The first 200 lines.
!همينگز
سم، بهت گفتم کارگاه رو ببندي و تا شب آماده رفتن .از جزيره باشي
...بله. کاپيتان برينر، ولي ولي چي؟
نمي تونم چند ساعت برم اسکله بارگيري و بيام ببينم يه گند گنده بار نياوردين؟
با نهايت احترام، دکتر لانگ بهم گفت که زمين رو .براي انفجار ظهر آماده کنم
مسيح... ما الان تو يه مسير .خيلي بد هستيم سم
يه عمليات نظامي مخفي که دانشمنداي .غيرنظامي توش دخالت دارن
فکر نمي کني اونقدرا هم بد نباشه؟ لانگ .دو سال آخر داشته برگ کشش رو پرورش مي داده
اون ماده حتي علف شوره رو هم .نمي تونه بکشه
وسايل حفاظتيشون کجاست؟ .اين بيرون دما صد درجه است. يارو ها حق استراحت دارن
.فردا استراحت مي کنن .روز آخرمون نمي خوام ريسک کنم
دکتر، چه خبرا؟ فکر مي کردم ديروز .آزمايشا رو تموم کرديم
کاپيتان برينر به خودش مي رينه اگه بفهمه .کارگاه رو نبستيم
.يه جور تجلي داشتم امروز صبح. تلستار
پوست دوتايي رو حذف کردم. و کوبالت رو به اونطرف .مولکل پيوند زدم
فکر مي کنم ممکنه يه دگرگوني شيميايي خيلي .سريعتر بهمون بده
.بهتره همينطور بشه
آقاي سوئيني، چه طور پيش ميره؟
خب، کوستلو پروفايل ثبات رو ...تموم کرده
ولي ابوت هنوز داره به پرونده .بارگيري ور ميره
پس دماي واکنش پنجاه درجه است، پيش بينيت .درست بود
چه قدر ديگه تا پرتوافکني نيرو و منحني مونده؟
.نمي دونم
،ام، داره کار مي کنه. ولي ديتاي زيادي هست شايد يه ساعت ديگه
.يه ساعت وقت نداريم .همين الان قرار بوده بسته باشيم
.دکتر لانگ
اين مسخره بازي انفجار امروز چيه؟
طبق برنامه بايد امشب .از جزيره بريم
.برنامه رو عوض کردم
.من براي تو کار نمي کنم .کاپيتان برينر
سوئيني بهم مي گه تاييد کامپيوتري .نداري
مي دوني، کاپيتان، اگه اين همه مدت توي ،شغلت ارشدات رو زير سوال نمي بردي
ممکنه درجه هاي طلايي روي يقت .بيشتر مي شد
ما تو مسابقه عصباني کردن .همديگه نيستيم لانگ
ممکنه مسئول اينجا تو باشي، ولي اون افراد .که بيرونن مسئوليتشون گردن منه
ببين، اين يه آزمايش علميه. باشه؟
اگه کار کنه، افراد تو هم کنار .افراد من توي پنتاگون با هم مي رن بالا
فکر نمي کنم لازم باشه يادآوري کنم که .چنين کمکي به کارت مياد
سازمان امنيت ملي فکر مي کنه .سازمان ملل دنبال کارته
کاخ سفيد داره داره براي .اسلحه هاي شيميايي داد و بيداد مي کنه
و ما هم اينجا وسط مخمصه .گير افتاديم
بذار يه چيز ديگه بهت بگم. من خدمت نکردم ...که بذارم آدمايي مثل تو
ايالات متحده رو تبديل به کشوري بکنن ...که قرار بوده باشيم
ولي تو چاره اي جز اطاعت از دستورات نداري
.حالا خوب بهم گوش کن
مي دونم وجدانت با کاري که .ما داريم مي کنيم مخالفه
ولي، باور کن، اگه خطر واقعي اي وجود داشت .من پيش نمي رفتم
.بهت قول مي دم
خيلي خب، يه امتحان ديگه. اگه تضمين .کني امشب از جزيره مي ريم
.بريم سر کار
.خانم ها و آقايون، الويس داره به صحنه نزديک ميشه
.فاصله امن، 200 يارد
و مطمئن شو همينگز ميشنوه .چي مي گي
.دويست يارد. همينگز .پنج روز مونده
.خيلي خب، راه ميفتيم افراد
.کافيه .با هم ديگه نزديک بشين
!مسيح، دکتر لانگ
.هشت هزار يارد دارم .شعاع پنج مايله
