The first 200 lines.
،دکتر هاربر، قبل از اينکه پخشمون زنده بشه
ميخواستم تشکرکنم که منو انتخاب کردين
پيتر پاپير يه دسته فلفل ترشي رو برداشت
...تاريخ غنياي که با روزنامهنگارهاي ديگه داريد
شخصاً خودت رو انتخاب کردم چون تاريخي باهمديگه نداريم
حالا، گند نزني يهوقت
15ثانيه
...مردم به شما اعتماد دارن براي دههها براتون ارزش قائل بودن
فکرميکنم دليلش اينه که مردم براي واقعيت ارزش قائل هستن
...درسته، ولي فکرنميکنيد که کشف شما براي اشتراک گذاشتنش با دنيا
خيلي خطرناک بود؟
ببين، اين کار زندگي من بوده براي بيش از 40 سال
چيز خواهناخواهي توش وجود نداره
،بعد از کلي بحثها، کلي مناظرات به نتيجهاي يکسان رسيديم
چه نتيجهاي؟ - اينکه وقتي تمام -
،احتمالهاي علمي رو بررسي کردي ،و به يه توافق عام رسيدي
چطوري ميشه همچنين کشفي که براي وجود ما حياتيه رو راز نگهداري؟
...و اون کشف
شما وجود داشتن زندگي پس از مرگ رو اثبات کردين
ترجيح ميدم اسمش رو بزارم نقشهاي جديد براي حيات
"من نميتونم نظري دربارهي واژگان "روح" و "بهشت ،و "پس از مرگ" بدم
ولي چيزي که ميتونم با قطعيت علمي بگم ،اينه که هنگامي که بدن ميميره
بخشي از خودآگاه ما، ما رو ترک ميکنه و به جايي ديگه ميره
دستگاه شما توانايي گرفتن طول موج مغز رو
،در سطحي درون اتمي ثبت کنه که نشون ميده بعد مرگ بدن انسان رو ترک ميکنه
درسته؟ - صحيحه -
اون طول موجها کجا ميرن؟
،منظورم اينه که نوعي زندگي ديگه وجود داره
بله، ديگه هيچ مشاجرهاي درش نيست
ولي شما نميتونيد بهمون بگيد دقيقاً چيه
...وقتي ميبينيد يه قطار ايستگاهش رو ترک ميکنه
نيازي به دونستن مسيرش داريد وقتي رفتنش رو به چشم ديدين؟
قبول کردنش سخته
،زماني درک زمين هم سخت بود
ولي دکتر هاربر، چرا 6 ماه طول کشيد تا باهامون ارتباط برقرار کنيد؟
کجا بودين اين موقع؟
به نظر من که من شما رو دعوت کردم، به خونهام
درسته. ممنونم
ولي... ما زماني اين دعوتنامه رو دريافت کرديم
بعد از اينکه آمار خودکشيها به سرعت به مرز يک ميليون رسيد
،و در طول اين زمان ،سلبريتيها، ورزشکارها
،حتي يکي از همکارهاي نزديک خودتون همه جان خودشون رو گرفتن
واسه همين قبول کردم باهاتون مصاحبه کنم و اوضاع رو آروم کنم
باشه
ميخوام سؤالي ازتون بپرسم
که احتمالاً تمام بينندهها براشون بوجود اومده
بابت تمام اون خودکشيها احساس مسئوليت ميکنيد؟
نه
همين؟ - همين -
...ممنون، دکتر هاربر واسه شروع تازهام
!اندي، نه
!اندي
!اندي - واي، نه -
!خداي من
چرا اونکارو کردي؟ - يکي زنگ بزنه پليس -
...کمک! يهنفر
زنگ بزنيد کمک بياد، خواهش ميکنم
زودباشيد. يکي رو بياريد
!خداي من
چرا اونکارو کردي؟
خدايا
اون دوربينها رو خاموش کنيد
اکــتــشــاف
illusion مـتـرجـم: امـيـرعـلـي llillusionll :آيـدي تـلـگـرام
به پوشش خبريمون از دومين سالگرد اکشتاف خوشاومدين
