The Twisted Tale of Amanda Knox

The Twisted Tale of Amanda Knox

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Twisted Tale Of Amanda Knox S01E07 720p WEB H264-JFF
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 The Twisted Tale of Amanda Knox 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تو تجدید نظر می‌بریمش.

آره، قراره یه دادگاه کاملاً جدید باشه.

من تمام‌وقت میام اینجا.

آره، اینجوری همیشه یکی کنارت داری.

مینیگی معتقده حکممون خیلی سبک بوده.

و این بار، اون حبس ابد می‌خواد.

هر لحظه ممکنه دنیا از رأی باخبر بشه.

در دادگاه تجدید نظر آماندا ناکس.

اگه گناهکار شناخته بشه، این دختر ۲۴ ساله

و دوست‌پسر ایتالیایی سابقش ممکنه حبس ابد بگیرن.

چهار سال، دو تا دادگاه.

و همه چیز به اینجا ختم میشه.

اوه، خدایا شکرت!

رافا! رافا!

رافا! رافا!

خوبی؟

بله؟

خداحافظ رافا.

خداحافظ آماندا.

آماندا، می‌دونم خیلی احساساتیه.

اما باید سریع از اینجا بری.

الان ایتالیا برای تو امن نیست.

آماندا! خبرنگارها دنبالتن.

و معلوم نیست بقیه مردم عصبانی

اگه پیدات کنن چیکار می‌کنن. ببخشید، شما کی هستید؟

من به خانواده‌ات کمک می‌کردم. ما برنامه‌ریزی کردیم.

که تو رو هرچه سریع‌تر از کشور خارج کنیم.

برو وسایلتو بردار. برو. باشه.

آماندا!

مگه بهت نگفتم؟

اوه!

من دارم میرم خونه. پس برو.

باشه. باشه. برو!

۳۴۲۴۸ ساعت.

اینقدر زمان بود که این مکان از من دزدیده بود.

اما با اینکه از آزاد شدنم بالاخره ذوق‌زده بودم.

آیین قدیمی رو فراموش نکردم.

تا آزادی رو به کس دیگه‌ای منتقل کنم.

لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا!

لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا!

لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا!

لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا! لیبرتا!

آماندا، باید بری.

نگران نباش، راننده تو رو میبره پیش خانواده‌ات.

باشه، فقط خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم از طرف من به دن سائولو خداحافظی کن، باشه؟

بله. برو. باشه.

لیبرتا! لیبرتا!

کجا میریم؟

چه خبره؟ چی شده؟

چه خبره؟

اون لعنتی کیه؟

من... چه خبره؟ آماندا؟ من استیو مور هستم.

من مامور سابق اف‌بی‌آی‌ام. باشه؟

چی شده؟ بهم بگو چی شده.

کجاست؟

مامان! مامان! می‌دونم. می‌دونم.

می‌دونم. الان تموم شده.

همه چیز تموم شد.

خدایا، رسیدن به تو عین جهنم بود.

اوه، خدای من، دادگاه دیوونه‌خونه بود. الان تو خانه امن هستیم.

باشه. باشه. باشه؟

گوش کنید، شما دو تا اینجا بمونید. آره.

من میرم تو مطمئن شم همه چیز امنه.

باشه.

خدایا، متنفرم که تفنگ ندارم.

اون مامور سابق اف‌بی‌آیه. باشه؟

اون شما رو از دست هر دیوونه خودسر محافظت می‌کنه.

این خیلی دیوونه‌کننده‌اس. می‌دونم، می‌دونم.

این خیلی دیوونه‌کننده‌اس. آره، لاشخورهای رسانه‌ای.

کاملاً دیوونه شدن.

یکی‌شون سعی کرد، اه، از پشت بهمون بزنه وقتی داشتیم دنبالتون می‌اومدیم.

خوبید؟ همه خوبن؟ آره. آره، آره.

باشه. شما خوبید؟ آره.

استیو، اونجا خوبی؟

آره. اس...

پام به یه استوپ در لعنتی گیر کرد.

امشب اینجا در امانید، خانما.

فردا، خونه خواهید بود.

ما الان جلوی خونه ۹۸۲۱ خیابون کرین ایستادیم.

منتظر رسیدن آماندا و خانواده‌اش هستیم.

دارن میان اینجا. آره.

همین الان، ولی هنوز مشخص نیست.

احتمالاً همین الان خودشه.

آماندا!

آماندا، چه حسی داره که خونه‌ای؟

از سر راه برید کنار! عقب برید!

نزدیک بمونید.

بیا، بریم.

نیاز داریم یکی پرده‌ها رو بکشه.

لعنتی.

این دیگه چیه؟

بعد از ۱۵ ساعت تو هواپیما و دو شب بی‌خوابی.

رسیدم به سیاتل.

آماندا، از در دور شو. بیا.

و تنها چیزی که می‌خواستم آرامش خونه بود.

سورپرایز!

اوه، خدای من، آماندا!

سلام!

همه دوستان و خانواده‌ات.

دقیقاً همونطور که می‌خواستی.

اوه، برگشتی! همه بگین سیب!

سیب!

بعد از اینکه تو سلولم همزمان فقط اجازه داشتم سه تا کتاب داشته باشم

یه قفسه کتاب کامل عجیب و غریب به نظر می‌رسید.

اوه!

اون روزای اول آزادی، همه چیز یه جورایی عجیب بود.

مثلاً اینکه می‌شد از یه اتاق رفت به یه اتاق دیگه

بدون اینکه نگهبانی باشه.

و این همه انتخاب.

هیچی اونجوری که انتظار داشتم نبود، حتی خودمم.

