The first 145 lines.
m 10 19 b 8 11 13 6 21 11 b 19 6 27 2 32 7 b 42 16 51 29 52 41 b 53 49 53 56 47 58 b 44 57 43 55 42 54 b 40 62 36 66 30 56 b 28 39 20 28 10 19
دنیای انیمه و مانگا
ترجمه و ویرایش
قسمت اول
"در افسانه ها اومده که، وقتی جد ملکه، پادشاه بنیانگذار "جمی ،از آفون نوها، به تاهایازِ فرود میاد
،مردم با شخصی به سان خدا روبرو میشن که
.دارای قدی بلند و چشمانی به رنگ طلا بوده
.جنگ با لارزا شروع شده
!بازم قرار خون های زیادی ریخته بشه، نه؟
،تا وقتی که ما رزمندگان شیر دل دوک بزرگ و تودا رو داریم .پیروزی با ماست
.لطفا خیالتون راحت باشه
ملکه
!داداش
!آروم باش، نوگان
.توجه: تودا، به رزمندگان ابلیس یا رزمندگانی که با حیواناتی شبیه مار در جنگ شرکت میکنن هم، معنی میشه
!تودا اینجاست
!شلیک کنید! شلیک کنید
دوک بزرگ
.تودا، نشانه ی از قدرت راسخ ملکه یِ ماست
،وظیفه ی محافظت از پایتختی که توسط ملکه گردونده میشه ،به عهده ی ارتش رزمندگان شیر دل دوک بزرگه
.و به همین دلیل هم هست که همیشه در اوج امنیت قرار داشته
Erin of the Green Eyes
،کمی دورتر از میدون جنگ یک روستای کوچیک قرار داره که
.به اسم آکه شناخته میشه
روستای آکه
.این روستای بخصوص در زمین های دوک بزرگ، سهم مهمی در رشد تودا داره
!ارین این اطراف نیومده؟
.نه
.که اینطور
.اون با اینکه یه زنه،خودش رو دکتر تودا صدا میکنه
.تمومش کن
!ارین؟ !مگه سر کارش نرفته؟
....هر چی باشه، تا حالا باید کارش تموم میشد
!خاله جون
.اگه دنبال ارین میگردی، اون طرف پشت اون آلونک پزشکی دیدمش
.آره، اونجا بود
!اون هنوزم اونجاست؟
.ممنون
!انگاری ارین بازم مجذوب یه چیز عجیب و غریب شده؟
.احتمالا همینطوره
.بازم که کارش رو نصفه ول کرده
!ارین
!حالا کجا میتونه رفته باشه؟
...از دست تو ارین
!ارین
!هاه؟! مامان
.ببین، یدونه ملخ گرفتم
!ملخ رو بی خیال شو
.دیگه وقت ناهاره
!کجا رفت؟
!مگه تو نمیگفتی که: تا ظهر کار پر کردن کیسه های "بن ترافیک" رو تموم میکنم؟
.بن ترافیک: یه نوع ماده مغزی که برای قویتر شدن بدن توداها خوبه
.متاسفم
،میخواستم واسه بچه توداها، آب بن ترافیک درست کنم .به همین خاطر داشتم دنبال مواد لازم میگشتم
وقتی آب بن ترافیک با ماده ی مخاطی روی .پوست توداها مخلوط بشه، جذبش راحتره
.اینطوری هم بدنشون قویتر و همچنین از شر انگل ها خلاص میشه
.اما این ماده برای توداهای بالغ مناسبه، برای بچه توداها مصرفش خیلی خطرناکه
!که اینطور
پس به این دلیل که، از داروها برای دفع کردن این ماده .از بدن اونهایی که ضعیفتر هستن، استفاده میکنی
!منم بهت کمک میکنم !پس بیا زودتر تمومش کنیم، بره پی کار خودش؟
.باشه
.ارین از بودن در کنار مادرش، خیلی خوشحاله
،سویون نیز از اینکه در کنار تنها فرد خانوادشه خیلی خوشحاله .و قدر این لحظات رو میدونه
!مامان، اون بچه تودا بزرگتر شده؟
،بزار ببینم. بنظرم بزودی میتونه تنهایی غذاش رو بخوره .ولی انتقال دادنش به برکه، هنوز واسش زوده
!اگه به برکه منتقلش کنین، میتونم ازش مراقبت کنم؟
