The first 200 lines.
آگاتا، ماری، جوداس، جودیش
توجه کنین
...من فستوس بلک وودم، و تو هم
"موجود عجیبی"
میدونیم که تو کی هستی بلک وود
ما از اعماق غیر قابلی درکی برخاسته ایم
تو به ما خدمت میکنی
درحالی که ما دنبال یه میزبان از گوشت قرمز و مرطوب و گرمی هستیم
ما فقط این لباس گوشتیو قرض گرفته بودیم
اون مُرده
تو یه بدن قویتر میخوای
من بدنمو به شما میدم
من مزه گوشت الدریش(وحشت) رو چشیدم ...اون با من یکی شده
تو خیلی ضعیفی
ما دنبال کسی هستیم که دوتا از وحشت های شوم رو شکست داده
یه دختر جادوگر به اسم سابرینا اسپلمن
اون قویه
ولی تو نه
ما دنبال بدن اونیم
با بدن اون زمین رو به چنگ میاریم
...در اون مورد، ببخشید موجود عجیب ولی تو به
یه اسب تروا نیاز داری
خیله خب، سالِم
خب طبق گزارش پزشکی قانونی
...این داداش بدشانسمون
تو رودخونه آب شیرین غرق شده
ولی با این حال تو بالاتنه این جسد ...کلی علامت مونده که
نشون میده... یه عالمه آب نمک تو ریه شه
مرده شور خانه اسپلمن چطور میتونم کمکتون کنم؟
بله، بابت اون متاسفم
اوه، بله، بله، البته
چطوری نوشته میشه؟
بازم تسلیت میگم
طوری باشه که مثل هاروی شیرین و حساس باشه
ولی قدرتمند
و یکم جدی مثل نیک
و از نیک و هاروی بهتر باشه
عزیزم بیا پیشم
آمین
داره رشد میکنه
این یعنی پیشرفت
و با این سرعتی که داره
تا آخر هفته یه دوست پسر عالی دارم
برای سخنرانیی که میخوای امروز برای کاون بکنی آماده ای آمبروز؟
خب برای روبرو شدن با وحشت های شوم باید حسابی آماده بشیم
اگه کوچیک ترین شانسی برای زنده موندنمون باشه
پس باید امیدوار باشیم
هیلدا کجاس؟
اه، خب میدونی، اون ازدواج کرده پس دیگه اینجا زندگی نمیکنه
همیشه خودخواه میمونه
فروشگاه کتاب و ارواح سربروس چطور میتونم کمکتون کنم؟
باید فوری بیای خونه
خواهر این وضعیت جدید رو نمیتونم تحمل کنم این وضعیت مناسبِ من نیست
آروم باش چیشده؟ تو خوبی؟
روزنامه های صبح رو نمیتونم پیدا کنم هیچ قهوه ای هم اینجا نیستش
حتی فندکمم اینجا نیست
همه چیزو با آمبروز و سابرینا هماهنگ کردم
پس چیزایی که میخوای رو داری صحبت خوبی بود باید برم
در ضمن امروز تورو تو سخنرانی آمبروز میبینم
دوستت دارم، خداحافظ
!هیلدگارد
...وحشت های شوم
موجودات باستانیی هستن که قبل از زمان و مکان حال حاضر بودن
اونا قبل از درک ما از خوبی و بدی بودن
اونا انسان نیستن، غیر قابل کنترلن
اونا جهانو نابود میکنن
و حالا یه خبر خوب
با تشکر از دوستای فانیمون هاروی کینکل و روزالیند واکر
به سرنخ هایی در مورد وحشت های شومی که هنوز نیومدن رسیدیم
پرودنس
خب ما با اینا روبرو شدیم
تاریکی و ناخونده
اما میدونیم که هنوز شش تا وحشت دیگه هم هستن
که دارن به اوج پوچی خودشون میرسن
و وقتی که رسیدن این دنیا به پایان میرسه
از منطق
تا واقعیت و خود جهان هستی
ما به فستوس بلک وود حرومزاده مشکوکیم
اون توی آزاد کردن وحشت ها نقش داشته
و احتملا به خدمت اونا دراومده
پس اگه اونو هرجایی دیدین
سریعا بکشینش
بدون هیچ رحمی
فک میکنیم که وحشت بعدی که قرار بیاد
موجود عجیبه
هرچندکه نمیدونیم کی قراره بیادش
به چه شکلی و کجا میاد
با این حال... چیکار کنیم تا آماده بشیم؟
سوال خوبی بود ملوین... اه
ما میتونیم...
ما میتونیم هوشیار بمونیم...
