The Blacklist

The Blacklist

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

The Blacklist S08E05 iNTERNAL 1080p WEB H264-STRONTiUM
A Commentary by AliNet

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
Published on: 2022-03-12
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫دوباره نه

‫بله؟

‫شرکت امنیت زیمر

‫هشدار امنیتی داریم

‫آره، همه چی مرتبه

‫راکون‌ها سطل آشغال رو انداختن

‫آژیر رو روشن کردن ‫نیازی نیست...

‫پلیس داره میاد

‫باید به زودی برسن

‫خب، گوش کن، این ماه ‫بار سومه

‫فقط به پلیسها بگو که...

‫قربان، الان به محل رسیدن

‫پلیس. کسی خونه هست؟

‫پلیس. در رو باز کنین

‫سعی کردم بهتون بگم...

‫وقتی خوابم مزاحم میشین...

‫ببین یه مرد چطور میخوابه

‫میخوام آسونش کنم، کارل

‫آژیر به صدا دربیاد، زنت میمیره

‫صورتمونو نگاه کنی، زنت میمیره

‫کلید صندوق سی 112 رو رد کن بیاد

‫- میدونی مال کیه؟ ‫- سرتو پایین بگیر

‫وقتی زنت زنگ زد، آزادی که بری

‫کارل؟ رفتن...

‫عزیزم؟

‫سلام، منم

‫به ردینگتون زنگ بزن

‫بهش بگو یه مشکلی داریم

:فصل هشتم، قسمت پنجم « گروه امانی فرایبورگ؛ شمارۀ 140 »

‫کارل، بهت اعتماد کردم ‫و اموالم رو دستت سپردم...

‫چون باور داشتم ‫که میتونی در امان نگهشون داری

‫معلومه که زیادی ‫روی توانایی‌هات حساب باز کردم

‫بله. اما با کمال احترام...

‫با کمال احترام؟

‫چه جمله مزخرف و بیخودی

‫چرا مردم اصرار ‫دارن درست قبل از بین بردن احترام...

‫بگن احترام میذارن...

‫اونم با یه انگیزه غیرمحترمانه؟

‫هر کسی ازت دزدی کرده ‫میدونسته کجا رو بگرده...

‫و از زیر زبون من نکشیدن

‫پس...

‫با کمال احترام، اگه ‫مشکل امنیتی وجود داشته...

‫از طرف من نبوده

‫ممنون، کارل

‫حالا با کمال احترام...

‫ادکلنت داره ‫اشک منو درمیاره

‫ماروین بود

‫همین الان داره صندوق امانات دیگه رو می‌بنده

‫حدست درست بود

‫الیزابت پشت این سرقت بوده

‫کی یعنی حتما هدلی ‫جای صندوق رو بهش لو داده

‫کارلوس در تورین گیر افتاده

‫یانکا همم در باریلوش ‫تیر خورده و زخمی شده

‫به نظرت گروه امانی رو اجیر کرده؟

‫بله، راستش. فکر کنم همینطوره

‫هارولد

‫به نظر میاد میتونیم...

‫به رزومه در حال شکوفایی ‫تبهکاری الیزابت، سرقت رو اضافه کنیم

‫چی شده؟ باهاش حرف زدی؟

‫میدونی کجاست؟

‫نمیدونم، اما ‫چند تا خلافکاری که باهاشون...

‫قاطی شده رو میشناسم

‫به خودشون میگن «گروه امانی فرایبورگ»

‫در سه سال گذشته، ‫بیش از 25 میلیون دلار از حداقل...

‫شش بانک آمریکایی دزدیدن

‫شش سرقت؟ ‫چرا من چیزی در موردشون نشنیدم؟

‫دزدی‌ها هرگز گزارش نشدن

‫گروه امانی حسابهایی ‫که دست تبهکاراست رو هدف میگیره...

‫کسانی که توافق‌هایی...

‫با مدیران بانکی فاسد دارن

‫من خودم هرگز نگران...

‫فرایبورگی‌ها با ‫اهالی فرایبورگ نبودم...

