The first 200 lines.
روش عطر زدن خانم ها خیلی جالبه .
تا حالا متوجه این قضیه شدید ، آقایون ؟
اون ها شیوه ی خاصی دارند استراتژی نقاط بخصوص
نقاطی از بدن که فکر میکنند ما مردها میریم سمتشون
در ضمن همیشه اینجا رو هم عطر میزنند.
زن ها اعتقاد دارند ...
... که این منطقه ، تحریک کننده ترین نقطه بدن هست و همیشه سر قرار ها ...
توجه طرف مقابل رو جلب میکنه .
خانم های عزیز ، این دیگه چیه ؟ اینجا چی اتفاق میفته ؟
برای زمانی هست که بخوابونی زیر گوش طرف مقابل یا همچین چیزی؟
توی دید طرف باز هم دلربا به نظر خواهید اومد؟
"آخ... "شنل"" (شنل : مارک معروف عطر)
AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از
جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند
دختره پیانو میزنه ، پیانوی کلاسیک ! واقعا پیانو میزنه .
زن فوق العاده ایه .
نشستم تو اتاق پذیرائیش ، اون هم برام "والدتسین سوناتا" رو زد.
"والدستین"
تو تختخواب با هم جدول حل کردیم .
بیشترین لذتی بود که توی تمام عمرم برده بودم .
میشنوی چی میگم ؟ تو کل زندگیم .
میدونی ؟
داشتی حرف میزدی ؟ من نمیتونستم بشنوم.
داشتم درباره ی "نویل" برات میگفتم.
آها ، نویل ، آره . همونی که طبل میزنه .
هه هه هه ، ترکیدم از خنده .
خیلی خب ، ببخشید . چی میگفتی ؟
فکر میکنی دوباره همه حرف هام رو تکرار میکنم؟
بهم گفتی ازش خوشت میاد . همه چیز خوب پیش میره .
نه ، همه چی خوب پیش نمیره .
من خیلی معذبم . هیچ قدرتی ندارم .
چرا اون باید برگ برنده دستش باشه.
یکبار هم که شده ، میخوام برگ برنده دست من باشه. هیچ برگی ندارم ، هیچی اصلا و ابدا .
برگ برنده دست اونه ، من هیچی ندارم .
- اون رو بده من ، میتونی ؟ - آره .
چطوری باید برگ برنده رو گیر بیارم؟
هممون برگ برنده رو میخوایم. سخت میشه بدستش آورد .
از همون اول رابطه باید برگ برنده رو دستت بگیری.
قرار هست توی مدرسه "مک بیرنی" تک نوازی اجرا کنه .
دو تا بلیط اضافه هم دارم. تو و "الین" هم میتونید بیاید.
آره ، بد پیشنهادی نیست .
بعدش هم ، میتونیم با هم بریم بیرون .
میدونی ، که من رو با دوست هام ببینه .
من رو اونطوری که هستم ببینه ، خود واقعیم .
شاید اینطوری برگ برنده رو گیر بیارم.
- اوه ، سلام. - سلام.
هی ، بازوم رو بو کن.
- چی ؟ - بو کن . بو کن.
با تمام احترام ، بعید میدونم .
- "جری" ، بو کن . - بوی خوبی میده . چی هست ؟
- ساحل . - ساحل ؟
رفتی شنا ؟ هوا 29 درجه است .
نه ، فقط تو کلوب " خرس قطبی" عضو شدم .
- تو "خرس قطبی" عضو شدی ؟ - "خرس قطبی" دیگه چه کوفتیه ؟
یک عده آدم که تو زمستان میرند شنا . معرکه اند .
امروز اولین شنام رو رفتم .
- خیلی انرژی میده به آدم. - آره ...
... شک درمانیه دیگه.
- اون چیه ، "پز دیسپنسره"؟ - آره . یکی میخوای ؟ (پز دیسپنسر : مارکی از آبنبات)
تازه از "بازار ککیها" گرفتم . تو هم میخوای؟ نوعی بازار شبیه جمعه بازارهای) (ایران که به بازار ککیها معروف هست
راستی ، تو اونجا دقیقا چی میگذره ؟
نمیدونی ؟
نه ، میدونم . میدونم .
فکر میکنی اونها کک هم میفروشند ، نه ؟
- نه . - چرا ، همین فکر رو میکنی ، "بیف" .
هیچ وقت اونجا نبودی و فکر هم میکنی که کک هم میفروشند.
