The first 200 lines.
این برنامه حاوی برخی واژههای نامناسب و صحنههایی است که ممکن است برای بعضی بینندگان ناراحتکننده باشد
حتی اگه در شرایطی بودم که بتونم وارد یه رابطه شم
الکس رو انتخاب نمیکردم. مشکلات روحی زیادی داشت.
اگه ایمون گالدی شاهد قتل گالبرث بود
پس اون تبدیل به یه مشکل میشد.
شایعه اینه که میک باعث تصادف ایمون شده.
دارن برام پاپوش درست میکنن.
کرگان برادر زن مویر هست؟
ظاهراً کرگان و واحدش متهم به آزار زندانیان تو عراق بودن.
من الکس گالبرث رو کشتم.
میدونی، فریزر تو اون سلول زندان میمونه تا وقتی که من جواب بگیرم.
بابام گالبرث رو نکشت. اون از نظر روحی آسیب دیده.
ولی اون هیچوقت بیدلیل کسی رو نمیکشت.
چرا آزادش کردن؟ چون اون این کار رو نکرده.
داری شوخی میکنی؟ اون اعتراف کرده. من همین الان دیدم.
حمله به من یا خانوادهام جلوی انتخاب شدنم رو نمیگیره.
ایو! میتونی زندگیتو روش شرط ببندی.
تو و پسرت باید به چند تا سؤال جواب بدید.
پرز، باید بیای خونهم. پسرم رو کشتن.
رئیس؟ یه آمبولانس تو خونه کرگان میخوام، هرچی سریعتر.
باشه.
جیمی. چی میتونی بهم بگی؟
زخم گلوله کشنده به سینه. گلوله بزرگ.
سوراخ بزرگ. شاید تفنگ شکاری؟
اوه، پزشکی قانونی دستگاه ساخت گلوله رو پیدا کرد.
امروز میفرستنش آزمایشگاه.
چقدر طول میکشه تا بفهمیم برای ساخت گلوله گالبرث استفاده شده یا نه؟
تا آخر امروز، اگه شانس بیاری.
باشه. ممنون، کورا.
خونه رو گشتیم.
و ساختمونهای بیرونی. هیچ اثری از کرگان نیست.
همسایهها چی؟
آره، مأمورای یونیفرمپوش دارن اطراف رو میگردن.
و یه ماشین هم داره جاده لرویک رو گشت میزنه.
و یه اوضاع حسابی به هم ریخته.
کرگان این کار رو تنها انجام نداده.
با کارشناسای صحنه جرم صحبت کن.
ازشون بپرس اگه کس دیگهای اینجا بوده.
آقای کرگان؟ اینجا چیکار میکنید؟
اصلاً چرا تو...؟
فریزر مرده، مالی.
چی داری میگی؟
چند نفر... مردها.
دیشب اومدن خونه. به فریزر شلیک کردن.
چه مردهایی؟ چه کسانی؟
اون مرده، مالی!
مالی؟
چی شده؟ چی شده؟
هی!
کیت کیلموئر زنگ زد. کرگان تو خونهاش سر و کلهش پیدا شده.
میگه مسلح بوده و ماشینش رو برده.
حالش خوبه؟
اون خوبه. مالی حالش بده. کرگان بهش گفته فریزر مرده.
کیت گفت کدوم سمت رفته؟ جنوب.
داره میره لرویک؟
سریعترین راه برای خروج از جزایر. بیلی واسه ماشین کیت هشدار داده.
ایست بازرسی تو همه جادههای ورودی و خروجی لرویک.
و بعد به اپراتورهای کشتی زنگ بزن و همه حرکتها رو لغو کن.
کنفرانس خبری چی؟ کدوم کنفرانس خبری؟
ایو گالبرث امروز بیانیه میده.
یه عالمه خبرنگار از خشکی (سرزمین اصلی) اومدن.
اگه کشتیها رو لغو کنیم، گیر میکنن. خب که چی؟
جزایر تا وقتی کرگان رو تو یه سلول بندازیم، قفله. باشه.
چه خبر از لوگان کرگان؟
اون هنوز فراریه. باشه. اِم...
رادیو جزیره زنگ زده. یه بیانیه میخوان.
باشه. ترتیبش رو بده.