‫نمیدونم. هیچوقت مزاحمم نشده بودن...

‫پس منم مزاحمشون نشدم

‫تا الان

‫دیشب، یه چیز ‫خیلی مهم رو ازم دزدیدن

‫میخوام پسش بگیرم

‫یعنی الیزابت ازت دزدی کرده...

‫و حاضر نیستی بهم بگی چی بوده

‫چیزی که دزدیده به من ربط داره...

‫اما پیدا کردن الیزابت به هر دومون

‫این پرونده شاید کمکمون کنه این کار رو بکنیم

‫چهار میلیون دلار از ‫یه بانک لس‌آنجلسی دزدیده شده

‫یه نقاشی «مونه» از ‫صندوق اماناتِ اسلو دزدیده شده

‫میلیونها تمبر مالیاتی سیگار...

‫از گاوصندوق کوبه ناپدید شده

‫طبق گفته ردینگتون، ‫همون گروهی که ازش دزدی کردن...

‫بانکها رو از سیاتل تا ‫آنکارا مورد هدف قرار میدن...

‫و هیچکدوم از دزدی‌ها گزارش نشده...

‫چون اهداف تبهکار بودن

‫و ردینگتون مطمئنه که ‫مامور کین اونا رو اجیر کرده؟

‫نمیگه مامور کین دنبال چی بوده و چرا...

‫اما هر چی که بوده، ‫باور داره که پیدا کردن این افراد...

‫بهترین شانسمون در پیدا کردن اونه

‫و وقتی پیداش کنیم چی میشه؟

‫بازداشتش میکنیم...

‫وانمود میکنیم هیچکدوم اتفاق نیافتاده؟

‫یه چیزی بهم میگه ‫مامور کین چنین نظری نداره

‫دقیقا پیشنهادتون چیه؟

‫نمیدونم. به نظر من ‫که دیوونگیه...

‫هنوز مامور کین صداش میکنیم

‫مامور رسلر، مامور پارک، ‫ببینین سرنخی از...

‫این گروه دزدان از مدیر بانک پیدا میکنین یا نه

‫ارزیابی اخلاقی رو میذاریم برای وقتی...

‫که الیزابت رو پیدا کردیم

‫مسخره‌س. اگه ‫دزدی شده بود به پلیس زنگ میزدیم

‫اما هیچی دزدیده نشده

‫و فیلمهای امنیتی؟

‫یه خطا در سیستم

‫که ازش خبردار شدم، ‫برای همین خودم اومدم پایین...

‫تا همه چیزو بررسی ‫و سیستم رو دوباره راه‌اندازی کنم

‫باید ببینم چی داخل صندوق سی 112 ـه

‫- ببخشید؟ ‫- صندوق سی 112

‫باید بازش کنی

‫البته. لیام تا ‫وقتی من صندوق رو نشونش بدم...

‫میشه به اتاق سرور بری...

‫و ببینی میتونی ‫فیلم دیشب رو برای مامورها...

‫بریزی روی فلش؟

‫میدونیم که صندوق مال ریموند ردینگتونه

‫راستش، به اسم آقای لوید ویلکی ثبت شده...

‫از همینجا میدونیم ازش دزدی شده

‫زیرنظرش داشتیم ‫و منتظر بودیم بیاد سراغش

‫آقای ویلکی

‫بامزه بازی دربیاری، ‫به توطئه متهمت میکنیم...

‫و ده سال یا شاید بیشتر می‌افتی زندان

‫بیخیال آقای ویلکی دروغی شو...

‫شاید برای شام بتونی بری خونه

‫یکی‌شون، رییسشون ‫فکر کنم قفل رو باز کرد

‫اون یکی سیستم امنیتی رو پاک کرد

‫تمام ماجرا در پنج یا ده دقیقه تموم شد

‫صورتهاشونو ندیدم

‫- پس رییسشون یه زن بود؟ ‫- بله

‫یه راست رفت سراغ صندوق

‫صدها صندوق اینجاست

‫- اگه میدونسته سراغ کدوم بره... ‫- قبلا اینجا بوده

‫سینیتیا، برای چی ‫چنین افتخاری نصیبم شده؟

‫تعارف رو بذار کنار، هارولد

‫از پارکینگ لاردو هم عصبانیترم

‫آلبان وسلی دادخواستی داده ‫تا اعتراف به گناهکار بودنش رو پس بگیره

‫- نمیشناسمش ‫- معلومه که میشناسی

‫یه قاتل قراردادی ‫و اولین تبهکاریه که...

