The first 168 lines.
GURREN LAGANN
...آیا می توانی این صدای من رو
...که به داخل تاریکی ...
کشیده میشود بشنوی؟
...اگر این جهان
معنایی داشته باشد...
این احساسات من هم
بیفایده نخواهد بود
...من از علاقه به هل دادن و از بین بردن
دست کشیده ام...
آسمان بی پهنای رنگ نیز برای من نا آشناست
...احساسات من همین الان هم
با آزادی جریان دارند...
و توسط این ضربانی که در سینه دارم
مهار شده اند
فردی که من امروز هستم
به سمت آینده حرکت خواهد کرد
بی توجه به اینکه آیا آینده ای وجود خواهد داشت
جواب من اینست که
من همیشه اینجا خواهم بود
این داستان مردی است که هنوز تقدیر خویش را کشف نکرده است
سیمون و کامینا در یک روستای زیر زمینی زندگی میکردند
،ولی با ورود ناگهانی یک گانمن ...یک ربات بزرگ
و یوکو، یک زن که بوسیله یک تفنگ الکتریکی قوی ... به سرعت شلیک میکرد
برنامه روزانه آنها به هم خورد
آنها به روبات دشمن حمله کرده و آنرا نابود ساختند
...قدرت حمله ، آن سه نفر را به سطح زمین رساند، ولی
قسمت 2 من گفتم که سوارش میشم
!کمین کردن جرزنیه
!ببخشید ، یادم رفت بهتون بگم
!اینا تمام مدت این بالا بودن
چی؟
!هر سه تاشون یکدفعه به من حمله کردن
!اونی که توی روستای شما افتاد یکیشون بود
یعنی داری میگی کلی از اینا این بالا هست؟
آره، اینجا پر از اوناست
! جالبه !نمیخوام
فکر میکنی داری چکار میکنی سیمون؟
!من دارم میرم! دارم برمیگردم پایین !دارم برمیگردم روستامون
!الان وقت ترسیدن نیست سیمون
تو که قبلا خیلی خوب باهاشون جنگیدی
!اون شانسی بود
!کاریش نمیشه کرد !دریچه رو باز کن
!گوش کنید صورت گنده ها
اونیکه سرزمین مادریشو ترک کرده، هیچوقت عقب نمیکشه، تسلیم نمیشه، فرار هم نمیکنه
!هیچوقت عقب نکش! هیچوقت برنگرد !سرسختی مردا همیشه درمورد هیچوقته
!کامینای بزرگ از تیم گورن شما رو به مبارزه دعوت میکنه
!بهتون اخطار دادم
ها؟
!واقعا ممکن بود کشته بشی
تا کی میخوای فرار کنی سیمون؟
ما سرانجام اومدیم به سطح
الان، وقتیه که اون پسری که بودی رو کنار بذاری
یا الان یا هیچ وقت
!همینطور ثابت نگهش دار، سیمون
میترسم !داداش
!گفتم که ثابت نگهش دار !ای بابا
صبر کن داریم سقوط میکنیم
چی شده، سیمون؟
!کار نمیکنه
چرا ؟
!نمیدونم
!من دیگه نمیتونم کاری بکنم !تو انجامش بده
...سیمون! تو
!دعواهای خانوادگی رو بذارید برای بعد
تو خوبی، یوکو؟
!دایاکا
دوستاتن؟
!آره
!حملتونو روی اون جلوییه متمرکز کنید
!یه چیزی پرید بیرون
!سرتون رو پایین بگیرید
...آه، گانمن من
تقریبا غروبه عقب نشینی میکنیم
اینو یادتون بمونه آدمای بوگندو ما اینو فردا ادامه میدیم
!بهشون رحم نکنید !شلیک کنید
!داغه، داغه، داغه
!یادتون بمونه
پس داخلشون یه همچین چیزی هست؟
هیولاها، اونا چیزایین که گانمن رو کنترل میکنند
...هر روز، با طلوع خورشید ظاهر میشن
...و وقتی که خورشید غروب میکنه برمیگردن
چرا؟
!نمیدونم
شماها تمام عمرتون با اونا جنگیدید؟
!همینطوره
بعدا جزئیات رو بهتون میگم
امروز کارت خوب بود سیمون
...فایده ای نداره من نمی تونم
هر و قت من تو دردسر میفتم تو کسی هستی که نجاتم میدم
خیلی ممنون
!اه
این کوچولوی کیه؟ یه جورایی خوشگل نیست؟
منظورم تو نبودی این روباته رو میگم
ربات؟
اوه، این یه بچه روبات نیست؟
چکار میکنی ریرون؟ عجله کن و کمک کن تیکه ها رو جدا کنیم
!فهمیدم بابا
!خوب، تا بعد
توی سطح، همه نوعشو دارن مگه نه؟
بابا، سرانجام منم اومدم
بگذریم منظره عالی ایه مگه نه؟
سطح واقعا فرق داره آره -
اون نور گرد بزرگ و اون نورای کوچیک نقطه مانند...
