The Mentalist

The Mentalist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

The Mentalist S06E10 480p HDTV x264-mSD
A Commentary by Ali Bavi
فصل ششم - قسمت دهم : باغبان (بابت این دو روز تاخیر عذر می خوام، درگیر یه سری کارای شخصی بودم نرسیدم ترجمه کنم)

Tags

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Published on: 2013-12-11
Downloads: 62
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه گذشت

ون پلت یه سری فایلای رمزگذاری شده توی اتاق برترام پیدا کرده

به نظر یه لیست میاد

پاتریک... کیم...

واسه حضورت ممنون... واقعا نیاز به یه همراه داشتم

کیه که نداره؟

اومدم بهت یه پیشنهاد بدم

اداره می خواد تمام اتهاماتت رو ازت برداره

اگر تو برگردی و با اف بی آی همکاری کنی...

شروط من... ازت می خوام بخونیشون

و امضاشون کنی...

می شه باهاش کنار اومد

بهت شماره تلفن خونه م رو میدم...

اگه یه وقتی برگشتی...

تو الان توی خاک ایالات متحده ای... منم یه مامور دولتی ام

و منم بهت می گم که این...

قول و قراره...

اون فقط یه دستماله... برش دار یا ولش کن...

ولش می کنم

کیم؟ مامور فیشر...

مامور فیشر

گیره زن رو ندیدی؟

دیروز خراب شد

یکی دیگه داریم؟...

می دونی، اصلا میرم سراغ دستگاه کپی

اون یه گیره زن هم داره... این هدر دادن کاغذ نیست؟

نه، یه عالمه کاغذ داریم...

یه گیره کاغذی هم واسم بسه

مامور فیشر

سرکار لیزبن، میشه حرف بزنیم؟

قابل ستایشه...

لطفا، بشینین

جین چطوره؟

اون هنوز تحت بازداشته

می دونم

اونا نامه های منو بهش نمی رسونن

سه ماه میشه...

اون به انتخاب خودش زندانی شده

به انتخاب خودش؟

منظورت اینه که تا وقتی کاری که شما می خواید رو انجام بده

ما می خوایم بهش کمک کنیم... شما می خواین ازش استفاده کنین

تا این حد بد به نظر میاد؟

یه وقتی اگه یادت رفته باشه

جین اصلا اهل کارای دولتی قانونی نیست

یعنی اهل کارای قانونی محلیه؟

نه خیلی... ولی واقعا دوست داشت با ما باشه

و وقتی اونجا بود، یه دوره ی ده ساله رو

از قتل و آدمکشی متوقف کرد

و یه جامعه ی فاسد رو توی دایره ی قانون رسوا کرد

این تا نصف کشور ادامه داشت...

آره، ولی خیلی بر طبق قوانین کار نکرد، نه؟

درسته، ما می دونیم جین چطور کار می کنه و می دونیم که خود جین یه ریسکه

ولی نمی تونیم قابلیت هاشو منکر بشیم

اون هر پرونده ای رو که شما داشتین بسته

آره، خیلی کمک می کرد

و به این دلیله که الان اینجام

از من چی می خوای؟

بهم کمک کن، لیزبن

مسائلی مرتبط با امنیت ملی در جریانه

جین با ما کار نمی کنه مگر اینکه ما با شروطش کنار بیایم

اون خیلی مغروره و کوتاه نمیاد

باید یه چیزی بهش بدین... یکی از شروطش رو مهیا کنید...

یکی از شروطش تویی...

یکی دیگشون رو مهیا کنین

ما زمان کافی نداریم...

کار اینجا واست اینقدر فشرده ست که نمی تونی یه کم استراحت کنی

تا به کشورت کمک کنی؟

هی رئیس، من سرکار فلپس رو پیج کردم

می تونه بره به فروشگاه کی مارت و یه گیره زن جدید بخره

مارک سوئینگ لاین یا استنلی بوستیچ؟

ملاقاتی... چه با شکوه

البته با توجه به ایستادنش خیلی خوشحال نیست

اینجوری یکم بهتر شد

خوشحالم می بینمت

اوضاعت چطوره؟

خودت می دونی حبس بودن چطوریه دیگه

نه زیاد...

خوب، نیازی به ادا بازی نیست لیزبن

ما هر دو توی یه شرایط سخت هستیم

چطور؟ من یه خونه و یه کار قابل احترام دارم...

تو به جرم قتل حبس شدی

انگار داری یه مو رو نصف می کنی... ما هر دو گیر افتادیم

من چطور گیر افتادم؟

تو توی واشنگتن زندگی می کنی

من واشنگتن رو دوست دارم

اینو داد بزن

چرا اینقدر لج بازی؟

افی بی آی داره یه کارت "از زندان بیا بیرون و آزاد باش" بهت میده

اینجوری که تو میگی به نظر خوب میاد

یعنی نیست؟

نه با شرطای اونا...

اگه نتونم با شرطای خودم پیش برم

به هر حال در زندان خواهم بود

پس فرقی نداره اگه توی همین سوئیت دنج و کوچیک زندانی باشم

خوب، این نظر تو بوده، ولی امروز دیگه نه

اف بی آی منو اینجا کشونده

و نمیذارن که برم خونه

تا زمانی که بهشون توی یه پرونده کمک کنی

پس خودتو از صندلی بکن و بزن بریم...

