Release info

Fifteen Years To Wait For Migratory Birds E16 KoreanFa
A Commentary by KOreanFaTeaM
► Subtitles By KoreanFaTeam | Translator: Green Day ◄

Tags

other
Published on: 2017-11-29
Downloads: 23
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 187 lines.

پانزده سال انتظار برای پرندگان مهاجر

شانگ ژوان حرف های من هیچ ضرری نداره

من فکر می کنم استعداد های تو،تو این شرکت کوچیک فراموش شده

خودم می تونم مشکلاتم رو حل کنم نیازی به دخالت تو نیست

به خاطر اشتباه گذشته ام همیشه تاسف می خورم و حالا می خوام مشکلم رو حل کنم

اگه می خوای کاری کنی بهم بگو من بهترین تلاشم رو برای بهت می کنم

باشه بهترین کمکی که می تونی به من بکنی اینه که از من دور بمونی

ما از انتی بیوتیک استفاده کردیم

تبش موقت پایین اومده نتیجه ازمایش خونش هم به زودی میاد

اگه بیماریش عود کرده باشه نیاز به هزینه های دیگه ای نیست

یا حداقل باید زندگی ارومی براش بسازیم

ما بهترین تلاشمون رو می کنیم

ممنون

صبرکنید شما پسر خانم لی می کینگ هستید؟

اره

سرطان یه بیماری ارثیه توصیه می کنم یه چک اپ برید

باشه ممنون.

پرستار،بیماری که اینجا بود کجا رفت؟

خانواده اش منتقلش کردن بخش وی ای پی شما می دونید چیه؟

وی ای پی؟

بله.

ممنون

لی لی دیگه خیلی زیاده روی کرد چرا این همه پول به خاطر این اتاق خرج کرد؟

پس تو اینجا موندی چون لی لی ازت خواست؟

مامان!

لی لی بالاخره پیدات کردم

چرا جوری وانمود می کنی که انگار هیچی نمی دونی؟

تو تازه کارت رو شروع کردی و همه ی پولت رو خرج کردی اتاق قدیمی هم خوب بود

تو خواستی بیام اینجا اما اتاق وی ای پی خیلی گرونه

هزینه یه روز 100 ینه

باشه بسیارخوب لی لی فقط می خواست بهت کمک کنه

من نیاوردمت اینجا چی؟

تو نبودی؟پس کی بود؟

پرستار گفت تو پول یه ماه رو پرداخت کردی

ممکنه اشتباه کرده باشن؟

چطور همچین چیزی میتونه اشتباه باشه؟

مدیر لیو، چرا دنبال من می گشتید؟

این برای توئه.

کارت بررسی سلامت

کارت بررسی سلامت؟

بله ما باید از کارکنای جدیدمون مدرک پزشکی داشته باشیم.لطفا برید چک اپ

اوه باشه اگه چیز دیگه ای نیست من دارم میرم

این کارت چک اپ زمانش محدوده پس باید زودتر انجامش بدی

کاری از تیم ترجمه کره فا Green Day: مترجم هر گونه استفاده مادی از این زیرنویس ممنوع می باشد

مادرم منتقل شده به بخش وی ای پی

تو ترتیبش رو دادی مگه نه؟

ممنون

شو مین، شی ژائو.

خیلی وقته ندیدمتون بشینید

تو زنگ زدی بیاییم اینجا که از گذشته یادی کنیم؟

شما جشن تولدم که توی نی زار بود رو یادتونه؟

من گفتم دوستای زیادی ندارم

و واقعا می خواستم با شما دوست بشم این حقیقت بود

بعد از سالها ما بالاخره دوباره تو یه شهریم

خوب نیست که دور هم جمع بشیم و حرف بزنیم؟

با مدرکت دلت می خواست دوست داشته باشی؟ تو فقط ماها رو دور ریختی

چرا؟حالا که تنها شدی ما رو یادت اومده؟

در واقع، تو گذشته، به خاطر کار بابام بود،

من مثل چمدونش بودم

همه جا منو می برد

اولا فکر می کردم

وقتی دبیرستانم تموم شه می تونم اینجا پیش شماها بمونم

اما چاره ای جز رفتن به خارج از کشور نداشتم چون اونا خانواده ام بودن

هان یی چن شی ژیائو دلیل خودش رو برای گفتن این حرف داره

ما هممون می دونیم که با پی شانگ ژوان چیکار کردی

اگه همکلاسی های دیگه بودن حتی واسه دیدنت هم نمی اومدن

امروز اومدم در مورد این حرف بزنم

می خوام از پی شانگ ژوان جلوی همه معذرت خواهی کنی

شاید اگه همچین چیزی بگم

گره داخل دلش شل تر بشه

تموم شد

ممنون برادر اگه بتونی فناوری های بخش رو به من بسپاری

من می تونم بیشتر پول صرفه جویی کنم

نیاز نیست تشکر کنی

چطوره کسب و کار خودت رو راه بندازی؟ تو هر روز اضافه کار وایمیستی

و اخر هفته ها هم کار میکنی بنظرت می تونی پول هات رو جمع کنی و یه دفتر کوچیک باز کنی؟

پس انداز هام این روز ها کمتر شده بعدا بهش فکر می کنم

تو مجردی فقط باید به فکر غذات باشی پول هات رو کجا خرج میکنی؟

مگر این که تو...