باشه . فکر میکنم کک میفروشند. حالا که چی ؟
- بگیر ، مال خودت . - خودت نمیخواهیش ؟
- نه ، پنج تا ازش خریدم . - اوه ، خوبه . ممنون .
نمیدونم چطور همچین کاری میکنند. فکر کنم مغز آدم رو خیلی خسته میکنه.
چطوری انگشت هاشون رو گرم میکنند ؟
اون پشت صحنه پیانو دارند. با اون انگشت هاش رو گرم میکنه.
نه . اینجوری بود که ما میشنیدیم.
پس فکر میکنی فقط قلنج انگشت ها رو میشکونند ؟
- بهش گفتم بعد اجرا میریم بیرون. - حتما .
اولین بار که زدن رو متوقف کرد دست نزنید . هنوز برنامه تموم نشده .
حرفت عصبانیم کرد . منظورت به من بود دیگه نه ؟
این مشکلی نداره ؟ این کار رو میتونم بکنم ؟
اوه ، خدا .
من چیزی گفتم ؟
"جان مالیکا " هستم .
اوه ، اوه ، "جان" . سلام "جان" .
- سلام. - اینجا چکار میکنی ؟
داشتم تک نوازی رو گوش میکردم ...
... که "جری" یدونه "پز دیسپنسر" گذاشت روی پای من ...
... و من شروع کردم خندیدن .
- "جری" هم اونجاست ؟ - آره .
- شنیدم ، رابطتون رو بهم زدید . - درسته . الان فقط با هم دوستیم.
جدا ؟ پسر...
... واقعا که خوشگل به نظر میای .
اوه ، ممنون .
راستی ، هنوز هم با "ریچی آپل" دوستی ؟
ریچی ؟ چند سالی توی "لس آنجلس" کمدی کار میکرد .
یک ماهی هست که برگشته .
یه جورائی مواد داغونش کرده .
نمیدونم چه کاری براش بکنم.
به جلسه "مداخله" فکر کردی ؟
- "مداخله" دیگه چیه ؟ - همه ی دوستانش رو یکجا جمع میکنی ...
...و اونها هم تشویقش میکنند که برای ترک اقدام کنه .
این روزها خیلی این قضیه محبوب شده .
خب ، اون هیچ وقت به حرف کسی گوش نمیده .
البته ، بجز "جری" .
به "جری" گوش میده.
"جری" رو هم باید دخیل کنیم .
واقعا به "جری" احترام میگذاره.
من شرمندم "جرج" . شرمنده .
تو از اول برای چی "پز دیسپنسر" رو گذاشتی روی پاش ؟
- نمیدونم . یکهو این فکر به سرم زد . - این دیگه چه جور فکر مریضی هست آخه ؟
از کجا میدونستم شروع میکنه به خندیدن ؟
ببخشید . شرمندم . جدی میگم.
- میتونیم بریم داخل بالاخره ؟ - چی باید بهش بگیم ؟
- بهش میگم من بودم که خندیدم. - نه . هیچ حرفی نزن .
اگر فکر بکنه که دوست هام بیخودند فکر میکنه خودم هم آدم بیخودی هستم
یادم بنداز که در مورد چیزی باهات حرف بزنم .
- در چه مورد ؟ - هی ، فعلا خودمون کار داریم .
میدونم ، ولی الان حواسم پرت شده .
مگه بچه ای ؟
خیلی خب ، بگو بهش .
وقتی بیرون بودم "جان مالیکا" رو دیدم.
- جدی ؟ "جان مالیکا" ؟ - آره .
یاروئی که قبلا مسئول بار توی کلوب بود .
- حالش چطور بود ؟ - خوب .
میتونیم از صحبت کم کنیم به مبلغ اضافه کنیم ؟
"حرف رو کم کنیم مبلغ رو اضافه"؟
- آره . - نکنه "جو هالیوودی" ؟
خیلی از مردم این لفظ رو بکار میبرند.
مجبورم مخالفت کنم.
اون چی بود ؟
"مخالفت کنم" ؟ اون که اصطلاح "هالیوودی" نیست . (جو هالیوود فردی سرشناس در اینترنت و معروف به اصطلاحات تصنعی و متظاهرانه)
چرا ، هست .
در هر حال...
خلاصه "جان" گفت که "ریچی" از "لس آنجلس" برگشته و الان تو شهره...
... و حسابی هم درگیر مواد شده.
من هم گفتم که باید براش جلسه "مداخله" بگذارند.
- جدی ؟ "مداخله" ؟ - دوستان ما اینجا خودمون شرایطمون ویژه است.
