The first 200 lines.
تصحيح و تنظيم: cinderellaman
!امدادگر
!امدادگر
!امدادگر
!محض رضاي خدا! امدادگر
!امدادگر
!امــــدادگـــــر
عزيزم، چي شده؟
هر کله خري فکر مي کنه که جنگ رو مي شناسه
به خصوص اونهايي که حتي يکبار هم تو هيچ جنگي حاضر نبودند
،ما چيزهاي خوب و راحت
خير و شر، قهرمان و ضد قهرمان رو دوست داريم
هميشه از هردوي اونها مقدار فراواني وجود داره
،بيشتر مواقع اونها کسايي نيستند که در باره شون فکر مي کنيم
اون کجاست؟
اون کجاست؟
کجا...اون کجاست؟ اون کجاست؟
آقاي برادلي؟
آقاي بي؟ حالتون خوبه؟
اون کجاست؟ - کي کجاست؟ -
اون کجاست؟ کجا رفت؟ کجا...اون کجاست؟
خيلي خب، همينجا بمونيد، باشه؟
الان يه آمبولانس خبر مي کنم خيالت راحت باشه
اون کجاست؟
بيشتر اون آدمهايي که من مي شناسم هرگز حاضر نيستند در باره ي اون اتفاق حرفي بزنن
احتمالا به اين دليل که دارند سعي مي کنند اون واقعه رو فراموش کنند
اونها قطعاً خودشون رو قهرمان به حساب نميارند
اونها بدون درخششي ، از دنيا رفتند
هيچ کس عکسي از اونها نداره
فقط دوستانشون مي دونند اونها چه کردند
من به اطرافيانشون گفتم اونها به خاطر کشورشون مردند
مطمئن نيستم که اينطور باشه
،عکسهاي خيلي زيادي اون روز گرفته شده بود
اما هيچ کس دلش نمي خواست اونهارو ببينه
،چيزي که ما در جنگ ديديم
و کار بيرحمانه اي که کرديم، غير قابل باور بود
اما يه جورايي در اين باره احساساتي مي شيم
براي اينکار، لازمه يک راه ساده اي براي کشف حقيقت
و در قالب کمترين جملات بيابيم
فيلم خراب شد
نميدونم. اين يکي به نظر خوب مياد
...و اگه بتوني عکسي بگيري
اونوقت ، يه عکس درست مي تونه سرنوشت پيروزي يا شکست در يک جنگ رو رقم بزنه
ميخوايي اينو ببيني
جنگ ويتنامو ببين
اون عکسي که يه افسر ويتنامي رو نشون ميداد
!که مغزش در اثر شليک از طرف ديگه سرش بيرون زده
کار خودشو کرد
تو جنگ شکست خورديم
فقط داريم وانمود مي کنيم که اينطور نبوده
عکسهاي خيلي زيادي اون روز گرفته شد هيچ کدوم فرقي با هم نداشتند
ممنون. لطف کرديد
به نظر مسخره مياد، اما اتفاق افتاد
کشور در آستانه ورشکستگي بود
مردم بدگمان و خسته از جنگ بودند
"اوه، خداي من، اين "هارلون ـه
کجا؟
همينجا اوني که پرچم رو گرفته، اون برادرته
مامان، تنها چيزي که تو داري مي بيني پشت يه آدمه
،خودشه.خودم قنداقش مي کردم و پودر بهش ميزدم من پسرمو مي شناسم
خودشه. برو پدرتو صدا کن
پدر، مامان يه عکس از کون هارلون تو روزنامه پيدا کرده
مواظب زبونت باش، مردک
مچکرم
،يک عکس، اونم به تنهايي همه چيز رو از اين رو به اون رو کرد
تو صفحه اول تمام روزنامه هاي بزرگ چاپ شده
بيشتر از 200 روزنامه چاپش کردند و هنورم تقاضا براي چاپ اين عکس رو به افزايشه
