The first 178 lines.
اکیپ دخترای "اول مشروب، بعد کار" امروز همدیگه رو ملاقات میکنن
وقتی اکیپ دخترا دورهم جمع بشن چطور پیش میره؟
سلام
سلام
چند نفرین؟ - سه نفر -
چتریهای موجدارش بامزهان
کِی میان؟
"این لی سون بینه. مکنهی "اول مشروب، بعد کار
!اوه، اینجایی
سلام
زودباش
...بعدی، کسیه که حتی ماسک هم نمیتونه زیباییشو مخفی کنه
گشنمه - رسید -
ما دیروز همدیگه رو دیدیم - آره، ما دیروز همدیگه رو دیدیم -
ما زیاد همدیگه رو میبینیم
پس خوشحالم که میبینمش، ولی نه خیلی
دیروز خیلی سخت گذشت. بیا امروز خوش بگذرونیم
"هان سون هوا اونی "اول مشروب، بعد کار
دست و پا چلفتیه ولی جذابه
اون کسیه که هیچوقت انرژیشو از دست نمیده
لیوانو پر کن
گشنمه. هیچی نخوردم
اوه، اومد - اومد -
سومین دختر اکیپمون با وایب فوقالعادهای از راه رسید
دومین اونی جمع، جانگ اونجی
دختر پرجذبهای که همه درباره وفاداریش حرف میزنن
بالاخره اومدی - اون چیه؟ -
اوه، برای مائه؟
نه، تولد سون بینه - برای تولد سون بینه -
خدای من - ...اگه -
سوخت؟ - اگه آتیش بگیره چی؟ -
واقعا نمیدونستم
داره میچکه - ممنون -
باید عکس بگیریم - ...مردم پشت سرمون -
اوه، مرسی
من عکس خیلی خوبی ازت میگیرم
خیلی کیوته
انگار اولین تولد مکنهاس
خوبه
خدای من. اصلا خبر نداشتم
حالا بیاین غذا بخوریم - مرسی -
تولدت مبارک
اوه، خوشگله. برای خوردن آمادهاس؟
اگه خیلی تنده، بزنش تو مایونز
مرسی. عه، این دُمشه؟ - نوش جون -
آره - یکی دیگه لطفا -
بهمون گفت دُمشو بزنیم تو مایونز
واقعا؟ اینجاست - آره -
مایونز، لطفا
بله - مایونز -
خوشمزهاس
آمادهی خوردنه - آمادهاس -
تنده؟ خوبه؟ - هم تنده هم خوبه -
واقعا؟ آمادهی خوردنه
استخوانهاش جدا شده - جدی؟ -
...من - زودباش و بخورش -
زودباش
قبلا امتحانش کردی؟ - نه -
اولین بارمه
...من
تنده؟ - خوشم اومد -
من غذاهای تند دوست دارم - اوکی. پس امتحانش میکنم -
خوشت اومد؟ - آره -
عاشقش شدم
خیلی وقت بود نخورده بودم
خوبه - واقعا؟ -
گوشت خوک یخزده هم خوشمزهاس
معمولا اونو بعد از این میخورن - عاها بعد از اینه -
نظرتون درباره ساشیمی ترافل گوشت چیه؟
بیاین سفارش بدیم - باید برنج سرخ شده هم سفارش بدیم -
آره. هر چی دلمون بخواد میتونیم بخریم - خیلی خوبه -
دربازکن بین بطریهاس - ممنون -
میتونی با قاشق بازش کنی؟
آقا میشه با قاشق بازش کنیم؟
نوش جون - خیلی وقته ندیدیمش -
هی. مراقب بالا سرت باش
زیاد دیگه انجامش میدم - دفعه قبلی لامپو شکوندی -
دیدی؟ دیدی چی شد؟
این چندوقته زیاد این کارو میکنم - آره -
...تا امروز، سون بین در بطریها رو بیشتر از
سنش باز کرده - سون بین -
...خیلی خوشحالم
چون این اولین ورایتی شو بین خودمون سهتاس
قشنگم - ما قبلا سر برنامههای دیگه هم با هم بودیم -
ولی این اولین ریلیتی شوی خودمون سه تاست
این ورایتی شو فقط و فقط برای خودمونه
بیشتر هیجان انگیزه
خیلی وقته - باید یه کوه خوب انتخاب کنیم -
اوه، کوه
کوه؟
یه کوه خوب انتخاب کنیم؟
من عاشق کوهنوردیام
...من از بیست و یک سالگیم میرم چونگگه
برای کوه نوردی
اونموقع مثل سنجاب پرنده سریع بودم
