chosun police 3

chosun police 3

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

chosun police 3 2010 E18 E20
A Commentary by Rahpooyan
@Emperor3film

Tags

other
Published on: 2017-12-27
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

*** معاوضه ي برنج ***

در پنجمين ماه از سال 1896 در اينچئون

نمايندگي پاسخگو و مسئول براي قانون ارزش و بهاي برنج, با توجه به نوسانات بازار

بر اساس کالاهاي موجود نبود ...مثل يک بازار سرمايه براي ارزشي که برنج در آينده خواهد داشت

اساس بازار سرمايه ي مدرن

احتکار و انديشه براي ارزش برنج به عنوان طلا

من فکر مي کردم که مي تونم ثروتمند بشم

من هرچيزي که داشتم رو فروختم و جست و خيز کردم

ولي همه چيزم رو از دست دادم

تو همه ي تخم مرغ ها را در يک سبد قرار نگه نميداري

تو بايد با پول زيادي که داري روي ارزش برنج تفکر کني

** همه ي تخم مرغ ها را در يک سبد قرار نده **

وقتي که قيمت برنج داشت زياد ميشد, من برنج خريدم ولي بعدش قيمتش کم شد

و من دوباره خريدم

و بعدش قيمتش کمتر شد

اونها به زودي افزايشش ميدند

ولي من الان مجبورم که همه چيز رو بفروشم

اگر تو بخواي بدون دانش, يک کشتي را در جهت امواج کوچک هدايت کني

اونوق در يک گرداب, گرفتار خواهي شد

شکست خودن هم بخشي از سرمايه گذاريه

بازار برنج

فقط براي خريد و فروش برنج و حبوبات نيست

بازار برنج

براي خريد و فروش زمانه

* اگر فقط به امواج کوچک نگاه کني, در يگ گرداب, گرفتار خواهي شد *

در واقع, بازار برنج, يک مکان رقابتيه

راهي هم براي مردم عادي هست که به راحتي, موفق تر بشند ؟

يک فرصت در بازار برنج

اين مثل يک دختربچه ست که با کمرويي مياد و ميره و يا مثل خرگوشي که به طور ناگهاني فرار مي کنه