چي؟ لانگ، چه غلطي کردي؟
ابوت پيشبيني مي کنه که .شعاع موثر انفجار پنج مايله
.اين ميشه کل جزيره. بايد جلوشو بگيريم .بايد جلوشو بگيريم
.اوه خداي من .من خود مرگ شده ام
.نابود کننده دنياها
!نه! نه !هممون رو به کشتن مي دي
.لعنت بهت لانگ .افراد من، افراد خودت اون بيرونن
.ديگه ديره .ديگه ديره
!بذار بيام تو
کاپيتان اندرو توماس بينر، طبق نظر هيئت ...بازبيني
راي وارده در اين پرونده ...صحبح هست
به اين معنيه که ،جرم شما در حقيقت قصور مجرمانه است
که منجر به مرگ 18 تن از اعضاي گروه تحقيقات ... نظامي
.در تاريخ 18 اگوست 1987 شد
همچنين نظر هيئت شامل محکوميت در تنزل درجه
...محروميت از حقوق و جيره
و ده سال خدمت نظامي تاديبي در منطقه نظامي لونورث
.وارد است
مهم تر از اين، بهتون توصيه ميشه که ،حين دوران زندانتون
طبق لايحه 1947 قانون امنيت ملي .عمل کنيد
اگر اطلاعات طبقه بندي شده ...رو افشا کنيد
يا ماهيت پروژه اي که درش شرکت داشتيد ،رو آشکار کنيد
.با پيگرد هاي قانوني بيشتري مواجه ميشيد
متوجه هستيد؟
سکوت شما رو رضايت .در نظر مي گيرم
.انتقال به لونورث الساعه خواهد بود .مرخصيد
...اندرو، اي کاش مي ذاشتن درمورد
حرفي براي زدن نيست دکتر. يکي بايد .تقصير رو گردن مي گرفت، اونا هنوز تو رو لازم دارن
همونطورم که خودت گفتي، من هيچ وقت چيزي جز خار .براي طرف پرشمار اونا نبودم
پس منو با گناه هاي مخفيم .تو يه سوراخ امن زنداني مي کنن
.و البته گناهاي تو
آماده اي؟
.داشتم زور مي زدم راز کارتو بفهمم رازم؟
اره. ده ماه. ده ماهه که .تو اين رودخونه با هم ماهيگيري مي کنيم
لوازممونم يکيه، ولي تو دو برابر .من ماهي از اب در مياري
.و من به اين کار واردم تازه
.از بچگي ماهيگيري مي کردم
.ولي تو، نمي دونم .يه جوري مثل يه ماهي فکر مي کني
.نه. همچين چيزي ممکن نيست ميسن قزل
شکارچي بي نقصيه، ارباب قلمروشه
چه طور اميدواريم که بتونيم مقابل غزل پيروز بشيم؟
:فقط يه راه هست ميسن
از قدرت خودت شکارچي .عليهش استفاده کن
يه حشره رو ببند، طعمه اي درست کن .که غرايز ماهي رو فوق فعال بکنه
،مجبورش کنه که حمله کنه ...بعد اون موقع
دوست نجيبمون مي فهمه .که اونم مي تونه حمله کنه
و اون قدرت، بدون احتياط .مرگه
بعضيا شايد بگن يه کار ساده مثل ماهي گيري رو داري خيلي پيچيدش مي کني
.بعضيا شايد .ولي فکر نکنم تو اينو بگي
.رسيد
.وقتشه
.همه مي دونيم چي کار بايد بکنيم
.پس بريم تو کارش
هميشه گرگ تنهايي خواهم بود
گوسفند سياه خانواده
.از جاهايي رد مي شوم که قبلا بوده ام
.صبر کن .لعنتي، ميسن
اين همه روز خدا هست که ،مي تونستي دير بياي
،اول، آپريل احمق زنگ زده مي گه مريضه ...بعدم دندون من درد گرفت
بعدم کارگر شيفت شبم هر وقت .حالشو داشت مياد
دارلين، ساعت پنج و نيمه. امروز صبح تا دير ،وقت برات کار کردم
و تو نمي خواستي برا اضافه کاري دست به جيب بشي، يادته؟
اوه خب، قبل اين که دندون پزشک ببنده .بايد برم پيشش
.که يعني هم بايد حواست به گريل باشه هم سالن
.از پسش بر ميام .همم، لازم نيست نابغه باشي که بربياي
خب، امروز چه طور بود دکتر؟
اوه، چندتايي گرفتيم، چندتايي .از دست داديم
.داستان زندگيم
