، دارم ازت میخوام تا به خاطر من اینکار رو بکنی
این زنی بود که
لبه ساندویچ هام رو میبرید
اون منو داشت. میپرم تو دهنش
Unskinny bop
Just blows me away, yeah...
چرا چمن ها رو نزدی؟
مشغول بودم
ولی الان مشغول نیستی
دارم ورزش میکنم
دقیقا کلمه "کار" داخلشه
برو بیرون و چمن ها رو بزن
چرا؟ من پول خوبی در میارم
نیازی به پول تو جیبی ندارم، پس مجبور نیستم کارهای سخت انجام بدم
ربطی به اون نداره
هنوز بخشی از خانواده ای، پس هنوزم لازمه کمک کنی
پس من اینجام تا فقط دستورات تو رو انجام بدم؟
خوب میفهمی در حالی که مردم فکر میکنن شلدون نابغه است
میخوام به هر دو تون یادآوری کنم لطفا
در مورد موقعیت خانواده پیج حساس باشید
داره به تو میگه، اسکل
هر دو تاتون
سلام، بیایید تو - سلام -
سلام مسی. سلام شلدون
با موهات چیکار کردی؟
به خاطر اینه که پدر و مادرت طلاق گرفتن؟
اسکل
خب، اون واقعا دوست داشت
و فکر کردم، میدونی، با توجه به شرایط
چرا که نه؟
خب، من فکر میکنم عالی شده
پس من میتونم صورتی ...؟
نه. بچه ها چرا نمیرید بازی کنید؟
من ترجیح میدادم موهای صورتی داشته باشم به جای اینکه پدر و مادرم با هم باشن
سرزنشت نمیکنم
خب، دیرم کرده
سلام آقای کوپر
بلی. چیکار داری میکنی؟
چمن ها رو میزنم
تو داری چیکار میکنی؟
جورجی این کار رو بهت محول کرده؟
آره. به جاش بهم پول میده
اون احمق
دارم پول در میارم تا جت اسکی بخرم
منظورم اینه، من خیلی خوشحالم که اون رفته،
ولی نگران هستم که چه تاثیری داره روی پیج میذاره
البته
تو و جورج خانواده خیلی زیبا و خوبی دارید
من فکر میکنم براش خوب باشه که اینجا باشه
اوه، سلام
از دیدنت خوشحالم. بابت طلاقتون متاسفم
من باید برم سر پسر احمقم داد بزنم
!جورجی کجایی؟
راستی، خیلی عالی به نظر میای
اوه، ممنونم دوباره سیگار کشیدن رو شروع کردم
چه مرگته؟
فکر میکنی برای بلی اسپارک مشکلی نداره
که کارهای تو رو انجام بده؟
پولشو دادم
سعی کردم دو دلار بهش بدم، ولی اون فقط یک دلار میخواست
لعنت بهش، جورجی، من دارم سعی میکنم مسئولیت پذیری رو بهت یاد بدم
نمیتونی هر چیزی رو تو زندگی با پول بخری - مطمئنی؟ -
چون ده دلار بهت میدم که همین الان من رو تنها بذاری
برو ... چمن ها رو ... بزن
دوباره تکرار نمیکنم
اشکال نداره. ولی من فقط اینکارو انجام میدم که از رو کولم پیاده شی
اوه، به موقعش میفهمی کی رو کولت سوار شدم، آقا کوچولو
الان میتونیم از نظر مو دوقلو باشیم
پیج، تو باید بیای کارهای علمی انجام بدیم
کسل کننده است
من میخوام یه کار خطرناک بکنم
این خطرناکه. ما دستگاه شستن چشم ها رو نداریم
بیا بریم بازار - مامان از بازار خوشش نمیاد -
اون میگه مانکن ها لباس کافی نپوشیدن،
ولی من فکر میکنم اجازه نمیده به خاطر اینه که ما فقیریم
ما فقیریم. مالیات ها رو من حساب میکنم
نگران نباش. من ازش میپرسم
از وقتی که پدر و مادرم طلاق گرفتن،
کسی نمیتونه به من نه بگه
مادرم بهم قول داده که منو میبره بازار تا برام
یه کوله پشتی جدید بخره،
ولی اون مشغول بیرون بردن وسایل بابامه از تو گاراژه
و برای همین فکر میکنم یادش رفته
اوه، البته که میتونم تو رو ببرم. هر چی لازم داشته باشی
ممنونم، خانم کوپر
با من ازدواج میکنی؟
چرا داری کوله پشتی رو هم همرات میاری بازار؟
این کیت ایمنی بازار منه
محافظ گوش تا سر و صدای جمعیت رو کم کنه،
دستمال مرطوب برای پاک کردن دستگیره پله برقی،
یک قطب نما، نقشه بازار،
و یک سوت، برای مواردی که گم شدم
یا زنی که با در دست داشتن شیشه عطر بهم نزدیک شده
میخوای اونو بکنی تو کوله پشتیش، نه؟
نه
خیلی خب، پیج
کجا باید بریم تا کوله پشتی ات رو بخریم؟
فروشگاه هلو کیتی. بهتون کمک میکنم پیداش کنید، ولی این نقشه بی کیفیت بازار
حتی به سمت شمال هم کشیده نشده
بزن بریم. خیلی خب، تو فروشگاه هلو کیتی بهتون خوش بگذره
و نیم ساعت دیگه بیایید پیش آب نما
محض شفاف سازی، گربه کوچولوهای واقعی که وجود ندارن، درسته؟
حرف زدن با پدرم رو نمیتونم تصور کنم
جوری که بچه ام با من حرف میزنه
خیلی سریع با کمربند به جونم می افتاد
پدر من خیلی با محبت بود
مجبور شدم سه بار بهش بگم که چمن ها رو بزن،
و بازم بهم بهم کج خلقی میکرد
اون مدرسه میره، شغلی برای خودش دست و پا کرده
اگر بچه من بود، بهش افتخار میکردم
من بهش افتخار میکنم
وقتی که حالمو نمی گیره
تا حالا بهش گفتی بهش افتخار میکنی؟
خودش میدونه
فکر میکنم برای بچه ها مهمه که اونو بشنون
تو حتی بچه هم نداری
من مربی بچه های نوجوانم و بهشون آموزش میدم،
همچنین کارهای بچه گانه و غیرمنطقی تو رو تحمل میکنم
جورجی داره خیلی بی ادب میشه،
و من نمیخوام به خاطر این مژدگانی هم بدم
خیلی خب
پدرم هیچ وقت نگفت که بهم افتخار میکنه
ولی خوب بار اومدم
جورج، دارم سعی میکنم روز خوبی داشته باشم
برو یه دوست سفید پوستت رو ناراحت کن
ممکنه؟
Bela Lugosi's dead...
No comments yet. Be the first to leave one.