Seinfeld

Seinfeld

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Seinfeld S03E14 The Pez Dispenser Farsi
A Commentary by Ashk
IMDB-DL تیم ترجمه AshorroR ترجمه از اشکان

Tags

other
Published on: 2013-02-26
Downloads: 17
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

روش عطر زدن خانم ها خیلی جالبه ‏.‏

تا حالا متوجه این قضیه شدید ‏،‏ آقایون ؟

اون ها شیوه ی خاصی دارند استراتژی نقاط بخصوص

نقاطی از بدن که فکر میکنند ما مردها میریم سمتشون

در ضمن همیشه اینجا رو هم عطر میزنند‏.‏

زن ها اعتقاد دارند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ که این منطقه ‏،‏ تحریک کننده ترین نقطه بدن هست و همیشه سر قرار ها ‏.‏‏.‏‏.‏

توجه طرف مقابل رو جلب میکنه ‏.‏

خانم های عزیز ‏،‏ این دیگه چیه ؟ اینجا چی اتفاق میفته ؟

برای زمانی هست که بخوابونی زیر گوش طرف مقابل یا همچین چیزی؟

توی دید طرف باز هم دلربا به نظر خواهید اومد؟

‏"‏آخ‏.‏‏.‏‏.‏ ‏"‏شنل‏"‏‏"‏ ‏(‏‏‏شنل ‏:‏ مارک معروف عطر)‏

AshorroR مترجم اشکان IMDB-DL ارائه ای از

جملات داخل پرانتز توضیحات مترجمند

دختره پیانو میزنه ‏،‏ پیانوی کلاسیک ‏!‏ واقعا پیانو میزنه ‏.‏

زن فوق العاده ایه ‏.‏

نشستم تو اتاق پذیرائیش ‏،‏ اون هم برام ‏"‏والدتسین سوناتا‏"‏ رو زد‏.‏

‏"‏والدستین‏"‏

تو تختخواب با هم جدول حل کردیم ‏.‏

بیشترین لذتی بود که توی تمام عمرم برده بودم ‏.‏

میشنوی چی میگم ؟ تو کل زندگیم ‏.‏

میدونی ؟

داشتی حرف میزدی ؟ من نمیتونستم بشنوم‏.‏

داشتم درباره ی ‏"‏نویل‏"‏ برات میگفتم‏.‏

آها ‏،‏ نویل ‏،‏ آره ‏.‏ همونی که طبل میزنه ‏.‏

هه هه هه ‏،‏ ترکیدم از خنده ‏.‏

خیلی خب ‏،‏ ببخشید ‏.‏ چی میگفتی ؟

فکر میکنی دوباره همه حرف هام رو تکرار میکنم؟

بهم گفتی ازش خوشت میاد ‏.‏ همه چیز خوب پیش میره ‏.‏

نه ‏،‏ همه چی خوب پیش نمیره ‏.‏

من خیلی معذبم ‏.‏ هیچ قدرتی ندارم ‏.‏

چرا اون باید برگ برنده دستش باشه‏.‏

یکبار هم که شده ‏،‏ میخوام برگ برنده دست من باشه‏.‏ هیچ برگی ندارم ‏،‏ هیچی اصلا و ابدا ‏.‏

برگ برنده دست اونه ‏،‏ من هیچی ندارم ‏.‏

‏-‏ اون رو بده من ‏،‏ میتونی ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

