The first 200 lines.
عدالت چيه گو يون وو؟
چي؟
بگو
تفسير ذهنيتو نگو
چيزي که واقعا به چشم ديدي
دوهزار و 500 سال پيش يه فيلسوف يوناني به اسم سيمونيدس گفته
عدالت
رسوندن هر کس به چيزيه که مستحقشه
رسوندن هر کس به چيزي که مستحقشه؟
به نظرم هنوزم عدالت تعريفش همينه
اگه انتخاب بدي مي کني بايد تاوانشو بدي
پس مي خواي بفهمي اشتباه رئيس شيم چي بوده و
مجبورش کني تاوان بده؟
تو به عنوان ضمانت از مدير بانگ خواستي
استعفاشو امضا کنه
از کجا فهميدين؟
يادت رفته؟
... اگه استعداد تو حفظ کردنه، استعداد من
خوندن ذهن آدماست
آره
ولي اين دفعه با يه آدم روبرو نيستيم با يه مشکل طرفيم
اگه بخوايم خارج از احساسات بهش نگاه کنيم
فساد ناميونگ واسه ما هم مي تونه خطرناک باشه
بايد افشاش کنيم
چي؟
... پس يعني اجازه دادين- کدوم اجازه؟-
من کاملا مخالفم
بله
پس منم
حق ندارم کاري که شما باهاش مخالفين رو
انجام بدم
اين جور وقتا دقيق و سريع باش
... و مهم تر از همه
هيچ کس از ما و اونا
تا وقتي قضيه تموم نشده چيزي نفهمه
وکيل لايق؟
اونو بي خيال
برو دنبال مدرک محکم و دليل منطقي
يه وکيل واقعي اين کارو مي کنه
باشه شما چي؟
الو؟
برو شهادت بده
دادستان نا
جوهي
چون نتونستم هواشو داشته باشم و
مجبور شدم ترکش کنم از خودم عصباني بودم
حق داشتي
اون لحظه دادستان اوه اومد سراغم و
آتيش منو خاموش کرد
بعد
اون اتفاق افتاد
آخه چرا؟ چرا اين کارو کردين؟
طرف هر کي که باشي
گاهي مجبوري يه راهو انتخاب کني
بعد از انتخابات که دولت عوض شه
منم بايد جهتمو عوض کنم
اگه نتونم رئيس دادستاني منطقه بشم
بايد شمشيرمو بذارم کنار
شما با دستاي خودتون اون مدرکو نابود کردين و
گذاشتين متهم در بره
فقط واسه اين که يه مقام بي ارزش بگيرين؟
آره من آدم کم استعدادي ام
چه قدر ملت واسه خودشون پشتيبان مالي جور مي کنن
تا به اسم زن و بچه شون خونه بخرن
دادستان اوه
آره
اگه همين يه بارو چشم پوشي کنم ترفيع مي گيرم و
ديگه مجبور نيستم نگران باشم که بقيه رو بذارن به جام
اين جوريه که مي تونم بازم
بدترين و خلافکارترين آدما رو بگيرم
اين جوري
اين جوري
عدالت قضايي واقعي
از شعار به حقيقت تبديل مي شه
همين يه بار؟
يه بار يا صدبار فرقي نمي کنه
هدفتون هر چقدر که درست باشه ... اگه با ابزار غلط بخواين بهش برسين
ديگه کافيه
من استعفا مي دم
توهم ورت نداره
اگه همين جوري منو ول کني بري فکر کردي مي توني وکيل شي؟
حتي خانوم کانگ از شرکت کانگ و هام هم تو رو قبول نمي کنه
ترجيح مي دم برم جايي که قبولم ندارن
تا اين جا بمونم و شرمنده بشم
شرمنده شي؟
من باعث شرمندگي ام؟
من کاري نکردم که بخوام شرمنده باشم
اون اسم و رسم دود شد رفت هوا
ولي واسه يه دوره کوتاهي واقعا لمسش کردم
اون
نتونست ترفيع بگيره چون اصرار کرد
به جاي من، جوهي رو اخراج کنن
بعدشم براي جوهي يه کاري تو يه شرکت حقوقي پيدا کرد
من چه جوري مي تونم به اون آدم خيانت کنم؟
روراست باش
دليل واقعيت اينه؟
پس يعني نمي خواي شهادت بدي
باشه برو سوالاشونو جواب بده
منم
به عنوان وکيلت ميام
هايون
نگران نباش
کاري مي کنم که مجبور نشي برخلاف ميلت حرفي بزني
راست مي گي؟- راستش اينه که-
دلم مي خواد همه چيو بگي و
اين ماجرا رو کلا تموم کني
از اين که
