The first 200 lines.
گفتن 2 هفته غیب شد
بعدش برای 5 سال دوباره رفت بالا
کمپانی ازش متنفر بود
این قصر به دوک گلاستر تعلق داره
بعد فهمیدم همون یارو بوده که تمام مدت با عصبانیت بهم زل زده بود
هی کوین هی لورن
آماده ای؟ - آره، چی هست؟ -
می خوایم بریم تو کارش! باشه
خیله خب، می خوای شروع کنی؟
رو به تو یا دوربین؟ - فرق نداره -
خب، سندی وکسلر
از کجا شروع کنم؟
شاید خاص ترین آدمی باشه که تو عمرم دیدم
،اگه هرزمانی تو دهه 90 تو لس انجلس کار می کردین
بعضی مواقع مسیرتون به سندی وکسلر میخورد
سندی از اون مدیرهای حاشیه ای هالیوود بود
که یه جورایی همیشه جلو چشمتون بود
،می دونین، ممکن بود تو یه پارتی پنهونی ببینینش درحالی که می خنده و صورتش کثیفه
،با خودتون میگین "حتی کسی اونو دعوت نکرده"
سندی گفت: تو می تونی پاتریک سوئیز بعدی باشی
تنها حرفی که از بین گفته هاش با عقل جور درمیومد
سندی کله گنده نبود خیلی کوچولو موچولو بود
اما هرکس که بهش برمی خورد، هرگز فراموشش نمی کرد
می دونین، باید یادتون باشه اون زمان یوتیوب و وینز نبود
...هیچ کدوم هیچ کدوم از شبکه های اجتماعی
واقعا به یکی مثل سندی نیاز داشتین تا دیده بشین
سندی نه سندی نه، ولی یکی مثل سندی
« لوس آنجلس، سال 1994 »
!هی، آرسنیو از دیدن دوباره ت خوشحالم پسر
قبلا دیدمت؟
آره، من سندی وکسلرم
تو خونه ساحلی برنی با داگ و دنی دیدمت
داشتین 20سوالی بازی می کردین
اون شب روده بر شده بودی کسی نمی تونست "قایق مسابقه" رو حدس بزنه
نمی دونم درباره چی حرف میزنی مرد
با مدیر برنامه هات چطوری پسر؟ هنوز باهم می جنگین؟
مدیر برنامه ام کجا بود مرد
خب، اگه یکی خواستی می دونی سراغ کی بری
نه خوبم. یه نماینده دارم
البته واقعیت رو بخوای 6 تا نماینده دارم
کلی سفید پوست دوروبرم هست
روبراهم رفیق
نماینده یه تاجره، مدیر برنامه مثل خانواده است
راهنماییت می کنه. نصیحتت می کنه کسی که بحث های اصلی رو انجام میده
کسی که تماس های تلفنی مهم رو میگیره
واقعیت اینه... تا وقتی تو خوشحال نباشی من نیستم
خب حرفت چیه آرسنیو؟ می خوای باهم خوشحال باشیم؟
رو به رشد باش آرسنیو
باشه؟
اوه، موبایلم داره زنگ میخوره و "سندباد" ـه
فکر نکنم هیچکدوم از اون آدم ها واقعا بهش زنگ زده باشن
:چون همینطوری الکی میگفت "اوه، خدای من، مکنزی فیلپیس ـه"
ویژگی اصلی سندی این بود که
اون هیچوقت از دروغ گفتن دست برنمیداشت - تمام مدت -
،مدیربرنامهها به دروغ گفتن عادت دارن ولی سندی دیگه گندش رو در آورده بود
من؟ من الان توی دفتر جول سیلور هستم داشتیم راجع به تو صحبت میکردیم
... اگه بتونی روی پات وایسی
هی، رفیق، کارت چقدر دیگه طول میکشه؟
ببخشید، الان دارم با همسایه ی "لو وازرمن" صحبت میکنم
شرمنده، با جانت ماسلین از روزنامه تایمز حرف میزدم
زندگی شخصی سندی؟
من که هیچی نمیدونم. هیچی نمیدونم - اصلاً اون زندگی شخصی داشت؟ -
اون ازدواج نکرده بود - با کسی رابطه نداشت -
