Drops of God

Drops of God (Les Gouttes de Dieu)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Drops of God S02E05 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-18
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 153 lines.

SANDS Movie

‫متوجه نیستی که دارم همه این کارها رو ‫برای نجات این شراب انجام میدم؟!

‫"ایسی" کجاست؟

‫فردا برمیگرده.

‫ازم خسته شده؟

‫کاری داشت که باید انجام میداد.

‫و تو رو با مردی مثل من تنها میذاره؟

‫شاید تو کسی هستی که ‫با دختری مثل من تنها مونده.

‫باشه.

‫خب، بریم سراغ چشیدن شراب‌ ها؟

‫بیا.

‫خب، با کدوم شروع کنیم؟

‫- این یکی؟ ‫- وایسا. اول بذار حال و هوا رو بسازیم.

‫اوهوم.

‫جانیز جاپلین.

‫عالیه.

‫- موسیقی، الکل، دختر زیبای فرانسوی... ‫- مسخره‌ بازی رو بذار کنار. گوش کن.

‫میدونستی اون از زادگاهش متنفر بود؟

‫در اولین فرصت به کالیفرنیا فرار کرد، ‫تا دنیا رو تغییر بده.

‫وقتی بهش گوش میدم...

‫به طوفانی فکر میکنم که ‫همه چی رو با خودش می‌بره.

‫بوش کن.

‫- اولش نت‌ ها ناهماهنگ به گوش میرسن... ‫- اوم.

‫انگار هیچ یکپارچگی‌ ای ندارن.

‫از سه نوع انگور مختلف ساخته شده.

‫خیلی درهم‌ برهمه.

‫ولی توی دهن...

‫اوم.

‫منفجر میشه.

‫بی‌ نظمی تبدیل به هماهنگی میشه.

‫اون سه نوع انگور با هم ‫ترکیب میشن و یکی میشن.

‫حالا، چشم‌ هات رو ببند.

‫چشم‌ هات رو ببند.

‫یه جرعه بنوش.

‫هنوز میتونی صدای موسیقی رو بشنوی؟

‫شراب مثل موسیقیه.

‫تو رو به احساساتت وصل میکنه.

‫زخم‌ ها رو التیام می‌بخشه.

‫«کلو ونتوری.»

‫ایتالیاییه؟

‫کُرس.

‫یه تاکستان کوچیک در کوهستان.

‫فوق‌ العاده‌ست.

‫یکی دیگه.

‫- اون کیه؟ ‫- هیس.

‫ارمیتاژ، ژان-لوئی شاو، ۲۰۰۹.

‫نمدار...

‫پیچ امین‌ الدوله...

‫توی یه ننو هستم... ‫توی خونه.

‫عصره.

‫یه نسیم ملایم می‌وزه.

‫داره من رو تکون میده تا خوابم ببره...

‫دوست‌ پسرم پیشمه.

‫میخوایم بریم چیزی بنوشیم، ‫ولی نه همین الان.

‫درباره دوست‌ پسرت حرف نزن.

‫همه چی رو خراب میکنه.

‫نوبت توئه.

‫من توی یه قایق بادبانی‌ ام.

‫نور از لای پرده‌ های کابین به داخل می‌تابه.

‫تازه با هم عشق‌ بازی کردیم.

‫ادامه بده.

‫به زودی به فرانسه برمیگردی.

‫داری گریه میکنی. ‫سردرگمی.

‫میخوام که بمونی.

‫نه.

‫بهشون میگم برات شام بیارن.

‫تامارم.

‫ایسی اونجاست؟

‫خوابیده.

‫به این زودی؟ ‫حالش خوبه؟

‫خیلی خسته بود.

‫هنوز خونه‌ داویتی؟

‫آره.

‫خب، پس شب خیلی خوبی ‫برات آرزو میکنم.

‫هونوکا؟ ‫هونوکا!

‫هونوکا! ‫هونوکا!

