Miraculous World: Shanghai – The Legend of Ladydragon

Miraculous World: Shanghai – The Legend of Ladydragon

Miraculous World: Shanghai, la légende de Ladydragon

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Miraculous World Shanghai The Legend of Ladydragon 2021 WEB-DL
A Commentary by nima2598

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
Published on: 2021-06-24
Downloads: 53
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

امروز آخرین روز آخرین

کسوف افسون شده بود

.وو شی فو" خیلی نگران بود"

رازی که نگهبانش بود در خطر بود

ما خیلی شرمساریم استاد، ما لیاقت تدریس شما رو نداریم

نرین! من هنوز کلی چیز باید بهتون یاد بدم

چه بلایی سر ارزش های اجدادی آمد؟

شجاعت، وفاداری، صداقت

یک غریبه هر کاری کرد

تا اون معلم رو مجبور به فروش مدرسه کنه

یکی می خواست اون منطقه ساخته شده رو بگیره

و هیچکس هم جلودارش نبود.

اون مدرسه برای"وو شی فو" خیلی باارزش بود

برای اون دانش آموزاش مثل بچه هاش بودن.

،و بدون بچه

اون کسیو نذاشت

که ارثش

و مسئولیتش را به او بدهد

.که باهاش میاد

به چه کسی میتوانست اعتماد کند

و راز سنگینش را به اون بگوید؟

و اگه کسی نباشه که در کسوف بعدی

از غار محافظت کنه

برای کسوف جادویی بعدی چی؟

از این به بعد، تنها، بدون هیچ امیدی

اون موقع بود که باهم آشنا شدیم

اون اسمی برام گذاشت که در چینی ماندارین

به معنی"پرواز در آسمان" است

من" فی" هستم

،بعد از اینکه من رو به فرزند خواندگی قبول کرد

وو شی فو" بهم کنگ فو یاد داد"

و منو نگهبان جدید کرد

ولی اونا همیشه ما رو اذیت می کردند

اونا پدرخواندمو ازم گرفتن

و حتی با اینکه مدرسه رو نابودن کردن

دستبندش رو هم دزدیدن

از این به بعد من تنها کسی بودم

که باید از راز غار

در کسوف افسون شده بعدی محافظت می کردم

خوب، مدرسه بالاخره تموم شد و قراره عالی بشه

،میریم استخر ،به سینما میریم

،از موزه دیدن می کنیم قدم بزنیم

ما حتی یک پیکنیک هم داریم که همه اونجا هستن

حتی آدرین هم میاد

پدرش رضایت داده

اره، تعطیلات خوب شروع شد

حتی برای کت نوار و من

ما چند تا مأموریت داشتیم،

ولی خبری از آکوما نبود

انگار هاک ماث هم رفته تعطیلات

تونستیم یکم استراحت کنیم، چون کی میدونه تعطیلات

چه معنایی برای هاک ماث داره

بگذریم، ما فکر میکردیم همه چی خوب پیش میره

که یهو یک اتفاق بد افتاد

ببخشید مرینت، ولی امروز نمیتونم نانوایی رو ول کنم

اگه تو الان نری

کادوش به موقع به دستش نمیرسه

باشه میرم

ممنون، عزیزم

شرمنده، یک مشکلی برام پیش اومده

نمیدونم چرا، ولی اصلا غافلگیر نشدم

یک جا کنار" همونی که خودت میدونی" برام نگه دار لطفا

من خیلی سریع بهتون ملحق میشم

ولی، مگه نمیدونی؟ فکر کردم میدونی

چیو؟چیو باید میدونستم؟

آدرین رفته شانگهای

!ها؟ باید یه اشتباهی شده باشه

من همه چیو در مورد آدرین میدونم

!پنج تا اسمش، فیلمای مورد علاقش

سایز کفشش

اگه چیزی در موردش باشه من حتما میدونستم

ولی... برنامه نداشت که بره

به نینو گفت که دقیقه نودی تصمیم گرفتن

تو شانگهای مغازشونو افتتاح کنن

شانگهای

...تویک دلفینی

که در اعماق دریا زندگی میکنی

باز کردن این مغازه

برای آینده خانواده آگرست واجب بود، آدرین

این که تونست زود تر اتفاق بیفته

خیلی خوشحال کنندست

بعدا هم میتونی

با دوستات بری پیکنیک

شاید

تازه، خوشحالم که باهات وقت میگذرونم، پدر

ولی قبلش،

من باید اطلاعات افتتاحیه رو مرتب کنم

همه چیزو چک کردی، ناتالی؟

تمام وسایل لازم برا کسوف

فردا آماده می شوند آقا

، قربان التماس میکنم، ارباب.. بهش فکر کنید

پرودیگیوس بی دلیل اینو تو غار رها نکردهه

تو غار رها نکردهه

این به نفع معجزه آسا هاست

این قفل شده بود

چون خیلی قدرتمند و خطرناکه

.دقیقا، نورو

معجزه آساهای کت نوار و لیدی باگ

خیلی وقته که منو شکست میدن

من این فرصت رو برای از بین بردن آنها

.با این قدرت زیاد از دست نمیدم

چیزی که پانزده سال پیش شروع کردم

فردا عملی میشه بالاخره

‐ !!!مامان ‐ و ولی جعبه

‐ جعبه...هیچوقت به دستش نمیرسه ‐ البته که میرسه

!مامان چون من تصمیم گرفتم خودم برم و جعبه رو برسونم

...ام

چون وقتشه برم به ملاقات داییم

.....چون اون هرچی نباشه

خانوادمه! من دار تلاش می کنم تا با آد...یعنی با خانوادم... خیلی وقته... اونا هیچوقت متوقف نشدند

منظورم- خانوادمه،

اونا هیچوقت از فرار کردن دست نمیکشن!