زیاد فکر نکن باشه؟ بعدا بهت میگم

فکر کردم با یه دختر دیگه رفیق شدی

نباید با لی لی پیشرفتی داشته باشی

مادر لی لی مریضه

حالش زیاد خوب نیست نمی تونم برم بهش اعتراف کنم

تو خیلی نسبت به لی لی با ملاحظه ای اما برای اون غیر ممکن نیست که

با یکی دیگه رفیق شه اون خیلی دختر خوبیه

مراقب باش کسی ازت ندزدتش

خیلی از دختر ها

بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه ازدواج می کنن

همکلاسی عزیز، من دارم ازدواج می کنم.

دلم میخواد همه ی دوستا به عروسی من بیان

از طرف وانگ شی ژیائو

همگی لیوان هاتون رو بیارید بالا

به سلامتی من این یکی رو هم می خورم

همگی لیوان هاتون رو بیارید

همگی،همگی،همگی

ممنون خیلی وقته ندیدمت

ممنون

اخرین لیوان ما منه

همگی لیوان ها بالا

به سلامتی!

از اخرین باری که همدیگه رو دیدیم چقدر گذشته؟

شی ژیائو چرا هنوز یه صندلی خالیه؟

منتظر کسی هستی؟

یکی از بچه های گروه قراره بیاد

همگی ببخشید که دیر کردم

دیر نکردی پی شانگ ژوان بشین

بچه ها صندلی ها رو عوض کنیم؟

چرا منو میکشی؟

سریع تصمیم گیری نکن

به خاطر اون هیچکاری انجام نمیدم

من فقط نمیخوام این ادم رو ببینم

متاسفم شی ژائو من که اینجام کسی نمیتونه غذا بخوره

چطوره دفعه بعد بیام؟

ببخش پی شانگ ژوان

چی کار میکنی؟

لازم نیست این کار رو بکنی من سزاوارش نیستم

من واقعا متاسفم پی شانگ ژوان

چهار سال از این عذر خواهی گذشته

امروز جلوی همه بچه ها میخوام بی گناهیت رو بهت برگردونم

پس بگو

چهار سال پیش من و پی شانگ ژوان با یه لات برخورد کردیم

واسه محافظت از من

یکی از اون لات ها رو زخمی کرد

چون شهادت ندادم

شهادت ندادن من باعث شد بره زندان

واقعا چیزی که همه می دونن رو باید بگی؟

چیز هایی هست که شما نمی دونید

در واقع نمی خواستم دوباره اینا رو به یاد بیارم

اما امروز باید بگم

اون دو نفر رو تو توالت یادته؟

یکیشون یه ویدیو مخفیانه ازم گرفت

بهم زنگ زد و تهدیدم کرد

گفت نباید شهادت بدم

وگرنه ویدیو رو می ذارن تو اینترنت

به خاطرحفاظت از من مادر و پدرم

گفتن نرم

متاسفم.

من یه لکه پاک نشدنی تو زندگیت به وجود اوردم

متاسفم.

متاسفم.

در واقع من از نفرت هان یی چن استفاده کردم

اما چون اون همه چی رو به ما گفت و این که چقدر خجالت زده اس

من فکر می کنم باید اونو ببخشیم

در واقع چیزی که اتفاق افتاد تقصیر اون نبود

اون هنوز یه دختر کوچولو بود

کی میتونه چنین فشاری رو تحمل کنه؟

متاسفم.

اینا همش واسه گذشته اس

لی لی، نگاه کن.

قشنگ نیست؟یادم رفت امروز بیارم دفعه ای بعد میخوام بدمش به دانیل

چرا؟یعنی دانیل هر وقت به این نگاه کنه یاد تو بیفته؟

جدیدا دانیل خیلی تو جاهای عمومی برنامه داره

مردم اونو نابعه صنعت سرگرمی می دونن

بعد از مدتی قلبش توسط یه زن دزدیده شده

که می تونه خطرناک باشه من باید احتیاط کنم

فقط اینطوری می تونم تسلط داشته باشم

فقط گوش دادن به این مطمئنی دانیل رو نمی ترسونه؟

زیبا، باهوش، ثروتمند... خیلی دور و برش پیدا میشن،

اما اگه یه زن همه اینا رو داشته باشه واسه یه مرد فوق العاده س

من بهت قول میدم

با چیزی که هان یی چن داره

از امروز کاری میکنه پی شانگ ژوان دوباره عاشقش بشه

تو میگی ممکنه برگردن پیش همدیگه؟

ممکنه

اون هان یی چنه

همینطور یه مرد پیش عشق اولش نمیتونه مقاومت کنه

اما حق با توئه اونا خیلی به هم نزدیک بودن

لی لی.

مدیر لیو.

وسایلت رو بردار باید بریم یه مشتری رو ببینیم

ها؟ منظورت از ها چیه؟

زودباش وسایلت رو جمع کن تو ماشین منتظرتم

تو زیاد منو دوست نداری چرا؟

بعد از اتفاقی که افتاد من نمیخوام با تو یه جا تنها بمونم

نمیشه گفت؟

من اینقدر ترسناکم؟ تو جواب رو میدونی

نمیخوای بگی که کجا میخواهیم مشتری رو ببینیم؟ اگه تو نیایی من خودم میرم

اگه واضح به خودت توضیح ندی هیچ کدوممون امروز نمی تونیم بریم

مسخره

اون شبی که مست بودم تو این چهار سال واسم یه کابوس بود

تو خوش شانسی میتونی بری چرا نرفتی؟چرا برگشتی؟

اون شب؟

اینجا نشین بلندشو

یه ذره دیگه تحمل کن

چرا اینقدر مشروب خوردی وقتی زود مست میشی؟

بلندشو باشه؟ بلندشو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left