The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خیلی متاسفم
همه تلاشمو کردم
از تلاش کردن اصلا خسته نمیشی؟
دوست قدیمیت
ولم کن
میخوام ... میخوام تنها بمیرم
میخوای چی بهمون بگی؟
میشه خودت توضیح بدی؟
چون تو ناامیدم کردی مایکا
این اون مایکایی نیست که ما میشناسیم
خیلی ... دردسرسازه این حقیقته
چقدر وقته توی ادنی؟
پنج یا شش سال
میدونی چقدر تلاش میخواد تا برسیم
به اینجایی که هستیم؟
میدونی
اینجا خوشحالی؟ - معلومه که هستم -
پس این چه کاریه؟
چرا؟
چرا یکی که اصلا نمیشناسی رو به خانواده خودت ترجیح میدی؟
انتظار اینو نداشتم - متاسفم -
مایکا
تو یکی از موردعلاقههای ما بودی
منو ببخشید آسترید اریک
چرا منو میذاری تو این موقعیت؟
نمیخوام هیچ سوالی بپرسم
نمیخوام بدونم تو چه کمکی بهش کردی تا فرار کنه
اما نمیتونم مجازاتت کنم
تو رو نمیتونم مجازات کنم
جوئل، بیاریدش بالا
وقتی خداحافظی با چارلیه
نه، نه، هیچکاریش نداشته باشید همهش تقصیر منه
اینو نگو، اون بهدرد اینجا نمیخوره از همون اول جز دردسر چیزی نداشته
و اون نمیخواد عضوی از خانواده ادن باشه
تو میخوای؟
آسترید، آفریکا جونت رو نجات داد
خب؟
... اگه من سلول رو باز نکرده بودم
مایکا؟
... منظورم اینه
هنوز میتونه بهدرد بخوره
اما اگه بمیره بهدرد نمیخوره
بهمون بگو چطور یه مثال بزن
خب، اون جذابه و با همه خیلی خوب رفتار میکنه
مردم دوستش دارن
... خیلی صمیمی
و صادقه
همه چیزای بد رو تبدیل به خوب میکنه
هیچکس مثل چارلی نیست
لیاقت یه فرصت دیگه رو داره
نظر تو چیه؟
خانوادهت درست میگفتن
چیو؟
تو قدرنشناسی
روز فستیوال نتونستی فرار کنی
امشب هم دوباره نتونستی
تو کل زندگیت چیزی جز شکست نبودی
درست مثل موقعی که خواهرت مرد
فکر کنم تاالان دیگه بهش عادت کردی
میخوای تصمیم بگیریم باهات چیکار کنیم؟
بکشیمت؟
چون به این رای دادیم
جواب بده
دیگه برام مهم نیست هرکاری بکنی، لیاقتش رو دارم
بهش گوش نکن نمیفهمه داره چی میگه
باید قدردان دوستت باشی مایکا
فکر میکنه میتونیم یهجوری ازت استفاده کنیم
قانعمون کرده که بهت یه فرصت دیگه بدیم
نمیخوامش
نه؟
چارلی، یه لطفی به خودت بکن
چیکار کنم؟
میتونه ارتباط دهنده چیه؟
آره، معلومه که میدونم
مایکا خیلی خوب بهت نشون داد چیه
اما من فکر میکنم حتی تو میتونی بهتر نشون بدی
کی؟ - مایکا اطلاعات رو داره -
به چه کارهایی علاقه داره تمام سرگرمیهاش، نشونهاش چیه
هرچی بخوای - و چرا اون؟ -
بهتره بگیم من علاقه خاصی به اینکه برای همیشه اینجا بمونه دارم
هرکاری که لازمه تاعاشقت بشه انجام بده
و اگه حتی نصف اون مقداری که میگن، دوستداشتنی هستی
نباید مشکلی باشه
اما من حواس پرتی نمیخوام
تنها چیزی که نیازه، پذیرش بین شماست و بعد تمومه، متوجهید؟
اگه قبول نکنم چی؟
... خب حدس میزنم
گوش کنید، خیلی ممنون از همهتون برای اینکه اومدید
برادرم نه خواهش میکنم
این جشن تولد خواهرزادهاته - لطفا -
دارید بهصورت زنده تماشا میکنید
عالی نیست سم؟
... عه
خیلی زشته، نه؟ بدون تو بالاخره خیلی خوشحالن
باهاشون کاری نداشته باش
الان قرارمون به نفعته؟
لباس جدید لطفا
عین عن شده
سلام، ما همو ندیدیم با خانواده مارکوس هستی؟
ببخشید من الان فهمیدم این مهمونی خصوصیه
خب، دیدم یه مدتیه اینجا نشستی
تو کی هستی؟ - ... ام -