و بدون اون- یعنی بدون اونها، خانوادم

‐ !یعنی... احساس میکنم کامل نیستم ‐ مرینت،

...میخوای بهمون بگی

میخوای بری شانگهای!؟

میدونی، من و مادرت

خیلی وقته منتظر این لحظه بودیم

ما همیشه آرزو داشتیم تو بخوای بری شانگهای تا کشور اجدادتو ببینیو

با خانواده چینیت ارتباط برقرار کنی

تو از موقعی که به دنیا اومدی

ما داشتیم برای یک سفر خانوادگی

پول جمع میکردیم

ما فقط منتظر بودیم تا تو از ما بخوای

موقعی که آماده بودی ولی الان... خیلی یهویی؟

...اره، ولی ما که نمیتونیم نانوایی رو همینجوری ببندیم

اگه میخوای کادو رو به دست دایی وانگ برسونی

باید خودت تنهایی بری

!شما بهترین پدر و مادر دنیا هستین

!چه خوبه دوباره میبینمت

!خیلی خوشحالم که بالاخره به این سفر اومدی

!و همینطور خوشحالم برای اینکه کادوتون به موقعه به دستتون رسید

میدونی بهترین کادو اینه که تو اومدی پیشم مرینت

،مادرت بهم گفت کی میخوای با خانواده چینیت بیشتر ارتباط برقرار کنی

.و این خیلی خوشحالم کرد

،من کلی رزرو تو رستوران برای اخر هفته داشتم

ولی همه رو کنسل کردم، به لطف تو

...من برای اولین بار تو تعطیلاتم از موقعی که

مادرت رفت فرانسه

تمام این کارها رو برای من انجام دادین؟

!البته! خانواده خیلی مهمه

.شما از اخرین باری که تو پاریس بودین تا الان خیلی تو انگلیسی پیشرفت کردین

.من برای ارتباط برقرار کردن با تو خیلی بیشتر زحمت کشیدم

میتونم تمامی داستان های اجدادم

رو برات تعریف کنم

بعدشم بریم شانگهای گردی

.و تو میتونی تمام آهنگ های سنتی خانواده چنگ یاد بگیری

چنگ آهنگ سنتی هم داشته؟

این منطقه فوق العادست، پدر

قبلا هم شانگهای اومده بودین؟

اره، معلومه

!شاید بتونی شهر بهم نشون بدی

!خیلی خوب میشه اگه باهم اینکارو بکنیم

اره، بدون شک ولی قبل از هر چیز

چند تا چیزه که باید برای افتتاحیه فردا آماده کنم

فکر کنم تنها کاری که باید انجام بدم اینه که تو اتاق منتظرت بمونم

.نه، از این روز زیبا لذت ببر و برو بیرون قدم بزن

من بعداز ظهر بهت ملحق میشم

پدر پدر پدربزرگت برای جشن اپرای پکن هنرمندان

لباس طراحی می کرد

!مرینت! مرینت! مرینت

اره باستیل، خیلی خوشحالم که بالاخره میتونم

!تو رو به مرینت معرفی کنم

ملاقات شما باعث افتخارمه ام... باستیل

!باستیل همیشه تو این خانواده بوده، ببین

،موقعی که پدربزرگت" ین" زنده بود باستیل هم اونجا بود

"و مادربزرگت" چون "و مادرت" ژابینگ

‐ ژابینگ؟ ‐ .آره

وقتی خواست بره و در فرانسه زندگی کنه اسمشو عوض کرد و سابین گذاشت

.واو! من قبلا این عکس مامانم رو ندیده بودم

!ماده جادویی! ماده جادویی

نگران نباش . یادم نرفته

میخوای بهت یاد بدم به روش من کیک بپزی؟

اممم؟ اوه اوه! البته! هههه

شما همیشه با هر چیزی که سرنوشت بهتون میده غذای !بداهه به روش خودتون درست می کنید

!و امروز سرنوشت تو رو برای من فرستاد

!ولی من هیچ مواد و وسیله ای با خودم نیاوردم

!اووه

اووووه...میدونم چیکار کنم! من میتونم برم بیرون

و تا ببینم آیا سرنوشت برای ما قرار داده آدری

!منظورم ماده جادویی

تو نمیترسی که گم بشی ؟

‐ .تو نمیتونی با مردم چینی حرف بزنی ‐ .من گم نمیشم

.من گوشی دارم که جی پی اس و مترجم گر داره

باشه ولی زیاد دور نشو هر چیزی که نیاز داشته باشی تو این محله میتونی پیدا کنی

و من مطمینم امشب جادویی خواهد بود

!کرا

میخوای ادرین رو بندازی تویه سوپ؟

معلومه که نه تیکی! ما داریم میریم تا دنبال ماده جادویی بگردیم

و این پیاده روی برای ما سود داره تا بریم و به آدرین هم یه سلامی بکنیم

‐ منظورت ( نی هااو ) هست ؟ ‐ تو میتونی ماندارینی حرف بزنی ؟

خب بله. کوامی ها میتونن به همه زبان ها صحبت کنن

منطقیه که بلد باشید . چون نمیدونید صاحب بعدیتون به چه زبانی صحبت میکنه

‐ چجوری میخوای آدرین رو پیدا کنی ؟ ‐ .ببین. این خیلی سادست

.ما اینجاییم و آدرین دقیقا اونجاست فقط کافیه ما نقشه رو دنبال کنیم

!این قراره خیلی اسون بشه

هی! تو آدرین اگراست همون مدل معروفه نیستی؟

.لطفا اجازه بده

اونها به من آسیبی نمی رسونن

هممم

Miraculous World: Shanghai – The Legend of Ladydragon subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left