The first 200 lines.
ترجمه و زیرنویس .:.:(Aurora) سپیده:.:. .:.:(Faras) فراس:.:.
پارک سونگ جون با زن هايِ شوهرم سر و کار داره
اون خیلی وقته که با زن های زیادی سر و کار داره
... شوهرم سهام هایی رو با اسامی قرضی، برای
این رقابت ارثی، خریده
شوهر تو این کارو براش کرده
اون سهام ها به اسم لی سو جونگ و سونگ جونن
رفتی خونه ی مادرت؟
آره
میشه سر فرصت بهم رانندگی یاد بدی؟
رانندگی؟ - هر روز دارم از -
.آقای لی میخوام منو برسونه. یه خرده معذبم
میخوام منم یاد بگیرم
باشه حتماً
...اصلاً چطوره این آخر هفته بریم
قضیه خیانت و این سهام های قرضی رو با هم برملا کن
این سونگ جون و یو ری رو با هم نابود میکنه
خانم نا، جلسه داریم
باشه
سلام - سلام -
سلام
این جشن در قالب ایونت خیریه برگزار میشه
مبالغ جمع شده تحت نام مشتری هامون توزیع میشه
بفرمایید
یکی از برندهای جواهرفروشی برای رونمایی از محصولات جدیدش میخواد ایونت برگزار کنه
به نظرم گزینه ی خوبی برای همکاری باشه
ما تو این ایونت جوونای دم بخت رو به هم معرفی می کنیم
در واقع این برند، هدایای عروسیش بینِ
مون خیلی محبوبه VIP زوج های جوان
خوبه ها! مدیرای برندها معمولاً
ها رو جذب کنن VIP ،به هر دری میزنن تا قبلِ ازدواج
هم خود برند از این پیشنهاد استقبال می کنه
ها VIP هم
پیشنهاد خوبیه
پروپوزال برند رو بفرست یه نگاهی بکنم
برای اینکه این همکاری شکل بگیره به یه مدیر پروژه نیاز داریم
...چطوره حالا که خانم مینا پیشنهادشو داده
خودش هم بشه مدیر پروژه؟
این کاری نیست که یه کارمند معمولی
از پسش بربیاد
،تجربه ی ما تو اینجور همکاری ها بیشتره
بهتره تیم بازاریابی مسئولیتشو برعهده بگیره
پیشنهاد شده VIP این طرح اولین بار به تیم مدیریت
ضمن اینکه ما هم کلی تجربه ی همکاری داریم
خانم مینا هم که قبلاً توانایی هاشو ثابت کرده؛ نمونه ش ایونتِ
.تبلیغاتی چا سه رین که تجربه ی موفقی بود
.هر چی ایونت بزرگتر، مسئولیت بیشتر
خانم مینا، نظر خودتون چیه؟
قبول می کنم
پس پروپوزالشو بنویسید و کامل شرح بدید که میخواید چیکار کنید
بله
خانم لی و تیم ارتباطات
مسئول جمع آوری ایده های تبلیغاتی هستند
بله - خیلی هم عالی -
.جلسه رو تموم می کنیم
برنامه مون فشرده هست، لطفاً تمام تلاشتون رو به کار بگیرید
بله - بله -
آقای چا، چند لحظه تشریف میارید؟
چشم
...نمیخواستم تابلو بشه، راستش
امشب
شام میای خونه ی من؟
خونه ی تو؟
حتماً
پس می بینمت - بله -
وظایف اصلی رو مال خودش می کنه؟ VIP تیم مدیریت
بله
ولی مدیر ارشد تیم اعتبارات آقای پارکه
پس اگه ما هم بتونیم یه کار مهم انجام بدیم عالی میشه
تا حالا ایونت های مهمی رو برگزار کرده VIP به هر حال تیم مدیریت
به نظر میاد آقای پارک میخواد تیم در مسیر درستی قرار بگیره
ولی خب ایونت ها همیشه اونجوری که میخوایم پیش نمیرن
بعضی مواقع مسائل ناگهانی و
غیرمنتظره ای پیش میاد
نه؟
بله، درست میگید
آره
خانمِ ها، یه نفر پشت خطه
کیه؟
مدیر ارشد سابق به دو ایل میخواد باهاتون صحبت کنه
به کمکتون خیلی نیاز دارم، آقای کیم
هر کمکی از دستم بربیاد درخدمتم
خیلی ممنون
بفرمایید - ممنونم -
خیلی خب، بزنیم به سلامتی
...شرمنده، چند لحظه با اجازه
باشه
نوش جان
الو
