The first 200 lines.
....لرزشهايي که در بيابان نيو مکزيکو
به قدرت 5.6 ايجاد شد از شهر هاي سوت و کارونا و رزول به اندازه کافي دور بود
تو کجا ميري؟ - دور دور، يه چند ساعت ديگه برميگردم -
اريک
امروز مارها رو تنها بزار
اونا عصباني و ترسيده هستند
چي شده؟
زمين رازي داره که ميخواد بهمون بگه
،يه چيزي پيدا کردم بهتره بياين ببينيد
رابرت، همين الان بيا خونه
فکر ميکني چي هست؟
نميدونم
چي گفت؟
بايد برگردونده بشه
قسمت پاياني فصل دوم
اونا ميان
!دهن سرويس
!زيباست
بيا تو
چي شده آنتونيو؟
دست پيدا کرده mj يکي به اسناد
کي همچين کاري تونسته بکنه؟
نميدونم
از کي شنيدي؟
به همه گفته شده؟
بله ميفهمم
نه مشکل اونا نيست
ما بايد حلش کنيم
بله؟
اشنايي؟ mj با پرونده
آره
حلش ميکنم
خوبه
اقايون...اين تماسي بود که هيچ وقت نميخواستم دريافت کنم
اتاق خواب رو چک کن - !خاليه -
اينجا چيکار ميکني؟ - ميشه داخل صحبت کنيم؟ -
حالم خوش نيست ديشب نخوابيدم
واقعاً واسه اين مسخره بازي ها حال ندارم
فکر نکنم تعقيب شده باشيم - کي شما رو تعقيب ميکنه؟ -
يه نيروي مخفي سياه چند مليتي با اسم رمز گارنت
اموزش آدم کشي ديدن، و از آمريکا فارغ التحصيل شدن
دوباره کتاب هاي کتاب خونه رو ندادين؟
دنبال ما نيستن
دنبال اين هستند - کنت سونا؟ -
فکر ميکنند اسم واقعيش اين باشه - تو "انديمشند" رو از زبونمون شنيدي -
چيکار کرده؟
کامپيوتر وزارت دفاع رو هک کرده
چرا؟ - اديشمند آنارشيست و جاسوس ـه -
هر کاري کرده باعث شده يه مرد تحت تعقيب بشه
کل مرزها و همه عبور و مرورها به حالت آماده به باش هستند
چرا اومدين پيش من؟ - ....در آخرين ارتباطش -
انديشمند اسم و محل ملاقات و ساعتش رو گفته
صريحاً از تو صحبت کرده
تنها مشکل اينه که شايد همين الان مرده باشه
چي شد؟ - به شوهرش شليک کرد. 30 سال از ازدواجشون ميگذشت -
انگار ديوانه شده بود - خيله خب، همه برگردين به خونه هاتون -
ما بهش رسيدگي ميکنيم، ببخشيد، جناب
عجيبه
نميخوام اسم واقعيم رو بدوني فکر نکنم مهم هم باشه که بدوني
انگار که با يکي تو مي خونه آشنا شدم
شرمنده که منتظر موندي ولي کلي قايم موشک بازي بايد ميکردم
چرا؟ چي داري؟
اگر درست بگم، من پرونده هاي اصلي هوش بشقاب پرنده وزارت دفاع رو دارم
همه چي از سال 1940 تاحالا - همه چي؟ -
و فراتر از اون ،رزول،mj12 ،همه چي - خونديشون؟ -
نه کاملاً، تاجايي که تونستم دانلودشون کردم و بعد تيکه تيکه ـشون کردم
ميدونستم که اين آدما دنبالم مي افتن
از کجا ميفهمي که ميدونن کي هستي؟
هيچ کار محتاتانه ايي نکردم منظورم اينه، انتظار نداشتم که هک کنم
اونا هميشه انکار ميکردن که همچين پرونده هايي وجود داره از من چي ميخواي؟