‫- بابا! ‫- کمکم کن! کمکم کن!

‫کمکم کن…

‫- محکم بگیرش، باشه؟ ‫- اوهوم.

‫و این یکی رو هم همینطور.

‫فکر نمیکردم واقعاً بتونی بیای.

‫و حالا... باید به قولم عمل کنم.

‫میشناسیش؟

‫نه.

‫بهم بگو، چی می‌بینی؟

‫یه بچه‌ کوچیک...

‫که تنهاست...

‫زمستونه.

‫هوا سرده.

‫گم شده.

‫نه، گم نشده.

‫عصبانیه.

‫تو هیچی درباره‌ من نمیدونی.

‫درسته.

‫اصلاً اون کسی نیستی ‫که انتظارش رو داشتم.

‫غم‌ انگیزه که خانواده‌ت ‫نمیدونن واقعاً کی هستی...

‫براشون مهم نیست.

‫تامار پدرت نیست.

‫اون بهش یاد داده بود که ازت متنفر باشه، ‫ولی تقصیر اون نیست.

‫درست مثل اینکه تقصیر تو نیست ‫که مادرت فوت کرد.

‫قشنگه.

‫و من فقط یه شراب رو میشناسم ‫که باهاش برابری کنه.

‫بله؟

‫کجا بودی؟ ‫سعی کردم بهت زنگ بزنم.

‫بعداً بهت میگم.

‫باشه، اوم، داویت میگه میخواد بیاد اینجا، ‫و یه شراب گیلاس بخوره.

‫کامیل می‌پرسه که داویت میتونه ‫بیاد اینجا و شرابت رو بچشه؟

‫کلیدها رو بهم بده.

‫- تو هم میتونی بری. ‫- امروز دیگه بهم احتیاجی نداری؟

‫- نه، ندارم. بقیه روز رو مرخصی بگیر. ‫- باشه. هر طور مایلی.

‫نباید میومدم.

‫همه‌ چی درست میشه.

‫آره، حتماً.

‫هیچی عوض نشده.

‫هنوزم بوی گند میده.

‫مسلح نیومدم.

‫بشین، لطفاً، داویت.

‫میخواید بهمون ملحق بشید، یا چی؟

‫آخرین باری که دیدمت...

‫سوار یه سه‌ چرخه بودی.

‫هوم.

‫تو هم پیر شدی.

‫موهات سفید شده.

‫بیا بنوشیم.

‫۸۹. سالی که به دنیا اومدی.

‫سالی که من به دنیا اومدم.

‫سالی که من به دنیا اومدم و مامان مُرد.

‫اومم.

‫میخوای با هم حرف بزنیم؟ ‫من اینجام.

‫باشه.

‫سلام.

‫ممنون.

‫حالت خوبه؟

‫امروز خوشحالن.

‫فردا به این سادگی‌ ها نمیشه.

‫میدونی از چیِ تو خوشم میاد؟

‫چی؟

‫اینکه آدم سر زنده‌ ای هستی.

‫بیخیال، ایسی. ‫ما شراب رو نجات دادیم.

‫چیزی شده؟

‫میخوای بریم قدم بزنیم؟

‫چند سالت بود؟

‫سه سال.

‫فکر کنم توی جزیره‌ اوکیناوا بود.

‫وقتی سه سالم بود...

‫زلزله‌ کوبه رو یادمه.

‫نصف‌ شب از خواب بیدارم کرد.

‫وحشت کرده بودم. ‫فکر کردم خونه داره روی سرم خراب میشه.

‫مادرم، اون اومد دنبالم...

‫من رو به باغ برد، زیر ستاره‌ ها، ‫و برام آواز خوند تا آرومم کنه.

‫مادرِ من...

‫اون میذاشت سقف روی سرم خراب بشه.

‫ولی مادرم قسم میخوره که ‫این اتفاق هیچ وقت نیفتاده.

More Farsi Persian subtitles for Drops of God

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left