Industry

Industry

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Industry S04E06 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-17
Downloads: 43
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫منظورم اینه که آمار ‫دانلود اپلیکیشن رو دیدی؟

‫میلیونیه. این یه... این یه پدیده‌ست.

‫یاس، بیخیال. ویتنی می‌خواد تنهات بذاره ‫تا خودت جور همه چی رو بکشی، باشه؟

‫من نمی‌خوام بدترین چیزهای دنیا رو ببینم.

‫من... من می‌خوام حقیقت رو ببینم. ‫اون یه دروغگوی بیمارگونه‌ست.

‫چرا همیشه یه راهی پیدا می‌کنی ‫که ثبات من رو زیر سوال ببری؟

‫ثبات شوهرم رو؟

‫منظورم اینه که چرا باید از داغون ‫کردن پایه‌های زندگی من سود ببری؟

‫می‌دونی که قضیه شخصی نیست، یاس.

‫فکر می‌کنی تا حالا کسی این حرف رو ‫زده و واقعاً منظورش همین بوده باشه؟

‫فکر می‌کنم ما به همدیگه یه جورایی ‫مدیونیم که از هم محافظت کنیم،

‫پس واقعاً نیاز دارم وقتی می‌گم اون یه ‫سایکوپات تفننی نیست، حرفم رو بشنوی.

‫اون یه جنایتکار کیریه.

‫نباید خودت رو سرزنش کنی که تو دامش افتادی.

‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

‫متاسفم، ولی الان دیگه همه چی ‫کاملاً روشنه و جای انکاری نیست.

‫باشه، از ویتنی در مورد ‫تونی دی بپرس، آدمش تو آفریقا.

‫ترازنامه، همه‌ش ساختگیه.

‫یاس، حتی یه تیکه کوفتی از چیزایی که ‫داری در موردش حرف می‌زنی هم واقعی نیست.

‫باشه. و پاداش تو چی می‌شه،

‫اگه بتونی چند نفر دیگه رو هم متقاعد کنی؟

‫تو اصلاً اون رو نمی‌شناسی.

‫هر کسی که تو رو نشناسه ‫هم به همین راحتی می‌تونه بگه

‫که تو یه موجود انتزاعی ‫از عقده‌ها و کمبودهایی.

‫این باعث نمی‌شه که حقیقت داشته باشه.

‫بذار جوری بگم که شاید غرورت بهش گوش بده.

‫تو توسط مردی گول خوردی که ‫تو و شوهرت رو احمق فرض کرده.

‫و تو همیشه تصویری از دنیا رو ‫نشون می‌دی که برات پول‌ساز باشه.

‫منظورم اینه که تو واقعاً چی می‌خوای؟

‫تو می‌خوای هنری استعفا ‫بده تا قیمت سهام سقوط کنه.

‫تو یه مزدور کیری هستی، هارپر. خدای من!

‫انگار هیچ همدلی‌ای تو وجودت نمونده، نه؟

‫فقط ادای همدلی رو در ‫میاری تا مردم رو تو تله بندازی.

‫باشه.

‫ما پوزیشن شورتِ تندر رو نمی‌بندیم. ‫ما بیشتر از همیشه بهش اطمینان داریم.

‫و حالا یه پرونده خیلی قوی داریم

‫که قصد دارم فردا تو ‫کنفرانس آلفا ارائه‌ش بدم.

‫تا آخرش هستی؟

‫تا تهِ تهش.

‫شاید بهتره زنگ بزنم حراست. بندازنت بیرون.

‫یالا، اگه تخمشو داری بگو بیان.

‫هی، منم. پیامت رو تو تلگرام ‫در مورد استرن‌تائو گرفتم.

‫درک می‌کنم که الان باید ‫خیلی احساس تنهایی کنی.

‫نیاز داشتی صدام رو بشنوی، پس گوش کن.

‫بعد از جلسه‌ی سه ماهه‌م ‫با جیکوب، میام دیدنت.

‫کاری نکن که پشیمون بشی.

‫قوی باش، تمرکزت رو از دست نده.