ده سال پیش بود. اون موقع خیلی انرژی داشتم
و سالمتر بودم
فکر کنم مغزم هم سالم تر بود
...پس خودمو اینجوری صدا میزدم
سنجاب پرندهی کوه چونگگه
...تجربهی گرانبهایی میشه
که باهاشون برم کوهنوردی
توی سئول تاحالا کوهنوردی نرفتم
یکم نگرانم
،تنها رفتن سخته
ولی کوهنوری با دوستام باید جالب باشه
...فکر کردم میتونه واسه هر سه تامون یه شانس باشه
تا داستان خودمونو بسازیم
باید مراقب باشیم و سعی کنیم سالم بمونیم
قله رو فتح کنیم
از مشروبخورا به کوهنوردان تغییر وضعیت دادن
...چی منتظرشونه
در کوههای زمستانهای که مثل کاغذ سفیدن
چندتا کوه توی سئول هست؟
زیاد نیستن؟
کوه بوکان، کوه چونگگه، کوه آچا، کوه گواناک
کوه مِبونگ کجاست؟
کوهنوردی میکنی؟ - نزدیک اوکسودانگه -
چی؟اونم کوهه - خیلی گوگولیای -
واسه کوهنوردا اون کوه نیست - چی؟ پس تپهاس؟ -
کوه مبانگ پشت آپارتمان منه
دقیقا پشتشه
واسه همینه کوهنوردی اونجا واسم آسونه - پایینتر از آپارتمانته -
من قبلا رفتم کوه اونگبونگ
دختر، اون کوه نیست
اوه، شرمندتم، کوه اونگبونگ
بخور
چرا از کوه خوشت میاد؟
دلیلت چیه؟ - من؟ -
وقتی بدنم خسته میشه، نگرانیای ندارم
این مشکلو حل نمیکنه
ولی وقتی خستم، نگرانیهامو فراموش میکنم
،از وقتی جوون بودیم این کارو انجام میدادیم
...ولی با این حال من کاری که خودم دوست داشته باشم انجام میدم
،از اینکه توی شلوغی بهم توجه میکردن خوشحال بودم
ولی بعضی وقتا زیاد از حد بود
بعدش برای اولین بار رفتم کوه چونگگه
...کوهنوردای اونجا با من خیلی معمولی رفتار کردن
حتی اگه منو میشناختن - تو فقط واسشون یه کوهنورد بودی -
بدون هیچ تفاوتی باهام رفتار کردن
اینجوری نبودن که بگن "!این هان سون هوائه"
و با تعجب به من نگاه کنن
یا با خوشحالی بهم خوش آمد بگن
میگفتن "اوه، سلام سونهوا خانم" و از کنارم رد میشدم
میگفتن "شما هان سونهوا نیستید؟" و بعد رد شدن
این برای من خاطرهی خوبی شد
هم از لحاظ جسمی و هم روحی حس راحتی داشتم
اون زمان، کوهها دوستای من بودن
اینقدر برای من با ارزش هستن
یه کاری هست که میخوام انجام بدم
دلم میخواد رامیون یا یه نودل لیوانی امتحان کنم
حتما- حتما، این کار ضروریه-
همیشه دلم میخواست اینکارو انجام بدم
از اونجایی که هوا هم سرده، خیلی مزه میده
آره، گیمباپ توی سوپ هم خوبه
گیمباپ بزنیم تو سوپ- آره-
گیمباپی که یکم سرد شده- آره!-
بعدم هورت بکشیم. اونطوری دوست دارم- دقیقا-
،توی مسیر، همونطور که بهتون گفته بودم
قراره خیلی دراز بکشم- درسته-
همین الانش هم هیجان زدهای، آره؟- درسته-
اگه اینطوریه، پس همونجا رهات میکنم
تنها آرزوم اینکه که تو ولم نکنی
تو آزادی که دراز بکشی
...ولی هر کسی سرعت خودش رو
توی کوهنوردی داره
تو سریع هستی؟
نه، نیستم- اونجی، تو چطور؟-
هنوز نمیدونم
نمیدونی؟- نه نمیدونم-
تنها کوهی که توی سئول رفتم
تمرینهای مربوط به تردمیل بود
خوبه- میدونی چیه دیگه، نه؟-
تردمیل میره بالا و میاد پایین
میدونم- اون تنها تجربهی منه-
،من برای خودم مهمم
،بیخیال- ....برای همین چاره ای ندارم-
جز اینکه تو رو پشت سرم ول کنم
No comments yet. Be the first to leave one.