چطوری باید برگ برنده رو گیر بیارم؟

هممون برگ برنده رو میخوایم‏.‏ سخت میشه بدستش آورد ‏.‏

از همون اول رابطه باید برگ برنده رو دستت بگیری‏.‏

قرار هست توی مدرسه ‏"‏مک بیرنی‏"‏ تک نوازی اجرا کنه ‏.‏

دو تا بلیط اضافه هم دارم‏.‏ تو و ‏"‏الین‏"‏ هم میتونید بیاید‏.‏

آره ‏،‏ بد پیشنهادی نیست ‏.‏

بعدش هم ‏،‏ میتونیم با هم بریم بیرون ‏.‏

میدونی ‏،‏ که من رو با دوست هام ببینه ‏.‏

من رو اونطوری که هستم ببینه ‏،‏ خود واقعیم ‏.‏

شاید اینطوری برگ برنده رو گیر بیارم‏.‏

‏-‏ اوه ‏،‏ سلام‏.‏ ‏-‏ سلام‏.‏

هی ‏،‏ بازوم رو بو کن‏.‏

‏-‏ چی ؟ ‏-‏ بو کن ‏.‏ بو کن‏.‏

با تمام احترام ‏،‏ بعید میدونم ‏.‏

‏-‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏،‏ بو کن ‏.‏ ‏-‏ بوی خوبی میده ‏.‏ چی هست ؟

‏-‏ ساحل ‏.‏ ‏-‏ ساحل ؟

رفتی شنا ؟ هوا 29 درجه است ‏.‏

نه ‏،‏ فقط تو کلوب ‏"‏ خرس قطبی‏"‏ عضو شدم ‏.‏

‏-‏ تو ‏"‏خرس قطبی‏"‏ عضو شدی ؟ ‏-‏ ‏"‏خرس قطبی‏"‏ دیگه چه کوفتیه ؟

یک عده آدم که تو زمستان میرند شنا ‏.‏ معرکه اند ‏.‏

امروز اولین شنام رو رفتم ‏.‏

‏-‏ خیلی انرژی میده به آدم‏.‏ ‏-‏ آره ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ شک درمانیه دیگه‏.‏

‏-‏ اون چیه ‏،‏ ‏"‏پز دیسپنسره‏"‏؟ ‏-‏ آره ‏.‏ یکی میخوای ؟ ‏(پز دیسپنسر ‏:‏ مارکی از آبنبات)‏

تازه از ‏"‏بازار ککیها‏"‏ گرفتم ‏.‏ تو هم میخوای؟ نوعی بازار شبیه جمعه بازارهای) (ایران که به بازار ککیها معروف هست