تاش؟ یکی اومده دیدنت.
فیونا! حالت خوبه؟
خوبم.
متاسفم که مزاحمت شدم ولی جین وودز دیشب زنگ زد.
اون مدیر آسایشگاه موریس راسه.
داشت پیگیر هزینهها بود.
با ایو در موردش صحبت کردی؟
الان نمیتونم با ایو روبرو شم. ولی نگران اون پیرمرده.
اِم، باشه. من با آسایشگاه صحبت میکنم.
ممنون.
آواره برگشته! آره، وایمیسته هم نه.
فقط اینجام که یه کم پول بردارم بعد میرم.
باید در مورد حساب و کتابها حرف بزنیم. الان نمیتونم.
باید ایو رو برای کنفرانس خبری سوار کنم.
مناقصه جمعه مهلتش تموم میشه، نیون. آره، میفهمم. ببین، فکر نکنم واقعاً بفهمی.
اگه از برنده شدنش چیزی گیرمون میومد...
میفهمیدم. ولی این همه پول و تلاش؟
میدونی چیه، استروان؟ مشکل تو اینه که حس مسئولیت اجتماعی نداری.
من فقط دوست دارم خانوادهام رو اولویت قرار بدم.
قشنگه. داری حرف بابا رو نقل قول میکنی، آره؟
اون این شرکت رو به ما نداد که ما ورشکستش کنیم.
نه. اون این شرکت رو به ما نداد، اون این شرکت رو به من داد.
بعداً صحبت میکنیم.
منتظر نمیمونم.
پلیس در حال تحقیق درباره یک تیراندازی مرگباره که منجر به...
مرگ یک مرد نوزده ساله شد.
جسد فریزر کرگان اواخر دیشب تو خونهاش پیدا شد.
کارآگاه بازرس پرز از پلیس شتلند.
ما میخواهیم بهشون اطمینان بدیم که سخت تلاش میکنیم تا پیدا کنیم...
فرد مسئول مرگ فریزر رو.
آخرین خبر از کورا اینه که فریزر توسط...
یک گلوله کالیبر بزرگ، احتمالاً از یک تفنگ شکاری، کشته شد.
و میدونیم کرگان یه تفنگ داره.
ما فکر میکنیم دیشب افراد دیگهای هم اونجا بودن.
ممکنه یکی از اونها به فریزر شلیک کرده باشه.
ولی فرض کنیم کار کرگان بوده.
اگه کرگان به پسر خودش شلیک کرده باشه،
باید بگیم یه حادثه بوده.
یا شاید فریزر میخواست به خاطر کشتن گلبرایت لو بده.
نه، محاله فریزر باباشو لو بده.
منظورم اینه که اگه چیزی هم باشه، اون اعترافش تلاشی بود برای اینکه ازش محافظت کنه.
پس فریزر حتماً باور داشته که باباش گلبرایت رو کشته.
و بعد هم دستگاه پرس گلوله هست.
ببخشید؟ دستگاه پرس گلوله؟
یه دستگاهیه که توی کارگاه کرگان پیدا کردیم.
امم، برای ساخت گلولههای سفارشی استفاده میشه.
مثل همونی که گلبرایت رو کشت؟ اوهوم.
پس حدس میزنم کرگان مظنون اصلی ما برای قتل الکس گلبرایت باشه.
جیمی؟ پای تلفنه.
لوگان؟
چرا فقط دنبال یه نفرین؟
دیشب کلی از اون کثافتا اونجا بودن.
اونا کی بودن؟
لوگان، برای فریزر متاسفم. میدونم باید عصبانی باشی.
ولی الان وقت انتقام گرفتن نیست.
ببین، چرا بهم نمیگی کجایی
تا خودم بیام دنبالت؟
بعدش چی؟ منو به جرم قتل پسرم محکوم میکنی؟
شاید هم برای تکمیلش، قتل الکس گلبرایت رو هم بندازی گردنم، هان؟
لوگان، پس تو کمکم کن تا پیدا کنیم
کسایی رو که دیشب به خونهت حمله کردن.
نمیتونی دنبال همهشون بری، لوگان.
لازم نیست دنبال همهشون برم.
دیشب برنامهریزی شده بود.