- ولی اون خواست که تو هم شرکت کنی. - چرا من ؟
گفت که "ریچی" به تو احترام میگذاره ، و به حرف تو گوش میکنه .
واقعا پر کردن این ها خیلی سخته.
خیلی خب ، باشه. خیلی خب ، من دارم میرم داخل.
- باید در این مورد حرف بزنیم . - خیلی خب .
سلام. سلام. سلام.
- تو فوق العاده بودی . معرکه . - نه ، نه .
اینها دوستهای منند . "الین" ، "جری" ." نویل".
پیانو رو عالی میزنید .
آره ، من که واقعا مجذوب شدم . واقعا مجذوب .
صدای خنده ی اون آدم رو شنیدی ؟
نمیتونستم بزنم . بهم توهین شده بود!
مطمئنم که به شما نمیخندیده .
پس ، به چی داشت میخندید ؟
- آبنبات ؟ - نه ، ممنون.
تو هم دیدی؟
من ؟ نه ، من ...
کسی که داخل یک تک نوازی اینطور زیر خنده بزنه ...
... حتما یک جورائی دیوانست .
منظورم اینه که ، فقط یه آدم مریض که مغزش تاب داشته باشه ممکن هست اینقدر بی ادب و احمق باشه.
خب ، میدونی ، شاید یه آدمی با مغز معیوب ...
... یه چیز احمقانه ای رو روی پای اون زنه گذاشته باشه .
حتی اگر این آدمی که میگی مغزش عیب داشته ، چیزی روی پاش گذاشته باشه ...
... باز هم کسی که خندید اون زنه بود.
من هیچوقت تا آخرعمرم صدای اون خنده رو فراموش نمیکنم .
من مطئنم که اگر میتونست از شما معذرت خواهی میکرد.
احتمالا کسی جلوش رو گرفته...
... شاید جلوی کل تار و پور زندگیش .
طرف اگر دوست داره که تار و پودی توی زندگیش باقی بمونه ، باید خیلی مراقب باشه.
- نزن . - بس کن .
خیلی خب .تو آماده ای ؟
با هم میریم بیرون ، و چیزی برای خوردن پیدا میکنیم.
امشب حسش رو ندارم .
- ما بیرون منتظر میمونیم . - بله .
از ملاقاتتون خوشحال شدم.
راستی ، قبل از اینکه شروع به زدن بکنید چطور انگشت هاتون رو گرم میکنید؟
فقط قلنج هام رو میشکنم.
بیخیال ، خوش میگذره .
- آخه ، واقعا حالش رو ندارم . - بیخیال ...
بهت گفتم ، حالش رو ندارم .
خیلی خب ...
بهت ... بهت زنگ میزنم.
زنگ میزنم و تلفنی صحبت خواهیم کرد .
ارتباط تلفنی خواهیم داشت .
پس ، خوبه . همه چیز عالیه . همه چی خوبه ؟
خوبه . منم حالم خوبه . عالیه . همون عالیه . همون خوبه .
باشه . عالی .
میدونی ، فکر میکنم "کریمر" به طور غیر مستقیم عامل ...
... آلوده شدن "ریچی" به مواد میتونه باشه .
چی ؟ چه طوری ؟
چند سال پیش ، کلوب کمدی ، یه تیم سافت بال داشت. ( فرق سافت بال با بیسبال در اندازه توپ و زمین است)
"کریمر" بازیکن منطقه یک بود .
هیچ کاری نمیتونستی باهاش بکنی. باور نکردنی بود .
در هر حال ، توی یک بازی ، ما با اینکه هشت امتیاز عقب بودیم بازی رو بردیم.
خلاصه "کریمر" به ریچی گفت :
" چرا اون سطل نوشیدنی رو روی سر "مارتی بنسون" نمیریزی" ؟
- صاحب کلوب . - آره .
خلاصه ریچی هم قبول کرد واین کار رو کرد.
- خب ؟ چی شد ؟ - چی شد ؟
طرف حدودا 67 سالش بود . بیرون هم هوا یخ بود.
طرف سرما خورد ، اون تبدیل شد به ذات الریه ، یک ماه بعد ...
- ... مرده بود . - خفه شو .
همه ی کمدین ها خوشحال بودند ...
... چون یکی از صاحب کلوب هائی بود که هیچ کس دل خوشی ازش نداشت.
ولی "ریچی" اوضاعش فرق داشت .
No comments yet. Be the first to leave one.