The first 200 lines.
اونا دارن برميگردن
"قسمت ششم" شکارچيان برده بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
...چرا اسب را فرستادي
تلاش ميکنه خارج از اينجا سوار بشه اين کار حتي براشون آسونتر ميسازه
دنبالم بيا
واکنششون همان طور که انتظار ميرفته
اگه ما الان برنامه مون را عوض کنيم اونا نميخوان زياد از ما ممانعت کنن
با اين حال ،اونا نميخوان دنبالمون بيان ؟
يکبار ما اينجا گرفتيم اين مسير از همه جهات باز هست
بدون دانستن راهمون اونا نميتونن برنامه سفرمون را پيش بيني کنن
احتمال که اونا وقت را تلف کنن نزديک کوهها دنبال ميکنن
اونا قصد دارن به شرق برن
مخفي شو
الان ميتونيم بلند بشم؟
اونا رفتن
الان بلند بشم ؟
زماني که اونا بفهمن چه اتفاق افتاده برميگردن
از آنجايي که اونا بفهمن ما نزديکيم
ما ؟
تو نگفتي که اونا بعد از اين ما را تنها ميذارن ؟
اونا
اونا دنبال تو هستن
اما همچنين دنبالت ميکنن
اما تو گفتي ردپاهامون را پيدا نميکنن
..من گول خوردم
اون چيه ؟
اونا دوباره رفتن ؟
هيچکس سوار نبود
اونا ما رو پيچوندن
اگه دنبالت نيستن چرا اون شکارچي ها دنبالتن ؟
بيا فرارکنيم به من بگو
چه اتفاقي افتاده ؟
در حال حاضر فعلا ما از معبرها بايد اجتناب کنيم
ما بايد اونا را تو خاموشي بترسونيم به دنبالمون به کوه ها حرکت ميکنن
به زودي اونا همه اين اطراف ازدحام ميکنن
ميتوني خودت را به صورت مسالمت آميز پر کني ؟بعد از باختن 500 نيانگ
کي گفت ما باختيم ؟ صرفا ما اون را هنوز نگرفتيم
نه نميدونم اون چيه ؟
..تو دختر باز
...زماني که پيرتان صحبت ميکنه ،تو
...اوه پسر
اگر براي من نبود ،شما در حال حاضر به جانگوون ميريد ؟
اون درست ميگه . اون تاکتيک هاي نظامي را خوب ميدونه
تاکتيک نظامي داري براي نجات جانت فرار ميکني ؟
استراتژي نظامي به شما مي آموزه اجازه ميده درخت را تکان بده قبل از پوشش
ما دوبار اونو امروز به خاطر اون از دست داديم
فراموش کن ،و اجازه بده فقط بعد از اون بريم . ها ؟
اونا از مسيرها اصلي اجتناب ميکنن ،پس اونا از طريق کوها ميرن
و اگه ما پخش بشيم و دنبالشون بگرديم ردي وجود نداره ؟
بيا فرض کنيم که شما ردها را پيدا کرديد
انوقت ،نقشت چيه؟
ها ؟گذشته از اين ،ميگن هيچکس تو جوسيون نميتونه با اون مبارزه کنه
دنبال چي ميگردي يک ضرب شتم خوب ؟
آيا تو بعد از اون را ميدوين ؟
اون چيه ؟ تو دختر باز ...هميشه سرزده وارد ميشي
اون چيزي را انجام ميدم که اون از ما ميخواد
و اين وقت رو تلف خواهد کرد
چه کار ديگه اي ميتوني انجام بدي ؟
اگه ما اونا را از دست بديم اون فقط اوضاع را بدتر ميکنه
اون ممکنه فقط به دو مقصد بره ،به هر حال
اگه اون اونجا نباشه ،اون نزديک اينجاست
از کجا ميدوني ؟
ما مجبور ميکنيم بفهمد
به هر حال ،پيش برو و بخور
شکارچي بد با يه روده خالي کار مي کند
! جامو
يه کاسه ديگه اينجا
يه بچه خودش چطور ميتونه ؟
پس تو به من به عنوان يه زن فکر ميکني ؟
من ميتونم رغبت شهوت ...پرستانتو از اينجا حس کنم
دورگه ها دندوناشونوگم ميکنن اما معاونينشونو نه من چيم ،يه دورگه ؟
اگه رفتار عجيبت را ترک نکني مردها را با اون رفتارت بدتر ميکني
فقط اهسته ادامه بديد و خودتونو پر کنيد
اوه ...جامو
ب ...له بله . سرورم
بيا اينجا
تا به حال اين زنو ديدي ؟
آيگو من واقعا هيچي نميدونم ،سرورم
..منو ببخش
هر کس شما را با يه علامت روي سينه هاشون ميشناسن ؟
و من چطور بدونم روي سينه هاشون چه علامتي هست ؟
مادرش زماني که اون خيلي کوچيک بود به بردگي فروخت
و پدرش زماني که روي سخره داييا ايسلند بود مرد
هيچ چيزي شبيه اين را قبلا شنيدي ؟
اه ...اين يه داستان بي ارزش خيابوني هست
اگه من اينو فقط يه مرتبه ميشنيدم شايد ميتونستم به شما کمک کنم
درسته بله
سرورم
وقت اونه که به من بگي
اونا چرا دنبالتن ؟
ممکن هست مردمي دنبال من باشن
اما من ازشون فرار نمي کنم
اين چطور ممکنه ؟
افرادي دنبالت ميکنن اما تو ازشون فرار نمي کني ؟