چارلی تو رو فرستاده؟ - نه، من کسی به اسم چارلی نمیشناسم -
... نمیخوام بیادبی کنم
اما این اولین باری نیست که برادرم نیومده و
یکی رو فرستاده تا از طرفش عذرخواهی کنه
برادرت؟
آره - برادرت الان کجاست؟ -
نمیدونم
چندماهیه ندیدیمش - چند ماه؟ -
چهار ماه؟
آره، سه، چهار ماه - هیچ خبری ازش نبوده؟ -
فقط یه پیام معمولی همون اول
... اما من نمیفهمم چرا - جوان کارلوس اسکودرو؟ -
بله مشکلی براش پیش اومده؟
اینو بگیر و بهم زنگ بزن
بعدا صحبت میکنیم - ... ببین، گوش کن، میتونیم -
حالش خوبه خانم؟
حرکت کن
سلام چه خبر؟
سلام
چرا اینجایی؟ - اینجوری به هماتاقی جدیدت خوشآمد میگی؟ -
خب، کدوم تخت مال منه
ام ... اون یکی فکر کنم، خالیه
خیلیخب
فکر کنم منو منتقل کردن تا مطمئن بشن هرچی میخوای داری
اون بالا یه سری آشنا دارم
پس اگه چیزی خواستی بهم بگو
امم، از اونجایی که تو پیشنهاد دادی میتونی برام یه کتاب بیاری؟
باورم نمیشه هیچکس اینجا کتاب نمیخونه
آره، کتاب برای ... خوندن درسته؟
اگه کسی رو دعوت کردی باید بهم هشدار بدی مالی
سلام - ایشون هماتاقی جدیدمونه -
ببخشید مزاحم شدم اینجا خیلی حریمخصوصی معنا نداره
خیلی خوبه که آدمای جدید این اطراف میبینم
خب، از دیدنت خوشحالم
اوه، متاسفم - اوه، ببخشید -
اسم من سمه - منم چارلی هستم -
خوش اومدی - از دیدنت خوشحالم -
چارلی؟
آره، چارلی
عه، خب هردوتون اینجا میخوابید؟ - آره -
عالیه
اگه چیزی نیاز داشتی بهم بگو
من اینجام که کمک کنم
باشه، ممنون
خواهی دید ما یه خانواده بزرگیم
اوضاع چطوره مالی؟
چه خبر؟ میتونم کمک کنم؟
آره، بیا
آره؟ - آره -
خیلیخب، یه لحظه
ول، میشه بزاری یه لحظه خصوصی باهم صحبت کنیم؟
اوه خدای من خیلی سرده
بیا یکی از اینا رو بردار
خب دقیقا قراره چیکار کنیم؟
این یهچیزی رو توی آب بررسی میکنه
اما من فقط از دستورات پیروی میکنم مثل بقیه
آره، خیلیخب میدونم، درسته؟
واقعا فکر میکنی همه رو دزدیدن؟
گبی بیخیال، درموردش صحبت کردیم نمیخوام بحث کنم
نه، نه، نه
منم نمیخوام، حرفم اینه که باهم خوشحال بهنظر میان
نمیتونم همه انرژیم رو صرف این کنم که ببینم تو رو شستشوی مغزی دادن یا نه
عه؟ و اگه تو رو شستشوی مغزی داده باشن چی؟ - کی منو شسشتوی مغزی داده؟ -
بل همیشه باهاشی
اون داره به همهمون کمک میکنه - آره، و داره همهمون رو پارانوئیدی میکنه
خیلیخب، کافیه
بیخیالش شو تنهایی انجامش میدم
باشه
راستی، اسم دوستت چیه؟
اونی که فرار کرد و داشت نجاتمون میداد
!ساکت !ساکت
چارلی چرا؟
خب، اون اینجاست
چی؟ - آره، توی اتاقم -
همه روز با سم لاس میزده
چارلی؟ - آره -
حدس بزن چیه؟
اون به اندازه تو فکر نمیکنه اینجا بده و قراره اینجا بمونه
نه، امکان نداره
برو با چشمای خودت ببینش
باورم نمیشه چه اتفاقی افتاده
اما تو نمیدونی چقدر این زخم جنگی
منو حشری میکنه
تو سادیسم داری
کی به کی میگه
میدونی چیه؟ اون تصمیمی که گرفتی تا چارلی رو ببخشی
... و این سری نکشیش خیلی هوشمندانه بود
خب، باید همین کارو برای آفریکا هم بکنیم، نه؟
هنوز هرکاری بخوام میتونم باهاش بکنم - زندگیت رو نجات داد -
مجبور نبود
میدونم
اما رازمون رو میدونه
و تو اتاق ارسال پیام بوده
که چی؟
جدا، اصلا مهم نیست
بیخیال آسترید یه نگاه بهخودت بنداز
خیلی خستهای و منم دیگه خسته شدم
No comments yet. Be the first to leave one.