و هرگونه اغتشاش و مورد عجیبی رو گزارش بدیم
یا به پرودنس یا به خودم
به نظر میرسه کار زیادی از دستمون بر نمیاد
آره حق با تویه
ما هیچوقت قبلا با همچین خطری روبرو نشدیم
چرا دارن به گرین دیل میان؟ اینو میدونیم؟
پاسخی برای این سوال ندارم نیکولاس
مادر تاریکی میتونه از ما مقابل این وحشت شوم محافظت کنه؟
آره یکم
ولی متاسفانه وقتی که اون بیاد مجبوریم خودمون از خودمون مراقبت کنیم
با تشکر از همتون
ببخشید ولی این نقاشی هارو چطوری دیدی؟
من یه حس شیشم دارم اه
مادر بزرگ من به اون میگفت فراست باعث میشه چیزایی رو ببینم که دیگران نمیتونن
اوهوم ...پس
رز زنگ اول رو از دست دادیم
ببخشید باید بریم سر کلاس
کلاس زیست شناسی
البته عزیزم
این هفته قراره که در مورد بی مهرگان بخونیم
و همینطور در مورد نرم تنان
نرم تنان سفالوپود شامل این موجودات میشن
هشت پا، ماهی مرکب و ده پا
بله؟
میتونم کمکتون کنم؟
اسمم لوکاس هانته
از مدرسه انسموث به اینجا منتقل شدم تا تو تیم شنا باشم
خانم میکس گفت که تو این کلاس زیست شناسی باید باشم
بله، خب، روی یه صندلی بشینین آقای هانت
ما در مورد بی مهرگان حرف میزدیم
آه، آره، شنیدم
اوه، عجیبه، من یه بار یه هشت پا رو دستم نگه داشتم
اوه
اینجا برای کسیه؟
نه
اختاپوس رو از کجا آوردی؟
اقیانوس اطلس
غواصی میکرد خیلی باحال بود چه باحال
آقای هانت، تو و سابرینا باید تیم بشین تا هفته بعد یه ماهی مرکب تشریح کنین
امروزه... زیست شناسا معتقدن که هوش اختاپوس
خیلی شبیه به هوش بیگانس
اه، هی، اممم میتونم شماره موبایلت رو داشته؟
منظورت شماره منه؟
از اونجا که تیم آزمایشگاهی هستیم ...شاید بتونم ازت بخوام شام بریم بیرون
و میتونی به من مدرسه بکستر رو نشون بدی
آره میتونی شمارم رو داشته باشی
اما این روزا خیلی بعد مدرسه کار دارم
اوه چه باحال کجا کار میکنی؟
اه، اه، خونواده من مسئول مجالس خاک سپارین
خیلیم عالی
مثل فیلم Six Fit Under
اره دقیقا
سابرینا
هی دختر
سلام
چرا به شام جواب مثبت ندادی؟
اون پسره لوکاس خیلی جذابه
من نمیخوام که هر شب با یه پسر متفاوت وقت بگذرونم
خب این برای سینگلا سرگرم کننده نیست؟
من فقط میخوام با کسی باشم که بشه باهاش ارتباط برقرار کرد
تو یه سطح عمیق و پرمعنا
یه زوج ایده آل
سابرینا جهان برات یه پسری فرستاده که
جذاب و خوش استایله
و توی تیم شنایه
اگه اون یه شخص ایده آل برای تو باشه چی
...تو میدونم
تو آشپزخونم هاروی
میتونم کمکتون کنم؟
امیدوارم
من مامبو ماریم
میدونم کی هستی
چرا تو خونه منی
اومدم تا بهت بگم تو اونطوری که فک میکنی فراست نداری
تو، عزیزم، یه زن خارق العاده ای
...یه ساحره
...این
امکان نداره...
چرا داره
میت تیت تو همه چیزو در مورد خودت بهت نگفته
کی؟
روح نگهبانت
فک کنم تو بهش میگی مادربزرگ
مگه نه؟
بهتره که خودش برات توضیح بده
چیزی که ملکه وودو میگه درسته
ما، واکر ها، جادوگر بودیم
اما نمیتونیم از این کلمه استفاده کنیم
به هر حال ما زنان مسیحی بودیم که از خدا میترسیدیم
ولی جادوگرا
اونا با شیطان میرقصیدن و روی چوب میسوختن
پس برای محافظت از خودمون در برابر اون سرنوشت
ما به خودمون گفتیم زنان فارست
چرا الان اینو به من میگی؟
...چونکه
همونطور که آمبروز میگه
ما در حال جنگ با وحشت شوم هستیم
و ما به تن پویور تو نیاز داریم
به قدرت تو
پس تو برای دیدنم به آکادمی میای دیگه؟
هارویه
نباید ببینه که
اینجایی
پس، اوم، چی باعث شد نظرت عوض شه؟
هوم؟
- در مورد شام خوردن با من - اوه
راستش دوستم رز باعثش شد
منو تشویق کرد که باهات بیام
اه امیدوارم که زیادی تشویقت نکرده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.