راستی ‏،‏ تو اونجا دقیقا چی میگذره ؟

نمیدونی ؟

نه ‏،‏ میدونم ‏.‏ میدونم ‏.‏

فکر میکنی اونها کک هم میفروشند ‏،‏ نه ؟

‏-‏ نه ‏.‏ ‏-‏ چرا ‏،‏ همین فکر رو میکنی ‏،‏ ‏"‏بیف‏"‏ ‏.‏

هیچ وقت اونجا نبودی و فکر هم میکنی که کک هم میفروشند‏.‏

باشه ‏.‏ فکر میکنم کک میفروشند‏.‏ حالا که چی ؟

‏-‏ بگیر ‏،‏ مال خودت ‏.‏ ‏-‏ خودت نمیخواهیش ؟

‏-‏ نه ‏،‏ پنج تا ازش خریدم ‏.‏ ‏-‏ اوه ‏،‏ خوبه ‏.‏ ممنون ‏.‏

نمیدونم چطور همچین کاری میکنند‏.‏ فکر کنم مغز آدم رو خیلی خسته میکنه‏.‏

چطوری انگشت هاشون رو گرم میکنند ؟

اون پشت صحنه پیانو دارند‏.‏ با اون انگشت هاش رو گرم میکنه‏.‏

نه ‏.‏ اینجوری بود که ما میشنیدیم‏.‏

پس فکر میکنی فقط قلنج انگشت ها رو میشکونند ؟

‏-‏ بهش گفتم بعد اجرا میریم بیرون‏.‏ ‏-‏ حتما ‏.‏

اولین بار که زدن رو متوقف کرد دست نزنید ‏.‏ هنوز برنامه تموم نشده ‏.‏

حرفت عصبانیم کرد ‏.‏ منظورت به من بود دیگه نه ؟

این مشکلی نداره ؟ این کار رو میتونم بکنم ؟

اوه ‏،‏ خدا ‏.‏

من چیزی گفتم ؟

‏"‏جان مالیکا ‏"‏ هستم ‏.‏

اوه ‏،‏ اوه ‏،‏ ‏"‏جان‏"‏ ‏.‏ سلام ‏"‏جان‏"‏ ‏.‏

‏-‏ سلام‏.‏ ‏-‏ اینجا چکار میکنی ؟

داشتم تک نوازی رو گوش میکردم ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ که ‏"‏جری‏"‏ یدونه ‏"‏پز دیسپنسر‏"‏ گذاشت روی پای من ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و من شروع کردم خندیدن ‏.‏

‏-‏ ‏"‏جری‏"‏ هم اونجاست ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

‏-‏ شنیدم ‏،‏ رابطتون رو بهم زدید ‏.‏ ‏-‏ درسته ‏.‏ الان فقط با هم دوستیم‏.‏

جدا ؟ پسر‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ واقعا که خوشگل به نظر میای ‏.‏

اوه ‏،‏ ممنون ‏.‏

راستی ‏،‏ هنوز هم با ‏"‏ریچی آپل‏"‏ دوستی ؟

ریچی ؟ چند سالی توی ‏"‏لس آنجلس‏"‏ کمدی کار میکرد ‏.‏

یک ماهی هست که برگشته ‏.‏

یه جورائی مواد داغونش کرده ‏.‏

نمیدونم چه کاری براش بکنم‏.‏

به جلسه ‏"‏مداخله‏"‏ فکر کردی ؟

‏- "‏مداخله‏"‏ دیگه چیه ؟ ‏-‏ همه ی دوستانش رو یکجا جمع میکنی ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏و اونها هم تشویقش میکنند که برای ترک اقدام کنه ‏.‏

این روزها خیلی این قضیه محبوب شده ‏.‏

خب ‏،‏ اون هیچ وقت به حرف کسی گوش نمیده ‏.‏

البته ‏،‏ بجز ‏"‏جری‏"‏ ‏.‏

به ‏"‏جری‏"‏ گوش میده‏.‏

‏"‏جری‏"‏ رو هم باید دخیل کنیم ‏.‏

واقعا به ‏"‏جری‏"‏ احترام میگذاره‏.‏

من شرمندم ‏"‏جرج‏"‏ ‏.‏ شرمنده ‏.‏

تو از اول برای چی ‏"‏پز دیسپنسر‏"‏ رو گذاشتی روی پاش ؟

‏-‏ نمیدونم ‏.‏ یکهو این فکر به سرم زد ‏.‏ ‏-‏ این دیگه چه جور فکر مریضی هست آخه ؟