اینجا حتی شباش هم پر از نوره
این خیلی از شبای تاریک اون پایین بهتره
واقعا، اومدن این بالا کار درستی بود
اون بزرگه ماهه اون کوچیکا ستاره اند
مردم در زمان های خیلی قدیم اونا رو اینطوری صدا میزدن
ماه و ستاره ، ها؟ اِسمای راحتی دارن
نمی دونم چرا اسم داشتن؟
...اگه اسم داشتن، شاید به این معنیه که مردم در گذشته
عادت داشتن که خیلی به آسمون نگاه کنن...
آها؟ پس کاملا هم احمق نیستی...پسر
این روبات واقعا حیرت آوره
ممکنه کوچیک باشه، ولی کلی قدرت توش خوابیده
چکار داری میکنی؟
چند تا چیزو چک میکنم میخوای ببینی؟
یه ماشین که خطای تو در تو میکشه؟
اوه، تو بلد نیستی بخونی؟
بخونم؟ تو بلدی، داداش؟
نه
...اُه، عجب گروهی
تو خودت هم کتاب خون نیستی خانوم
من خیلی هم خوب میتونم بخونم
این ستاره ست، اینم ماهه
ممکنه که در زمان های خیلی خیلی قدیم، مردم روی سطح زندگی می کردند
واقعا؟
یه سری شواهد میگه که میکردن بقیه میگه که نمیکردن
کدومشه؟
این شبیه اینه که من نه مردم نه زن
کی اهمیت میده؟ اصلا تو کی هستی؟
من لیرون هستم ولی شما منو رون صدا کنید
یا "ملکه زیبا" اگه دوست دارید ترجیح میدم بمیرم -
شما احتمالا نمی تونید حدس بزنید ولی لیرون خیلی اطلاعات داره
به علاوه، تمام کارهای تعمیر سلاح ها هم دستشه
تو رو میگه؟ برات عجیبه؟
باشه، چابکی منو تست کن معلوم نیست ، شاید خوشت اومد
می کشمت
...باشه، باشه
راستی ، یه کاری هست که میخوام برام انجام بدی
میشه اونارو برام بیاری؟
...ولی
اون چیه؟ اِ...یه جورایی قشنگه
!چی شد، کار میکنه که پس، این سمت، این سمت
پس، به احساسات مردونه واکنش نشون میده؟
...جالبه
...به سیمون دست نمیزنی ها
پس...به تو چی؟
!می کشمت
خانوما از زنایی که شوخی سرشون نمیشه خوششون نمیاد
واقعا ببخشید
چون ما خراب کاری کردیم، روستای شما هم آسیب دید
الانم داریم شما رو مجبور میکنیم که وسائلمون رو حمل کنید...
این بخواطر اینه که منابع کمند ما از هر چی که دستمون بیاد استفاده می کنیم
چی شده؟
اون دیگه چیه؟
یکی که بوسیله گانمن ها کشته شده
این بالا، این اتفاقِ خیلی خاصی نیست
اینطوری خوبه
خوب نبود همینجوری ولش کنیم
خجالت آوره
این وقت تلف کردنه که آدم برای کسایی که تو همچین جایی مُردن، قبر بکنه
...ببین، کسی نمیتونه بگه ما خودمون کی
!هرگز
!سفر ما تا زمانی که ما آسمون رو بشکافیم ادامه داره ! هر چقدر که می خواد طول بکشه
ها؟
اینجا اون سرزمین رویاهایی که شما تصورش رو میکنید نیست
No comments yet. Be the first to leave one.