The first 186 lines.
"غیب گو"
=قسمت بیست و دوم=
دنبالشون کن
خیلی سوت و کوره
بادیگاردی هم نیست
عجیبه
کاسه ای زیر نیم کاسه ست
بریم تو- صبر کن-
احتمالا یه تله باشه
ولی خواهرم ممکنه اون تو باشه
باید پیداش کنم
بیارشون پایین
چرا الان رسیدی؟ مگه ظهر گیرشون ننداخته بودی؟
یه مشکل کوچیک پیش اومد
فکر میکنی از من زرنگ تری؟
تو بدن ران جا دادیGPS یه
بفرمایید قربان
خوب شد که اولش فهمیدم
!بس کن! هوی! اینکارو نمیکنم
!مقاومت نکن- !هی بس کن-
این چیه؟
ازت پرسیدم این چیه!؟
رو گذاشتم یه منطقه الکیGPSمنم
اونا احتمالا الان تو جنگل گم شدن
بهم گوش کن
.. از الان به بعد
!دیگه حتی فرصت لمس کردن ران رو نخواهی داشت
دکترا چی گفتن؟
قربانی ما
هنوز باکره ست
بهترین گزینه واسه مراسممون
باتشکر از تو کاتینگ
برای ما نگهش داشته بودی نه؟
خیلی خب برین سرکاتون
بریم
!ماها ولم کنین
ماها کمکم کن- ران-
ماها
چیزی نیست
بذارش رو تخت رئیس
ماهاکاتینگ رو هم تو اتاق پشتی زندونی کنین
برین
!ولم کنین! ماها
!ول کنین- ماها-
!ران- !ولم کنین-
!ولم کنین
!بریم
فکر کنم این یکی خوشگل ترین قربانیه
!باکره هم هست تازه
به هر حال که قراره بمیره، حیف
پس هیچکس نمیدونه بازرس سین کجاست؟
همه جارو گشتیم ولی نتونستیم پیداش کنیم
موبایلش هم خاموشه
اما من ابزار ارتباط رادیوییش رو پیدا کردم
.. یا
با ون اونا رفته؟
بازرس هیچوقت تسلیم نمیشه اینبارم مربوط میشه به خواهرشون
فکر کنم این ممکنه
ولی تنهاست نمیتونه از پسشون بربیاد
اینم نمیدونیم که اونا کجا رفتن
سلام دکتر چیندوانگ
خانوم بنجاوان
همسر آقای نونگ بهم گفتن که بیدار شدن آقای نوتگ
میتونن حرف بزنن؟ آدرس اونجا رو گفتن؟
هنوز نه
بیدار شده اما نمیتونه حرف بزنه انگار
فکر کنم چند هفته طول بکشه که بتونن حرف بزنن
خیلی دیره
اونا جی پی اس ران رو هم درش آوردن از بدنش
بازرس سین هم رفته
ولی فکر کنم تا اون خونه، دنبالشون کرده
.. پس
نهایت تلاشم رو میکنم که آدرس رو از طریق آقای نونگ بفهمم
اگه خبری بود بهتون زنگ میزنم
فعلا
!زود باشین
کمکم کنین قبل از اینکه دیر بشه
فردا مراسمه و ما هنوز چیزی رو اماده نکردیم
هممون رو تنبیه میکنن
!زود باشین
لوازم رو بیارین اینجا
جعبه ها اینجا باشن
شمع ها و چوب های بخور رو بذارین روی جعبه ها
فردا گل هارو هم اضافه میکنیم
گشنه ای؟ واست غذا آوردم
با ماها میخواین چیکار کنین؟
نگران نباش
هرچی باشه اون هنوز داداش همسر سابقمه
ما بارها همدیگه رو دیدیم
ولی هیچوقت فرصت نشد باهمدیگه حرف بزنیم
چطوری با کاتینگ آشنا شدی؟
از من نترس
شماها باهمدیگه قرار میذارین؟
قرار بذاریم یا نه
!به تو هیچ ربطی نداره
کاتینگ یه زمانی دختر باز بود
میدونستی؟
دخترایی که میخواست رو به دست میاورد
اگه گذشتش رو میدونستی
