My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

S-RankMusume-05 [AioFilm click]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2023-11-18
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 182 lines.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

ارائه‌ای از رسانه‌ی آیوفیلم

‫‫‫‫‫‫برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم

‫قسمت 5

‫‫"مسیر بوردو"

‫رودینا

‫بوردو

‫هیزل

‫هیزل

‫بوردو

‫اورفن

‫شهر استوگال

‫‫‫‫‫قسمت بعد

‫‫‫‫"شورشی ها در خفا عمل میکنند"

‫پسر، این استرس آخرش منو کچل میکنه

‫ولی اشراف زاده ها موافقت کردن که بهت وام بدن

‫همینه که منو نگران کرده

‫هی بهم میگن چیکار کنم چیکار نکنم ‫‫واسه همین نمیتونم اونجوری که میخوام کارا رو اداره کنم

‫کشیش های فرقه وینا بهش درود میفرستن

‫و میگن رحمتش در آسمان ها و زمین پخش میشه

‫اگه همچین چیزی درسته، پس چرا مردم هنوز ‫‫تو فقر و بدبختی دست و پا میزنن؟

‫دوران سلطنت فرقه وینا و امپراطوری رودسیان ‫‫داره به پایان خودش میرسه

‫یه الهه قرار نیست بیاد و مارو نجات بده. یه مرد قراره این کارو بکنه

‫آموزه های سولومون بزرگ

‫که بر شاه شیطان ها فرمانروایی کرد ‫‫و هیولاها رو تحت اختیارش قرار داشت، تنها راه نجات ماست

‫سولومون!

‫اینا طلسم های سولمون بزرگه

‫مرگ بر اشراف زاده ها!

‫سولومون!

‫اینارو با قیمت پایین بیست سکه مسی میفروشم

‫من یکی میخوام!

‫چخبره؟

‫منم یکی میخوام!

‫اون مهرها اصلا جادویی به نظر نمیرسن

‫این یه کلاهبرداری مذهبیه

‫چطور جرئت میکنی نظم عمومی رو بهم بزنی، قانون شکن!

‫دستگیرشون کنید!

‫من برای احمقا هیچ درمانی ندارم

‫نمیتونم نفس بکشم...

‫سرپیچی از سولمون بزرگ احمقانست

‫خیلی خب، دیگه بنظرت شورشو در نیاوردی؟

‫چی؟

‫بیاکو!

‫حالت خوبه، سینتس؟

‫بیاکوی احمق!

‫مثلا قراره امثال این آدمارو از من دور نگه داری!

‫بهرحال، ما دیگه از اینجا میریم

‫من با دو تا سطح اس سابق نمیجنگم

‫اون جادوی تلپورت بود!

‫همچین طلسم های رده بالایی فقط از چندتا ساحر بر میاد

‫آخه اونا کی بودن...

‫خوش اومدید!

‫جشنواره بهاره خیلی باحاله

‫آره

‫به شما دوتا خوش میگذره؟

‫بله

‫هنوز نتونستی اونو از خودت جدا کنی؟

‫من معذرت میخوام، باشه؟ ‫‫حالا میشه ولم کنی؟

‫نه! هنوز نبخشیدمت!

‫بل، چه بچه گنده ای داری

‫رئیس

‫همه بالاخره موافقت کردن که مسیر بوردو رو درست کنیم

‫خبر خیلی خوبیه

‫حالا میتونیم مفتخرانه به کنتس جواب بدیم

‫حالا که حرفش شد، بل

‫ازت میخوام که اینو به دستش برسونی

‫من؟

‫تو ماهری، ولی مهم تر از اون کنتس بوردو بهت اعتماد داره

‫که اینطور، خیلی خب

‫ممنون

‫کی قراره برید؟

‫هرچی زودتر بهتر

‫در این صورت، تو هم وقتی داریم میریم ورفن باهامون بیا، بابا!

‫پس همین کارو میکنم

‫شما دخترا رو دارم که ازم محافظت کنید

‫خیلی خب! کی راه میفتیم؟

‫میتونیم فردا راه بیفتیم

‫ولی نمیخوای یکم بیشتر تو تورنرا بمونی؟

‫ترجیح میدم با تو توی سفر باشم!

‫آهای!

‫فردا با بابام برمیگردیم به اورفن!

‫چی؟ آقای بل، دارید از بازنشستگی درمیاید؟

‫نه، اینطور نیست. دارم یه پیغام از طرف رئیس دهکده میبرم

‫که اینطور. خیلی حیف شد

‫حالا که تصمیمون رو گرفتیم، بیاید بریم خونه و آماده سفر بشیم!

‫من دارم از دهکده بیرون میرم، وقتی نیستم بچه خوبی باش

‫خب دیگه...