فکر کنم بايد پيداشون کنيم
!امدادگر
!امدادگر
!امدادگر
بايد برم بگيرمش - اوه، نه، نبايد بري-
ايگي، من بايد برم
من نظر کاملاً متفاوتي دارم
،اون نياز به مراقبت پزشکي داره خودش به طرف ما مياد
،خفه شو و همونجا سينه خيز برو !حرومزاده ي لش
به محض اينکه اون منوّر خاموش بشه
گندش بزنن.خيلي خُب، باشه، منم باهات ميام - نه -
تو واقعاً ميخواي منو اينجا تنها بذاري؟
،زودي بر مي گردم فقط به اونا شليک کن. بايد برم
اوه، خدا
خيلي خب، چيزي نيست
بهش دست نزن بهش دست نزن
دستتو از اونجا بيرون بيار بذار من اينکارو کنم. من، باشه؟
نگاه نکن. سرتو برگردون حواست به من باشه
خيلي خب، به من نگاه کن من دارمش. مراقبت هستم
اين پانسمان رو روش مي ذارم کاري مي کنيم خوب بشي
بعدش ميبريمت پايين، باشه؟
ببين، تو حالت خوب مي شه
چيزي نيست
من انجام ميدم.من انجام ميدم
اينجارو يه کم فشار بده
دستتو بذار اين بالا و يه کم فشار بده
سرت عقب باشه. نفستو نگه دار
نگاهت به من باشه، خب؟ ...فقط نگاهت به من
داک
کمکم کن
کمکم کن
خيلي خب
چه احساسي داري؟
احساس خوب - واقعاً؟ حيلي خب -
خوب - باشه -
مي رم يه برانکارد بيارم تا ببرمت سمت ساحل خيلي زود بر مي گردم
من حالم خوبه
برو به اونايي که مجروح شدند کمک کن
خيلي خب. همينجا بمون
اون کجا رفت؟ - کي؟-
هموني که همين الان اينجا بود، ايگناتوسکي کجا رفت؟
فکر کنم تو يه سنگر اشتباه پريدي - من تو سنگر اشتباه نپريدم -
اون همين الان اينجا بود حالا کدوم گوري رفته؟
!ايگي
!ايگي
صداتو ببُر. ميخوايي همه ژاپني هاي اين جزيره بهمون شليک کنن؟
!ايگي
اُردوگاه تراوا دسامبر 1944
خدا به دادمون برسه
اونا توقع دارند ما از اينجا بالا بريم؟
يه همچين چيزايي
خب، فکر مي کني مارو کجا مي فرستند؟
فکر کنم به يه جاي کويري
خب، اين که اصلا جالب نيست
به اين ميگن روانشناسي نظامي
اونا هميشه سربازارو براي جنگ در کوير بالاي يه آتشفشان آموزش مي دن
بگو که مارو دست انداختي
هارلون، سربازاتو به خط کن
مراقب "بدوئين" ها باش - بله، قربان-
بدوئين" چيه؟" - مرد شُتر سوار-
،خيلي خب، لوئيس مثل اينکه قراره بريم به کوير
،حالا، به سمت راست يه ور شدي اما اگه گلوله از سمت چپ بياد چي؟
گلوله ها از سمت چپ نميان تو تا حالا ژاپني چپ دست ديدي؟
اين کارِت هم به اندازه دوش گرفتنت با کفشات منطقيه
،تو حتي نمي دوني چرا اينکارا رو مي کني مي دوني؟
چون بهت نمي گم دليل بر اين نيست که نمي دونم
تو اينکارو مي کني چون "مايک" اينکارو مي کنه
ازش مي پرسم
پس مي خوايي برگشتي خونه به همين مو زدن ادامه بدي؟
شايد
آموزش سلماني ببيني، اينطوره، داک؟
نه، تازه يه کم ياد گرفتم
اما نه تو آموزشگاه سلماني؟
نه
لعنتي - حدس ميزنم هيس ببره -