هیچوقت تصوراتت دربارش اینجوری نمیشد
تغییر در گذر زمان یه چیز عادیه برای همه
ولی برای کسایی که سعی دارن در ظاهر، ادای آدمای خوب رو دربیارن
.. ولی باطنشون به گند کشیده شده
!بیشتر منزجر کننده ست
وقتی عصبانی میشی، بازم بانمکی
تعجبی نداره که، کاتینگ عاشقت شده
از غذات لذت ببر
نگران نباش، سم نریختم توش
چون فردا یه ورژن سالم و سلامت از تو رو میخوام داشته باشم
میدونی چیه ماهاکاتینگ؟
همیشه منتظر امروز بودم
روزی که با پاهام بزنم لهت کنم
فالگیر معروف؟
تو یه خانواده ثروتمند به دنیا اومدی
همه هرچی بگی رو باور میکنن
مهم نیست من چیکار کنم مردم همیشه من رو باهات مقایسه میکنن
من به اندازه ی تو خوب نیستم
من به اندازه ی تو دقیق نیستم
ماهاکاتینگ اِله، ماهاکاتینگ بِله
!تف بهش
فکر میکنی که
برنده شدی؟
چرا نشده باشم؟
الان تو درست زیر پاهامی به این نمیگن پیروزی!؟
و فردا هم
دوست دخترت مال من میشه
چه حسیه؟
الان یه برنده ام؟
تو مردم رو میکشی
قربانی کردن مردم
آخر عاقبت خوبی نداره
هنوز چیزی تموم نشده یوتید
اینقدر مطمئن نباش که
برنده بشی
!من برنده شدم
!خیلی وقته
مهم نیست چی بشه، من لهت میکنم
من کل زندگیم
هیچ دوستی نداشتم و فقط راجع به طالع بینی مطالعه میکردم
طالع مردم رو مفت مفت واسشون چک میکردم
فقط چون میخواستم تمرین شه واسم
این مراسم رو انجام دادم چون میخواستم بهتر از تو باشم
!من باید فالگیر شماره یک باشم، نه تو
اون بلند پروازه میخواد که شماره یک باشه
رفتار مربوط به زودیاک لئو هستش
هفت سال منتظر بوده این مراسم رو اداره کنه
مشتری باید تو طالعش نقش داشته باشه چرا که خیلی صبوره
از طالع بینی واسه درآوردن خرج زندگیش میخواد استفاده کنه
ولی کسی که این مراسم رو انجام میده باید از نشان اژدها یا مار باشه
اون یه رهبر مثل راوی نیستش
اون قطعا از نشان مارـه، و زمان جورو به دنیا اومده
واسه چی زل زدی بهم؟
زودیاک تو لئو ئه
تو سال مار به دنیا اومدی
در زمان جورو
!فقط بمیر ماهاکاتینگ
بهم گفتی میخوای زجر کشیدنش رو ببینی، مگه نه؟
اگه الان بکشیش
به چیزی که میخوای نمیرسی
داری بهش کمک میکنی؟
نمیتونیم به افراد بنجاوان اعتماد کنیم
اگه بیان اینجا
کاتینگ میتونه متوقفشون کنه
ما هفت ساله منتظریم
!خرابش نکن
نمیتونی من رو سرزنش کنی کاتینگ
اگه باهام همدست شی
آخر ماجرای تو و ران اینجوری تموم نمیشه
بریم
میرم ببینم غذاش رو خورده یا نه
ران- سین-
حالت خوبه نه؟
فکر کردم دیگه نمیبینمت
من خوبم
تو چطوری؟ بهت صدمه زدن؟
نه، حالم خوبه
.. ولی ماها
نمیدونم بهش آسیب رسوندن یا نه
میدونی کجا نگهش داشتن؟
شنیدم یوتید گفت که تو اتاق پشتی زندونیش کنن
بریم- صبر کن-
کی اونجاست؟
برو دستشویی رو چک کن
بریم
در رو خوب ببند
داداش
No comments yet. Be the first to leave one.