The first 200 lines.
موشک هاي استينگر
بلند شو
من دوبار به ادريسي شليک کردم
چطوري از اونجا زنده موندي؟
اون کجاست؟
من ميدونم کيا تو مخفيگاه هستن اما محلشونو نميدونم؟
ما فقط منابع اونارو تامين ميکنيم
درو باز کن
از اينکه اينقدر نجاتتون داديم خسته نشدين؟
حالا بايد درباره ادريسي حرف بزنيم
ما اونو با خودمون ميبريم سرهنگ
من دارم رد اونارو ميگيرم
بهت گفتم که فعلا بذارش کنار
چاره ي ديگه اي ندارم ، متاسفم ، متاسفم
نارنجک
برو ، برو ، برو
اونا همه خروجي هارو مسدود کردن
حرکت کن
حرکت ميکنم
حرکت ميکنم
درباره آزادراه بهت چي گفتم؟
جدا؟ چرا اينکارو ميکني؟ الان وقتشه؟
برو ، بايد حرکت کنيم برو ، برو ، برو
حرکت کن
حرکت ميکنم
اينا کي هستن؟
راحت باش ازشون بپرس رفيق
نميدونم اين آدم ارزش مردن داره يا نه
اونا تا منو نگيرن دست بر نميدارن
پس شايد اون چيزي که ميخوان رو بايد بهشون بديم
شليک نکنين
اين کسي هست که ميخواين درسته؟ ميتونين برش دارين
اسلحه هاتونو بيارين پايين گفتم اسلحه هاتونو بيارين پايين
اسلحه هاتونو بيارين پايين ، هرکاري ميگه انجام بدين
اسلحه ها پايين
بشين
بيا ، ميتوني ببريش ، من ميرم عقب
حرکت کنين ، بجنبين
حرکت ميکنم
لعنتي
لعنتي
هي ، سروان ، سروان ، داري چيکار ميکني؟
بخوابين ، بخوابين
پايين بمونين
رينولدز با ادريسي در رفت
چرا بايد اينکارو بکنه؟
از کدوم گوري بدونم من
ما به يه نقطه خروج ديگه احتياج داريم
نارنجک
بجنب ، حرکت کن
کسي نيست
اينجا يه ماشين هستش
سوارشين بريم دنبالش
خريد بهترين فيلمها و سريالهاي روز دنيا .::: SantaFilm ™ :::.
تو مردي
کارت خوب بود
نه
نه ، من رهات ميکنم
و تو کارت بهتر شده و اين به نفعت بوده
هجده ماه قبل کلا داغون شده بودي
اره خب ، هجده ماه قبل من چيزي درباره يه اسلحه نميدونستم
لطفا بيا دوباره امتحان کنيم
جين ، تو آماده اي
جدي؟ اونا بهمون اجازه دادن؟
عمر ادريسي
بهش نزديک شو ، اعتمادشو به دست بيار
و هرچيزي که براي نابود کردن خودش و تشکيلاتش نيازه رو به دست بياريم
تو واقعا فکر ميکني اينکار ممکنه؟
من تا حالا کسي به استعداد و توانايي و وفق پذيري تو نديدم
باور کن ... يه نفر ميتونه تفاوت زيادي ايجاد کنه
درسته ، و اگه ... و اگه همه چيز درست پيش نره چه اتفاقي ميفته؟
و اگه ... زمانيکه ... زمانيکه بفهمه من ...اون آدم نيستم بايد بگم که کي هستم؟
اگه هر اتفاقي افتاد ، من اونجام که نجاتت بدم اينو قول ميدم
باشه
باشه
اون با منه
بيارش جايي که قرار داريم بقيه تيم چي شدن؟
خب ، همونجا ولشون کردم سرهنگ همونطور که خودت گفتي
ميدونم شک و شبهه هايي داري
اما به مقرمون يه حمله اتفاق افتاد
و تا زمانيکه مطمئن شم همه مورد اعتمادن تو تنها کسي هستي که بهش اعتماد دارم
تو بايد بدوني ... تو بايد بدوني اونجا برامون کمين کرده بودن
و من فکر نميکنم که آدماي پارکر بوده باشن
پس ، بايد به ينسن بگي يه نگاهي بهش بندازه
ناتالي ، ينسن موفق نشد زنده بمونه
لعنتي
متاسفم
حالا متوجهي که چرا ازت خواستم اين کارو انجام بدي؟
رو ماموريت متمرکز شو ادريسي رو برام بيار
مفهومه
گندش بزنن
رينولدز ، ادريسي رو ازمون کش رفت و قالمون گذاشت
فکر نميکنم قرار باشه به تلفنش جواب بده