هرنوع مقدمات و تدارکاتي, براي اين فرصت, کافي نيست

تو بايد شانس داشته باشي

آنهايي که چنين خوش شانسي دارند

اگر تو مثل اونها کارها را دنبال کني

يه کمي راحت تر نتيجه ميده... مگه نه ؟

شما هم به عنوان يک عضو, کار را شروع کرديد و ميليون ها نيانگ به دست آورديد

آقاي هوانگ...اين براي کسي مثل تو بايد کافي باشه ...مگه نه ؟

اگر تو هيچ راهنمايي نداري, کسي که خوش شانسه را دنبال کن و ازش پيروي کن

*** قسمت هجدهم ***

وقتي که صبح شد

بهشون بگو که من براي مدت زيادي اينجا خواهم ماند

ميخوام درباره ي چيزي فکر کنم...پس تا اونوقت فکرم رو منقطع نکن

اطاعت

** اين زيرنويس ، رايگان است و متعلق به هيچ انجمن يا فروشگاهي نمي باشد **

** ترجمه و تنظيم: مرتـضي عـرب زاده **

چقدر ديگه بايد صبر کنم ؟

ايشون گفتند که حواسشون رو پرت نکنم

الان ساعت 10 هستش و تو بايد اونو صدا کني

لطفاً برو و ازش درخواست کن

قربان

قربان

منم

بايد چي کار کنم ؟

چي ؟

همه ش پاره پاره شده

بله

اين براي من, خيلي خاص بود

من همه را انجام دادم

هيچ کسي نبايد به اين زودي به خونه بره

آماده باشيد

ارباب بازار برنج, مفقود شده

ارباب بازار برنج ؟

لطفاً به خون هايي که به اينجا پاشيده شده نگاه کنيد

ببينيد که خون ها چطوري از اينجا پاشيده شده اند

به نظر ميرسه که اينجا همونجاييه که به مقتول حمله شده

پاشيده شدن خون, متوقف نشده

پس قاتل از عقب حمله کرده

اگر حمله از سمت جلو بوده باشه, خون ها به روي قاتل پاشيده شده

با در نظر گرفتن اينکه اين اثرات چگونه هستند

محل شمشير خوردن

اون بايد از همينجاها شمشير خورده باشه

گلوي اون قطع شده ؟

قاتل, اثراتي به جا گذاشته

اينجا

اندازه ي کوچک و جاي قطع شده

اين بايد از يک چاقو بوده باشه

صبر کنيد

قاتل, مخفي شده بوده و بعد از ديدن مقتول

از پشت, گلوي اون رو بريده ؟

و مقتول ؟

اون به طور مستقيم, اينجا افتاده ؟

اين شکل يک گوش ه

به نظر ميرسه که به سمت راست افتاده

خوني که به خاطر ضربه جاري شده, همينطور ادامه داشته

گوش روي زمين بوده

خون بايد اينجا جمع شده باشه

اگر اون خون زيادي از دست داده

زنده ماندن مقتول, خيلي سخت بوده

پس

اين يک مورد قتل بدون جسد هستش

چيزي پيدا کردي ؟

به نظر ميرسه که اونها در اينجا منتظر يک کجاوه بودند

يکي که توسط 2 نفر, حمل شده

به نظر ميرسه که اندازه ش بزرگ تر باشه

اونها با يک شخص مُرده چي کار کردند ؟

اون رو به کجا بُردند ؟

درسته

ولي

ما هيچ جسدي نداريم

اين هنوز هم يک مورد قتله ؟

ما چاره اي نداريم ما صحنه ي جرمي داريم که قتل را ثابت مي کنه

پس مشغول تر و گرفتار تر, خواهيم بود

ما بايد قاتل را

و همينطور مقتول را پيدا کنيم

در ِ عقبي هميشه بازه ؟

هميشه بسته بوده سه چهار روز پيش باز شد

به نظر ميرسه که قاتل داشته دنبال چيزي ميگشته

هيچ اثري از خون در اينجا وجود نداره

پس اين بايد قبل از رسيدن هوانگ کئومان بوده باشه

ولي

لطفاً به اين نگاه کنيد

حتي بعد از کشته شدن هوانگ کئومان

اون با دستان خوني داشته دنبال چيزي ميگشته

چي باعث شده که اون اينقدر بدبختانه, دنبال چيزي بگرده ؟

چه اتفاقي افتاده ؟

* کيم رانهي: همسر هوانگ کئومان *

همسرت

ممکنه که کسي عليه همسرت, کينه اي چيزي داشته باشه ؟

ما فقط 3 ماهه که ازدواج کرديم

اون هيچ وقت اخبار کارش رو با من در ميون نميذاشت

من هيچ خبري ندارم

ولي شايد افسر يون بدونه

افسر يون الان کجاست ؟

معمولاً اون در اينچئون اقامت داره

اون به جاي شوهرم, به بازار برنج رسيدگي مي کنه و همچنين نظارت داره

اخيراً چطور ؟

هيچ تغييري در همسرت نديدي ؟

راستش, خب

به نظر ميرسيد که اون به خاطر يه چيزي هيجان زده شده بود

اون ميگفت که به زودي, يک فرصت خوب خواهد داشت

فرصت ؟

و چند روز پيش, اون به من نامه اي داد که هيچ اتفاقي براش نيفتاده

نامه ؟

اتفاقاً اون نامه را با خودم آوردم

من نميدونم منظورش چيه

باتوجه به صحنه ي جرم, به نظر ميرسه که اون مرگ, تصادفي بوده

ولي

چه انگيزه اي از آماده کردن کجاوه وجود داشته ؟

آدم ربايي ؟

شايد چيزي بوده که بايد با بردن هوانگ, فهميده ميشده

اگه ميخواستند اون رو بدزدند, گلوي اون رو نمي بريدند

احتمالاً اونها ميخواستند اون را به قتل برسونند و بعدش هم با کجاوه اون رو ببرند و نابودش کنند