آخه می‌شناسیش، اوما. همون که توی وی‌اِم‌اِی لباس گوشت پوشیده بود.

چه اسراف کاری! می‌تونست یه هفته سیرمون کنه.

آره، ولی اوما، کل قضیه همینه دیگه.

داری دوباره اون کارو می‌کنی. چه کاری؟

هی، نگرانم.

هان؟

همش دارم می‌بینم آماندا یه کارهایی می‌کنه انگار هنوز تو زندانه.

مثلاً چی؟ مثلاً...

مثلاً اینکه لباس زیرشو توی سینک می‌شوره، یکیش اینه.

ها. یکی از طرفداراش توی گروه فیسبوک

گفت ممکنه از پی‌تی‌اس‌دی رنج ببره.

منظورم اینه که... فکر نمی‌کنی باید براش روان‌درمانی بگیریم یا...؟

اوه، چرا؟ که کلی پول بیشتر خرج کنیم

که اون همه اتفاقات بد رو دوباره تجربه کنه؟

نه. نباید... اون فقط به زمان‌های عادی‌تر نیاز داره.

همه‌مون همینطوریم.

مدیسون رو می‌گم بیاد اینجا.

شاید بودن یه دوست قدیمی پیشش یادش بندازه که کی بوده.

آره. همینه.

آره.

من خسته‌ام، میای بریم بخوابیم؟

فکر کنم یه کم دیگه نگاه کنم. هنوز جت‌لگ دارم.

باشه، خب، این پایین خوابت نبره.

نمی‌بره.

اینم از این. اِم... اینم از این.

هی، این بازگشت به خونه چطور بود؟

عالیه.

چه حسی داره که اون خونه‌ست؟

خب، کی قراره ماجرای آماندا رو از زبان خودش بشنویم؟

خب، الان ما روی سلامتیش تمرکز کردیم.

خب، حتماً مشکلات مالی دارین. اون همه هزینه‌های قانونی...

هرچی بیشتر صبر کنید، داستانش ارزش کمتری پیدا می‌کنه.

برای مصاحبه دیگه یه سوژه داغ نخواهد بود.

ما به دخترمون به عنوان یه "سوژه داغ" فکر نمی‌کنیم.

پس مای‌اسپیس کلاً از بین رفته؟

رفته؟ آره، رفته.

باید رهاش کنی.

باشه، شهر فعلی.

سیاتل، عزیزم. اصلاً چی استفاده کنم

برای عکس پروفایلم؟ همه عکسای اخیر کار پاپاراتزی‌هاست.

اِه، یه عکس جدید ازت می‌گیرم.

اِم، باشه. و تحصیلات؟

اِم، نصف یه برنامه تحصیلی خارج از کشور و بعد رفتم زندان.

بس کن!

باشه، مدرسه سختی‌ها. اَه!

حس می‌کردم درسته. اونو نذار.

اووه! باشه. چی؟

لیز رفت دانشگاه ارشد؟ انصاف نیست. اوه.

چرا؟ می‌خوای بری معماری پسا استعماری بخونی؟

من... منظورم اینه که، می‌خوام یه کاری بکنم. چهار سال آخر زندگیم رو از دست دادم.

ادا، تونستم نامه‌های تو رو از دست اون همه آدم بیرون نجات بدم.

اوه، چه عالی. قبض و باز هم قبض.

استیو داره ما رو تبدیل به برادر بزرگ می‌کنه.

اوه، آره؟

نظارت کامل دور تا دور.

دزدگیر جدید، نورافکن، سنسورهای حرکتی.

واو. همه‌چی تموم.

اوه، این عالیه.

باید دیوونه‌ها رو دور نگه داره.

آره. آشغال!

هی رفیق. برای شام می‌مونی؟

آره، اگه داری کباب می‌کنی، حتماً می‌مونم. حتماً.

هی، ادا؟

واقعاً دارن اون بیرون تو سطل آشغالت می‌گردن.

خب، اونا مثل سوسک می‌مونن. یکیشو می‌کشی، دو تا دیگه پیدا می‌شن.

اُپرا چند روز پیش زنگ زد.

خب، اون نمی‌خواست این کارو بکنه.

خب، از کجا می‌دونی به خاطر من زنگ نزده؟

منظورم اینه که، همه دارن می‌میرن که بفهمن اون خواهر بیچاره چطور تحت تأثیر قرار گرفته.

ادا، اگه اون بتونه با یه آدم محترمی مثل اُپرا بشینه صحبت کنه،

اون وقت ممکنه تمام این مزخرفات تموم شه.

دایان ساویر خیلی محبوبه. می‌تونه فقط...

می‌تونه یه نفس بکشه؟

چند هفته‌ست اومده خونه.

حکم برائتش هنوز حتی تایید نشده.

تایید؟ چی میگی؟

اوه، فقط، اِم...

دیوان عالی ایتالیا اساساً باید بگه

که... که با حکم برائت موافقن، همین.

یا چی؟

تو... تو لازم نیست نگران این باشی، آماندا.

کارلو از قبل گفته که مطمئنه

که این به نفع ما تموم می‌شه.

باشه، و اگه نشد؟

پرونده ممکنه به دادگاه‌های پایین‌تر ارجاع داده بشه.

و کابوس ما دوباره از نو شروع می‌شه.

منظورت چیه؟ مثل یه دادگاه دیگه؟

نه. نه. نه. آماندا، وکیلات فکر نمی‌کنن

این اتفاق بیفته. ولی ممکنه؟

نه. نه. خب، اونا کاملاً مطمئنن.

The Twisted Tale of Amanda Knox subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left