冒険者になりたいと都に出て行った娘がSランクになってた
The first 182 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
ارائهای از رسانهی آیوفیلم
برگشت رنک اس از خونه رفت و به عنوان یک ماجراجوی دخترم
قسمت 5
"مسیر بوردو"
رودینا
بوردو
هیزل
هیزل
بوردو
اورفن
شهر استوگال
قسمت بعد
"شورشی ها در خفا عمل میکنند"
پسر، این استرس آخرش منو کچل میکنه
ولی اشراف زاده ها موافقت کردن که بهت وام بدن
همینه که منو نگران کرده
هی بهم میگن چیکار کنم چیکار نکنم واسه همین نمیتونم اونجوری که میخوام کارا رو اداره کنم
کشیش های فرقه وینا بهش درود میفرستن
و میگن رحمتش در آسمان ها و زمین پخش میشه
اگه همچین چیزی درسته، پس چرا مردم هنوز تو فقر و بدبختی دست و پا میزنن؟
دوران سلطنت فرقه وینا و امپراطوری رودسیان داره به پایان خودش میرسه
یه الهه قرار نیست بیاد و مارو نجات بده. یه مرد قراره این کارو بکنه
آموزه های سولومون بزرگ
که بر شاه شیطان ها فرمانروایی کرد و هیولاها رو تحت اختیارش قرار داشت، تنها راه نجات ماست
سولومون!
اینا طلسم های سولمون بزرگه
مرگ بر اشراف زاده ها!
سولومون!
اینارو با قیمت پایین بیست سکه مسی میفروشم
من یکی میخوام!
چخبره؟
منم یکی میخوام!
اون مهرها اصلا جادویی به نظر نمیرسن
این یه کلاهبرداری مذهبیه
چطور جرئت میکنی نظم عمومی رو بهم بزنی، قانون شکن!
دستگیرشون کنید!
من برای احمقا هیچ درمانی ندارم
نمیتونم نفس بکشم...
سرپیچی از سولمون بزرگ احمقانست
خیلی خب، دیگه بنظرت شورشو در نیاوردی؟
چی؟
بیاکو!
حالت خوبه، سینتس؟
بیاکوی احمق!
مثلا قراره امثال این آدمارو از من دور نگه داری!
بهرحال، ما دیگه از اینجا میریم
من با دو تا سطح اس سابق نمیجنگم
اون جادوی تلپورت بود!
همچین طلسم های رده بالایی فقط از چندتا ساحر بر میاد
آخه اونا کی بودن...
خوش اومدید!
جشنواره بهاره خیلی باحاله
آره
به شما دوتا خوش میگذره؟
بله
هنوز نتونستی اونو از خودت جدا کنی؟
من معذرت میخوام، باشه؟ حالا میشه ولم کنی؟
نه! هنوز نبخشیدمت!
بل، چه بچه گنده ای داری
رئیس
همه بالاخره موافقت کردن که مسیر بوردو رو درست کنیم
خبر خیلی خوبیه
حالا میتونیم مفتخرانه به کنتس جواب بدیم
حالا که حرفش شد، بل
ازت میخوام که اینو به دستش برسونی
من؟
تو ماهری، ولی مهم تر از اون کنتس بوردو بهت اعتماد داره
که اینطور، خیلی خب
ممنون
کی قراره برید؟
هرچی زودتر بهتر
در این صورت، تو هم وقتی داریم میریم ورفن باهامون بیا، بابا!
پس همین کارو میکنم
شما دخترا رو دارم که ازم محافظت کنید
خیلی خب! کی راه میفتیم؟
میتونیم فردا راه بیفتیم
ولی نمیخوای یکم بیشتر تو تورنرا بمونی؟
ترجیح میدم با تو توی سفر باشم!
آهای!
فردا با بابام برمیگردیم به اورفن!
چی؟ آقای بل، دارید از بازنشستگی درمیاید؟
نه، اینطور نیست. دارم یه پیغام از طرف رئیس دهکده میبرم
که اینطور. خیلی حیف شد
حالا که تصمیمون رو گرفتیم، بیاید بریم خونه و آماده سفر بشیم!
من دارم از دهکده بیرون میرم، وقتی نیستم بچه خوبی باش
خب دیگه...