،مرگ سيتينگ بال کمترين ارتباطي به من نداره
پس بهتره تلافيشو سر من در نياري
دو نژاد مختلف جنگ سرخپوست کنار مرد سفيد پوست
مي بيني، به اين ميگن هوش - باهوشه -
آره.خوب به کار ما اومد
موفق باشيد، رفقا
سلام، شب بخير، ليندبرگ
اجساد مردگان او موهاي جسدهارو ميزنه
که چي؟ خودم مي دونستم
کي وسطه؟- اوه، منم.من -
تمرين مو زدن با سر اونها بايد خيلي راحتتر باشه چون هيچ حرکتي ندارند
همينطوره - آره -
مي دوني به چي فکر مي کنم؟
خب، اونا ميگن لازمه ما سطح رفاقتمونو بالا ببريم
و من فکر مي کنم ما بايد پيوندهاي دوستي رو بينمون محکم کنيم
و تو چطوري اينکارو مي کني؟
خب، ميدوني ما وجوه مشترک زيادي با هم داريم
پس چرا تو موهاي آدماي مرده رو مي زني؟
دارم براي کار تو مؤسسه هاي تشييع جنازه خودمو آماده مي کنم
تو به همه اينو ميگي؟
تو واقعاً نيروي دريايي رو به خاطر يونيفورمهاي قشنگش انتخاب کردي؟
پس فکر کردي به خاطر قهرمان شدنه مگه اينکه تو دوست داشته باشي يکي از اونها باشي
سرباز
بي بي
لعنتي
تو سرزمينهاتون غير از کارت بازي کردن کار ديگه اي هم داريد؟
،خيلي خب، گوش کنيد آقايون ملوان آماده شرمنده شدن بشيد
داريم تمرين مي کنيم که فردا اونطرف بريم
معني اش اينکه ديگه زياد کنار اين صخره نمي مونيم
خيلي خوبه
يه چيزه ديگه، هر کسي اوراق استمناء شو کامل نکرده
بهتره تا فردا شب امضاشو بگيره وگرنه نمي تونه اونطرف آب بره
من قبلاً گرفتم - اوه، آره، منم گرفتم -
صبر کنيد. پس چرا من چيزي به گوشم نخورده بود؟
مزخرف ميگي فرانکلين من مجبور نيستم هر چيزي رو دوبار برات تکرار کنم
نه، من هيچ چيزي در باره اوراق استمناء نشنيده بودم
شنيدم خيلي مهمه - آره، ما هم شنيديم -
ميدوني که هيچکي به من حرفي نزد واقعاً که حرف نداريد، بچه ها
خيلي خب، اون تن لشتو ببر پيش افسر نگهبان
شايد برگه اضافه براش مونده باشه
سيگارتو بده به من.من جات بازي مي کنم - مرسي، مايک -
،گوش کن، اون ممکنه تورو احمق خطاب کنه ولي تو مثل يه مرد رفتار کن، باشه؟
فقط بدون امضاي اون اوراق اونجارو ترک نکن
دستت درد نکنه،گروهبان - قابلي نداره -
چه بلايي سر اون موهات اومده، رنه؟
مثل يه ميّت شدي
هميشه طناب را در سه نقطه بگيريد
چهار تاي بعدي. اونطرف
بريد.ادامه بديد
چهار تاي بعدي. اونطرف
حواست به اوني که پايين تو قرار داره باشه
فقط اون پايينو بايد داشته باشي
حواست به من باشه، داک، فقط به من
هميشه طناب را در سه نقطه بگيريد
مي بيني؟ کار سختي نيست
در هر مرحله فقط يه پله پايين برو وهميشه دستت عمود به طناب باشه
يادت باشه، به محض اينکه پات به قايق رسيد طنابو ول کني
فقط حواستون باشه که در سه نقطه در تماس با طناب باشيد
No comments yet. Be the first to leave one.