از کجا میدونستم شروع میکنه به خندیدن ؟

ببخشید ‏.‏ شرمندم ‏.‏ جدی میگم‏.‏

‏-‏ میتونیم بریم داخل بالاخره ؟ ‏‏-‏‏ چی باید بهش بگیم ؟

‏-‏ بهش میگم من بودم که خندیدم‏.‏ ‏-‏ نه ‏.‏ هیچ حرفی نزن ‏.‏

اگر فکر بکنه که دوست هام بیخودند فکر میکنه خودم هم آدم بیخودی هستم

یادم بنداز که در مورد چیزی باهات حرف بزنم ‏.‏

‏-‏ در چه مورد ؟ ‏-‏ هی ‏،‏ فعلا خودمون کار داریم ‏.‏

میدونم ‏،‏ ولی الان حواسم پرت شده ‏.‏

مگه بچه ای ؟

خیلی خب ‏،‏ بگو بهش ‏.‏

وقتی بیرون بودم ‏"‏جان مالیکا‏"‏ رو دیدم‏.‏

‏-‏ جدی ؟ ‏"‏جان مالیکا‏"‏ ؟ ‏-‏ آره ‏.‏

یاروئی که قبلا مسئول بار توی کلوب بود ‏.‏

‏-‏ حالش چطور بود ؟ ‏-‏ خوب ‏.‏

میتونیم از صحبت کم کنیم به مبلغ اضافه کنیم ؟

‏"‏حرف رو کم کنیم مبلغ رو اضافه‏"‏؟

‏-‏ آره ‏.‏ ‏-‏ نکنه ‏"‏جو هالیوودی‏"‏ ؟

خیلی از مردم این لفظ رو بکار میبرند‏.‏

مجبورم مخالفت کنم‏.‏

اون چی بود ؟

‏"‏مخالفت کنم‏"‏ ؟ اون که اصطلاح ‏"‏هالیوودی‏"‏ نیست ‏.‏ ‏(‏‏‏جو هالیوود فردی سرشناس در اینترنت و معروف به اصطلاحات تصنعی و متظاهرانه)‏

چرا ‏،‏ هست ‏.‏

در هر حال‏.‏‏.‏‏.‏

خلاصه ‏"‏جان‏"‏ گفت که ‏"‏ریچی‏"‏ از ‏"‏لس آنجلس‏"‏ برگشته و الان تو شهره‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ و حسابی هم درگیر مواد شده‏.‏

من هم گفتم که باید براش جلسه ‏"‏مداخله‏"‏ بگذارند‏.‏

‏‏-‏‏ جدی ؟ ‏‏"‏‏مداخله‏‏"‏‏ ؟ ‏-‏ دوستان ما اینجا خودمون شرایطمون ویژه است‏.‏

‏-‏ ولی اون خواست که تو هم شرکت کنی‏.‏ ‏-‏ چرا من ؟

گفت که ‏"‏ریچی‏"‏ به تو احترام میگذاره ‏،‏ و به حرف تو گوش میکنه ‏.‏

واقعا پر کردن این ها خیلی سخته‏.‏

خیلی خب ‏،‏ باشه‏.‏ خیلی خب ‏،‏ من دارم میرم داخل‏.‏

‏-‏ باید در این مورد حرف بزنیم ‏.‏ ‏-‏ خیلی خب ‏.‏

سلام‏.‏ سلام‏.‏ سلام‏.‏

‏-‏ تو فوق العاده بودی ‏.‏ معرکه ‏.‏ ‏-‏ نه ‏،‏ نه ‏.‏

اینها دوستهای منند ‏.‏ ‏"‏الین‏"‏ ‏،‏ ‏"‏جری‏"‏ ‏.‏" نویل"‏.‏

پیانو رو عالی میزنید ‏.‏

آره ‏،‏ من که واقعا مجذوب شدم ‏.‏ واقعا مجذوب ‏.‏

صدای خنده ی اون آدم رو شنیدی ؟

نمیتونستم بزنم ‏.‏ بهم توهین شده بود‏!‏

مطمئنم که به شما نمیخندیده ‏.‏

پس ‏،‏ به چی داشت میخندید ؟

‏-‏ آبنبات ؟ ‏-‏ نه ‏،‏ ممنون‏.‏

تو هم دیدی؟

من ؟ نه ‏،‏ من ‏.‏‏.‏‏.‏

کسی که داخل یک تک نوازی اینطور زیر خنده بزنه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ حتما یک جورائی دیوانست ‏.‏

منظورم اینه که ‏،‏ فقط یه آدم مریض که مغزش تاب داشته باشه ممکن هست اینقدر بی ادب و احمق باشه‏.‏

خب ‏،‏ میدونی ‏،‏ شاید یه آدمی با مغز معیوب ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ یه چیز احمقانه ای رو روی پای اون زنه گذاشته باشه ‏.‏

حتی اگر این آدمی که میگی مغزش عیب داشته ‏،‏ چیزی روی پاش گذاشته باشه ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ باز هم کسی که خندید اون زنه بود‏.‏

