The first 200 lines.
بیا
اين هتل رو چطوري پيدا ميکني؟
خيلي دوستش داشتم .
ولي چرا منو آوردي اينجا؟
من امروز دارم اين هتل رو ميخرم -چي؟
بله -نميدوني که امروز، اين يه...
.. روز خوبی نیست برای خرید و یا فروش هر چیزی؟
امروز نخرش. فردا بخر .
ولش کن . من به هیچ روز مبارک یا نا مبارک اعتقادی ندارم.
اون داره اين هتل رو نصف هزينه بهم ميده
اگر من امروز اون رو نخرم و اگر شخص دیگری آن را بخرد...
پس بايد تا آخر عمرم پشيمون بشم
صبح بخير قربان -صبح بخير
آقاي دي کي اومده؟ -اون مشتاقانه منتظر شماست قربان
تو يه کاري ميکني تو باهاش برو و...
.. يه نگاهي به هتل بنداز من فقط برميگردم .
اون کجاست ؟ -توي دفترش
چرا اين، آقاي سينگانيا هنوز نیومده؟
اوه قربان، چرا اينقدر تنش میکنی؟
آقاي سينگانيا یه مدتی دیگه میاد
تو بشین -در مورد نشستن حرف نزن
با توجه به فال من، روز امروز برای من بسیار خوش شانس است.
از این رو در اسرع وقت، می خواهم این را بیان کنم ..
.. مشکل هتل بر سر آقاي سينگانيا
بعد از این، سینگانیا می داند و آن پسر هتل کنار جاده.
اون پسر هتل منو خيلي دردسر انداخته
به خاطر اون فشار خونم بالا مياد
.. که از اجاق فشار و سوت را می توان در سراسر شنیده می شود.
صبح بخیر -بيا آقاي سينگانيا آمده.
وای!
خدا بهشت را بر روی زمین ساخته بود..
.. و يه نفر يه هتل خيلي زيبا درست کرده
کسی نه، من این هتل رو ساختم. من ، پی کی دیوانی
ديواني؟ -آره .
ديواني اسم يک زنه . اسم مردها "ديوانا" هست.
تو مردي يا زن؟
...چيزي که هست اينه که من نيستم
.. چيزي که داري ميگي، من هستم. من کسي هستم که ميتوني منو ببيني
ديواني فقط اسم خانوادگی منه .
بيا لطفا . چرا داري وقت تلف ميکني؟
فکر ميکردم تو زني هستي که شلوار پوشيده .
آقاي وکيل، سريع اوراق توافق نامه رو در بگير. -حتماً .
اينو بگير . -و بدشون به آقاي سينگانيا
من قبلا امضا کردم و نگهش داشتم . تو هم اونا رو ميبيني و امضا ميکني
اينو بگير . -اوه خدايا ! -اولين پيش نويس .
دادنش، رفيق. تو هم..
نه، اول بايد اينکارو بکنيم.
این مهم ترین چیز است.
اينو بگير . -امضا کردي؟
تبريک ميگم آقاي سينگانيا تبریک میگم.
از امروز، اين هتل مال توست، همه کارکنان مال تو هستن...
.. مدیر مال شماست و همه تنش ها هم مال شماست.
چه تنشي؟ -مشکل . -چه مشکلي؟
تنش. منو ترک کن .
که مديرم اينو برات توضيح ميده
اما من هنوز مديرت رو نديدم
تو باهاش آشنا ميشي -گوش کن .
نه، من گوش نميدم. -ولي چطور ميتونم بشناسمش؟
او هشتمین شگفتی جهان است. ...تو ميشناسي
.. اون در اولين ديدش . -با اين کت چيکار کنم؟
برو پايين . -بگيرش؟ -سريع بيا
آقاي ديواني ، به من گوش کن .
شگفتی هشتم؟!
اون مست ساکته
کجا داره ميره داخل؟ فکر کنم اون باشه .
هي، هشتمين شگفتي!
هي، صبر کن!
نوبه خود.
آیا دائمی است؟ -آره .
