The first 200 lines.
مطمعنی؟
واقعا به اندازه یه دونه نو ارزش داره
کو سان
چه به موقع
کت جدیدتون آمادهست
یه دیقه منو ببخشین
میتونی بعد از کشیش به کار من برسی
عجلهای نیست
بله
نمیدونستم اینقدر تابلوعه
جدی این قدر شبیه کشیشها به نظر میام؟؟
هر اتفاقی این دور و بر میفته به منم مربوط میشه
وقتی میشنوم یه تازه وارد داره با مریضی دست و پنجه نرم میکنه
توجهم جلب میشه
الان حالم خوبه
دیگه نیاز نیست نگران باشین
خب خداروشکر
لباسات واقعا بهت نمیاد
اینجور به نظر میاد
واسه داداش بزرگترم بوده
اونم از همین بیماری فوت کرد؟
نه
برادرم، سامول
هیچوقت تو زندگیش حتی یه روزم مریض نبود
نهضت آزادی
اون موقع فقط یه پسر بچه بودم
اون یکی از کسایی بود که دستگیر شد
و ما از اون موقع دیگه ندیدیمش
پس فوت کرده؟
برای من، فقط برادرمه
خب، خیلی مهمه که آدم چجوری خودشو به دنیا نشون بده
اولین تاثیرایی که رو بقیه میذاری باعث میشه ازت پیروی کنن
تجربه هام اینارو بهم یاد داده
و دنیا الان منو چجوری میبینه؟
مثل مردی که اهمیت نداره
چرا اون لباسا بهت نمیاد؟
چون تو گیر کردن تو گذشته رقتانگیزه
مطمعنی هنوزم داریم راجب لباس حرف میزنیم؟
یه دونه جدیدشو امتحان کنین کشیش
من حساب میکنم
به شما ربطی نداره
خودم پول لباسمو میدم
ببخشید که معطل شدین
میخواستم یه بار دیگه دوختش رو چک کنم
لطفا مطمئن بشین که این یکی به تنتون میخوره
کینوشیتا سان
میخوام یه کت جدید رو امتحان کنم
همین الان
میخوام برای عروسیم که نزدیکه بپوشمش
چه خبر خوبی
!تبریک میگم مطمئن میشم که تا سالهای سال عمر کنه
بیزحمت دوباره درست حسابی سجافش کنین
حتی اگه به تن من خوب نباشه
کی میدونه
شاید پسرم بزرگ شه و یه روز بپوشتش
چه فکر عاقلانهای
خیلی اورژانسی کت و شلوار عروسیتون رو آماده میکنم
سه روزه
برمیگردم پس
به عواقبش فکر کردی؟
یه مادر مجرد
مشکل سادهای نیست
میخوای بچهای که مال خودت نیست رو قبول کنی؟
به خدا من در مورد این قضیه هم کلی فکر کردم هم کلی نذر و نیاز کردم
کشیش شین، این خانوما زندگیشون رو برای نجات من به خطر انداختن
من یه تشکر بهشون بدهکارم
پاشو دخترم
بهم نگاه کن
تو نه فقط خودت و بچهت
که خونوادت و این مرد رو هم
توی مخمصه بزرگی انداختی
متوجه هستی؟
کشیش، الان این ضروریه؟
راحت نیستم که این چیزا رو بگم
ولی ما تو دوران سخت و بی رحمی زندگی میکنیم
حتی آدمای خوب هم
خودشونو طعمهی ضعف دیگران میکنن
میدونی مرتکب چه گناهی شدی؟
ببخشید
ببخشم؟
دخترم، من کسی نیستم که باید ببخشه
خدا باید ببخشه کسی که دعاهاتو بهش میگی
میدونم از خانواده ی مومنی نیستی، بخاطر همین میخوام بدونم
میتونی خالصانه
به خدا متعهد شی؟
میتونم
جفتتون بیاین نزدیک تر
،پدر عزیز
امروز از تو میخواهم به پیوند بین این دو برکت بدهی
،دعا میکنم با لطفت
آنها از این فرصت برای رستگار شدن استفاده کنند
به آنها یاد بده
پیوند معنوی که آنها را به عنوان زن و شوهر به هم متصل میکند
باید استوار بماند
و به آنها نشان بده چگونه از هم مراقبت کنند و به هم احترام بگذارند
که عشقی عمیق و حقیقی شکوفا شود
با نام عیسی دعا میکنیم
آمین
آقا
سلام
اون مهمونخونه باید سرت رو حسابی شلوغ کرده باشه
