The first 200 lines.
جادوگران: داستان های آرکیدیا قسمت دوم
این دیگه چه جادوگریه؟
- سِر لنسلات - اون خیلی خوش تیپه
- من...ما - صبر کنید
تو پادوی مرلین نیستی؟
- شاگرد - اون مثل یه فرشتست
شیطان؟
چی؟ چجوری
- جیم! حالت خوبه؟ - ترول
ترول! بکشیدش
صبر کنید، آروم باشید آقایون
آروم؟ باشیم؟
نفش عمیق بکشیذ، باشه؟ اون یکی از خوباشونه
خوبی وجود نداره
هیولاها توی سرزمین های شاه آرتور ممنوع هستند
به خاطر گستاخیتون پیش پادشاه اعدام میشید
حتی شبیه فرشته ها هم صحبت میکنه
وایسا ببینم، گستاخی چیه؟
بذار برم
میخوام زنگ کسی بزنم
اینجا وقتی پرواز میکرد باحال تر بود
کلیر؟ چی شده؟
توی دوره رنسانس چیکار میکنیم؟
- جیم - ما توی دوران تاریک گیر افتادیم
اواسط قرن دوازدهم بدون راه برگشت به خونه
اوضاع زیاد خوب نیست
خوب؟ جیم یه تیغه شیطانی توی سینه اش داره
راستش... هنوزم درد داره ولی یه حس متفاوتی دارم الان
یا حضرت... راست میگه
پرت شدنمون به گذشته باید جلوی پخش شدن سم رو گرفته باشه
ظاهرا خیلی چیزا رو از دست دادم
- توی کافه کار نمیکردی؟ - پاره وقت
درضمن به خاطر انعام دادن ممنون
این شاگرد مرلینه
- داستانش طولانیه - دروازه رو باز کنید
ما یه سری خارجی برای قضاوت شاه آرتور داریم
نگران نباش
کملات خونه قدیمیمه
فقط همراه من بیایید
- نامحسوس باشید - زندانی ها دارند میان
گانمار مرزامونو تهدید میکنه
گشت هامونو دو برابر کن
اینا متجاوزانند، سرورم
یک ترول؟
فکر کردم صراحتاً منظورمو رسوندم
از گونه شما اینجا استقبال نمیشه اونم وقتی همتونو تبعید کردم
- منظورت خیانت نیست؟ - مورگانا
یادت نره باید نامحسوس باشی
به موجودات جادویی مثل اینها جنگل ها رو دادی
میخوای اون عهد رو بشکنی؟
برای این هیولاها مهم نیست مخصوصا این جاسوس گانمار
به من نگو هیولا
صبر کن... گانمار؟
اعلیحضرت، چه خوبه که شما رو دوباره میبینم
- و شما کی باشید؟ - هیزیردوکس، شاگرد مرلین
من بهتون اطمینان میدم که اون تهدیدی برامون نیست
این قضاوت منه که تعیین میکنه پسر
ترول ها از جادو متولد شدند
همونطور که تو از خون متولد شدی
چجوری ذاتشون تبدیل به جرم میشه؟
وقتی سرزمینمونو نابود کردند عزیزانمونو ازمون گرفتند
این قوانینو وضع کردم تا این سرزمین رو حفظ کنم
و باید رعایت بشن
ترک کردن جنگل، مجازاتش مرگه
چی؟ نه نه صبر کنید
- من ترول نیستم - صبر کنید
این تصمیم یکم عجولانه نیست؟
بیاریدش زیر نور آفتاب
جیم، نه
تمومش کن
جادوی سایه
مورگانا
این جادوی توئه؟
متوقفش کن
فقط به خاطر اینکه تو ازش میترسی دلیل نمیشه که باید بمیره
این که اونو فردی بد نمیکنه
اما اونو فردی خطرناک میکنه
توی حفاظت از فرمانرواییم شکست نمیخورم
اگه تسلیم ترس بشی شکست میخوری
این دختر راست میگه لطفا بهش گوش بده
باشه به این ترول رحم میکنم
اون زنده میمونه
توی سیاهچال
جیم
اون زندست
میاریمش بیرون بهم اعتماد کن
خب... تو هیزیردوکس نباید پیش مرلین باشی؟
بله ولی خب.. من مشغول استخدام این دو نفر بودم
اونا اینجان تا توی جنگ کمک کنند
این کلیر از خاندان نونیزه
و... اینم یه روستایی احمقه
من؟ من فقط یه شوالیه گس تا خم
قهرمان همه کاره سِر استیو از پالچاکیا
اگه واقعا دوست کملات هستید ارزش خودتونو ثابت کنید
هیزیردوکس، به مرلین ملحق شو
سر استیو شما هم به لنسلات توی پادگان
- شما هم...بانو کلیر - من دختره رو میبرم
یه خدمتکار جدید میخوام
حله پس
حالا برید، باید از قلمرو محافظت کنم
برو تو، هیولا
به تاریکی تعلق داری
خوبه سرزمین تاریکی نیست
خب.. برای چی اینجایی استخونی؟
- چی؟ - جرمتو میگم
ترول بودن، جایی که نباید باشم
منم همینطور
آرتور دیوونه هست
سرزمین مادریمو میدزده بعد به من میگه متجاوز
