What We Do in the Shadows

What We Do in the Shadows

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

What We Do in the Shadows S03E08 The Wellness Center 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
What We Do in the Shadows S03E08 The Wellness Center 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
What We Do in the Shadows S03E08 The Wellness Center 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | Negar FD 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
BRip
x265
HEVC
720p
720
2CH
Published on: 2021-11-09
Downloads: 52
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫امروز روز خیلی خاصیه

‫روز تاج‌گذاری اربابمه!

‫سالگرد روزیه

‫که به عنوان نایب السلطنه ال کندار

‫منصوب شد.

‫پس یه جورایی مهمه.

‫کاغذ تزئینی چندش مورد علاقش!

‫هر سال سعی می‌کنم یه کار خاصی برای این

‫مناسبت انجام بدم.

‫کل ساکنین خونه بهش علاقه نشون میدن

‫یعنی، واقعا علاقه نشون میدن!

‫آره! اوه آره!

‫کالین رابینسون...

‫یه کم زیادی علاقه نشون میده.

‫اوه نه!

‫نه، فکر می‌کنم بهتره ‫دیگه اون عمامه رو نذاری!

‫خب، منم فکر می‌کنم باید کمی تحقیق کنی!

‫چون نه تنها این عمامه کاملا با

‫تمدن‌های باستانی فارس مطابقت داره

‫بلکه یک هدیه از طرف دوست خوبم

‫مهارجه دولیپ سینگ هست.

‫پس اگر حرفی برای گفتن

‫-به من یا مهارجه داری... ‫-من فقط، اینطور نیست...

‫توی انبار زیرزمین گذاشته بودیمش

‫و موش‌ها توش لونه کرده بودن.

‫اوه، درسته.

‫اوه، اینجاست!

‫بیا بریم.

‫بفرما بمیر.

‫سلام ارباب!

‫سالگرد تاج‌گذاریت مبارک نندور!

‫روز بزرگ سالگرد تاج‌گذاریتونه ارباب!

‫-فراموش کردین؟ ‫-نه.

‫باشه.

‫خب، فکر کنم اینم یکی از اون صبح‌هاست

‫ولی شب تازه شروع شده!

‫-شرط می‌بندم! ‫-آره!

‫یه چیز کوچولو برات درست ‫کردم، امیدوارم خوشت بیاد.

‫عالی.

‫خب، از اینکه خوشش نیومد.

‫اون چش شده؟

‫کالین رابینسون، می‌تونی ‫رقص شکم رو تموم کنی

‫-حتی تو اتاق نیست! ‫-می‌دونم!

‫این فقط برای خودمه...

‫یه سالگرد تاج‌گذاری دیگه!

‫رقت‌انگیزه!

‫صدها سال پیش، در چنین روزی

‫در کشورم به قدرت رسیدم.

‫و این چرت و پرتا...

‫اینم فقط یه مرحله‌ی مهم از زندگیه ‫که تا آخر عمر جشن می‌گیری...

‫چه باور کنی چه نکنی عزیزم

‫افسردگی خون‌آشام‌ها یه چیز واقعیه.

‫چشم‌انداز جاودانگی

‫می‌تونه حال بعضی از خون‌آشام‌ها رو بگیره.

‫اونا از فکر خیره شدن به انتهای ‫تونل بی‌پایان زندگی متنفرن.

‫اینا چه معنایی داره؟

‫هیچی!

‫وقتی یک خون‌آشام افسرده هست،

‫بهترین درمان اینه که به هر ‫نحوی ازش دوری کنین. بله.

‫من 700 سالمه

‫و در ازاش چی برای نشون دادن دارم؟

‫من یه خون‌آشام کاملا ‫بالغم و هنوز هم‌خونه دارم!

‫هیچ شریک زندگی‌ای ندارم.

‫هیچ فرزند زنده‌ای دارم.

‫کسی رو ندارم که ترس‌ها و یا ‫رویاهام رو باهاش در میون بذارم!

‫ببخشید نندور، فقط داشتیم...

