The first 133 lines.
خیلی خب! تو فکر این بودم امروز یه بحث .گروهی درمورد عدالت داشته باشیم
ما درحال رسیدن به نقطهی عطفی در مبارزمون با .اویلوس هستیم، پس مرور دوبارهی اصول میتونه خیلی کمکون کنه
...واقعا فکر نمیکنم لزومی داشته باشه
!بیخیال، دلمو نشکون
.اول، بیاید با معنی کلمهی «عدالت» شروع کنیم
تعریفتون چیه دوستان؟
تعریف...؟
«انجام اعمال نیک بدون درنظر داشتن دریافت پاداش» ...یعنی، «عدالت» سادهترین راه
،آره، اما اگه اون عمل نیک هدفی رو دنبال نکنه پس با خودخواهی تفاوتی نداره، درسته؟
،مخالفم. اگه هدف خاصی در نظر طرف باشه .انگار که طرف خودشیفتهست و با عدالت حقیقی در تضاده
وقتی مسئلهی «حقیقی» و «ناحقیقی» بودن ..عدالت پیش میآد، میتونیم تا ابد درموردش بحث کنیم
نه. ما متعهد شدیم که از پر و بال عدالت ...نگهداری کنیم، آرمانهای ما شریفتر از
!اینم از لیون، فیلسوف صندلی راحتی
!منظورت از «فیلسوف صندلی راحتی» چیه؟
.شرمنده، ولی چیزی که دیدمو به زبون آوردم
...از نظر من
وقتی همهچیز گفته و انجام میشه. مفهومی مثل .عدالت صرفا برای فرافکنیه
.سلاحیه که برای توجیه اعمال استفاده میشه
.مجوزی بیقید و شرط برای توجیه ستمگری
کاگویا! همیشه انقدر بدبین بودی؟
اوه، حرف اشتباهی زدم؟
!آره که زدی، حالا پس بگیر
هیچوقت از بحث کردن بیجا خسته نمیشید؟
!خیلی خب، به نظرم باید بحث امروز رو تموم کنیم
.حتی خدایان هم به راحتی نمیتونن جواب همچین چیزی رو بدن !پس بهتره وقتمون رو زیادی براش تلف نکنیم
ها...؟
.هرکسی میتونه در مورد عدالت شاعرانه بنویسه و همچنین برای منافع شخصی سوءاستفاده کنه، درسته؟
،بنابراین به جای تلاش برای یافتن پاسخ درست !بیاید روی از بین بردن عدالتهای قلابی تمرکز کنیم
عدالتهای قلابی...؟
!درسته
...جایی که عدالت جعلی وجود نداشته باشه !نظم، هماهنگی و شادی در جامعه رشد پیدا میکنه
،و این عدالتیه که ما خاندان آستریا .در تلاش برای دستیابی بهش هستیم
.ما تحمل «وزن سنگین» عدالت رو روی دوشمون نداریم
.چون اگه بخوایم تحملش کنیم، در نهایت زیر بارش له میشیم
و بدیهیه که چیزی نیست .که ما مورد استفاده قرارش بدیم
!همچین کاری فقط با نیت شرورانه انجام میشه
.عدالت چیزیه که ما پنهانش میکنیم
میبینم که مثل همیشه خرد من !از زبان قاصرتون کرده
!آفرین به من
همه رو درگیر خودش کرد تا ...در نهایت به خودش آفرین بگه
راضیم همهچیمو بدم ...تا یه سیلی به اون صورت خندونش بزنم
...درمان نوح
.خداروشکر
.ولی هنوز کاملا درمان نشده
کرانل-سان، هنوزم فکر میکنم استفاده .جادوم روی تو انتخاب بهتری بود
،اگه بخوایم منطقی فکر کنیم خیلی سودبخشتر بود ـــــ
.قبلا بحثشو کردیم، ریو-سان
،رو پای خودت بودن مهمتره .و همه چیز برای منم آسونتر میشه
ولی ـــ
.به بن بست رسیدیم .هردومون دیگه توانی برای حرکت نداریم
.بیا یه بار دیگه شرایط رو بررسی کنیم
،با توجه به محیط اطراف ...ما باید تو طبقهی 37ام باشیم
.به نظر میرسه توی کاخ سفیدیم
اگرچه، نمیتونم کاملا بفهمم .کدوم بخش طبقه هستیم
.مشخص نیست باید به کدوم طرف حرکت کنیم
.تجهیزیات و آیتمهای زیادی هم نداریم
اگر بخوایم به حرکت ادامه بدیم، ممکنه به .هیولاهای طبقات زیرین بر بخوریم و شانس زنده موندمون هم کمه
...علاوه بر این، هردو زخمی و خسته هستیم
نه اکسیری داریم، نه راهی .برای درمان کردن خودمون
،تا وقتی که دیگه ذهنم کشش نداشته باشه .باید به جادوی درمانم به بهترین نحو تکیه کنیم
بهتر نیست این جا بمونیم و منتتظر باشیم بیان نجاتمون بدن؟
.اونقدر امیدوار نیستم