‫بابا، آماده ای؟

‫آره، بزن بریم ‫‫وقتی من نیستم حواستون به خونه باشه

‫حتما. برو از سفرت لذت ببر

‫سوغاتی هم برامون بیار

‫واسه تفریح اونجا نمیرم

‫یکم دیگه میرسیم به بوردو ‫‫امیدوارم بارون نگیره

‫خوشحالم که بالاخره رسیدیم، ولی زشت نیست اینجوری ‫‫ مثل موش آب کشیده بریم پیششون؟

‫میتونیم فردا بریم پیششون

‫فقط صندلی های پیشخوان خالی بود ‫‫کار و کاسبیشون خوب رونق داره

‫چی سفارش بدم؟

‫همه چیشون خوب به نظر میرسه. این یکی چطوره؟

‫من گشنمه، تو چی میخوری، بابا؟

‫خوبه. از همین سفارش میدیم

‫اینو میخوای؟

‫عالی میشه! مطمئن باش!

‫پس سفارش بدیم؟

‫آره!

‫میگم، یکم آبجو و ماهی کولی میایری برام؟

‫هان؟ چی؟

‫این دیگه چیه؟

‫اینجوری میذاریشون روی نون

‫این غذا واسه تازه کارا نیست، بابا!

‫خیلی شوره و بوی خاصی داره

‫اینو قبلش باید بهم میگفتی

‫شرمنده. بعضیا دوستش دارن واسه همین فکر کردم ‫‫ شاید تو هم خوشت بیاد

‫از مزه ماهی کولی لذت نمیبری؟

‫گوش کن، بیاکو

‫هرکی بگه اون ماهی ها شور یا بدبو ان در واقع داره ‫‫ به بی سواد و احمق بودن خودش اعتراف میکنه

‫حالا هرچی. چون تو اهل لوکرسیا هستی ‫‫ فقط بهشون عادت کردی

‫وگرنه که خیلی چیز چندشیه

‫لوکرسیا؟

‫خیلی جوونن، با این حال خیلی از خونه دورن

‫لباس کشیش؟

‫حالا که فکرشو میکنم، معبد اصلی فرقه وینا هم توی لوکرسیا ست

‫ای خدا. من اصلا وسط این ناکجا آباد چیکار دارم میکنم؟

‫خفه شو. خیلی حرف میزنی

‫بسه دیگه، بیاکو! چطور جرئت میکنی با اربابت اینجوری حرف بزنی؟

‫ممنون...

‫سرت تو کار خودت باشه!

‫هان؟

‫کسی ازت کمک نخواست!

‫ولم کن! دستتو بردار—

‫ببخشید که انقدر مردم گریزه

‫شرمنده خلاصه. بیا بریم، سینتس

‫میشناختیش؟

‫نه

‫چیشد؟

‫فکر کردی کی هستی؟

‫به من میگن گورت صاعقه کبیر!

‫تنها چیزی که من میبینم یه لات کوچه خلوته ‫‫ که عین آدم رفتار نمیکنه

‫آدم مثل تو زیاد میششناسم

‫گمشو بابا!

‫فکر نکن چون زنی کاری به کارت ندارم!

‫اگه دنبال شر بگردی جوونمرگ میشی ها

‫اونم وقتی که نمیفهمی حریفت کیه، جناب صاعقه

‫شنیدین چی گفت!

‫بزنش، دختر جون!

‫امثال این به اعتبار ماجراجوها لطمه میزنن

‫پس یه شمشیرباز به آنسای کمانگیر باخت؟

‫مردم واقعا به اون اسم صداش میکنن؟

‫معلومه که نه

‫اون یه سطح سی هست که به خودش این لقبو داده

‫ضایع

‫آنجلین، تو از بین این همه آدم—

‫پسر، خیلی کیف داد!

‫با یه ضربه کار اون گورت رو اعصاب رو ساختی!

‫باید ماجراجوی قدرتمندی باشی

‫سطح شما چیه؟

‫من و اون تریپل ای هستیم

‫بعله!

‫و اون دختر مو سیاهی که اونجاست سطح اس هست

‫چی؟ سطح اس؟

‫صبر کن، نگو که والکری مو مشکی هستی

‫چی؟ شاه شیطان کش؟

‫همینطوره

‫بذار من مهمونت کنم!

‫منم همینطور، منم همینطور!

‫این همه رو نمیتونم بخورم

‫پدرت هم همینطور

‫چی؟ تو باباشی؟

‫اون مو قرمز...

‫با پای چوبی...

‫تو بلگریو غول سرخ هستی؟

‫بله! پدر من بلگریو غول—

‫آنجه

‫ببخشید...

‫میدونستم!

‫وقتی شایعاتی شنیدم که اینجا هستی سریه خودمو رسوندم

‫اگه خبر داده بودی زودتر میومدم به دیدنت

‫ما به خاطر بارون کثیف و خیس شده بودیم، ‫‫واسه همین تصمیم گرفتیم فردا خدمت برسیم

‫شما خیلی به گردن خانواده بوردو حق داربد

‫برامون مهم نیست که کثیف یا خیس باشید

‫چیکار کنیم؟

‫اگه دعوتمون کردن، چرا که نه؟

‫قراره توی یه عمارت بخوابیم، آره؟

My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for My Daughter Left the Nest and Returned an S-Rank Adventurer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left