‫-فقط باید یه چیزی رو بررسی کنم... ‫-زودباش!

‫یعنی، وقتی چندین بار رقص شکم کالین رابینسون

‫رو می‌بینی

‫یه جورایی جذابیتش رو از دست میده.

‫مهم نیست که من یه

‫موجود بی‌نهایت قدرتمندم،

‫اگر تا ابد زندگی کنی هیچ معنایی نداره.

‫همه‌چیز معنیش رو از دست ‫میده وقتی تا ابد زنده باشی.

‫در تمام سال‌هایی که نندور رو می‌شناسم،

‫تا حالا اینطوری ندیده بودمش.

‫فکر می‌کنم دچار بحران میانسالی شده.

‫ولی اون نامیراست، پس فکر کنم

‫شاید یه جور بحران واقعی باشه.

‫نندور دچار بحران شده!

‫خب همگی، ما

‫یک وظیفه‌ی بسیار مهم به ‫عنوان شورای خون‌آشامی داریم

‫جوری که می‌ترسم حتی برای

‫توانایی‌های کاملا محشر ‫منم زیادی سخت باشه.

‫یکی چند وقتیه که

‫عوارض اتحادیه‌ی شورای خون‌آشامی رو نداده.

‫اوه نه!

‫بعضی وقتا مهمه که خیلی ‫زیرپوستی یاد نندور بندازی

‫که... خیلی خون‌آشام مهمیه

‫با کارهای خیلی مهمی برا انجام دادن و...

‫و همینطور جمع‌آوری ‫عوارض شورای خون‌آشامی

‫اساسا از کارای مسخره‌ی خون‌آشامیه

‫و دلم نمی‌خواد انجامش بدم!

‫ولی می‌دونین، بیشتر همون اولیه،

‫اینکه می‌خوام اعتماد به ‫نفس دوستم رو بالا ببرم!

‫خب، کی دلش می‌خواد به این یکی رسیدگی کنه؟

‫خب، نمی‌دونم بانوی من

‫مطمئنی کسی اینجا داوطلب ‫میشه برای انجام این کار؟

‫اوه لعنتی... آره! اوه... نه عزیزم.

‫من به اندازه‌ی کافی مرد ‫نیستم که از پسش بر بیام؟

‫اوه

‫خیلی دوست داشتم کمکت کنم

‫ولی من هم متاسفانه به اندازه‌ی ‫کافی مرد نیس... حالا هرچی.

‫نه، درسته! تو واقعا مرد احمقی هستی

‫پس نمی‌تونی انجامش بدی.

‫تو چطور نندور؟ مسئول جمع‌آوری عوارض میشی؟

‫باشه، انجامش میدم.

‫بفرما! آره!

‫کار خیلی مهمیه

‫-و ما به مهمتر... ‫-گفتم که انجامش میدم!

‫بده به من اونو! لعنت!

‫-می‌خوای باهات بیام؟ ‫-نه!

‫اوه عالیه!

‫الان دیگه‌های خون‌آشام‌های سلامت داریم!

‫شماها نمی‌دونین از کجا می‌تونم کسی

‫به اسم جن رو پیدا کنم، می‌دونین؟

‫خیلی ممنون!

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫بیا دیگه!

‫بکشید! می‌خوام همینو ببینم! آره!

‫اون پر و پاچه رو بکشین! ‫سوزشش رو احساس کنین! آره!

‫اوه خوش اومدی!

‫ببخشید، من فقط برای...

‫برای جن اومدی؟

‫لطفا به ما ملحق شین، دوربین‌هاتون رو بیارین!

‫-اینجا رازی نداریم! ‫-اوه، نه...

‫-من فقط برای جمع‌آوری بدهی اومدم. ‫-بشین.

‫خب...

‫ما عاشق چی هستیم؟

‫عرق کردن!

‫و چطور عرق می‌کنیم؟

‫با رقصیدن!

‫و به تازه واردها چی می‌گیم؟

‫خوش اومدی! قبل رقص باید گرم کنی!