من حقيقت رو ميخوام، و ميخوام بهم قول بدي که اون حرومزاده هاي خبرچين به مردم جواب پس بدن
مولدر، اسکينر دنبالت ميگرده بيا داخل و در رو ببر -
چرا؟ چي شده؟ - 10 فرمان ميدوني چي هست؟ -
ميخواي واست بخونمشون؟ - فقط هموني که در مورد فرمانبرداري و شنبه هست -
خدا زمين و بهشت رو ساخت، ولي به هيچکي در موردشون نگفت
داري چي ميگي؟ - بزرگترين دروغي که به هممون گفتن -
اين چيه؟ - هدف نهايي خدا -
پرونده هاي اصلي وزارت دفاع
مدارکي که نشون ميده دولت 50 ساله در مورد فرازميني ها اطلاع داره
از کجا گيرشون اوردي؟ - يه همشهري انارشيست -
نه، باورم نميشه
همشون نافهموم هستند
لعنتي! از اين مسخره بازي ها خسته شدم
از چرت و پرتا و حرف هاي مسخره
باورم نميشه
مولدر اينا شايد نامفهموم نباشه - !يه شوخي، اسکالي، يه شوخي مسخره -
فکر کنم به رمز در اوردنشون و فکر کنم من بدونم چي هست
شبيه زبون سرخ پوستاس تو جنگ جهاني دوم ازش استفاده ميشد
پدرم بهم گفت تنها کدي بود که ژاپني ها نميتونستند بشکنند
اين رشته هاي صامت طولاني رو يادمه - خب، ميتوني بفهمي چي هست؟ -
تنها آدمهايي که بتونن رمزگشايي کنن ميتونن - پس يکي شون رو پيدا کنيم -
مولدر
تو حالت خوبه؟ - آره، فقط نخوابيدم -
قربان؟
مامور مولدر، لازمه باهات صحبت کنم - درباره؟ -
مامور مولدر، لازمه باهات صحبت کنم - درباره؟ -
تو دفترم - ...چرا؟ يه سند مسخره ديگه -
از جايي که کارهاي کثيف دولت تموم شده؟
يه شايعاتي هست که تو پرونده هاي حساسي رو دريافت کردي
هيچي نميدونم - ...مامور مولدر، گوش کن -
....دارم با تو صحبت
کارمون تموم شد، مامور مولدر؟
کارمون تموم شد؟
کارمون تموم شد
ميخواستين من رو ببينيد قربان؟ - بله، مامور اسکالي، بفرماييد بشينيد -
مامور اسکالي؟
شما در مورد حادثه تو راهروي ديروز چيزي شنيديد؟
بله، قربان
براي رفتار عجيب و غريب مامور مولدر توضيحي داريد؟
نه، قربان
مامور مولدر بهم گفت در خوابيدن مشکل داره
شما به مامور مولدر اطمينان داريد، مامور اسکالي؟
البته، همکار من هستند - همکارتون؟ -
شما کارتون هدايت کردن مامور مولدر نبود؟
بله قربان، يک سال و نيم پيش
من گزارشي در رابطه با تصديق کار مامور مولدر در رابطه با ايکس فايلز نوشتم
ممکنه براي محافظت ازش دروغ بگين؟ - من متهم به دروغ گويي هستم؟ -
مامور مولدر امروز جلسه ايي انظباطي داشتند
...اگر ما چيزي ياد گرفته باشيم شما براي اظهارتتون امروز
شما فاعل کمي از اين کار هستيد
چه کاري؟
اخراج بدون شانس برگشت
چيز ديگه ايي نيست، قربان؟
نه، مامور اسکالي، خيلي ممنون
سلام، بيل
اينجا چيکار ميکني؟ - براي همون کار اومدم -
...ما توافق کرديم هيچ وقت - خيلي وقت پيش بود -
يه حوادث پيشبيني نشده ايي پيش اومده
هيچ کس قرار نيست بدونه
چجوري ميخواي از آينده محافظت کني، بيل؟