نه ، دارم تلاش ميکنم با ينسن تماس بگيرم
اون تلفن هامونو رديابي ميکنه اون ميتونه پيداش کنه
اه ، صبر کن اون يه لينک خودکار از فايل هاش برام فرستاده ، شايد بتونم
از طريق اون رديابي کنم
اين چيه !؟
آخرين فايلي که ينسن واردش شده بود درباره پروژه تنبره
داشته تحقيق ميکرده اين داناوان هستش
و لوري
ميخواي دربارش حرف بزني؟
نه
تو داري منو تحويل کسي ميدي که بهش ايمان نداري و داري
به کسايي که بهشون اعتماد داري پشت ميکني
البته
بايد توسط مردي که هواپيما ها و هتل هارو منفجر ميکنه
نصيحت شم
لعنتي
واي
داري چه گهي ميخوري؟
دارم شوخي ميکنم
باشه
ميخواستي با اون چه گهي بخوري؟
چطوري منو پيدا کردين؟
ينسن يه ردياب روي گوشيت داشت ، خوبي؟
ميتونستم بهتر باشم
فقط ميخوام حرف بزنم ، باشه؟
تنهايي؟
اره ، تنهام
تقريبا تنها
تقريبا تنها
سلام سروان
دستاتو بيار پشتت ، زودباش
ميدوني ، حالم از دستگير کردنتون داره بهم ميخوره
من ار طرف داناوان دستور داشتم
ميدونستي که لوري يه ماموره بريتانيايي هستش؟
چي؟
نه
داناوان تعليمش داده اين پروژه تنبره بوده
مزخرفه ، اگه اينطوري بود بهمون ميگفت
بجنب
اره ، بايد بهمون ميگفت
شما فکر ميکنين من نميدونم اينکار يعني چي هان؟
دارين پاپوش درست ميکنين ، بهم دروغ ميگين
ميخواين گولم بزنين به عکس ها نگاه کن رفيق
من نيازي ندارم به عکس هاتون نگاه کنم رفيق
من زنمو ميشناسم
واقعا؟ بهشون نگاه کن
بهشون نگاه کن
تمام اين مدت ما داشتيم يه مامور زبده رو دنبال ميکرديم
يادته که ينسن درباره دسترسي امنيتي ازت سوال کرد؟
چيزي که دنبالش ميگشت اين بود
بايد باهاش ارتباط برقرار کنيم و
بفهميم که ديگه چي ميدونه
به مقر حمله شده
و؟
داناوان گفت که ينسن نتونست زنده بمونه گريسي
اه ، درسته؟ چي؟ اون مرده؟
اين چيزي هست که داري ميگي؟
متاسفم
داناوان درباره لوري بهمون دروغ گفت و حالا انتظار داري اينو باور کنيم؟
اين مزخرفه
لعنتي ! دشمن درحال نزديک شدنه ميتونيم اينو براي يه وقته ديگه بذاريم؟
اوضاع خيلي بده؟
اره ، خيلي بده
برو ، برو ! حرکت کن اره
دارن ميان
باشه ، بياين بريم ، برو ، برو
دوستاي تو هستن؟
من دوستي ندارم اما شما دشمن زياد دارين
عقب نشيني کنين
برو اينجا
حرکت ميکنم برو
حرکت کن
ما گيرشون انداختيم
برين داخل کشتي
برين اون بالا نفراته بيشتري دارن ميان
لعنتي
دارم رد ميشم
برو
همونجا بمون
مراقب باشين دستشون به ادريسي نرسه
لعنتي ! تير هاي من تموم شد
مک ، اونا دارن از کنار کشتي بالا ميان
حرکت ميکنم
خشاب عوض ميکنم
نوين
برين حرکت کن ، برو
خوبه ، برو ، برو ، برو برو ، برو ، برو
حرکت کنين
برين اونجا نوين ، نه
طبقه بالا ، برو
همونجا بمونين
اونا دارن ميان ،حرکت کنين
تو با من بيا
ميرم بالا ، مارو پوشش بده
دارم ميرم سمت عقب کشتي
هي ، هي
اسلحتو بنداز
به گا رفتم
دارم ميرم
آروم ، آروم
هي
نوين؟
فکر کردم با تو هستش
خب ، کسي ميخواد يه داستان خنده دار بشنوه؟ اين عاليه
دوستاي قديمي يه جا جمع شدن
اگه جزئيات پروژه تنبره آشکار بشه ميتونه ناراحت کننده باشه اما ميتونيم ازش قسر در بريم
اما به جايي ختم نميشه که ما روش حساب کرده بوديم
No comments yet. Be the first to leave one.