The first 200 lines.
.صبحتون بخیر
.بلند شین و روز رو شروع کنین
حالا، برای اولین اقدام، مطمئن بشین که
تصمیمهای سلامتبخشی رو .برای امروز میگیرین
و امروز، بهتون نشون خواهم داد که
چطور معجون صبحانهی محبوبم .رو درست میکنیم
.شروع کنیم
یادتون نره که 45 دقیقه رو .به تمرین اختصاص بدین
و همین الان شروع کنید .تا دیگه ذهنتون رو درگیر نکنه
خوب راجع به کاری که .قراره امروز انجام بدین فکر کنین
و بعد با آغوش باز .به استقبال امروز برین
و بعد از یک صبحانه مقوی
و تمرینات مناسب،
شما آماده میشین تا با موانع روبهروتون
.مقابله کنید
.وقت بیدار شدنه
.اوم، خدای من، این خیلی عالیه
شرکت بِلا کولن
تسلیتش رو به خانواده .اولیویا بروکس اعلام میکنه
ولی من اجازه نمیدم ...این اتهامات به شرکت من وارد بشه
.اسم من جورج بروکسـه
و اومدم اینجا تا بهتون بگم که ایزابل کولن
و شرکت سبک زندگیش کاملاً در
.مرگ همسرم اولیویا مقصرند
.و این رو در دادگاه ثابت خواهیم کرد
تمرینات نامعتبر آنها همسر من
...و بقیه مردم در سراسر کشور را کشته
ما هیچ تقصیری در مرگ خانم بروکس .نداریم
.اوممم
اوم، اوم، اوم، آخرین بار که
من رو به یه اسکاچ 47 دلاری مهمون کردی کی بود؟
.یادم نیست
.هیچوقت
هیچوقت این کار رو .نکرده بودی
.مخصوصاً قبل از اینکه موکل داشتهباشیم
چیه؟ تو هم مضطرب شدی؟
.میدونستم
مثل اینه که از من بخوای تا
.دخترم رو بفرستم آموزش رقص
.خب، تو که دختر نداری
.تو خواهر داری
.نه
.نه، نه، نه، نه، عمراً
بس کن،
بازم میخوای راجع به همسر سابقت حرف بزنی؟
.میخوام راجع به خواهر حرف بزنم
.وکیلش تماس گرفت
.بهمون احتیاج دارن...مورد پیگرد قرار گرفته
.برای بیمبالاتی، مرگ غیرعمدی
.و شاکیها مبلغ زیادی رو میخوان
از اون 60 میلیون
.ادعای خسارت کردند
.این ایزی(ایزابل) رو ورشکسته میکنه
.خواهرت رو نابود میکنه
میدونستی که اون سه ساله که با من
تماس نگرفته؟
.خب، تو پیشنهاد شغلیاش رو رد کردی
سه ساله که با نزدیکترین کسی که داری
.حرف نزدی
اینکه توی یه شهر
زندگی میکنین، پس باید چیزی بیشتر .از رد کردن درخواست شغلی باشه
...بول، بیخیال این
.این کار رو نکن
از این محاکمه برای .درست کردن رابطهها استفاده نکن
یه عالمه شرکت دیگه هست که .میتونه از اونها کمک بگیره
هیچکدومشون به اندازه ما خوب نیستن .و تو این رو خوب میدونی
.ما این پرونده رو قبول میکنیم بنی
.آرومباش
.امروز فقط وکیلش رو میبینیم
.اوه اوه
فقط یه وکیل، آره؟
.قرار بود وکیل بیاد
.هاها، ایزی
چطوری آبجی؟
.بنی
وقتشناس مثل همیشه
.و غافلگیر کننده مثل همیشه
.خیلی وقته ندیدمتون پسرها
.آره
...خب
وکیلت چیزیش شد؟
تو واقعاً فکر کردی من میذارم یکی دیگه
فرصت اولین قرار رو ازم بگیره؟
توی بد وضعیتی خودت رو
.گرفتار کردی
.برای دلگرمیات ممنون
ولی احتمال اینکه تقصیر شرکت من .باشه صفره
.ما سختترین استاندارها رو داریم
.من هیچ تقصیری نداشتم
.مطمئنم همینطوره
.مرگ اولیویا بخاطر حمله قلبی گزارش شده
پس شوهرش به تمرینات ورزشیاش .مظنون نبوده
ولی وقتی که جواب کالبدشکافی
یک هفته بعد میاد و میگه که
بخاطر حساسیت شدید به پروتئین
.نیش زنبور عسل بوده
اولیویا و جورج در مورد این آلرژی اطلاع داشتند
و از هر چیزی که خطرناک باشه .اجتناب میکردند
حانه رو تمیز نگه میداشتند هیچ مورد مشکوکی نبود
.بجز معجون بِلا کولن
یکمی ازش مونده بود
و جواب آزمایش پروتئین نیش زنبور هم .مثبت بود
وکیلهای جورج میگن که