کامپيوتري که من و تو روياش رو ميديدم ميتونه به عنوان يه اسباب بازي تو خونه ها
جاسوسي کنه - پرونده ها بايد نابود ميشد -
بايد ميشدن، ولي نشدن پشيماني يک برآمد بديهي در زندگي هست
چطوري ميدوني پسرم دارشون؟
مردي که دزديدشون گفته
خدايا
مثل هميشه ما ميتونيم تکذيب کنيم
پرونده ها به همون اندازه ايي واقعي هستن که ابراز هويت واقعي هست
اسم من پاي اون پرونده هاست - پرونده البته رمز نگراي شدن -
يکم زمان براي خوشگذروني داريم
ما داريم از اين جلوگيري ميکنيم که قدمي به سوي روشنايي بردارن
شما که بهش اسيب نميزنين؟
خيلي وقته که ازش محافظت کردم، نه؟
اون فکر ميکنه که بيگانه ها آفريده شدن
اخرين چيزي که ما نياز داريم يه شهيد نهضت هست
ولي اگر....بايد از گرفتاري من درس بگيره؟
تو مرد عاقلي هستي، بيل هميشه بودي
...ولي سرسختانه پيشنهاد ميکنم
همه چي رو انکار کن
از ديدن دوبارت خوشحال شدم
مواظب خودت باش
در رو باز نکردي
قرض خوردم
سر کار نديدمت، نگرانت شدم - اومدم خونه -
تب داشتم
شايد اين تهديدي از شروع اتيش باشه
امروز احظارم کردن
بهشون چي گفتي؟ - چيز اشتباهي نگفتم -
پس بهشون حقيقت رو گفتي
تو بهانه دستشون دادي اونا الان دنبال دليلش ميگردن
باشه، من که گفتم متاسفم
...مولدر اين پرونده ها کي ميدونه دست تو هست؟
چرا؟ - چون امروز مجبور شدم دروغ بگم -
و شغلم رو تو خطر براي اين کار گذاشتم
اگر در مورد اون پرونده ها بفهمن - از کجا ميخوان بفهمن؟ -
شايد الانم بدونن
سوال اينجاست که ارزشش رو داره؟
ارزش ريسک روي همه چيز رو داره؟ - وقتي که فهميدم چيه بهت ميگم -
حالا بهم بگو کي ميتونه اون رمز رو بشکنه
يک ساعت ديگه با يکي قرار دارم
شايد تا اخر شب چيزي دستگيرم بشه
فقط يه دلگرمي احتياج دارم که اونا نميزارم با اين ما خودمون رو تو چاه بندازيم
که دارم کار درست رو انجام ميدم
ميخوام همين رو بفهمم
يه چيز ديگه هم بايد بدونم
چرا به اسکينر حمله کردي؟
بهش فکر کردم، اسکاتي
راستش نميتونم بگم
همش همينه؟ - آره-
کلمات رو ميشناسم ولي به کسي نياز هست که بتونه سر هم بکنه
مردي رو ميشناسم که ميتونه کمک کنه ميتونم بهش بگم باهات تماس بگيره
باشه، ممنون ميتوني بگي کودوم کلمات رو ميشناسي؟
اين کلمه ها...يعني خوب، کالا
و اين يکي يعني واکسيناسيون
هر دوتاشون کلمات جديد هستي که يعني از خارج زبان اومدن
ممنون، خيلي کمک کردين
مولدر
فاکس، پدرت هستم بايد سريع ببينمت
کجايي؟ - خونه ام، کي ميتوني بياي؟ -
فاکس، خيلي مهمه
مولدر؟
فاکس - بابا -
چي شده، بابا؟
بيا تو
الان همه چي معلوم شده
خيلي پيچيده بود
تصميماتي که بايد گرفته ميشد
چه تصميماتي
تو پسر باهوشي هستي
باهوش تر از من
No comments yet. Be the first to leave one.