شام خوردی؟
اگه نخوردی، میای با هم بخوریم؟
دارم با آقای ها شام میخورم
جدی؟
ببخشید
استراحت کن
خانم نا بود؟
!عشقتون زبانزد مردمه
انگار تازه با هم ازدواج کردین
اینطوری نیست
یه دور دیگه بریم؟
بله
خواستم دور هم جمع بشیم
تا یه چیزی بهتون بگم
درست نیست رئیس کل
خودش شخصاً رئیس بعدی رو انتخاب کنه
یکی باید انتخاب بشه که فروشگاهمون رو کامل بشناسه
قصد دارم یه بار دیگه جلسه ی عمومی سهامدارا رو برگزار کنم
!دیدم
الحق که به بابات رفتی
به من؟
مگه چی شده؟ خیره ان شا الله؟
مامان، دَرسِت خوب بود؟
آره بابا خیلی خوب بود
مامان بهترین دانش آموز مدرسه بود
درسش حرف نداشت
واو! مامان عجب نابغه ای بودی
پس چرا با بابا ازدواج کردی؟
چی؟
هی، منم درسم خوب بود
تو هم بهترین دانش آموز بودی؟
حالا نه در اون حد - واو -
مامان، سر کار هم تو از همه بهتری؟
معلومه
سر کار هم از همه بهتره
تازگی یه کار خیلی مهمُ شروع کرده
واقعاً؟ - والا -
میخوام به دوستام پز بدم
منم پز میدم
بابا بووو - بابا بووو -
بووو
همش میخوان پز تو رو بدن
اینجوری نمیشه. باید یه لیست از ویژگی های خوبمو بنویسم
بعد بهشون بگم حفظ کنن
می دونی که؟ برای اولین جشن تولدم
.خودم کیک درست کردم
ممنون
"پس چرا با بابا ازدواج کردی؟"
بقیه ی جاها رو نمی دونم
ولی اینجا شبا بهترین ویو رو داره
واقعاً قشنگه
قضیه ی جونگ سون و سونگ جونو
می دونی نه؟
چی تو سر سونگ جون میگذره؟
چی بگم؟ خودمم نمی دونم
که چی تو سرش میگذره
از همون اولِ رابطه شون جفتشونو می شناسم
هرگز فکرشو نمی کردم
اینجوری از هم جدا بشن
دقیقاً
منم فکر نمی کردم
از هم جدا بشن
من... همیشه می گفتم عشق ابدی فقط مال کتاباست
:ولی این دوتا رو که دیدم گفتم
عجب... پس تو دنیای واقعی هم"
"همچین زوجی پیدا میشه
الان که تو این وضعیت می بینمشون حس بدی بهم دست میده
احساسِ
ناراحتی می کنم
همیشه با طعنه می گفتم هیچی دووم نداره
ولی انگار ته قلبم دوست داشتم بعضی چیزا دووم داشته باشه
کار داری؟ - آره، تو بخواب -
زیاد خودتو خسته نکن
آخرین پروژه امه، میخوام خوب تموم بشه
اگه کارفرما بودم
یکی مثل تو رو تو هوا می زدم
کی اینقدر کار می کنه؟
تموم کردی بخواب
آقا، تاکسی بگیرم براتون؟
بله، ممنون
همین الان زنگ می زنم
الو؟
آقا، کجا تشریف می برید؟
آقا؟
بعد این پروژه، میخوام بفرستمت خارج درس بخونی
،یه خرده صبر کنی
مدیر پارک رو هم منتقل می کنم شعبه ی آمریکا
تا اون موقع ازش فاصله بگیر
تا موقعی که زنشو طلاق نداده
به رابطه تون انگ خیانت می زنن
تکرار می کنم
اوضاع زیاد جالب نیست
وقتی برای رسوایی نداریم
فکر نمی کنی
به قدر کافی بهت آزادی دادم؟
آقا، آقا، رسیدیم
خیلی ممنون - خداحافظ -
خسته نباشید
هنوز که کاری نکردیم، چرا اینقدر خسته ام؟
بیا
از اینکه اومدیم خونه ی خودمون چه حسی داری، آقای پارک سونگ جون؟
خیلی خوشحالم
...دیدی بعضی خانواده ها
سر چیزای کوچیک با هم دعوا می کنن
ولی تو سختیا عین کوه پشت همن؟
.همین خانواده های معمولی رو میگم
وقتی ازدواج کردم
دلم میخواست همچین خانواده ای داشته باشم
...ما هم می تونیم با هم دعوا کنیم... آشتی کنیم
...بچه بیاریم
.اینجوری یه خانواده تشکیل میدیم
No comments yet. Be the first to leave one.