.منم میخوام مثل تو یه دکتر تودا بشم
.بعد بزرگتر شدنت اگه بازم همین حس رو داشتی، اونوقت روش فکر میکنم
.اما الان نمیشه
!چرا؟
.توی برکه بجز توداهای کوچیک، توداهای بالغ خیلی خطرناکی هم هستن
.اون ها اصلا هم ترسناک نیست .برعکس خیلی هم بی آزارن
.اون درست مثل سگ ها هستن .با کسی هم کاری ندارن
.به همین دلیله که دارم روی رام کردنشون کار میکنم
.من با چیزهای نامرئی آروم نگهشون میدارم
.سویون. یکی از توداهای که به جنگ فرستاده شده بود رو برگردوندن
.بدجوری زخمی شده
.همین الان میام
.من باید یه سر برم بیرون
.باشه
!محکم بگیرینش. نزارید دمش رو زیاد تکون بده
!چیکار میکنی؟ !دمش رو محکم بگیر
!سویون
.سویون
!به چی زل زدین؟
.یدونه تودا اینجاست
.مادرت عجب شیر زنیه
.اون به راحتی تودا رو سر جاش نشوند
.این حوله ها رو با خیس کنید
.بسیار خب
.برای جلوگیری از خشک شدن پوستش، روی بدنش رو با کاه بپوشنید
.باشه
!برید کنار! راه رو باز کنید
.آه، وادان اومده
!\چرا همتون اینجا جمع شدین؟ !صدام رو میشنوین؟
.یه بچه تودا
،خیلی زود اینجا رو خلوت کنید .تا هرچه سریعتر بتونم اونو به برکه ببرم
.مامان گفت بردنش هنوز خیلی زوده
!ارین؟
.مامان گفت بردنش هنوز خیلی زوده
!چی؟
...چشم های سبز
.تو باید از نژاد مردمان میست(مه) باشی
.من خیلی قبلتر از مادرت با توداها کار میکردم
.و من میگم که الان وقتشه
...اما
!چی شده؟
.مامان
!نگاه کن، دیگه وقتشه که اون به برکه منتقل بشه، نه؟
.لطفا بزار یکمی بیشتر چکش کنم
.بنظر میرسه اون میتونه خودش غذاش رو بخوره
بسیار خب. فقط قبل منتقل کردنش به برکه، لطفا مایه ی .مخاطیِ تودای قبلی رو پاک کن
.و همچنین، مطمئن شو که علوفشم عوض میکنی
.باشه
.هوی، حرکتش بده
!امشب من یکمی دیر به خونه بر میگردم، باشه؟
.باشه
Lalalila lalila
لالالیلا لالیلا
Sora habataite chiisa na watashi wo mitsuketa
.اون همیشه با پرواز کردن توی آسمون منو پیدا میکرد
Dokoka ni itsumo ikitai noni
،من همیشه دلم میخواست یه جایی برم
Anata no senaka ni kakureta
.اما همیشه پشت سر تو مخفی میشدم
Shizuka na mori de hitori uta wo kaze ni noseta
،توی یک جنگل بکر و آروم، شروع به آواز خوندن میکنم .و به باد اجازه میدم که اونو با خودش ببره
!از خواب بیدارت کردم؟
.نه. من بوی یه تودا رو حس کردم، اینطوری فهمیدم که تو برگشتی
Lalalila lalila
لالالیلا لالیلا
!پس اینطور؟
!حال اون بچه تودا خوبه؟
Sora habataite chiisa na watashi wo mitsuketa
.اون همیشه با پرواز کردن توی آسمون منو پیدا میکرد
.آره، حالش خوبه
.خدا رو شکر
!میشه کنار تو بخوابم؟
Dareka ni itsuka kikasetakute
امیدوارم یه روزی، یکی صدام رو بشنوه
!چرا که نه. خوابیدن با همدیگه خیلی هم گرمتره، نه؟
.آره
Tooku no natsukashii ano uta.
.از وقتی که این آهنگ رو خوندم، خیلی میگذره
m 10 19 b 8 11 13 6 21 11 b 19 6 27 2 32 7 b 42 16 51 29 52 41 b 53 49 53 56 47 58 b 44 57 43 55 42 54 b 40 62 36 66 30 56 b 28 39 20 28 10 19
No comments yet. Be the first to leave one.