The first 145 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!لوسول
!آن! خداروشکر که سالمی
!خواهش می کنم! شال رو نجات بدید
!اگه کاری نکنیم لافال می کشتش
!خواهش می کنم...خواهش می کنم
درد داره؟
.این مجازاتت به خاطر توهین به من و دفاع از یه آدمیزاده
.بیچاره
فکر می کردم میتونیم مثل .دو پادشاه به هم احترام بذاریم
.فکر می کردم میتونیم همو دوست داشته باشیم
چطوری کار به اینجا کشید؟
!من میدونم
!همه چیز تقصیر آدمیزادها ست
!لافال ساما
.ما دختر آدمیزاد رو گیر انداختیم
.کارتون عالی بود
.خوب نگاه کن
.ببین چی به سر استاد سیلورشوگر عزیزت میاد
...فقط نگاه کن چی به سر
!آن
.آدمی که بین ما ایستاد میاد...
!نه
!عوضی
!شال! این بالته
.ممنونم
!چطور جرئت می کنید
چی کار می کنید احمقا؟
.لافال ساما لطفا بذارید این دختر بره
.اون یه آدمیزاده ولی لطفا بذارید بره
!...شما احمقا جرئت کردید
!آن، از قلعه برو بیرون
!لوسول ال مین، برو
!آن رو با خودت ببر
!شال
!خیانت کارا
!لافال
.چه صحنه رقت انگیزی درست کردی شال
.حالا بیا بالا
...بیا جلو
!شال فن شال
آدما چجوری اینجا رو پیدا کردن؟
پس بالاخره رسیدی، نادون؟
کار تو بود، شال؟
دوباره هم پیمانانم دارن بهم خیانت می کنن؟
بین این همه پری...تو بهم خیانت کردی؟
تا وقتی بالم رو داشتی، فقط .کسی بودی که بهم فرمان میده
ما هم پیمان نیستیم پس .خیانت و خیانت کاری وجود نداره
یه سال پیش، یه آدمیزاد پونزده ساله اینو فهمید
.ولی تو نفهمیدی
...اگه قبل از آن پیدات کرده بودم
احتمالا الان روم شمشیر نکشیده بودی، نه؟
.احتمالا
.ولی این سرنوشته
سرنوشت، هان؟
.دیگه تمومه، لافال
!صبر کنید
چی شده؟
.آدمیزاد ها
سربازا! ولی چرا؟
!نه
.حتی شما هم نمی تونید این همه سربازو شکست بدید
.حق با آنه
.با زندگیتون جوری رفتار نکنید انگار بی ارزشه
!شال
!شال، خداروشکر، شال
.خوشحالم حالت خوبه
شال، لافال ساما کجاست؟
.از دیوار قلعه افتاد
.دلم براش میسوزه
.بال هاتون اینجان
.وقتی برشون داشتید از دروازه پشتی فرار کنید
.ما پادشاهمون رو از دست دادیم
تو پادشاه جدیدمون نمیشی؟
.برای آزاد بودن نیازی به شاه ندارید
.آینده شماست. خودتون باید براش تصمیم بگیرید
.آن هالفورد هم داخل قلعه اس
.سرورم لطفا با احتیاط عمل کنید
.می فهمم
ولی جلوی پری هایی که همچین خشونتی .مرتکب شدن نمی تونیم عقب بکشیم
.نمی دونستم بالم انقدر قشنگه
.بعد از اینکه تو گفتی فهمیدم
.یه جورایی بهم حس غرور داد
.من باهاش میرم
!منم میخوام اقیانوس رو ببینم
!خداحافظ
یعنی لوسول می تونه اقیانوس رو ببینه؟
عمر پری هایی که از گیاهان .به دنیا میان معمولا یه ساله
.ولی اون شیرینی های شکری تو رو خورد
.مطمئنم میتونه اقیانوس رو ببینه
.امیدوارم
!آن
!میثریل
!میثریل لید پود
!آن. خداروشکر. خیلی خوشحالم
.ببخشید که نگرانت کردم
.ای خدا
هممون از ناگهانی برگشتنت شوکه شدیم، میدونی؟
.خوش اومدید بچه ها
.برگشتیم کالینز سان
...اورلاند
.نگران نباش. من خوبم
مهم تر از اون، خودت خوبی؟
!بله
.چه خبرتونه؟ شماها واقعا ناامید کننده این
من که گفتم اون حتما برمیگرده، نگفتم؟
...ممنون کت! و تو جوناس! و
چی؟
!کیث؟
.خوش اومدید آن، شال
.واقعا خوشحالم که هر دو سالمین
تو چی شد اومدی اینجا؟
.اومدم کمک
پس رادکلیف سان چی؟
.مشکلی نیست. فکرامو کردم و این تصمیم رو گرفتم
کالینز سان! کار شیرینی ها چطور پیش میره؟
.فکر می کردم بپرسی
.آن همیشه اول از همه به شیرینی فکر می کنی
میخوای ببینیشون؟
کالینز سان...اینا...نکنه؟
.آره. تمام قطعه هایی که می خواستیم رو ساختیم
...چی؟ پس
.هنوز ده روز به جشنواره مونده
!به موقع تمومش کردیم آن
.موقع کار همش چهره سرپرستمون توی سرمون بود
.یکم جوگیر شدیم
!همش به لطف توعه آن
.فوق العاده اس
!همه فوق العاده ان
این همه شیرینی شکری و ده روز اضافی؟
کالینز سان، ما هنوز ده روز وقت داریم، نه؟
.حس می کنم میتونیم کار بیشتری بکنیم
.منم تو فکرش بودم
خب، قراره چیکار کنیم سرپرست پیشه ورها؟
.با توجه به نمایش، به جز برف نمی تونیم چیز دیگه ای بسازیم
.بازم فقط تعدادشون رو بیشتر کردن خسته کننده اس
!اگه میخوایم چیزی بسازیم باید بزرگ و تو چشم باشه
.بیاید یه شیرینی خیلی بزرگ بسازیم
!بیاید انجامش بدیم! یه چیز بزرگ و توچشم
!آره
میخواید از سه روز قبل جشنواره شیرینی ها رو بیارید؟
.لطف می کنید اجازه بدید ...شیرینی ها کارشون تمومه ولی
اگه این سه روز رو داشته باشیم
!بزرگترین شیرینی که تا حالا برای جشنواره ساخته شده رو می بینید
داری چیکار می کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.