بابا، آماده ای؟
آره، بزن بریم وقتی من نیستم حواستون به خونه باشه
حتما. برو از سفرت لذت ببر
سوغاتی هم برامون بیار
واسه تفریح اونجا نمیرم
یکم دیگه میرسیم به بوردو امیدوارم بارون نگیره
خوشحالم که بالاخره رسیدیم، ولی زشت نیست اینجوری مثل موش آب کشیده بریم پیششون؟
میتونیم فردا بریم پیششون
فقط صندلی های پیشخوان خالی بود کار و کاسبیشون خوب رونق داره
چی سفارش بدم؟
همه چیشون خوب به نظر میرسه. این یکی چطوره؟
من گشنمه، تو چی میخوری، بابا؟
خوبه. از همین سفارش میدیم
اینو میخوای؟
عالی میشه! مطمئن باش!
پس سفارش بدیم؟
آره!
میگم، یکم آبجو و ماهی کولی میایری برام؟
هان؟ چی؟
این دیگه چیه؟
اینجوری میذاریشون روی نون
این غذا واسه تازه کارا نیست، بابا!
خیلی شوره و بوی خاصی داره
اینو قبلش باید بهم میگفتی
شرمنده. بعضیا دوستش دارن واسه همین فکر کردم شاید تو هم خوشت بیاد
از مزه ماهی کولی لذت نمیبری؟
گوش کن، بیاکو
هرکی بگه اون ماهی ها شور یا بدبو ان در واقع داره به بی سواد و احمق بودن خودش اعتراف میکنه
حالا هرچی. چون تو اهل لوکرسیا هستی فقط بهشون عادت کردی
وگرنه که خیلی چیز چندشیه
لوکرسیا؟
خیلی جوونن، با این حال خیلی از خونه دورن
لباس کشیش؟
حالا که فکرشو میکنم، معبد اصلی فرقه وینا هم توی لوکرسیا ست
ای خدا. من اصلا وسط این ناکجا آباد چیکار دارم میکنم؟
خفه شو. خیلی حرف میزنی
بسه دیگه، بیاکو! چطور جرئت میکنی با اربابت اینجوری حرف بزنی؟
ممنون...
سرت تو کار خودت باشه!
هان؟
کسی ازت کمک نخواست!
ولم کن! دستتو بردار—
ببخشید که انقدر مردم گریزه
شرمنده خلاصه. بیا بریم، سینتس
میشناختیش؟
نه
چیشد؟
فکر کردی کی هستی؟
به من میگن گورت صاعقه کبیر!
تنها چیزی که من میبینم یه لات کوچه خلوته که عین آدم رفتار نمیکنه
آدم مثل تو زیاد میششناسم
گمشو بابا!
فکر نکن چون زنی کاری به کارت ندارم!
اگه دنبال شر بگردی جوونمرگ میشی ها
اونم وقتی که نمیفهمی حریفت کیه، جناب صاعقه
شنیدین چی گفت!
بزنش، دختر جون!
امثال این به اعتبار ماجراجوها لطمه میزنن
پس یه شمشیرباز به آنسای کمانگیر باخت؟
مردم واقعا به اون اسم صداش میکنن؟
معلومه که نه
اون یه سطح سی هست که به خودش این لقبو داده
ضایع
آنجلین، تو از بین این همه آدم—
پسر، خیلی کیف داد!
با یه ضربه کار اون گورت رو اعصاب رو ساختی!
باید ماجراجوی قدرتمندی باشی
سطح شما چیه؟
من و اون تریپل ای هستیم
بعله!
و اون دختر مو سیاهی که اونجاست سطح اس هست
چی؟ سطح اس؟
صبر کن، نگو که والکری مو مشکی هستی
چی؟ شاه شیطان کش؟
همینطوره
بذار من مهمونت کنم!
منم همینطور، منم همینطور!
این همه رو نمیتونم بخورم
پدرت هم همینطور
چی؟ تو باباشی؟
اون مو قرمز...
با پای چوبی...
تو بلگریو غول سرخ هستی؟
بله! پدر من بلگریو غول—
آنجه
ببخشید...
میدونستم!
وقتی شایعاتی شنیدم که اینجا هستی سریه خودمو رسوندم
اگه خبر داده بودی زودتر میومدم به دیدنت
ما به خاطر بارون کثیف و خیس شده بودیم، واسه همین تصمیم گرفتیم فردا خدمت برسیم
شما خیلی به گردن خانواده بوردو حق داربد
برامون مهم نیست که کثیف یا خیس باشید
چیکار کنیم؟
اگه دعوتمون کردن، چرا که نه؟
قراره توی یه عمارت بخوابیم، آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.