!زمان زیادی گذشته
بله
،از اخرین باری که اومدم اینجا خیلی گذشته
حتی مسیرو هم به سختی یادم میاد
خب، شاگردات باید ارزش پولشونو به دست بیارن
مگه هفته پیش دخترت رو با دو کیسه جو نفرستادم؟
بعد الان تموم شدن؟
چقدر دیگه لازم داری؟
برای برنج سفید اومدم
زیاد نمیخوام
فقط دو کاسه
اگه لازمه بیشتر پول میدم
احتمالا میدونی که اونارو نمیتونم به هرکسی بفروشم
اگه مامورا بیان اینجا
ببینن برا ژاپنیا کم اومده
تو بد دردسری میفتم
میدونی که بقیه حبوباتمم با کیفیتن
دخترم امروز ازدواج کرد
سونجا؟
واقعا؟
چرا نگفتی پس؟
لابد حالا که سر و سامون گرفته خیالت راحت شده
مرد خوبیه
خیلی خوششانسیم
خب پس
امروز صبح یه سری بار گندم برامون اومده
با قیمت جو بهت میدمش
همین روزا
قراره با شوهرش بره ژاپن
برای جهیزیهش چیز زیادی ندارم
ولی قبل از اینکه خونه رو ترک کنه
دوست دارم مزه کشور خودش رو بچشه
سه کاسهست
ممنونم
شاید مزه این
یکم از غم و غصههات رو از بین ببره
دعا کنیم؟
پدر توانا
لطفا به این مهمانیِ خوب، برکت بده
لطفا از این خونه
و افراد خوبی که توش زندگی میکنن مواظبت کن
و وقتی نیاز داشتن
مایه تسلیِ اونها باش
به لطف عیسی مسیح. آمین
قراره بدون دستپخت مادرت چجوری زندگی کنیم؟
فکرکنم دلیل قوی بودنت همینه، سونجا
خواهر ناتنیت آشپزیش خوبه؟
حرف زدن درموردشم عجیبه
خانوادش یه زمانی خیلی پولدار بودن
خانم جانگ میگه، تو آمریکا
آدما حتی برای ازدواجشونم از بزرگتراشون اجازه نمیگیرن
باورتون میشه؟
گمونم خواستگارای ما
باید از مامان سونجا اجازه بگیرن
چون ما یتیمیم
کاش تو روز ازدواجم بتونم کیک برنجی بخورم
میخوای با کی بخوریشون؟
معلومه، با تو
بوکهی هم میاد
همینطور مامانت و برادرای چونگ
حتی اونی که ازم خوشش نمیاد
اون با همه سرسنگینه
پیرمرد وحشتناکیه
دیروز فقط بخاطر اینکه پیپش رو انداختم مثل برج زهرمار نگام میکرد
هیچیش نشدا
ولی بازم بخاطرش میزنم زیر گریه
ولی بازم کار خوبی نیست که دوتا برادرشو دعوت کنیم اما اون رو نه
داروساز چو هم
آدم خوبی بنظر میاد
!میشه حرفای مسخرهت رو تموم کنی
کی میخوای اون عقل پوکت رو از بستهبندی در بیاری؟
من و تو، هیچ خانوادهای نداریم
نه نام و نشونی، نه جهیزیهای
تنها انتخابمون، داشتنِ یه مرد بیپوله
خب بعدش؟
نمیتونیم باهم دیگه زندگی کنیم
و اگه بچه دار میشدیم
اونا رو هم مینداختیم تو باتلاق فقر و بدبختی
خب منظورت چیه؟
چرا با ازدواج کردن خودمون رو دردسر بندازیم
وقتی هیچ کدوم از خوشیهاش رو هم قرار نیست تجربه کنیم؟
سرنوشت ما اینه
برای ما همیشه همینطوری میمونه
قیمت سهام مدام در حال افزایش است
و هیچ نشانهای از کاهش سرعت نشان نداده
در پایان بازار دیروز
شاخص نزدیک به ۳۳.۰۰۰ واحد رسید
به همین خاطر برخی تحلیلگرها پیش بینی میکنند
به ۴۵۰۰۰ واحد نیز برسد
همین مسئله باعث ایجاد این تصور شده که
به زودی ژاپن به عنوان ثروتمندترین کشور جهان
از آمریکا پیشی خواهد گرفت
زود اومدی
آره
فکرکنم فقط من نیستم
که واسه جوش خوردن این معامله ذوق دارم
به نظرم این خواسته هردو ماست
تو از من خوشت نمیاد
مشکلیه ؟؟
No comments yet. Be the first to leave one.