حالا ترول ها ممنوع هستند
با هر چیز دیگه ای که آدمیزاد نیست
راستش، من نیمه انسانم
آره منم نیمه گابلینم
هی، بهتره گِل پرت کرده باشید
اون فقط با گام گام ها جنگ نداره
از آرتور بپرسی میگه ترول های خوب در اصل ترول های مرده هستند
برای گابلین ها، کوتوله ها
و هر هیولای دیگه ای هم همین وضعه
- اسمم کالیستائه - من جیمم
به بقیه زندگیت خوش اومدی
- بهتر از چیزی که انتظار داشتم پیش رفت - شوخی میکنی؟
جیم توی زندانه و منم خدمتکار یه جادوگرم که میخواست منو بکشه
از اون بدتر، گوشیم آنتن نمیده اینجا
از لحاظ فنی، اون هنوز اینکارو نکرده
مهم نیست قرار نبود که اینجا باشیم
باید خونمون میبودیم، با همدیگه به دوستامون تو زمان حال کمک میکردیم
حال اونا، آینده
هر کوفتی
هنوز نمیتونیم برگردیم خونه
ببین، مرلین همیشه اصرار داشت که با زمان در نیفتیم
باید یه راه برگشت به خونه پیدا کنیم بدون اینکه گند بزنیم به تاریخ
وگرنه دیگه آینده ای برای برگشتمون باقی نمیمونه
عاو پسر
دقیقا مثل اون فیلمه، جنگجوی آینده 3 وقتی که رباتا آلفرد انیشتین رو کشتند
آره دقیقا
خب پس چجوری برگردیم خونه؟ جادوگر متخصص تویی
نقشه زمان، اون اینجا پیش مرلینه
میتونه راه برگشتمون به زمان حال رو بدون آسیب زدن به گذشته نشون بده
پس منتظر چی هستیم چاقال؟ بزن بریم اون چیز زمانو برداریم
جیم چی؟
لیک احتمالا اون پائین جاش امن تره تا این بالا
پس نقش بازی کنیم، از دردسر دوری کنیم تا منم نقشه زمانو گیر بیارم
هیزیردوکس، به جای پا، دست داری؟
همشو ریختی؟
میدونی که چقد طول میکشه تا از اونا شیر بدوشیم؟
ببخشید قربان، فقط میخواستم تو زمان صرفه جویی کنم
اون مدل مو یه اشتباه بود
اینو یادمه
میانبر های تو
وقت منو هدر میدن
همینش بدون خرابکاری های تو ساخت سلاح جدید آرتور سخته
توی کارگاه بهت نیاز دارم درحالی که داری شیر سلور میدوشی
خب بیا امیدوار باشیم این کار زنجیره فضا زمانو نشکنه
هی
سلام خودم
همزاد
تو منی! من منم
- نیازی به وحشت نیست - خب..چطور...چطوری
وایسا ببینم، این فقط میتونه یه معنی داشته باشه
تناقض سفر در زمان
دو تا دوکسی؟ یه فاجعست
ولم کن آرچ
وای دیوونه کنندست
بیا روی زمان حال تمرکز کنیم
- بودن هر 2ما همرمان - یه کابوسه
موافقم.. خب آسون ترین راه حل
یکی از ما تا وقتی به زمان خودم برنگشتم، گم و گور بشه
ایده ی خوبیه
اما کدوممون
میدونم که بد به نظر میرسه ولی قسم میخورم که اوضاع تحت کنترله
اگه همینطور باشه، پس اوضاع توی آینده واقعا عوض شده
فقط پیش مرلین خبرچینی نکن، اوکی؟
باید ناشناس بمونم
خب، این باید جالب باشه
هیزیردوکس، چرا انقدر طولش میدی؟
فقط دارم یه خرابکاری دیگه رو جمع میکنم
قسم خورده بودم که هرگز اینکار رو نکنم
موجودات جادویی باید توی طبیعت آزاد باشند
نه برده اون احمق
مواظب حرف زدنت باش، مورگانا
- داری در مورد خیانت علیه پادشاهمون صحبت میکنی - من حقیقتو میگم
بعد از همه کارهایی که آرتور کرده چرا این طلسمو براش میسازی؟
برای اون نیست. برای هممونه
جنگ گانمار یه تهدیده و طلسم بهش خاتمه میده
نقشه ی زمان
آهن دراگونسوث باید اونقدری قوی باشه که قدرت سنگ روشنایی رو نگه داره
گندش بزنند
هیزیردوکس، انقدر
معذرت میخوام استاد
چندبار دیگه باید شکست بخوری تا بفهمی که طلسمت بی فایدست؟
نگرانیت رو درک میکنم اما بهم اعتماد کن، این طلسم مسبب صلح میشه
به قیمت نابودی همه چیزه
چقدر طول میکشه که سراغ ما هم بیاد؟
تو یه احمقی مرلین
از اون احمقای پیر
بیخیالش، ما حلش میکنیم مگه نه؟
این کارا دیگه چیه؟
دستتو بیار پایین
بزن قدش یه نماد پیروزیه
یه...یه چیز جدیده
No comments yet. Be the first to leave one.