The first 161 lines.
« اولین سایت پیشبینیِ ورزشی با آپشنهای بینظیر » ::. BPersia.Win | بیپرشیا .::
« شکـارچـیان تـرول » :.: قصـههای آرکیـدیـا :.:
میتونی سگ رو بیاری داخل؟
میدونم جذابیت یه عملیات به ماشین باشکوهشه
!ولی الان باید وایسی
داریش؟ - دارمش -
آه، نگرفتمشون
پس بسپارش به حرفهای ها
!آره! ما رو ببین
!ایست، نیم وجبیهای ولگرد
شما دوتا گنومها رو برگردونید به ترول مارکت
ما هم ماشین سینیور اُول رو قبل از اینکه ... کسی متوجه بشه برمیگردونیم
اُوه، نه
!دستاتون رو بزارید جایی که بتونیم ببینیمشون
مثل اینکه شوخی کوچیک شما قراره یکم وقتتون رو بگیره
میخوای اتهامات رو مطرح کنی؟
هممم
نه، نقشهی بدتری برای اونا دارم. شنبه بازداشتن
تا قبل از اینکه این پسر رو ندیده بودی بازداشتی نداشتی
جیم هیچ ارتباطی با این موضوع نداره خودم میتونم به خودم گند بزنم، خودت که میدونی
بعداً در این مورد صحبت میکنیم
متوجه نمیشم
اون شوخی رو واسه تحت تأثیر قرار دادن اون دختره کلر انجام دادی؟
فکر نکنم ماشین سینیور اُول کسی رو تحت تأثیر قرار بده، دکتر اِل
میدونی، دخترا همیشه تو دام پسرای بد نمیاُفتن، جیم
گاهی اوقات، اونا جونمردی رو میپذیرن - آه، ممنون واسه جلسه مشاورت، مامان -
اُوه، و سعی نکن هرماشینی که سر راهت هست رو بدزدی
بعداً میبینمت دکتر اِل
هی، آمادهای اینو تمومش کنیم؟ - داری شوخی میکنی؟ -
ما کُل شنبه رو بدون کوچکترین چیزی قراره بگذرونیم
تقریباً قراره کُشته بشیم
این یه تعطیلاته
!بهت که گفتم نیازی به رسوندن ندارم - آره، منم دوست دارم رفیق -
اون مربی نیست که استیو رو پیاده کرد؟
عالیه، تعطیلات کنسل شد
اینجا موبایل مجاز نیست
،بدون اِس اِم اِس و برنامه های بیب بوب کنکتون هم زنده میمونید
بدون این فضاهای مجازی، برنامههای توئیتی
چی؟
،نه، برای تنبیهتون
باید تکالیف کُل دورهتون رو انجام بدید
اگه من قبلاً تکالیفمو انجام داده باشم چی؟ - میشینی و به دیوار زُل میزنی -
حق ترک این اُتاق رو ندارید، اگه ببینم یکی از شما بدون اجازه خارج بشه
بعدش همتون مجازات خواهید شد
متوجه شدید؟ - بله -
اون دیگه چیه، آقای دومزالسکی؟
اُوه، این؟ آه، ساندویج دیابلو ماکسیموس بُریتو واسه صبحانهس
آه، ساندویج دیابلو ماکسیموس بُریتو واسه صبحانه
بوش که خوشمزهس - ساندویج مورد علاقمه -
اُوه، گفتی، مورد علاقته؟ ...تو ماشین مورد علاقه منو دزدیدی
...آه - منم بُریتو مورد علاقه تو رو میدزدم...-
همونطوری که میگن، جوانمردی در مساواته
!بازداشت از الان شروع میشه
وقتی نگران میشم باید بخورم
الان نمیتونم این کارو بکنم
نفرین بهت، سینیور اُول
دیابلو ماکسیموس بُریتو، هممم
احساس گناه میکنم در حالی که گانمار بیرونه و من اینجا نشستم
ببین، بلینکی و آررگ الان دارن به این موضوع رسیدگی میکنن
،بدون اثبات اینکه گانمار واقعاً فرار کرده
هیچ دلیلی برای وحشت توی ترول مارکت وجود نداره
سرت به کار خودت گرم باشه
تو حواست به خودت باشه، اُمل
از کِی تا حالا تو و دامبلدورک رفیق فابریک شدید؟
اُوه، چی؟ نه، رفیق فابریک نیستیم ایو! این یارو؟ نه
نمیتونه اونقدرا هم تند باشه
!اون خیلی تنده
سه سال طول کشید تا تونستم یه گازشو تحمل کنم
!و اون داره توو یه لُقمه میدش پایین
هممم
آه، صدای رودمه
اُف، اُوه یه لقمه توو یه گاز، آره؟
اُق، خدایا، از استیو متنفرم این راه درست واسه پوشش دادنتون نیست
شروع کردم به فکر اینکه جیم و بقیه واسه درس خوندن اینجا نیومدن
وایسا بینم، داری میگی ما واسه هیچو پوچ خودمون رو اینجا بازداشت کردیم؟
،چرا همه پچو پچ میکنن ولی با من پچ پج نمیکنن؟