‫چرا که او باید در برابر وسوسه‌ی

‫پیوستن به ملتی دیگر مقاومت کند

‫چرا که او یک مرد انگلیسی هست

‫او یک مرد انگلیسی هست

‫چرا که او یک مرد انگلیسی هست

‫او یک مرد انگلیسی هست

‫هنری عزیز. سطل من سوراخ هست.

‫چرا که او یک مرد انگلیسی هست

‫چرا که او یک مرد انگلیسی هست

‫یه دقیقه بهم وقت بده رفیق قدیمی.

‫- تو اینجا چه گوهی می‌خوری؟ ‫- خیلی متاسفم.

‫- تو اتاق خواب من وقتی شوهرم داره دوش می‌گیره؟ ‫- راه رو اشتباه اومدم.

‫فقط دنبال یکی می‌گشتم ‫تا یه تماس تلفنی بگیرم.

‫برات یه کم گل آوردم، یه هدیه ‫کوچیک برای چشم‌روشنی خونه.

‫یاسمین، چرا آروم نمی‌گیری

‫و سرِ چیزای کوچیک به پر و پای مردم نمی‌پیچی؟

‫این خیلی دور از سخاوته.

‫اینکه این‌قدر یه جندهٔ سخت‌گیر ‫باشی معمولاً نشونهٔ اینه

‫که چیز زیادی برای شکایت کردن نداری، عزیزم.

‫شاممون ساعت چنده؟

‫- من نمی‌تونم باهاتون بیام. ‫- آره، ولی اومدی که غذا بخوری.

‫نه، نه، نخوردم. می‌خواستم ‫مطمئن بشم که شما جاگیر شدین.

‫باید چند تا تماس بگیرم برای...

‫وزیر بازرگانی فردا میاد.

‫عذرخواهی صمیمانه من رو بپذیرید.

‫بهم زنگ بزن.

‫واقعاً لازم بود اون‌جوری رفتار کنی؟ اون داره ‫این خونهٔ کوفتی رو واسه ما اجاره می‌کنه.

‫- می‌دونستی اون اینجاست؟ ‫- معلومه که نمی‌دونستم.

‫از اینکه می‌خواد بکنتت حال می‌کنی؟

‫- وای خدا، داری چه زری می‌زنی؟ ‫- من احمق نیستم، هنری.

‫خودت بهم گفتی که تو وینچستر ‫کیر اون یارو رو ساک زدی!

‫عزیزم، اون مدرسه بود، ‫باشه؟ اونجا عملاً زندانه.

‫همه سرِ اون قضیه معافن. تو ‫مدرسه می‌تونی همجنس‌باز باشی.

‫چه دلگرم‌کننده.

‫همه‌ی ما می‌دونیم که ‫رئیس‌جمهور اهل معامله‌ست.

‫هیچی جلودار ما نیست که اهل معامله باشیم،

‫تا وقتی که اون معامله برای ‫همه طرف‌ها خوب باشه.

‫مردم اروپا رئیس‌جمهور ‫رو اشتباه قضاوت می‌کنن.

‫اون مقررات کمتر و جابجایی آزادتر می‌خواد.

‫یه جدایی تمیز از شرایط بعد از جنگ.

‫مطمئن نیستم کسی بدونه استراتژی چیه.

‫بعضی‌ها اینجا فکر می‌کنن آمریکایی‌ها ‫از داشتن بهترین زندگی‌ها خسته شدن،

‫واسه همین یه زوال‌عقلِ خودشیفته ‫رو انتخاب کردن تا همه چی رو بترکونه

‫تا بچه‌هاشون بتونن حقوق ‫کارگرای کارخونه رو بگیرن

‫و قطعاتی بسازن که روشون با ‫حقارت مُهر خورده: «ساخت آمریکا.»

‫به هر حال،

‫ما ممنونیم که با ما نشستین و از تندر به ‫عنوان یه مورد آزمایشی استفاده می‌کنین

‫در حالی که ما به چونه زدن ‫برای یه توافق تجاری ادامه می‌دیم.

‫من...

‫دیشب نمی‌خواستم اینو بگم، اما...

‫چی؟

‫بعد از اینکه ویتنی رفت، بوی ‫الکل رو تو نفست حس کردم.

‫آره، خب، من رابطه‌م رو با الکل درست کردم.

‫باشه. این یه توجیه کلاسیکه.