وضعش غمانگیز بود، انگار اون هیچ دوستی نداشت، درسته؟
اون هیچ دوستی نداشت
چیز خوبی پیدا کردی؟
نه، نه، نه، نه، نه
عالی بود
ولی اون استاد خنده های مصنوعی بود
و همینطور توی تشویقهای مسخره - کف زدناش، آره-
دفعهی بعدی سُس کچاپ مخصوص خودش رو میاره
شما باید برین
انتخاب بازیگر این فیلم با مری جو اسلتره؟
نه، نمیدونم - کارتون خوب بود، بچه ها -
من توی ویتنام بودم ولی میدونین، سال 1984 اونجا بودم
بخاطر همین ... جَوش یکم فرق داشت
... و بعدش فقط از عقبِ جمعیت اینو شنیدم
حتی تو اجراهای طنز هم خندهی مصنوعی میکرد
با خودم میگفتم "آخه چرا بازم الکی میخندی؟"
"ادی مورفی داره اجرا میکنه! واقعاً خنده داره" - درسته -
... وقتی میخواستی با سندی غذا بخوری، اون
انگار نصف بشقاب غذا ریخته بود رو صورتش
تازه توی رژیم غذایی اتکینز هم بود، درسته؟ ... ولی همیشه داشت مرغ میخورد و
کالباس - استیک با استخون -
گوشت سینه گاو - گوشت خشک شده -
،هیچوقت با سندی غذا نخوردم ولی شنیدم که خیلی چندش آور بوده
جون مادرت میشه فقط یکم دهنت رو ببندی؟
مگه چیکار کردم؟
،لباس پوشیدنش مثل پدربزرگها بود
،غذا خوردش از اسب هم بدتر بود ولی واقعاً مدیربرنامهی عالی بود
واقعاً به موکل هاش اهمیت میداد
اون ها رو جزوی از خانوادهش میکرد تمام مدت پیششون بود
و ... دقیق نمیدونم که ،برای موکل هاش چیکار میکرد
ولی آدم میتونست عشقش رو احساس کنه
با رستوران شیلی صحبت کردم. فکر کنم بتونم یه میز برای خودمون جور کنم
و پیش غذا رو از قبل سفارش بدم
الان رستوران شیلی به هیچ ورم نیست
فکر کردم دلت میخواد به رستوران شیلی بری
نه، هیچوقت همچین حرفی نزدم - !خودت گفتی -
اشکالی نداره
الان استرس داری. میتونم ببینم که داری عرق میکنی
من ترسیدم، سندی - آره -
باید از روی 10 تا یدککش بپرم و روی یه تُشک فرود بیام
برای چی داری میخندی؟
چون تو خیلی بانمکی منو به خنده میندازی
خب، الان اصلاً سعی ندارم بامزه باشم - نه، بخاطر لحن گفتنت بود -
... لحن گفتنم که ... تو چرا
تعداد تماشاچی ها رو ببین
تو گفتی مردم میان، پس حتما میان
خانم ها و آقایانی که به محوطه ی ال سوگندو اومدین
این شما و این دشمنِ جاذبه
لطفا خوش آمد بگین به گری رابرتزِ وحشی
!راجرز - !راجرز -
درست گفت، گفت راجرز
!آره، چون خودم بهش گفتم
دفعه ی اولم درست گفت
... من ... کاش میتونستیم چون اون همون سریِ اول گفت
ببند دهنو دیگه - باشه، میبندم -
تو هم برو اون بالا و به این آدمها نشون بده که کی هستی
گری راجرز
اسمش گری راجرزه. تو هم همینو گفتی، درسته؟
دفعه ی دوم درست گفتم
آره، ولی میدونی دیگه
خیلی خب بچه ها، بریم تو کارش
چی داری میگی؟ ... نمیتونم بفهمم که چی داری میگی
به چی اشاره میکنی؟ من فقط میتونم به جلو برم
وای، خدای من
اون واقعاً قراره از روی همه ی این یدککشها بپره؟
جناب، موکل من بهترین و شجاع ترین بندباز جهانه
خیلی ممنون
برو بریم
!آره
چی؟
اوه، لعنتی
خدای من
سندی