اُوه، خدای من اونا دارن درمورد من پچ پج میکنن؟
خودم باهات پچ پچ میکنم، ماری - خفه شو، شانون -
!مشاجره بسه !از الان به بعد، یه کلمه هم حرف نباشه
اُوه
آی آی آی، اُوه
فرمانروای من، بانوی برفی منو با یه چشم انداز دیگه متبرک کرده
زبانه کشیدن آتش، جنگ
وقتی شعلهها فرو برند، تاریکی
فقط شما باقی میمونید
و گوشت بچه؟ - اون دوستان زیادی داره که ازش محافظت میکنن -
،قبل از اینکه شکارچیهای ترول از پا در بیان شما باید نگهبانشو از میون بردارید
این دقیقاً همون نقشهایه که من گفتم
!این یه پیشگویی نیست، این یه دزدی ادبیـه
چطور جرأت میکنی خِرد بانوی برفی رو زیر سوال ببری؟
اعلی حضرت، شما باید گرسنه باشید
...ما یه جشن براتون تدارک دیدیم
با گربهها؟
کُل چیزی که واسه ارائه داری گربه و حرف مُفته
صبر کنید، ارباب نباید اینجا رو ترک کنید
،اُق، تو ممکنه به من مشاوره بدی ولی من از هیچکس دستور نمیگیرم
هممم
هممم
ملکه یوزرنا خواستار ملاقات با شکارچیهای ترول شدن
و منم درخواست یه جفت عینک واسه خوندن کردم
ولی کسی جرأت میکنه اونا رو بسازه؟ به سختی
اومدنش به خاطر اینه که خبردار شده گوبلینهای خونی و گورئوزوم ها
توی آرکیدیا دیده شدن
چی؟ چرا به اون گفتی، وندال؟
من نگفتم، من حتی از این پیشرویها هم خبر نداشتم
همچنین اون میدونه که در طول مأموریت نجاتتون
پُل بدون نگهبان باقی مونده بود
اون خیلی چیزا میدونه
پس، این حقیقت داره
کی اینا رو به ملکه یوزرنا گفته مهم نیست
چیزی که الان مهمه اینکه اون یه پرونده برای اثبات توطئه داره
...قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه
پیشنهاد میکنم شکارچیان ترول رو جمع کنید...
و در حالی که دارید روی این کار میکنید، عصای منم پیدا کنید
باید برگردم به جنگل شاید بتونم مدرکی از گانمار پیدا کنم
چه جالب
،بعد از همه اینا حالا من بخشی از یه توطئه شدم
اِم
!آق
برگشتنش خیلی طول کشید
فکر میکنی اتفاقی اُفتاده؟ - مثلاً چی؟ -
تو چیزی میدونی که ما نمیدونیم؟
کجا داری میری؟ - ببینم کجا رفته -
ما قرار نیست جایی بریم - فقط میخوام یه سرکی بِکِشم -
واو، اُوه، خیلی تنده
مثل یه دستگاه ماست شکن میمونه - !اِیوو -
مثل این میمونه که لازانیا رو از یه تیشرت لولهای بندازن پایین
اون بُریتو سه لایه فلفل توش بود
واسه معده اتریشیش زیادی بوده
میتونه کل روز رو اون توو بمونه - کل روز؟ -
اُوق
آره
به این میگن آزادی
هممم
پس، حقیقت داره
پس، اومدی بیرون
و تو هم راه طولانی رو از ترول مارکت اومدی
باید فرار میکردی
من فرار نمیکنم، من درالم
محافظ جیمز لیک، قاتل بولار
محافظ جیمز؟
هممم
کی دیگه ممکنه در مورد فرار اخیرمون به ملکه یوزرنا گفته باشه؟
گوش کن، آقای چشم دار تر از مغز من که خبر کش نیستم
اگه کار تو نبوده، پس ملکه یوزرنا از کجا میدونسته که
ما وظیفمون رو انجام ندادیم؟
واو، حرف از سرکار عالیه ملکه شد
آه، ملکه یوزرنا
چی ما رو مدیون این دیدار لذت بخش کرده؟
من درخواست ملاقات با شکارچی ترول رو کردم شما نمیتونید اون انسان رو برای همیشه مخفی کنید
ارباب جیم یه موضوع علمی داشت که از اهمیت زیادی برخورداره
شکارچی ترول تا صبح وقت داره که خودشو به دادگاه تسلیم کنه
وگرنه راهی برامون نمیمونه و حکم دستگیریشو صادر میکنیم
واو، کدوم گربهای توی غذای اون ریده بود؟
ده ثانیه
ساعت داره تیک تاک میکنه، حرکت به چپ حرکت به راست، یه حرکت واسه پیروزی
!اُوه، جیم خطا رفت
!بو، جیم، بو
پس حقیقت داره؟ شما بچها واقعاً ماشین سینیور اُول رو دزدیدید؟
از لحاظ فنی، ما ندزدیدیمش
...ما فقط، آه...آه - آره -
No comments yet. Be the first to leave one.