خیلی خوب...

مامورای فدرال در حال عبورن... برو کنار

این اطراف تختی نمی بینم...

دردسراتو شروع نکن... حداقل الان نه...

اونجا...

ما به دفتر کارمون در نیویورک در این پرونده کمک خواهیم کرد

و داراییمون هم همین الان رسید...

آقای جین... لیزبن...

تو من رو یه سرمایه صدا زدی... خیلی احساس برانگیز بود...

من همیشه خوش بینم

ما تازه خلاصه ی پرونده رو شرح می دادیم... اگه شما هم بشینین

من جام خوبه... هی چو... هی جین...

چه خبرا؟ هی...

ما وسط خلاصه پرونده ایم...

بعدا حرف می زنیم... دارمت...سلام...

این ایبل اسنایدرمنه

اون رهبر تیمیه که کد منبع جدیدی رو

برای امنیت سیستم بانکداری دولتی نوشته

دو روز پیش، اون از توی خونه ش توی بروکلین ناپدید شده

توی اتاق خوابش نشونه هایی از درگیری بوده

موبایل اسنایدرمن هم کف اتاق خرد شده بوده

ما روی تئوری ربوده شدنش کار می کنیم

درخواست پولی هم مطرح شده؟

هنوز نه، ولی انتظارشو داریم...

پس یا این موضوعه، یا اونا واسه داشتن کد ها اونو شکنجه می دن

و بعدش هم یه حمله

به سیستم امنیت ملی بانک...

چیزایی که ایبل می دونه می تونه سیستم بانکیمون رو

به زانو دربیاره...

این خیلی هیجان انگیزه

این پرونده ایه که من واسش اینجام؟

به حضور تو هم می رسیم

می دونم منو دیدی، نه؟

می دونستم

ایبل یه زن جوون داره...

دفاین اسنایدرمن...

به طور قابل درکی، اون احساسیه

و بر این باوره که اف بی آی

از همه منابعش واسه پیدا کردن شوهر اون استفاده نمی کنه

و متأسفانه، ما نمی تونیم بذاریم کسی از بیرون اف بی آی

بفهمه که آقای اسنایدرمن ربوده شده

وگرنه، سیستم اقتصادی فلج می شه...

دفتر نیویورک یه مامور اف بی آی فرستاده

که به عنوان یه ذهن خوان پیش رفت

ولی خانم اسنایدرمن دستش رو خوند...

بله البته، اون یه کولی ه

زنی که یه چیزایی درباره قدرت ذهن می دونه

چی باعث شد بگی کولی؟

خوب، دفیان، یه اسم کولی ه

به اتاق خوابش نگاه کن...

اون یه مجسمه ی کولی ه

ایبل یهودی بوده... که به این معناست که

اون به کل خانواده ش پشت کرده تا بتونه با ایبل ازدواج کنه

حالا اون یه همسر گمشده داره، بدون خانواده ای که پشتش باشن

این یه موقعیت اورژانسی ذهنیه...

خوب، شنیدین که...

بریم به کارامون برسیم

ممنون

عمومی...! من بیشتر منتظر یه جت دولتی بودم

یا حداقل یه هلیکوپتر

من سمت راهرو می شینم ها...

تو هر جایی که ما بگیم میشینی

می دونی، می تونی راحت باشی

همه چی مرتبه

تو هنوز هم تحت نظر دولت هستی

و تو تحت اختیار منی، پس نه، نمی تونم راحت باشم

و هر چی من میگم انجام میدی! فهمیدی؟

بله، من تو رو درک می کنم کیم...

خیلی بهتر از خودت، تو رو درک می کنم...

تو در تمامی مواقع در کنترل

پرسنل اف بی آی خواهی بود...

یه حماقت کوچولو، و دوباره بر میگردی به حبس

اون اصلا توی جزیره که بودیم این شکلی نبود...

توی جزیره چجوری بود؟ من مخفی کار می کردم...

منظورت اینه که آروم کاراتو می کردی...

من از یه شخصیت دیگه استفاده می کردم

در واقع، من اینطوری فکر نمی کنم

فکر می کنم اون، خود واقعیت بود

فکر می کنم این تیپ "من یه گرگم" و فدرال بازیات...

در واقع، شخصیت اشتباهته...

نه، این من واقعیه...

وقت پریدنه...

قوانین رو یادت باشه

من عاشق بوی گوشت بریده و پیاز آبدارم...

یه بیست دلاری داری؟

دستت درد نکنه

لیایسون و همکارای دفتر نیویورک طبقه بالا منتظرمونن

شما دوتا، این پائین بمونین و خروجی ها رو پوشش بدین

دوتا خروجی داره، جنوب و غرب...

هر کسی رو که خواست از ساختمون خارج شه توقیف کنین

هی

در تمامی مواقع، یادته؟

بله، من فقط یه کم گرسنم بود

برام مهم نیست

پولشو حساب کردم... !حالا

اینجا جائیه که خانواده ی اسنایدرمن زندگی می کردن

بیشتر یه ساختمون انباری متروکه ست

ولی بالا چندتا اجاره نشین داره...

بدون دوربینای امنیتی

اجاره نشینا کی هستن؟

افراد شکننده... هنرمندا، ترک تحصیلیا...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left