.واضحه که به مسیر عادی نزدیک نیستیم
اینجا جایی نیست که اتفاقی خاندانی .هنگام عبور از طبقات زیرین پیداش کنه
و حتی اگه دوستانت یجوری ...از محلی که هستیم مطلع بشن
.امکان نداره خودشونو به تنهایی به ما برسونن
...درسته
گذشته از این، تا وقتی هرجومرج .طبقهی 27ام آروم نگیره، کسی دنبال ما نمیگرده
.حتی اگه ماموریت اکتشاف برامون بذارن
،پس اگه همینجا بمونیم... درنهایت .سرنوشتمون مثل اینا میشه
هرجور شده نذارید هیچ هیولایی نزدیک !ولف-ساما بشه، فهمیدید؟
.هرچه بادا باد
آهنگری تو دانجن؟ .یارو واقعا یه تختش کمه
اگه اون هیولاها بفهمن ...این پشت قایم شدیم
.الان وقت بیخایه بازی نیست
میدونم! ولی حتی اگه آهنگر برامون اسلحه ...بسازه، قرار نیست هیچ کمکی بهمون
!باید بهش ایمان داشته باشیم
،اون زندگیش رو برای ساخت شمشیر به خطر انداخته .تا ما رو از این هچل در بیاره
...تنها شانسمون برای
!نجات دادن بل-ساما همینه
.بالاخره که قراره یه روزی بمیریم
،اگه دلت میخواد جون سالم به در ببری .پیشنهاد میکنم اون سپر رو محکم نگه داری
!رفیقای پاخرگوشی واقعا همهشون دیوونن
!پیدامون کردن
!هل کایوس
!جهنم، اون شمشیر لعنتی رو درست کن
!لازم نیست بکشیدشون !فقط پاشون رو قطع کنید
!حتی فرصت ندارم هدف گذاری کنم
...لعنتی
!آدمانتایت اینطوریه؟! بیخیال بابا
!اونقدر قوی نیستم که بتونم شکلش بدم؟
،با توجه به شرایط فعلی ما
وقتی از اینجا بیرون رفتیم باید به سمت .تونلی بریم که به طبقهی 36ام منتهی میشه
طبقهی 36... پس، بریم طبقات پایینی؟
درسته. اولین منطقهی امن طبقات زیرین .طبقهی 39امه
بالارفتن از دو طبقه برای رسیدن به منطقهی امن .خیلی کار سختتریه
،همینطور، حتی اگه به اونجا برسیم .معلوم نیست امن باشه یا نه
اما حداقل طبقات پایینی دارای آب .و غذا هستن
.اینطوری شانس زنده موندمون بیشتره
میشه گفت طبقات بالایی ...برامون آسونترن
ولی نمیدونیم که چطوری باید به تونل متصل کننده برسیم، درسته؟
.درسته. مسیرمون هم احتمال زیاد خیلی مناسب نباشه
از این به بعد، انتخابهامون .مرز میان مرگ و زندگی هستن
...باید از جادوم خیلی کم استفاده کنیم .باید سعی کنیم برای موقعیتهای مرگ و زندگی نگهش داریم
...درسته
متاسفانه... برای عبور از این طبقه .به تجهیزات بیشتری نیاز داریم
...و درصورت امکان، اب
اما از کجا باید ــــ
ریو-سان؟
.باید وسایلشون رو ازشون در بیاریم
!ریو-سان، درمورد چی داری صحبت میکنی؟
باید وسایل رو از بدن اجساد در بیاریم .و اونایی که نیاز داریم رو واسه خودمون برداریم
صبر کن! اینطوری بدنشون هتک حرمت میشه ــــ
داریم از وسایل همکارامون استفاده میکنیم .و چاره دیگهای نداریم
.بدن زنها رو من جستجو میکنم .مردا با تو
...الف نجیبی مثل ریو-سان... البته که
.داره از درون خورده میشه
...به خاطر نجات پیدا کردن... به خاطر من
!شرمنده... باید زنده برگردم
.اینجا دانجنه
.این معنی ماجراجو بودنه
هرچی که دارم میگم ...صرفا برای مبرا کردن کارامه
.ولی لطفا بذارید بهونه بیارم
.به جای همهتون به خوبی زندگی میکنم
...ازتون نمیخوام که منو ببخشید
،اما به خاطر شما، به خاطر کمکتون !میتونیم از این طبقات فرار کنیم
.قسم میخورم که زنده به سطح برگردیم
.همهش باید اینا باشن
...آره
.با ارزشترین کشفمون. . .میتونه این باشه
یه نقشهست. . .؟
،آره. ناتمومه، ولی محدوده بزرگی رو پوشش داده .و تمام جزئیات محیط اطراف رو هم کشیدن
. . .موندم چقدر ممکنه حس ناامیدی کرده باشن .ولی این قراره به ما کلی کمک کنه
No comments yet. Be the first to leave one.