هنگام تهیه معجون به یه طریقی این پروتئین از پودر بِلا
.وارد معجون شده
...و تا وقتی این یه پرونده مردمی باشه - اونها به شکهای قابل قبول نیازی ندارن -
فقط نیاز دارند که 5 نفر از 6 نفر عضو هیئت منصفه رو
قانع کنند که پروتئین از .پودرها وارد معجون شده
محصولات دیگهشون چی؟
.یه جایی توی زمین خدان
ما به یک نظریه دیگه
در مورد اینکه اون پروتئین .از کجا اومده نیاز داریم
.من میرم اطلاعات اولیویا رو بررسی کنم
من هم میرم با کارمندها و فروشندههای
.موکلمون صحبت کنم
و "ایزی" صداش کنم؟
.خیلیخب
الان میخواین هر سوالی
که دارین بپرسین؟
.ایزابلا کولن..اون همسر سابقته
ما فقط میخوایم مطمئن بشیم که
تو باهاش مشکلی نداری - مشکلی داری؟
.اون دو سال همسر من بود
.و حالا موکل ماست
.مهمتر اینکه اون خواهر بنیـه
و الان اونها خیلیخوب
.با هم کنار نمیان
پس الان هر کاری که میتونیم انجام میدیم تا
.کمکشون کنیم
متوجه شدین؟ .خوبه
.این کار حرفهایه
اوکی؟
الان چقدرش واقعی بود
و چقدرش تکذیبپذیر؟
.من فکر نکنم این دو تا اشتراکناپذیر باشن
.اووخ
.عجیبغریب
اون یه شخص مشهوره، کسی که با
گفتن اینکه رختخوابتون رو جمعکنید کمک میکنه
.تا روز بهتری رو داشته باشین
حالا شخصاً .من تا حالا رختخوابم رو جمع نکردم
.درسته
.سی سال این توی گلوش گیر کردهبود
این عقده خالی کردن نیست .و ما نمیتونیم شهرت تو رو نادیده بگیریم
این تأثیر بسزایی رو هیئت منصفه
.خواهد گذاشت
تأثیر بد یا خوب؟
.به شخص بستگی داره
.و این همون چیزیه که ما میخوایم بفهمیم
.خب، اینها بنظر میاد من رو دوست دارن
.اوه، تیم من اومد
دکتر بول، با کریستفر فرانکلین آشنا بشین،
مشاور حقوقی .شرکت بلا کولن
.و در این پرونده وکیل من هستند
.اوه، ایشون برادر من هستند، بنی
.سلام
.ایشون هم وکیل هستند
خب، نه راستش ...قبلاً وکیل بودند و الان هم
وکیل ساختگی هستند؟ م(وکیل ساختگی برای دادگاه ساختگی)
.خیلیخب، ایزابل خواهر بزرگتره دیگه
.بنی تا حالا صدها پرونده بررسی کرده
شما چقدر با علم محاکمه آشنا هستین؟
خیلی. من میدونم که به هر چیزی
که ممکنه نیاز داریم،
پس از ایزابل خواستم گذشته رو کنار بذاره
.و اجازه بده باهات تماس بگیرم
ما برای همه پیشنهاد .خوبی هستیم
اوه، ببخشید، توضیعکنندهمون در ویسکانزین
داشت تلاش میکرد تا به ازای هر محصول یوگا
.سود قابل توجهی کنه
و مطمئنم بهش اجازه نداده - اوهوم -
آلیسون رو یادته؟مدیر اجراییام
.البته، از دیدنت خوشحالم
.سختکوشترین کسی که تا حالا دیدم
.و میبینم که هنوز برات کار میکنه
میدونی ما توی بلا چی میگیم،
"مشغولیت با عشق بوجود میاد"
خب، ما تو رو میفرستیم به جایگاه،
تا به هیئت منصفه پروتکلهای سالمتون رو توضیح بدین
و به عنوان دوست ایزی،
.تو شاهد شخصیتیش خواهیبود
البته. فرانکلین گفتش که
.این پرونده از دست دادن شرکته
.فقط اگر طرف مقابل برنده بشه
اوه، این دیگه چه بوییه؟
اوکالیپتوس، کیبل ازم خواست تا پیشنهادی برای
درد پشتش بدم، من هم
.روغن افشانهای رو پیشنهاد کردم
به عنوان یک موضوع بیربط،
.بعداً یادم بنداز کیبل رو اخراج کنم
باورم نمیشه هنوز توی .ادارهات زندگی میکنی
...خندهدار بود
من خونه و اتاقخواب داشتم
ولی دو و نیم سال قبل
یه مشت وکیل اومدن و .دادنش به تو
خندهدار بود، وقتی هم متأهل بودی
.اغلب توی اداره میخوابیدی
.فقط وقتی پرونده داشتم
فقط دارم میگم
.فکر کنم انتخاب خودت بود
No comments yet. Be the first to leave one.