،لحظات محکزنندهي دوسال گذشته رو مرور ميکنيم
با بررسي بازنگرانه در کل آخرهفته
باورش سخته که يک سال و نيم از اولين
و تنها مصاحبهي بعد از اکتشاف توماس هاربر گذشته
که منجر به خودکشي يکي از اعضا در مدت پخش شد
از اون زمان، آمار خودکشي جهاني با سرعتي فوقالعاده افزايش يافته
،بيش از 4 ميليون نفر جان خود را گرفتهاند
"در تلاش براي"رسيدن به اونجا
،در رابطه با دکتر توماس هاربر بعد از اون مصاحبهي ننگين
خودش رو در زمينههاي عمومي نشون نداده
...کاملاً از رادار خارج شده
داشتم نگاه ميکردم
داشتم نگاه ميکردم
...ببخشيد، فکرکردم تنها هستم
ميدوني که فصل تعطيلاته. چرا ميخواي به اين جزيرهي مايه افسردگي بري؟
خب، خودتم که داري ميري اونجا
سلام
سلام
تو از اون خل و چلهايي که
توي يه سينماي خالي کنار يه شخص کاملاً غريبه ميشينه؟
قيافهات واسهام خيلي آشناست
،امکانش هست همديگه رو ديده باشيم
ولي تو قيافهي بهياد موندياي نداري
باشه
.ببخشيد. نميدونم چرا اين حرف رو زدم ...منظوري نداشتم. فقطس
بخاطر آبـه. فقط يکم دريا زده شدهام
.عجيبه. روز خوششانسيته معمولاً از اينها همراهم ندارم
سرگيجه - سرگيجه ندارم -
.نميشه سرگيجه رو درمان کرد، فقط علائمش رو ميشه اون براي حالت تهوعـه
من شبيه دختريام که از يه آدم غريبه قرص ميگيره؟
حق داري
آيلا. اسمم آيلاست
ولي به قيافهام نمياد آيلا باشم
،سه سال اولت
،شبيه هر اسمي هستي که بهت دادن
وقتي چهار سالت ميشه، يا اينکه ...اسمت رو پذيرفتي يا فقط
تو چطور؟ - چي؟ -
اسمت چيه؟
ويل استيونسون
ويل
چي؟
ميخوام بدونم اسمت بهت ميخوره يا نه
نظرت چيه؟ - نميدونم -
واسه گفتن خيلي زوده
،ميدوني ويل خيلي شبيه يه اسمِ، "ويل" ماننده
عجب آدم عجيبي هستي
دومين سال اکتشافت مبارک، ويل
تو اخبار گفتن انتظار ميره امروز کلي خودکشي داشته باشيم
مردم سعيدارن واسه سالگرد به اونجا برسن
يهچيزي دربارهاش شنيدم
فيلم اون تشويقکنندههاي احمق رو ديدي
که تو خط پنجاهم زمين فوتبال قرص ميخورن؟
نميتونم عقيدهي خودکشيهاي گروهي رو درک کنم
خيلي... رياکاريه، ميدوني؟ حس ضعيفي بهت ميده
به اکتشاف اعتقاد نداري؟ - نه، به خودکشيهاي گروهي اعتقاد ندارم -
...اکتشاف يعني، اثباتش آدم رو غرق فکرکردن ميکنه
.اثبات نبايد آدم رو غرق فکرکردن کنه بايد قطعي باشه
پس تو باور نداري
.نه مثل بقيه اعتقاد ندارم نه
چطور مگه؟ - من عصبشناسم -
،سه ماه پيش ،يه بيماري داشتم، خيلي جوون بود
.فهميدم سرطان مغز داره خيلي غمانگيز بود
جوري با تشخيص بيماريش رفتار کرد
انگار بليط برنده شدن بختآزمايي دستش دادم
دليلش اين نبود که اميدوار بود شايد به جايي بهتر بره
دليلش اين بود که اکتشاف باعث شد فکرکنه رفتنش تضمين شدهاست
خب آره. مرگ قبلاً چيزي بود ،که همه بايد باهاش زندگي ميکرديم
ولي الان راهي مناسب براي فرار کردن از درده. عيبي نداره