یکی اون کثافتا رو فرستاده بود دم خونهم.
لوگان؟
تاش، ببین تماس از کجا بوده.
چشم.
قربان؟ سندی، فهمیدی کی خونه کرگان بوده؟ اسمی در کار نیست.
ولی یکی از همسایهها یادشه که یه ماشین دیده.
احتمالاً یه شاسیبلند، حدودای نیمهشب.
راننده رو دیدن؟
خیلی تند میرفت.
ولی گفتن بیشتر از یه سرنشین داشته.
خب، پیگیر باش چون باید پیداشون کنیم.
تماس کرگان از باجه تلفن جاده جنوبی بود.
بیلی، یه اکیپ بفرست جاده جنوبی، همین الان. باشه.
چی گفت؟
میخواد بره دنبالشون.
دیویدیها. فکر کردم میتونیم یه روز فیلم ببینیم.
مجبور شدم بیشترشون رو از جیمی قرض بگیرم.
و اون سلیقه خیلی عجیبی داره!
چرا بیرون نمیری؟
خب، اجازه هست؟ منظورم اینه، حالش به اندازه کافی خوبه؟
تا زمانی که کار خیلی سختی نکنه،
مشکلی نمیبینم.
اوه، خدایا!
عالی میشه اگه یه کم هوای تازه بخوریم.
باشه. خب، بریم بیرون.
یه خبر گرفتم در مورد گزارش ISA راجع به مرگ ایمون گالدی.
اونا میک میوئر رو عاملش معرفی کردن.
اوه، حداقل این خوبه. زیاد ذوقزده نشو.
اونا همچنین مشخص کردن که این یه حادثه بوده.
قتل بود.
خب، مگر اینکه بتونی مدرکی برای اثباتش پیدا کنی،
من مجبورم یافتههای اونا رو قبول کنم.
تنها راهی که میتونیم میوئر رو گیر بندازیم
به خاطر قتل گالدی اینه که بتونیم ثابت کنیم
اون و کرگان با هم همکاری میکردن.
میوئر الان کجاست؟
با مادر فریزر.
قرار امروز بعدازظهر جسد رو شناسایی کنه.
خب، بعد از شناسایی جسد میخوام یه بار دیگه ازش بازجویی کنی.
ماشین کیت کایلموئر رو اینجا تو لروبک پیدا کردیم. ولی هیچ اثری از کرگان نیست.
ماشین کجاست؟ پایین، تو اسکله هیز.
کنفرانس مطبوعاتی. داره میره سراغ ایو گلبرایت.
بیلی، هرکی رو که داریم بفرست موزه.
تاش، بیا، بریم.
اونا هیچ جزئیاتی نمیدن. فقط میگن بهش شلیک شده.
اشکالی نداره. بعداً میتونیم بفهمیم.
اگه پرسیدن، فقط بگو یه مسئله پلیسیه و ادامه میدیم.
شاید باید کنسل کنیم.
ایو، خبرنگارا بیرونن و گروههای خبری از خشکی اومدن.
الان برای این کار خیلی زوده.
تنها کاری که داریم میکنیم اینه که به همه بفهمونیم تو هنوز مسئولیت رو به عهده داری، اوکی؟
و من اینجا بودم، فکر میکردم اومدیم به بابا ادای احترام کنیم!
جیمی؟ ایو، الان کجایی؟
چی؟ من توی موزهام.
دقیقاً کجای موزه؟
اِ، تو یه اتاق کناری.
باشه. با مِرَن هستی؟
مرن و نیون. چرا؟
میخوام در رو قفل کنی و همونجا بمونی.
جیمی، چی شده؟
فقط کاری رو که میگم انجام بده - مهمه.
همونجا بمون و صبر کن تا ما برسیم. حدود پنج دقیقه راه داریم.
باشه، پخش بشیم.
چرا باید دنبال من بیاد؟
چون اون یه دیوونهس.
همیشه همینطور بود، حتی قبل از اینکه به عراق بره.
ما مطمئن نیستیم که کرگان دنبال توئه.
ولی اون ادعا میکنه فریزر توسط مردایی که به خونهش حمله کردن، هدف گلوله قرار گرفته.
اون فکر میکنه کار من بوده؟
No comments yet. Be the first to leave one.