‫تو و این نیروی ویژه انداختین زندان

‫منظورت فریلنسره

‫قتلهاشو بین...

‫تصادف‌ها و فجایع عادی قایم میکرده

‫اگه اینجایی، حتما ادعایی کرده ‫که به تو مربوط میشه

‫ادعاش عوض نشده

‫پرونده‌مون براساس ‫اطلاعاتی بود که تو...

‫بوسیله یه خبرچین محرمانه بهمون دادی

‫وسلی میگه قاضی دادگاه اشتباه کرده...

‫که مجبورمون نکرده هویت ‫این خبرچین رو فاش کنیم

‫پس متمم شش رو نقض کردیم...

‫یعنی حقش برای ‫روبه‌رو شدن با شاکیش

‫به نظر خیلی عادی میاد

‫این بار نه

‫اسکوتر رونپور رو ‫برای دفاعیه استخدام کرده

‫رونپور میتونه شیطان رو هم تبرئه کنه

‫اسکوت پیر حسابی ‫توجه قاضی رو جلب کرده

‫مقاومت کردیم اما ‫دستور داد هر دو طرف...

‫برای ادعای شفاهی ‫برای پس گرفتن اتهام حاضر باشن

‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

‫مامور کین براساس اطلاعات خبرچین...

‫سوگند شهادت خورد...

‫پس میخواد حرفهای خود کین رو بشنوه

‫متاسفانه شاید اینجاش سخت باشه

‫مامور کین در ماموریتع

‫پس برش گردون

‫فردا اول صبح ‫باید به دادگاه قاضی ولچک بره

‫باید خنثی‌ش کنیم هارولد

‫اگه مدرکی که از ردینگتون گرفتیم ‫کنار گذاشته بشه...

‫پرونده‌مون از یه ژله هم ‫آبکی‌تر میشه

‫ساعتی هزار دلار؟

‫دستمزدی که ازش چشم‌پوشی میکنم

‫چرا؟

‫ناسپاسی نمیکنم، اما چرا من؟

‫به نظرم محاکمه‌ت عادلانه نبوده

‫به بیگناهیم باور داری

‫نه

‫اما باور دارم که حتی ‫قاتلان حرفه‌ای هم حق عدالت دارن

‫فکر میکنی اگه گیرش بیارم، آزاد میشم؟

‫شاید

‫شاید همه‌ش به مامور ‫الیزابت کین بستگی داشته باشه

‫چیزی از تماشای پرنده‌ها خسته‌کننده‌تر هست؟

‫شش ساعت باید بشینی ‫تا شاید یه نگاه به توکان بندازی...

‫که میتونی روی جعبه‌ی «فروت لوپز» ببینیش

‫تماشا کردن پرنده‌ها ‫چیزی بیشتر از دیدن پرنده‌هاس، اسوتکو

‫اینطوری ارتباط خودمون...

‫با دنیایی که درش زندگی میکنیم رو می‌بینیم

‫در آزمایشگاه زندگی میکنم

‫تنها پرنده‌هایی که باهاشون ارتباط دارم، مردن

‫دنیای تو بیش از حد بیجانه

‫به خاطر همین گفتم بیای اینجا

‫می‌خوام ببینم کی اینو نوشته

‫الیزابت کین نیست؟

‫یکی که زیردستشه

‫که شاید یه اثر انگشت به جا گذاشته باشه...

‫سرنخی که بتونی ‫به هویتش برسی

‫در دنیایی که من زندگی میکنم ‫هیچی مهمتر از این نیست

More Farsi Persian subtitles for The Blacklist

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left