تو مدير اين هتل هستي؟
درست حدس زدي . اما تو کي هستي؟
من صاحب جديد اين هتل هستم .
استاد!
بله. باشه. چرا داري به يه راه پيچيده راه ميري؟
چون من اهل باکپور هستم .
پس آیا این بدان معناست که همه مردم باکپور تغییر شکل یافته به دنیا می آیند؟
راستش، وقتي روي يه شاخه ي پيچ خورده نشسته بودم افتادم پايين.
.. که روی یک درخت پیچ خورده بود و آن روی یک استخر پیچ خورده بود.
باشه. ميتونم اين بدن پيچ خورده تو رو صاف کنم
اگر کسي که وارونه به دنيا اومده اينجا بهت لگد بزنه
.. سپس این بدن پیچ خورده صاف خواهد شد.
استاد، حتي من هم وارونه به دنيا اومدم.
وقتي سعي کردم رانم رو لگد بزنم اما من روي دهنم افتادم پايين .
از آن زمان استخوان هایم حتی سفت تر شده اند.
اتفاقا من هم وارونه به دنیا آمدم.
حالا فقط يه لگد ازم بگير و بعدش ببين
.. چطور يجوري صاف ميشي . آماده?
ميخواي بهم لگد بزني؟ یک دقیقه صبر کن.
کجا ميبريش اونجا؟ بيارش اينجا .
آره ، آماده . -استاد، لطفا آروم لگد بزنيد
اگر به آرامی لگد بزنم، خوب نمی شود.
فکر کن مال تو باشه و بعدش لگد بزن -نه مال من .
استاد، حالم خوبه
حالا اومدي بفهمي؟ -ممنون .
آره، اومدم استاد رو بشناسم. یک دقیقه.
اين از طرف منه . -اين چيه؟
هر روز 5 روپیه به ماساژورم میدم.
من 10 روپيه بهت ميدم - آیا من ماساژور شما هستم؟!
نه. از طرف من موفق باشي .
آه! از يک مرد بيچاره .
بله. -به کسي نگو . -نه .
خوب باشه. بیا. من مشکلت رو حل کردم، نه؟
شما مشکل من رو حل کردين قربان
ولي من نميتونم مشکل شما رو حل کنم قربان
مشکل من چيه؟
مشکلی وجود دارد.
واسه همينه که آقاي ديواني فروخت
.. این هتل به شما در نیمی از هزینه های آن و فرار کرد.
منظورت چیست? -بيا اينجا قربان . بهت ميگم .
بیا اینجا.
ببين، اينجا. -کجا؟
این مفصل در ترکیب هتل شماست.
مردم اينجا ميمونن ولي اونجا غذا ميخورن
اونا اينجا حموم دارن ولي اونجا لباس ميشورن
من اين مفصل رو تا يه دقيقه ديونه نابود ميکنم
استاد قديمي نميتونست اينکارو بکنه . و تو اينکارو ميکني .
چی گفتی? -منظورم اينه که بگم ...
برو و صاحب اون رابطه رو بيار اينجا
آیا او یک بستنی، خامه یا شیر برنج است که من آن را برای شما میارم؟!
اون ديوونه ست
او برای تعطیلات به روستای خود رفته است.
حتي اگر باهاش آشنا شدي، قبل از اينکه چيزي بهش بگي فکر کن.
وگرنه چيکار ميکنه؟ -اگر بتونم، مي تونم اونو هم بکشم
اما، من هم اصول خاصی دارم.
اول به اون شخص توضيح ميدم . اگر او نفهمید..
.. بعدش من همچين درسي رو بهش ياد ميدم که اون اينکارو ميکنه
.. تمام عمرش را فراموش نکن .
برادر راجا، تو اونو نميشناسي
اون آدم غير ممکنيه .
اسمش آجگار سينگ ه
اون آدم خيلي سختگيريه .
در اینجا او دوباره میاد تا همه چیز را بدون هزینه.
اوه نه! این مزاحم امروز دوباره آمده است.
تو سوکهيرم چطوري؟ -من خيلي ناراحتم قربان
چرا? اميدوارم هيچ سرکشي اذيتت نيکنه
شما اينجا هستين، کدوم سرکش ديگ رو اذيت ميکنه، قربان؟
چی گفتی? -هيچي .