چرا اينقدر پيچيده ست ؟

چه نيازي به بُردن جسد بوده ؟

بدون جسد, ما نمي تونيم مورد قتل داشته باشيم

حتي اگر ما مجرم را دستگير کنيم و مجرم هم اين رو انکار کنه, ما نمي تونيم اونو متهم به قتل کنيم

شما فکر مي کنيد که اون شخص, اون چيزي که دنبالش بوده را پيدا کرده ؟

اگر اون مطمئن نبوده که پيداش کرده پس حتماً ميذاشته که هوانگ زنده بمونه

اينکه اون چيز را پيدا نکرده باشه, احتمالش بيشتر نيست ؟

ولي اون شخص براي کشتن يه نفر, چه دليلي مي تونه داشته باشه ؟

هوانگ کئومان به همسرش گفته بوده که به زودي يک فرصت وجود خواهد داشت

اين فرصت احتمالاً به بازار برنج, مرتبطه...پس بايد يه سري اطلاعات در اونجا باشه

قاتل, اون اطلاعات را ميخواسته

بازرس چا, به اينچئون برو...چه پول و يا چه کينه و غضب, هرچي که هست مرتبط با بازار برنجه

با يون بونگو هم ملاقات کن

به همه ي ماٌمورين دستور بده که به دنبال مدرک بگردند و محل تقريبي کجاوه را پيدا کن

اطاعت

اگر هوانگ کئومان در صحنه ي جرم, نمرده باشه, اونها سعي مي کنند که زنده نگهش دارند

به اونها دستور بده که با همه ي پزشکان و داروسازها ملاقاتي داشته باشند

همه ي اونچه که ما داريم, فقط صحنه ي جرمه

بازرس چويي و بازرس سو, دوباره به صحنه ي جرم بريد و ببينيد چيزي از قلم افتاده يا نه

بسيار خب

بيا با دقت و با حوصله, همه جا را بگرديم

بيا شروع کنيم

* دفتر نمايندگي بازار برنج *

موضوع چيه ؟

هرچي که ميدونيد با ما در ميون بذاريد

افسر يون

براي ما کمي از جزئيات بگيد

چرا هوانگ کئومان, 100000 واحد خريده ؟

اين در اوساکا, 145000 تاست. چرا اون ميخواسته اينو 18 يانگ افزايش بده ؟

دليلش چيه ؟

من چيزي نميدونم

من هر کاري که اون ازم بخواد را انجام ميدم ...از جون من چي ميخوايد ؟

هر کاري که مي بينيد مناسبه را انجام بديد

اين يک رقابت حريص و درنده ست...براي چي داريد مي پرسيد ؟

هوانگ کئومان, بدون دليل, کاري رو انجام نميده

دويست تا در يک روز ؟...موضوع چيه ؟

اين يه احتکار بي ارزش نيست ؟

بياييد تا فردا صبر کنيم

اگه دوباره فردا, ارواح بازار برنج, خريد کنند, همه چيز يه طور ديگه پيش ميره

حالا بياييد بريم

کي هستي ؟

* يون بونگو: نماينده ي هوانگ کئومان در بازار برنج *

من چا گون وو, بازرس ويژه ي اداره ي پليس هانسونگ هستم

براي چي به اينجا اومدي ؟

هوانگ کئومان مفقود شده

اخبار به دستم رسيده

و تو هنوز هم در بازار برنج هستي ؟

اون ازم کاري خواسته بود که انجام بدم

اون قبل از اينکه مفقود بشه, بهم يک فرمان داده بود

چطور مي تونم از يک دستور, سرپيچي و نافرماني کنم ؟

به هر حال, من منتظرم تا حرف هاي زيادي ازت بشنوم

! اين

داري چي کار مي کني ؟؟

من فقط کنجکاو بودم

من بعداً نتايجش رو مي بينم

! اوه...عجب

** اين زيرنويس ، رايگان است و متعلق به هيچ انجمن يا فروشگاهي نمي باشد **

** ترجمه و تنظيم: مرتـضي عـرب زاده **

عجيب بود...ارزش بازار, 145000 تا بود

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left