‫ببین، باشه. نمی‌خوام هیچ ‫کوفتی در موردش بشنوم، باشه؟

‫من اختیار خودمو دارم. مگه این ‫همون چیزی نیست که همیشه می‌گی؟

‫کی دوباره شروع کردی به نوشیدن؟

‫یه لیوان شامپاین بعد از وب‌هورایزن خوردم.

‫- ویتنی بهت داد؟ ‫- چه اهمیتی داره؟ دلم خواست.

‫من فقط نگرانم چون تو الان ‫به نظر می‌رسه که خیلی...

‫تو اوجی،

‫که فکر می‌کنی می‌تونی کنترلش ‫کنی، و هنری، تو نمی‌تونی.

‫می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

‫فکر می‌کنم تو می‌خوای من کنترلم رو از ‫دست بدم. چون این‌جوریه که وجودت لازم می‌شه.

‫هارپر دیروز اومد دیدنم.

‫خدایا، نذار اون هرزه ‫دوباره بیاد تو ساختمونمون.

‫اون نمی‌تونه خوشبختی تو رو تحمل کنه.

‫فکر می‌کنی ما زیادی با ویتنی مهربون بودیم؟

‫اون واقعیت رو اون‌قدر ‫تحریف می‌کنه تا ما رو نابود کنه

‫و یه جوری سیستم طوری ‫طراحی شده که بابتش بهش پول بده.

‫فکر می‌کنی اون زیادی راحت ‫اعتمادمون رو جلب کرد؟

‫آره، اعتماد ما و دنیا ‫رو. یعنی، شاهکار کرده.

‫شاید لایق یه کم احترام لعنتی باشه؟

‫می‌دونی، می‌خوای با قیمت سهاممون بحث کنی؟

‫می‌خوای موفقیتم رو دوباره زیر سوال ببری؟

‫- درست وقتی که دارم خوب می‌شم؟ ‫- خوب می‌شی؟

‫یاس...

‫من راه درست دوست داشتنت رو بلد نیستم.

‫منظورت چیه؟

‫نمی‌دونم...

‫که دوست داشتنِ درستِ تو،

‫اینه که تو رو از چیزایی آگاه کنم ‫که نمی‌تونی ببینی.

‫یا با محبت‌تر اینه ‫که توهماتت رو تداوم بدم؟

‫نمی‌بینی که آدما می‌تونن ببینن ‫چقدر تو خالی هستی؟

‫فکر می‌کنی من نمی‌فهمم ‫که نمی‌تونی تحملم کنی وقتی تو مرکز توجه‌ام.

‫من نمی‌تونم برات تو دنیا جا باز کنم.

‫من واقعاً دارم می‌رم شام بخورم ‫با اون حسابرسِ کیریمون.

‫یعنی ویتنی عجب کلاهبرداریِ تمیزی ‫راه انداخته!

‫خونه می‌بینمت، عزیزم.

‫خداحافظ.

‫حتماً درک می‌کنی که ممکنه نیاز داشته باشم ‫آدمای بیشتری کمک کنن

‫وقتی نوبت به آماده‌سازی ‫و ثبت حسابرسیِ تندر می‌رسه.

‫ویتنی بهم می‌گه که ما همین الانش هم ‫فراتر از استانداردهای «ایفرس» عمل کردیم.

‫اما استانداردهای «گپ» هم هستن ‫که مختص آمریکان.

‫منو ببخش، فکر می‌کردم ‫حوزهٔ کاری تیم شما جهانیه؟

‫از نظر فنی بله.

‫ولی من فروتنانه پیشنهاد می‌کنم کار رو ‫بسپریم به کسی که تخصصش بازار آمریکاست.

‫من برای تو ارزش قائلم، جیکوب،

‫نه برای یه کارمندِ بی‌فرهنگ ‫که هیچ میلی ندارم باهاش شام بخورم.

‫مواردی بوده ‫که... بریتانیا و آمریکا

‫چارچوب‌های حسابرسی همدیگه رو ‫معادل هم دونستن.

‫ما برای همین تلاش می‌کنیم.

‫کاملاً مطمئنی؟

‫وقتی می‌برمت بیرون، نباید تجربه رو ‫با حرف زدن در مورد پول خراب کنیم.

‫این عالیه. ممنون.