... اون با این یارو "تد رافرتی" بود - اوه، آره -
که یه عروسک گردان بود کارش هم خوب نبود، خیلی ضعیف بود
سندی خیلی بهش باور داشت فکر میکرد اون فوق العادهست
میگفت : "کاری میکنم که اون "آقای باتنزِ بعدی باشه
خب، چارلی، تو همیشه یه عروسک بودی؟
خب، نمیدونم خودت همیشه همینقدر چاق و گُنده بودی؟
من فقط سعی دارم تو رو بهتر بشناسم، همین
منو بهتر بشناسی؟ همین الانم توی بغلت نشستم
نه، ولی خدایی عروسک بودن چه حسی داره؟
خب، اجداد من همه عروسک بودن
پدرم یه عروسک بوده پدرِ پدرم هم عروسک بوده
واقعاً؟ یعنی پدرِ پدرِ پدرت هم عروسک بوده؟
تازه هنوز قسمت خندهدارش نرسیده، رفیق
یه نفر به فروشگاه "جی سی پنی" خبر بده یکی از مانکن هاشون داره دست و پاش شُل میشه
جناب، تاحالا تو زندگیت دوست دختر داشتی؟
آره، راستش داشتم
پوستر "آنیتا براینت"ـت دوست دختر حساب نمیشه
ولی خداییش آقا چه مدت تو کفِ طرف بودی؟
چطوری این چیزا به ذهنت میرسه؟ اِی کاش به ذهنت نمیرسید
از خنده پاره شدیم
پس یعنی نمایش رو کامل دیدی؟
لحظه به لجظهش رو دیدم واقعاً عالی بود
!منم دیدم که تو دیر اومدی
نه نه، تمام مدت همینجا بودم
اگه خودت بودی این چرندیاتو باور میکردی؟
آره، باور میکردم
هی، هی، هی، بچه ها، خواهش میکنم، بس کنین
خیلی خب. سندی، من حرفتو باور میکنم
ممنون تد
به این فکر میکردم، الان دیگه خوب از پس تماشاچی های تئاتر ساحلی برمیای
و ماهی یه بار، قبل از "فرد تراولتا" توی کازینوی "تروپیکانا" اجرا داری
نمیخوام این شرایط رو از دست بدیم
شاید الان دیگه وقتش باشه که به مرحلهی بعدی بریم
مرحله ای که توش دهن تو رو سرویس کنیم؟
نه، اجرای تلویزیون
... ولی
من هیچی در مورد کار توی تلویزیون نمیدونم
بخاطر همین منو استخدام کردی
من کار با شبکه ها رو خوب بلدم - !دروغگو
هی، من از سال 1965 با شبکه سیبیاس رابطه دارم
اون موقع توی سریال جزیره ی گلیگان" بازیگر سیاهیلشگر بودم"
خب، ببین، بچه ها عاشق عروسکها هستن و میدونم که براش تماشاچی هست
آره، شاید
خب، چطوره اینکارو بکنیم؟
میدونم یکم غیرمنتظرهست ولی چطوره یه نمایش برای بچه ها راه بندازیم؟
آره، منم الان همینو گفتم
پس هر دو موافقیم
من بیشتر از هرچیزی، محل زندگیِ سندی رو دوست داشتم
یه قصر به تمام معنا بود
اون توی یکی از بزرگترین خونه های محله ی "بل ایر" زندگی میکرد
آره
استخر فوق العاده
یه کلکسیون از شیک ترین ماشین هایی که به عمرم دیدم
!حسابی آب بخور، یوشی امروز خیلی روز گرمیه
البته، هیچکدوم از این چیزا متعلق به سندی نبود
... صاحبش یه ایرانی یهودی بود که
تاحالا یه بار هم پاش رو توی آمریکا نذاشته بود
که برای کارهای قانونیش به سندی نیاز داشت
و خود سندی اجازه نداشت که وارد خونه اصلی بشه
اون توی رختکنِ کنار استخر زندگی میکرد
نه، نه، نه
اوه، نه، نه، نه، نه، نه
!وایسین! وایسین! وایسین
الان 4 ساله که اینجا زندگی میکنم تا الان دیگه باید منو شناخته باشین
No comments yet. Be the first to leave one.