من هیچوقت تا آخرعمرم صدای اون خنده رو فراموش نمیکنم ‏.‏

من مطئنم که اگر میتونست از شما معذرت خواهی میکرد‏.‏

احتمالا کسی جلوش رو گرفته‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ شاید جلوی کل تار و پور زندگیش ‏.‏

طرف اگر دوست داره که تار و پودی توی زندگیش باقی بمونه ‏،‏ باید خیلی مراقب باشه‏.‏

‏-‏ نزن ‏.‏ ‏-‏ بس کن ‏.‏

خیلی خب ‏.‏تو آماده ای ؟

با هم میریم بیرون ‏،‏ و چیزی برای خوردن پیدا میکنیم‏.‏

امشب حسش رو ندارم ‏.‏

‏-‏ ما بیرون منتظر میمونیم ‏.‏ ‏-‏ بله ‏.‏

از ملاقاتتون خوشحال شدم‏.‏

راستی ‏،‏ قبل از اینکه شروع به زدن بکنید چطور انگشت هاتون رو گرم میکنید؟

فقط قلنج هام رو میشکنم‏.‏

بیخیال ‏،‏ خوش میگذره ‏.‏

‏-‏ آخه ‏،‏ واقعا حالش رو ندارم ‏.‏ ‏-‏ بیخیال ‏.‏‏.‏‏.‏

بهت گفتم ‏،‏ حالش رو ندارم ‏.‏

خیلی خب ‏.‏‏.‏‏.‏

بهت ‏.‏‏.‏‏.‏ بهت زنگ میزنم‏.‏

زنگ میزنم و تلفنی صحبت خواهیم کرد ‏.‏

ارتباط تلفنی خواهیم داشت ‏.‏

پس ‏،‏ خوبه ‏.‏ همه چیز عالیه ‏.‏ همه چی خوبه ؟

خوبه ‏.‏ منم حالم خوبه ‏.‏ عالیه ‏.‏ همون عالیه ‏.‏ همون خوبه ‏.‏

باشه ‏.‏ عالی ‏.‏

میدونی ‏،‏ فکر میکنم ‏"‏کریمر‏"‏ به طور غیر مستقیم عامل ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ آلوده شدن ‏"‏ریچی‏"‏ به مواد میتونه باشه ‏.‏

چی ؟ چه طوری ؟

چند سال پیش ‏،‏ کلوب کمدی ‏،‏ یه تیم سافت بال داشت‏.‏ ‏(‏‏‏ فرق سافت بال با بیسبال در اندازه توپ و زمین است)‏

‏"‏کریمر‏"‏ بازیکن منطقه یک بود ‏.‏

هیچ کاری نمیتونستی باهاش بکنی‏.‏ باور نکردنی بود ‏.‏

در هر حال ‏،‏ توی یک بازی ‏،‏ ما با اینکه هشت امتیاز عقب بودیم بازی رو بردیم‏.‏

خلاصه ‏"‏کریمر‏"‏ به ریچی گفت ‏:‏

‏"‏ چرا اون سطل نوشیدنی رو روی سر ‏"‏مارتی بنسون‏"‏ نمیریزی‏"‏ ؟

‏-‏ صاحب کلوب ‏.‏ ‏-‏ آره ‏.‏

خلاصه ریچی هم قبول کرد واین کار رو کرد‏.‏

‏-‏ خب ؟ چی شد ؟ ‏-‏ چی شد ؟

طرف حدودا 67 سالش بود ‏.‏ بیرون هم هوا یخ بود‏.‏

طرف سرما خورد ‏،‏ اون تبدیل شد به ذات الریه ‏،‏ یک ماه بعد ‏.‏‏.‏‏.‏

‏-‏ ‏.‏‏.‏‏.‏ مرده بود ‏.‏ ‏-‏ خفه شو ‏.‏

همه ی کمدین ها خوشحال بودند ‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ چون یکی از صاحب کلوب هائی بود که هیچ کس دل خوشی ازش نداشت‏.‏

ولی ‏"‏ریچی‏"‏ اوضاعش فرق داشت ‏.‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left