عيبي نداره؟ شايد يه حيات ديگهاي باشه
،کي ميدونه؟ ولي وقتي اطراف رو ميبينم متوجه ميشم خيليها از هواپيما ميپرن پايين
اميدوارن بال دربيارن
واقعيت و فانتزي ناسازگار هستن
در يک مکان جفتشون وجود ندارن
چيه؟
،وقتي پنج سالم بود، تصادف کردم و به مدت يک دقيقه مرده بودم
،وقتي احيا شدم به والدينم گفتم يه چيزي ديدم
يه سري نورها. يه پسر کوچيک
يا خودم بودم، يا داداشم
...حس کردم تنها شدم
کجا تنها شدي؟
.يه ساحل خالي بود مهم نيست. يه رؤيا بود
رؤيايي بود که بعد از بيدار شدنم ساختم
چرا از خودت ساختيشون؟
،فکرکنم غريزهمون ميگه دنبال معني بگرديم
،و اگه معنياي نبود غريزهمون ميگه خودمون بسازيمش
و فقط دروغ بگيم. به خودمون
.خيلي رو مخي تا حالا کسي بهت گفته؟
آره، گفتن
خدا رو شکر که فقط يه دقيقه باهم هستيم
قبل از اينکه بازم غريبه بشيم
فکرميکني تو اين وقت سال يه دقيقه طول ميکشه؟ ديوونهاي
ديوونهام، ولي راست گفتم
مؤلفهي دختر جذاب بودن رو در نظر نگرفتم
بهتره رياضيت رو قوي کني
!هي
،يه چيز بهت ميگم فکرميکنم بهت مياد آيلا باشي
چندتا از ما ها رو ديدي تا حالا؟
دارمش - نه، حواسم هست، مرد -
خب، نميخوام مرده برسيم اونجا، توبي
اونجا چه خبره؟ - ادي -
صبرکن، ادي آيودايس؟ ادي مرده؟ - اوهوم. آره، واسه اينکه برسه اونجا -
خبر مرگش برسه اونجا
،طرف مدل مريلين مونرويي عمل کرده بود
يه شيشه قرص رو توي اتاق خوابش خورده بود
آدم خوبي بود
واقعاً باعث افسوسه - نميخواستي تو کارهاش کمکش کني؟ -
چيکار... ؟ ترجيح ميدم کيرم رو فرو کنم تو يه چوبخوردکن
تا اينکه به يه مراسم ختم تخمي ديگه برم - فهميدم -
ميدوني، من اونقدرها هم که فکرميکني خنگ نيستم
وقتي اون روز تماس گرفتي و بهت گفتم
...که بابا داره يهچيز جديد ميسازه
...بعد از اون صحبتمون
يهو تصميم گرفتي بياي خونه
درست مثل خودش توهمي حرف ميزني
بابا گفت بايد يهسري چيزها رو تغيير بده
افرادي که آدرسمون رو بلد بودن خيلي خطرناک بودن
،شرمنده نتونستم تلفني بهت بگم
ولي ديگه نميتونيم به تلفنها اعتماد کنيم
رسيديم
بريم جادوگر رو ببينيم
اينجا کدوم گوريه؟
قبلاً يه کمپ تابستوني واسه جوونهاي مشکلدار" بوده"
،که هيچوقت درکش نکردم ،چون اگه بچههاي بدي بودن
چرا ياقتش رو دارن که تابستون رو خوش بگذرونن؟ ميدوني؟
ولي بعدش تعطيلش کردن و بابا خريدش
نظرت چيه؟
فکرميکنم خيلي ديوونگيه
خب، واقعيت اينه که جاي زيادي واسه چيزهاي خونه ميخواستيم
چيزهاي خونه؟
اين مردم همه تحتتأثير اکتشاف قرار گرفتن
بعضيهاشون بعد از دو سه بار تلاش براي خودکشي به اينجا اومدن
،ما بهشون يه خونه داديم
،چيزي که توي اين دنيا زندگي کنن دليلي واسه همکاري کردن
يه نکتهي سريع
،محض اطلاعت، يه برنامهي مثل افبيآي داريم پروتکل ميگه داخل از تلفن استفاده نکنيم
No comments yet. Be the first to leave one.