،خب، يه چيزي که از دست نمي دي .اون رفيقت اون پشته
.مطمئن باش اوه، جدي؟
.شما دو تا منحصر به فردين دکتر شايد مثل تو، تو پوست گوسفند نباشه
و خب، اکثرا، به ظاهرش مي خوره ،گربه آورده باشدش تو
ولي اونقدري باهوش هست که يه ،جوري بياد سراغت
.يه چيز ديگه هم هست
.اوه، جفتمون دوست داريم ماهي بگيريم
.راز ها .اوه
.مال اونو مي دونم .مال تو رو روحمم خبر نداره
ولي اگه به خاطر تو نبود، به نظرم راحت .از اين شهر مي رفت
،مي دوني
من هنوز يه فنجون قهوه و يه غذاي ساده اينجا نخوردم دارلين؟
.الانم قرار نيست بخوري
!ميسن بله؟
.يادت باشه به بوسکو غذا بدي
.و بستنيم بهش نده .مثل آپريل، باد معده مي گيره
و مطمئن شو که دو تا کتري قهوه ...آماده
.مي کني قبل اين که مشترياي صبح بريزن تو .حله دارلين
اين صندلي کسيه؟ .نه. بفرما
.سر حال به نظر مياي ريچارد .روي فرم، سالم
اصلا شبيه مردي نيستي که مسئول مرگ .اون 18 نفر باشه
براي اين اومدي اينجا؟ که سرزنشم کني؟ .لازم نبود به خودت زحمت سفر بدي
.مي دونم تقصير گردن کيه
،ولي من تو رو تو زندان ننداختم اندرو .دولت انداخت
خب، خوب مي دونم دولت چي کار .کرد. مطمئن باش
حقيقتش، اومدم بگم چه قدر از تو و دولت .متشکرم
متشکر؟ .همم
...در کنار هم، تو بهم فرصت دادي که بفهمم
.زندگيم چه قدر اشتباه پيش رفته بود
،يادته يه زماني بهم گفتي توي شغلم
هيچ وقت کنار نيومدم؟
.خب، البته که حق با تو بود
ولي بعد اين که سال ها روي ،موضوع فکر کردم
کم کم فهميدم که کل ماجرا .مشکل من نبود واقعا
چه مرد عاقلي با کارايي که دولتمون داشت انجام مي داد کنار ميومد؟
اون کارايي که هميشه انجام مي دادي، ريچارد؟
فکر مي کني هر بار که چشمامو مي بندم جسد اونا رو نمي بينم؟
..ولي بعد اين که تو رفتي رفتي؟
.رفتي .خوشم اومد
.تقريبا جالبه
خيلي خب، بعد اين .که بردنت
شروع کردم به پيدا کردن راه هايي براي ..کنترل تاثيرات سلاحي
.که توي جزيره هورن آزمايش کرديم .و بذار حدس بزنم... موفق نشدي
.تا الان، آآره
چه طوريه که شما دانشمندا مي تونين ،اينقدر سريع ابزار نابودي بسازين
،ولي وقتي پاي درمان و سود ملت مياد وسط سرعتتون با سرعت يخچالاي قطب يکيه؟
حداقل داري تلاش مي کني .ريچارد
و اگه تاوان راه جهنم با نيت خوب ،داده بشه
مي دونيم که راهتو اونجا .سريع پيدا مي کني
.و نگران نباش
.اونقدرا هم جاي بدي نيست .من که خوب بايد بشناسم اونجا رو
.خيلي خب دکتر
!همون هميشگي دکتر
.صبح بخير دکتر لانگ .سلام
صبح بخير دکتر خيلي زود بيدار شدي، نه؟
.نمي تونستم بخوابم پامپ امشب همه چي مرتبه؟
.اون بيرون هيچ خبري نيست دکتر
جز اون ماهيگيرايي که قلاب مصنوعي دارند .و هر از گاهي ميان
.هي دکتر
.ممکنه بخواي يه موقعي اينو امتحان کني
.خوب بود
.سرهنگ برينر .قرار ملاقات با دکتر لانگ دارم
ميشه مدرک شناساييتون رو ببينم قربان؟
.دوربينا قفلن .سي دقيقه وقت داري
.بيخيال اون بشو
.بيا جايزه رو پيدا کنيم
.وان
.رفتيم تو
.همينه
!ايول
براي رييس من کار مي کني سگ؟ .باشه باشه
باشه باشه
.حداقل يکي از اين گه خوشش مياد
.صبح بخير .يه کم برا پست زوده
No comments yet. Be the first to leave one.