‫همونطور که وقتی اونجا ایستاده بودم گفتم،

‫فقط اومدم تا بدهی‌ای ‫رو جمع‌آوری کنم

‫که در 132 سال گذشته به ‫شورای خون‌آشامی پرداخت نکردین.

‫اوه حتما اشتباه می‌کنی

‫اینجا خون‌آشام نداریم رفیق

‫ولی تو جن هستی، درسته؟

‫بله، ولی دیگه خون‌آشام نیستم.

‫این... عجب!

‫همتون دندونای نیشتون رو کشیدین...

‫خیلی آزاردهنده‌ست اما اینکه مبلغ زیادی

‫-بدهی داری رو تغییر نمیده. ‫-بدهی‌ای برای پرداخت وجود نداره

‫چون ما دیگه خون‌آشام نیستیم.

‫ما دوباره انسان شدیم.

‫چنین چیزی اصلا چطور ممکنه؟

‫خوش اومدی، بفرما تو، بشین.

‫نه، ممنونم.

‫همونطور که می‌دونی، به عنوان یه ‫خون‌آشام نه می‌تونم چیزی بخورم و نه بنوشم.

‫بیچاره!

‫چند وقتیه که تو این زندگی ‫خون‌آشامی گیر کردی؟

‫بیشتر از 700 ساله که خون‌آشامم

‫-اگر منظورت این بود. ‫-بله، ولی یه لحظه...

‫نه نه نه! باید

‫باید گزینه‌ی 4750 پرینتر رو انتخاب کنی

‫نه گزینه‌ی بونژور رو!

‫خیلی متاسفم، یه لحظه!

‫بهم بگو...

‫به عنوان یه خون‌آشام خوشحالی؟

‫-روزای بهتری هم داشتم. ‫-اگر بهت می‌گفتم که

‫راه دیگه‌ای وجود داره چی؟

‫راهی که بتونی باهاش بری زیر نور آفتاب!

‫راهی که بتونی دوباره انسان بشی!

‫منم می‌گفتم داری چرت و پرت میگی!

‫خب... پس شاید این راه مناسب تو نیست.

‫راه سخت و پر خطریه

‫ولی پاداشش،

‫پاداشش به طرز غیر قابل بیانی

‫لذیذه!

‫خب، پس از تاملی کوتاه...

‫بله

‫تصمیم گرفتم عضو انجمن

‫دندان نیش کشیده‌ها بشم.

‫بروشورش واقعا قانع کننده بود!

‫من ذاتا آدم شکاکی هستم اما جن...

‫واقعا داره روم تاثیر میذاره، می‌دونین؟

‫همینطور به شدت زیباست و بدنی محشر داره!

‫پس داری از خون‌آشام بودن انصراف میدی

‫تا بری و سعی کنی به ‫عنوان یه انسان زندگی کنی؟

‫بله. کدوم بخشش واضح نیست؟

‫خب، کل قضیه؟

‫نمی‌تونی همینجوری بری ‫تظاهر کنی آدمی، ناسپاس!

‫تظاهر به آدم بودن فقط قدم اوله!

‫خب، قدم دوم چیه؟

‫هنوز راجع به تمام قدم‌ها خبر ندارم.

‫چرا شبیه عروسک پلی موبیل لباس پوشیدی؟

‫چون وقتی آدم بودم اینجوری لباس می‌پوشیدم.

‫اینا خیلی احمقانه‌ست!

‫اینکه رئیس شورای ‫خون‌آشامی هستیم که بماند!

‫مضحکه‌ی خاص و ‫عام میشیم وقتی بفهمن

‫تو با گریه رفتی با ‫انسان‌ها خاله بازی کنی.

‫-درست نمیگم؟ ‫-یعنی من به شخصه نمی‌خندم

‫ولی کسایی هستن که بهت بخندن.

‫خب، لازم نیست دیگه نگران اون باشین

‫چون دیگه هرگز منو نمی‌بینین.

‫اونو بده به من!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left