‫می‌دونی، من... من به خودم قول داده بودم ‫یه بطری از این رو برای چهل‌سالگیم بگیرم،

‫ولی قیمتش جوری بود ‫که اصلاً نمی‌شد توجیه‌ش کرد.

‫- داریم چی رو... داریم چی رو جشن می‌گیریم؟ ‫- روابط طولانی‌مدت رو.

‫- ممنون. ‫- بی‌اطلاعی من رو ببخش، ولی...

‫برام توضیح بده که توصیهٔ یه حسابرس ‫واقعاً چطور کار می‌کنه.

‫خب، چک‌لیست‌ها هستن، ‫کارهای میدانی، تایید مدارک.

‫بعدش یا یه گزارش پاک ،

‫یا یه نظر مشروط، ‫یا یه نظر مردود.

‫تو چه توصیه‌ای ثبت کردی؟

‫- نظر مشروط. ‫- یعنی چی؟

‫مشکلاتی وجود داره، ‫ولی صورت‌های مالی عمدتاً قابل‌اعتمادن.

‫هیچ‌کس بهت حسودی نمی‌کنه که مجبوری ‫ترازنامهٔ پیچیده‌ی ما رو تجزیه‌تحلیل کنی.

‫قانون احتمالات می‌گه

‫که هر علامت سوالی تو ترازنامه‌ی شرکتی

‫با وسعت تندر، ناشی از تاخیر در پرداخت‌هاست

‫بین حوزه‌های بانکی مختلف، ‫یا عرف‌های محلیِ پیچیده

‫در مورد روش‌های ثبت، ‫نه هیچ‌چیزِ مشکوک و زیرآبی.

‫هیچ‌وقت چیزی رو گردنِ نیتِ بد ننداز

‫اگه می‌تونی به همون اندازه به حساب ‫بی‌کفایتی بذاریش.

‫- ویتنی به نظر من که کاملاً بی‌عیب و نقصه. ‫- هیچ‌کس کامل نیست.

‫- سفارش بدیم؟ ‫- نه دیگه، نه دیگه، جیکوب،

‫می‌دونی تنها چیزی که ما قطعاً تو تندر ‫بهش اعتقاد نداریم، ساعتِ خاموشیه.

‫در این صورت، اسلانچا (به سلامتی)!

‫- به سلامتی. ‫- به سلامتی.

‫- به به، این خوبه. ‫- آره. ارزشِ صبر کردن رو داشت!

‫این خیلی، خیلی خوبه.

‫هنریِ عزیز. تو باید اون کسی باشی ‫که به طرف مقابل حس امنیت می‌ده

‫تا بتونه خودِ واقعی‌ش رو ‫تمام و کمال ابراز کنه.

همه تو رو می‌خوان

تو لیاقتت همه‌چیه

همه تو رو می‌خوان

‫من تقریباً مطمئنم زنم دوستم نداره.

‫حس بدی دارم که گذاشتم وقتی ‫پیش منی این‌جوری بگا بدی خودتو.

‫تنها چیز خوبِ هوشیاری، بهره‌وریِ منه.

‫اگه مسلمون بودم، ‫الان یه میلیاردرِ لعنتی شده بودم.

‫یه بار یه یادداشت تو دفترخاطرات ‫پدرم پیدا کردم. توش نوشته بود...

‫«دنیا پر از استریپر، ‫شربت و نور فلورسنت‌ئه.»

‫«دلت نمی‌خواد جای دیگه‌ای باشی.»

‫لابد وقتی خودکشی کرد، ‫این رو فراموش کرده بود.

‫شاید همه‌ش همینه.

‫سرخوشی.

‫من هیچ‌وقت به خودکشی باور نداشتم.

‫مادرم امتحانش کرد. ‫پدرم بی‌وقفه کتکش می‌زد.

‫آره، مطمئن نیستم اینو باور کنم.

‫چرا همه چیِ زندگی تو ‫شبیه یه رمانِ ضعیفه؟

‫خب، من وارثِ ‫یه خاندانِ فسفات نیستم.

‫حدس می‌زدم.

‫خب، نگران نباش رفیق. ‫من کلی دوستِ طبقه متوسط دارم.

More Farsi Persian subtitles for Industry

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left