پس اين افراد کي هستن ؟
اونا شکارچي برده ان
اگر چه من نميدونم بعضي افراد دنبال هردوي ما هستن
...شکارچي برده
اونا دنبال من نيستن
من برده نيستم
منم
من خودمم برده نيستم
...اگه اونا حقيقتا شکارچي برده باشن
اونا نميتونن دنبالم بيان
...من
نميتونم بيش از اين دنبالت بيام
اجازه بده برم
در مورد مقصدت تصميم گرفتي ؟ هر جا امکان داره باشه ،من تنها ميرم
اگه شما هنوز مقصدتونو تعيين نکرديد
حداقل تا چونجيو دنبالم بيايد
نميخوام
نه ...تو بايد
من به شما يه قدرداني بدهکارم اما من دليلي نميبينم دنبالت بيام
من نميتونم الان بهت اجازه بدم که بري
..شما از مقصد من آگاهيد پس
پس تو ميترسي که من شما را لو بدم ؟
نه
شما قبل از اينکه به دفتر برسيد دستگير ميشيد
و سپس عليرغم ميلتون مجبور به اعتراف ميکننتون
اون ممکنه ،من هرگز هيچي را در موردتون فاش نميکنم
به من اعتماد بکنيد
زبان هميشه نميتونه اون چيزي که ارزو ميکني را بر آورده کنه
بايد پي در پي با سوالاتون مواجه بشم
هر چه هدفتان هست
اون زبان پرحيله امکان داره به آسوني به اعتراف گشوده بشه
در آنوقت ،من بايد يک بار ديگه بپرسم
آيا تو برده فراري هستي ؟
نيستم
ايا اين حقيقته ؟
هيچي اما
شما به من اعتماد نداريد ،پس من تا چونجيو دنبالتون ميام
..به هر حال
من بعد از اين بهانه بيشتري را نميپذيرم
با من خوب باش
اون فاقد اين ويژگي که دنبالت بياد
تو اول احتياج داري که مقصدت را بدوني و سپس رفتار کني
تنها راه يادگيري کشف گذشته هست
ما مجبوريم اداره مجله رسمي دولتي را بررسي کنيم
اون پوشش هاي رسمي را پوشوند ،پس ما اثرات آنرا را در گذشته پيدا کنيم
اه ...من واقعا از خوندن متنفرم
!منم ،منم
آيا روزنامه هاي رسمي را در اين منطقه دورافتاده تهيه ميکنن؟
آيا ممکن نيست حداقل يه کتابخانه استاني وجود داشته باشه ؟
به چي نگاه ميکني پنهوني مانند موش کثيف ؟
بيا شما هم ببينيد
روي پاهاش کاملا سريعه ،براي يه حرومزاده اي چنين پوششهاي بدلي را ميپوشاند
کاملا چاپولوسي ،براي اولين ملاقات
تو حرومزاده
شما به چه کسي داريد فکر ميکنيد ،ها ؟
ما رو با يه سري اشغال مقايسه ميکنيد ؟
فقط ماموران مخفي سلطنتي را بشماريد ما تمام کرديد ،و اون نيم دوجين هست
بايد نامشون هم حدس بزنم شما به من حمايت خودتون را پيشنهاد ميکنيد ؟
..خوب
ما مجبوريم ببينيم شما چه چيزي براي نشان دادن داريد
چه چيزي من به شما با فضل بدم ؟
چه چيزي من به شما با فضل بدم
اون کاملا شلخته هست ،درسته
دلال ازدواج گفته :امروز روز خوشبختيمه
پس مطمئن شويد اون شامگاه به بسترم مياد
بسترم ؟
من
اونو بگيريد
...شلخته وار تند رو
بريم کجا ؟
شما کجا فکر ميکنيد ؟ جاک گويي براي ملاقات
...اه ..اون جهنمه
کسي اينجا نيست؟
محافظ
آيگو...بله
ايگو ..چه چيزي شما را اينجا آورده؟
چه چيزي ميخواهيد براي مطالعه کردن
آيا تو روزنامه رسمي چند سال گذشته را داري؟
شما به نظر نميرسه بخواييد بخونيد
خوب ،بهرحال
داري،يانه؟
من به همشون احتياج دارم
اما قيمتشون بالا هست
پس اجازه بديد اونا را ببينم
اما ما تمايل نداريم قرض بديم وقتي اون اواره مياد
سهم ما فقط فرار کردن از مردم بود ،تو ميدوني ؟
گوش کن ،افسر
بله ،سرورم
بيا اينجا
ما ماموراني از دادگاه ايالتي هستيم
ماداريم به يک توطئه خائنانه رسيدگي ميکنيم
ب ...بله ،سرورم
بايد به تلاشهايمان کمک کنيد ،دفتر به وفاداريتون به طور زيادي پاداش ميده
اما حرف مفت زدن با عجله عواقب بدي منتظر شماست
ب ...له !من اونو فورا ميارم
فقط شماييد ..فريب ميدي
شما اينهمه کتاب داريد اما هيچي وجود نداره به من قرض بديد
..ايگو
من براي فهميدنت درکت ميکنم فقط اين بار
اگه شما تو يه روز ديگه برگرديد
من به تو هر چيزي را آرزو کني ميدم مجاني
چطور يه دانشمند پولو به دانش ترجيح ميده ؟
راه را آزاد کنيد ...اه
فشار زياد از بالا اوه !من گفتم حرکت کنيد
اين خيانته
گفتي چي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.