اين بيسکويت ها رو نخوريد قربان -چرا؟
اینها بیسکویت سگ هستند.
چيزي نيست . اون بهش عادت کرده .
تو هم قبولش ميکني اما پارس نکن . -نه .
این چیه? به نظر ميرسه متعلق به يه شرکت جديده
اون از يه شرکت جديده هر کدام ۷۰ روپیه هزینه دارد.
خیلی خوب. چهار تا از اونا رو برام جمع کن
گوش کن، به نظر ميرسه اين صابون هم متعلق به يه شرکت جديده
وای! دو جین از این ها را هم جمع کنید.
هر کدومشون 10 تا روپيه هزينه دارن قربان
من شنيدم که تو آب رو توي روغن مخلوط ميکني
.. سنگ در برنج، سرگین اسب در پودر گشنیز..
.. و آجرها را آسیاب کنید و با پودر سرد مخلوط کنید.
چي داري ميگي قربان؟ همه اينا دروغه، شوهر خواهر.
دروغ چیه؟!
حالا سريع يک کيلو پودر سرد بسته بندي کن ..
.. نیم کیلو پودر گشنیز، پنج کیلو روغن و..
.. ده کيلو برنج .
من اونا رو ميبرم خونه، آشپزيشون ميکنم...
.. آنها را بخورید و سپس آنها را بررسی کنید.
انگار چيز پدرشه .
هر کاري ميخواي بکني ، سريع انجامش بده . من بايد برم
.. بانک . در غیر این صورت بسته خواهد شد.
آهان بله! يادم مياد .
بله سوکهيرم .
کل مبلغ چيه؟
به نظر ميرسه، اون قراره پرداخت قبلي رو حل و فصل کنه.
قربان، کل قبلي و امروزي
.. ۶۹۰۰ روپیه است.
باشه. و حذف چقدر پول تا حالا داري؟
من 2000 روپيه دارم قربان
بنابراین اضافه کردن 3 به آن، در مجموع به 5. -آره .
اونا رو به بانک واریز کن و حالا يه لاک وجود داره
.. روپیه در حساب. -باشه . من ميرم .
تو اونو توي حساب مينويسي . همچنین هزینه این شیرین است.
و فراموشش کن .
احمق! رشوه گير!
احمق هزینه این شیرین را هم خواهد نوشت.
هي، تو يه پليس رو هل دادي؟!
اغلب بین قانون لنگ درگیری وجود دارد و..
.. کور عمومی، بازرس.
من بازرس اجگار سينگ هستم
پس آیا این بدان معناست که شما مردم فقیر را قورت خواهید داد؟
تو کالاشون رو ميخوري؟ -اينجا منطقه منه . من غذا ميخورم
.. هر چي ميخوام . شما کی هستید?
اگر ازم سوال کني، من تو رو خرد ميکنم...
.. در چرخ زندان .
خيلي خب پس حتي يه بمب جادويي هم دارم
من اون رو به گونه اي بمباران ميکنم که...
.. تو تا آخر عمرت يه رقص ميمون انجام ميدي
...يادت باشه که اگر در عرض 24 ساعت برنگردي
.. چيزهايي که از اين آدم هاي بيچاره گرفتي، اين کار رو ميکنم...
.. يه درس بهت ياد بدي که هيچوقت فراموشش نکني
شما کی هستید? تو يه وزيري؟ تو هستي...
.. وزير ارشد يا نخست وزير؟ شما کی هستید?
با من افراط نکن . وگرنه..
این چیه? -فقط کلاهت رو به سمت بالا حرکت بده .
کلاهم رو به سمت بالا حرکت بده چه چیز?
هيچ اتفاقي نميتونه بيفته .
تو برو. -اون توي کلاه چي ديد؟
سرکار . -آره . -با من بيا .
اون توي کلاه چي ديد؟ ما بايد استعلام کنيم .
زیر کلاهک چه چیزی است؟
No comments yet. Be the first to leave one.