نيت واقعيتو بهم نمي گي ناراحتم
فهميدم مساله، فيش حقوقيت نيست
مساله اسمته، گو يون وو
داري مي ري؟
چيه؟ اين دفعه چي مي خواي بگي؟
هيچي
مي دوني که هر تصميمي بگيري
من پشتت واميستم و ازت حمايت مي کنم
چي شد که نظرت عوض شد؟
نظرم عوض نشد
فقط دارم طبق دستور تو پيش مي رم
هر چي نباشه بهترين وکيل شرکت با منه
مي دوني که وکيلت باهات موافق نيست؟
يه وکيل فقط بايد از موکلش دفاع کنه
لازم نيست حتما باهاش موافق باشه
منم طرز فکر موکلام واسم مهم نيست
آره يه وکيل فقط بايد کار خودشو درست انجام بده
دستت درد نکنه که تونستي امضاي استعفا رو ازش بگيري
اونو من نگرفتم گو يون وو گرفت
ده سونگ ده سونگ
چيه؟
يادته چند وقت پيش فيش حقوقيتو بهم نشون دادي؟
آره، چه طور؟
يه جورايي به کاري که دارم مي کنم ربط داره
مي شه يه بار ديگه ببينمش؟
آره همين جا
اين جا نوشته مبلغي از حقوق شما به حساب ده سونگ واريز شد. اين يعني چي؟
اون جا يه شرکت مشاوره ست
بابت آموزش و اين جور چيزا از حقوقم کم کردن
پس يعني هر ماه اين پولو ازت مي گيرن؟
نه شرکت مشاوره هر بار تغيير مي کنه
ولي دقيقا همين مبلغ کم مي شه
تو آشناهات وکيل نداري؟
چي؟- يعني-
غير از تو شرکت خودمون کسيو نميشناسي که درباره شون تحقيق کنه؟
ولش کن يه چيزي گفتم
... از اين لحظه
لطفا يادتون باشه که موکل من
اومده که به عنوان شاهد باهاتون همکاري کنه
پس بايد يادآوري کنم که حق ندارين
مجبورش کنين برخلاف ميلش حرفي بزنه
شما ده سال پيش تو دادگاه مرکزي سئول
به عنوان دادستان کار مي کردين؟
بله
با دادستان اوه بيونگ ووک
چه رابطه اي دارين؟
اون قبلا رئيس و همکار من بوده
خودتون که مي دونين
از نظر شخصي چه طور؟
اين سوال به پرونده ربطي داره؟
اين سوالو حتما تو دادگاه مي پرسن
ولي الان اومديم واسه بازجويي
اين جا دادگاه نيست
خانوم کانگ
اون استاد من بود
سوال بعدي
خيله خب
بريم سوال بعدي
ديگه درباره دادستان اوه حرفي نزنيم
آقاي چويي کانگ سوک
لطفا درباره دوران دادستاني تون برامون بگين
شما در مدت دادستاني
مسئول 147 تا پرونده بودين
و تو هيچ کدوم نباختين
کسي که اعتماد به نفس برنده شدنو نداره نبايد کارو بکشونه به دادگاه
پس
شما که دادستان موفقي بودين
چرا يهو کارتونو ول کردين؟
اين سوال به پرونده ربطي نداره
بعد از اين که تو دانشگاه قبول شدم
با خانوم کانگ که الان کنارمه آشنا شدم
اون خيلي رو من حساب باز کرده بود
واسه همين ازم حمايت کرد
تا فارغ التحصيل شم و تو امتحان حقوق قبول شم
گفت بهتره کارمو با دادستاني شروع کنم
تا اين که همون اول وکيل شم
منم يه چندسالي دادستاني کردم و
همون جور که مي دونين کلي تجربه کسب کردم
بعدشم طبق قرارمون
رفتم و با خانوم کانگ کار کردم
شعار شرکتمون اينه "دردا رو روي ماسه ها بنويس"
" و نعمتا رو روي سنگ حک کن"
چه طوره؟ خوب بودم؟
بهترم مي شي
اين بازجويي واسه شما شوخيه؟
به نظرتون وکيل سطح بالايي مثل من
با زندگيش شوخي مي کنه؟
پس شما واسه اين استعفا دادين که
ديدين داره خلاف مي کنه و نتونستين گزارش کنين
چون اون رئيس و
استادتون بود که خيلي براش احترام قائل بودين
شما دارين موکل منو منحرف مي کنين
از يه شاهد اين جوري نمي پرسن
No comments yet. Be the first to leave one.