The first 32 lines.
دلم واسه بدنت تنگ شده
واسه نفس هاي تحريک کننده ات
يه چيزايي مبهم يادمه
نميتونم حس ـت کنم
دلم واسه بدنت تنگ شده
واسه موهاي پريشانت
يه چيزايي مبهم يادمه
خب حالا کجايي؟
!اوه خدايـا
دلم ميخوام ببينمت
ممکنه نيت هامون متفاوت باشه
ممکنه شجاعانه صدات کرده باشم
اما همش اشتباهات مستيه
نميدونم
قضاوت هاي من اشتباه و اشتباه و اشتباهه
ناخودآگاه تصويرتُ تو ذهنم ميکشمُ ميکشمُ ميکشم
دارم ديوونه ميشم
نياز به عذرخواهي نيست ما که آدم و حوا نيستيم
امريکايي ها ميگن خوبه که سرد باشي تو هم همينطوري؟
من يادم مياد بدنتُ بدنتُ بدنتُ
بدن فوق العادت يه جرمه جرمه جرم
در مورد بدنت حرف ميزنم
در مورد پاهات حرف ميزنم
در مورد لب هات حرف ميزنم
دارم در مورد سر تا پات حرف ميزنم اووه
در مورد بدنت حرف ميزنم
در مورد همه چيز تو حرف ميزنم
اما تو حالا کجايي؟
دلم واسه بدنت تنگ شده
واسه نفس هاي تحريک کننده ات
يه چيزايي مبهم يادمه
نميتونم حست کنم
No comments yet. Be the first to leave one.